لطفا برای مشاهده بهتر تارنما قلم فارسی موجود را دریافت کنید.  كاوش پيشرفته






WWW.FARSBAR.IR
(صفحه۵)

فهرست اصلي
فهرست:

  * عدم رعايت بعضي از مقررات قانوني و نكات ‏لازم‌الرعايه در رسيدگي‌ها موجبات نقض تعداد قابل توجه آراي صادره توسط دادستاني ‏كل و ديوان عالي كشور و اطاله رسيدگي‌ها و تضييع حقوق متهمين را فراهم آورده است
  * راي وحدت رويه شماره ۷۰۲ هيات عمومي ديوان عالي كشور درخصوص صلاحيت شوراي‏‏ اصلاحات ارضي نسبت به اصلاح اسناد مربوط به نسقهاي زراعي
  * راي وحدت رويه شماره ۷۰۳ هيات عمومي ديوانعالي كشور درخصوص صلاحيت دادگاههاي تجديدنظر استان‏‏ درخصوص رسيدگي به درخواست تجديدنظر از احكام صادره از دادگاههاي عمومي و انقلاب
  * راي وحدت رويه شماره ۶۸۴ هيات عمومي ديوان عالي كشور درخصوص بزه قاچاق
-------------------------------------------------------------



  * عدم رعايت بعضي از مقررات قانوني و نكات ‏لازم‌الرعايه در رسيدگي‌ها موجبات نقض تعداد قابل توجه آراي صادره توسط دادستاني ‏كل و ديوان عالي كشور و اطاله رسيدگي‌ها و تضييع حقوق متهمين را فراهم آورده است

مديرعامل محترم روزنامه رسمي كشور

با احترام تصوير بخشنامه شماره ۶۹۷۳/۸۶/۱ـ ۳۱/۶/۱۳۸۶ رياست محترم قوه قضائيه ‏جهت اطلاع به پيوست ارسال مي‌گردد.‏

بخشنامه به دادستان‌هاي عمومي و انقلاب دادگاه‌هاي انقلاب اسلامي كشور

براساس بررسي‌هاي به عمل آمده عدم رعايت بعضي از مقررات قانوني و نكات ‏لازم‌الرعايه در رسيدگي‌ها موجبات نقض تعداد قابل توجه آراي صادره توسط دادستاني ‏كل و ديوان عالي كشور و اطاله رسيدگي‌ها و تضييع حقوق متهمين را فراهم آورده است ‏لذا براي اجتناب از ادامه روند مزبور ضروري است:‏
‏۱ـ در اجراي ماده هشت آيين‌نامه اجرايي قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر ‏مصوب سال۱۳۷۷ كليه مواد مخدر مكشـوفه مورد آزمايش قرار گرفتـه و نوع آن تعيين شود.‏
‏۲ـ با توجه به اينكه تعيين درصد خلوص مواد مخدر مكشوفه و صدور حكم براساس ‏آن، مستنبط از ماده هشت آيين‌نامه اجرايي مزبور، تبصره ماده يك قانون اصلاح قانون ‏مبارزه با مواد مخدر مصوب سال ۱۳۷۶ ناظر بر مواد ۲ تا ۶ تصويبنامه راجع‌به فهرست ‏مواد مخدر مصوب سال ۱۳۳۸ هيئت وزيران با اصلاحات بعدي آن، تبصره ماده سه قانون ‏مربوط به مواد روان‌گردان (پسيكوتروپ) فاقد وجاهت قانوني مي‌باشد و لازم است با توجه ‏به صدق عرفي مواد، صرفاً براساس ميزان دقيق آن (بدون لفاف و پوشش) تعيين مجازات ‏شود مگر آن‌كه متهم مدعي مخلوط بودن آن با مواد خارجي شده يا دلايل و قرائن كافي ‏بر اختلاط مواد با مواد خارجي وجود داشته باشد كه در اين صورت به لحاظ ضرورت ‏حفظ دماء، ميزان مواد خارجي مخلوط تعيين و با كسر آن از وزن مواد مخدر مكشوفه ‏نسبت به باقيمانده رسيدگي و تعيين مجازات شود.‏
‏۳ـ براساس تكليف مقرر در بند ج ماده ۱۴ قانون اصلاح قانون تشكيل دادگاه‌هاي ‏عمومي و انقلاب مصوب سال ۱۳۸۱ جلسات دادرسي با حضور دادستان يا نماينده وي ‏تشكيل شده، پس از استماع و انعكاس نظريات و مدافعات دادستان يا نماينده او، ‏صورتجلسات دادگاه با ذكر نام به امضاي نماينده حاضر در جلسه برسد.‏
در اجراي اصل ۳۵ قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و راي وحدت رويه شماره ‏‏۲۸/۶/۶۳ ـ ۱۵ هيات عمومي ديوان عالي كشور و ماده واحده مصوب ۱۱/۷/۱۳۷۰ مجمع ‏تشخيص مصلحت نظام و ماده ۱۸۶ قانون آيين دادرسي كيفري دادگاه‌هاي عمومي و ‏انقلاب مصوب سال ۱۳۷۸ و تبصره آن و نيز ماده ۲۲ آيين‌نامه اجرايي قانون اصلاح قانون ‏مبارزه با مواد مخدر مصوب سال ۱۳۷۷ در كليه مواردي كه مجازات قانوني مقرر حبس ‏ابد يا اعدام مي‌باشد.‏
الف ـ بدواً به متهم ابلاغ تا نسبت به تعيين وكيل براي دفاع از خود اقدام نمايد.‏
ب ـ در صورت عجز متهم از تعيين وكيل نسبت به تعيين وكيل تسخيري اقدام گردد.‏
ج ـ در ساير موارد، در صورت درخواست متهم، وكيل تسخيري تعيين و قبل از ‏محاكمه، فرصت لازم جهت مطالعه پرونده و تهيه لايحه دفاعيه در اختيار وكيل مدافع ‏قرار گيرد.‏
د ـ تعيين يك وكيل تسخيري، براي دو يا چند متهم در يك پرونده به لحاظ ‏تعارض دفاع از موكلين ممنوع است.‏
‏۵ـ در راستاي اجراي دقيق مواد ۲۸ و ۳۶ قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر ‏مصوب سال ۱۳۷۶ و مواد ۱۳ و ۱۴ آيين‌نامه اجرايي قانون مزبور، از طريق كميته ‏شناسايي اموال، نسبت به شناسايي كليه اموال متهمين و تعيين مشخصات دقيق اموال ‏مصادره شده و نيز مستثنيات آن در حكم يا حكم اصلاحي اقدام شود.‏
دادستاني كل كشور و دادسراي انتظامي قضات مسئول نظارت بر اجراي صحيح اين ‏بخشنامه مي‌باشند. ‏

رئيس قوه قضائيه ـ سيدمحمود هاشمي شاهرودي
بالا
فهرست اصلي


  * راي وحدت رويه شماره ۷۰۲ هيات عمومي ديوان عالي كشور درخصوص صلاحيت شوراي‏‏ اصلاحات ارضي نسبت به اصلاح اسناد مربوط به نسقهاي زراعي

بسمه تعالي

الف: مقدمه

جلسه هيات عمومي ديوان عالي كشور در مورد پرونده رديف ۸۴/۴۶ وحدت رويه، ‏راس ساعت ۹ بامداد روز سه‌شنبه مورخه ۲/۵/۱۳۸۶ به رياست حضرت آيت‌الله مفيد ‏رئيس ديوان عالي كشور و با حضور حضرت آيت‌الله دري نجف‌آبادي دادستان كل كشور و ‏شركت اعضاي شعب مختلف ديوان عالي كشور در سالن اجتماعات دادگستري تشكيل و ‏پس از تلاوت آياتي از كلام‌الله مجيد و قرائت گزارش پرونده و طرح و بررسي نظريات ‏مختلف اعضاي شركت كننده درخصوص مورد و استماع نظريه جناب آقاي دادستان كل ‏كشور كه به ترتيب ذيل منعكس مي‌گردد، به صدور راي وحدت رويه قضايي شماره ‏‏۷۰۲ ـ ۲/۵/۱۳۸۶ منتهي گرديد.‏

ب: گزارش پرونده

احتراماً به استحضار مي‌رساند: براساس گزارش ۲/۱۸ مورخ ۱۵/۱۱/۱۳۸۴ رياست ‏محترم شعبه هجده ديوان عالي كشور از شعبه چهارده سابق و هجده فعلي و شعبه۲۱ ‏ديوان عالي كشور در استنباط از ماده ۳۸ آيين‌نامه اصلاحات ارضي مصوب سال ۱۳۴۳ ‏كميسيون خاص مشترك مجلسين، طي پرونده‌هاي كلاسه ۶۹/۱۳۶۲ و ۲۴/۱۶۷۲ آراء ‏مختلف صادر گرديده است كه جريان پرونده‌هاي مرقوم بشرح ذيل گزارش مي‌گردد.‏
‏۱ـ حسب محتويات پرونده كلاسه ۶۹/۱۳۶۲ شعبه چهاردهم سابق ديوان عالي كشور، ‏آقاي جهانگير ... دادخواستي به خواسته ابطال سند نسق زراعي شماره ۲۷۱۱۱ـ ۴/۵/۱۳۴۹ و ‏‏۲۹۶۰۰ـ ۱۸/۴/۱۳۵۱ تنظيمي در دفترخانه اسناد رسمي آستارا و ۲۷۳۲ـ۲۰/۵/۱۳۴۵ ‏دفتر اسناد رسمي شماره ۴۲ رشت و خلع يد خوانده از زمين‌هاي مزبور به طرفيت آقاي ‏ماشاءالله ... به دادگاه عمومي آستارا تقديم، كه براي رسيدگي به شعبه دوم دادگاه آن ‏شهرستان ارجاع گرديده است كه شعبه مرقوم با استناد به مفاد ماده۳۸ آيين‌نامه ‏اصلاحات ارضي مصوب ۱۳۴۳ و تبصره آن به شايستگي شوراي اصلاحات ارضي سازمان ‏جهاد كشاورزي استان گيلان قرار عدم صلاحيت صادر نموده و پرونده را در اجراي ماده ‏‏۲۸ قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور مدني به ديوان عالي كشور ‏ارسال كه به شعبه چهاردهم ارجاع و طي دادنامه شماره ۳۷۶ـ ۱۳۸۲ به شرح ذيل اتخاذ ‏تصميم نموده‌اند: (( نظر به مرجعيت عام محاكم دادگستري و اينكه ماده ۳۸ آيين‌نامه ‏اصلاحات ارضي استنادي در قرار صادره، مغايرتي با حق اقامه دعوي از ناحيه خواهان در ‏محاكم دادگستري ندارد، لذا قرار مزبور غيرموجه تشخيص و با نقض آن، پرونده در اجراي ‏بند الف ماده ۴۱۰ قانون آيين‌دادرسي در امور مدني به همان شعبه اعاده مي‌شود.)) ‏
‏۲ـ به دلالت محتويات پرونده كلاسه ۲۴/۱۶۷۲ شعبه بيست و يكم ديوان عالي ‏كشور آقايان علي، گل علي و ذكرعلي شهرت همگي نظري، دادخواستي به طرفيت آقايان ‏عوض آذري و قوچعلي نظري و نيز به طرفيت ادارات ثبت اسناد و املاك و امور اراضي ‏اردبيل به خواسته صدور حكم به الزام خواندگان به اصلاح نسق‌هاي زراعي شماره ‏‏۴۱۸۱۱۵ـ۴۹ و ۵۷۷۴۴ و صـدور سنـد زراعي مشاعـي جديد نسبت به سهم خواهانـها ‏به دادگاه عمومي بخش سرعين تقديم نموده‌اند. دادگاه رسيدگي كننده با استدلال اينكه ‏ماده ۳۸ آيين‌نامه اصلاحات ارضي مصوب ۱۳۴۳ و ماده ۶ قانون الحاق موادي به آيين‌نامه ‏اصلاحات ارضي مصوب ۱۳۴۶ حاكي است كه اصلاح اسناد اصلاحات ارضي در صلاحيت ‏شوراي اصلاحات ارضي مي‌باشـد، لـذا طي دادنامه ۱۵۶۰ قرار عـدم صلاحيـت خـود را ‏به صلاحيت شوراي اصلاحات ارضي صادر و پرونده را در اجراي ماده۲۸ ق.آ.د.د.ع و ‏انقلاب در امور مدني به ديوان عالي كشور ارسال كه به شعبه بيست و يكم ارجاع و طي ‏دادنامه ۸۲۰ ـ ۸۳ به شرح زير راي صادر گرديده است:‏
‏((با توجه به اينكه اصلاح سند طبق ماده۳۸ آيين‌نامه اصلاحات ارضي مصوب ‏‏۱۳۴۳ و ماده ۶ قانون مواد الحاقي به آيين‌نامه اصلاحات ارضي مصوب ۱۳۴۶ از وظايف ‏خاص شوراي اصلاحات ارضي مي‌باشد، لذا قرار صادره تاييد مي‌شود.))‏
همان طور كه ملاحظه مي‌فرماييد، شعبه چهاردهم سابق ديوان عالي كشور طي ‏دادنامه فوق‌الاشعار، صرف نظر از عنوان ((خلع يد)) مرقوم در قسمتي از خواسته خواهان، ‏ماده۳۸ آيين‌نامه اصلاحات ارضي مصوب ۱۳۴۳ را مانع مراجعه مستقيم به دادگاههاي ‏عمومي و طرح دعوي به خواسته موارد مذكور در اين ماده از آيين‌نامه نمي‌داند ولي شعبه ‏بيست و يكم ديوان عالي كشور اظهارنظر در خصوص موارد مذكور در ماده۳۸ آيين‌نامه ‏مرقوم را فقط در صلاحيت شوراي اصلاحات ارضي دانسته كه با عنايت به صدور آراء متفاوت ‏از شعب مذكور طرح موضوع را به استناد ماده ۲۷۰ قانون آيين‌دادرسي دادگاههاي ‏عمومي و انقلاب در امور كيفري براي صدور راي وحدت رويه قضايي تقاضا مي‌نمايد. ‏

ج: نظريه دادستان كل كشور

باحترام؛ در خصوص پرونده وحدت رويه قضايي حقوقي رديف ۸۴/۴۶ هيات محترم ‏عمومي ديوان عالي كشور موضوع اختلاف نظر بين شعب ۱۴و ۲۱ ديوان عالي كشور در ‏استنباط از مقررات ماده ۳۸ آيين‌نامه اصلاحات ارضي مصوب ۱۳۴۳ با لحاظ مندرجات ‏گزارش تنظيمي و مقررات قانوني بشرح آتي اظهارنظر مي‌گردد.‏
نظر به اينكه به موجب مقررات ماده ۳۸ آيين‌نامه اصلاحات ارضي مصوب ۱۳ مرداد ‏‏۱۳۴۳ مصوب كميسيون خاص مشترك مجلسين وقت:‏
‏(در مواردي كه شوراي اصلاحات ارضي تشخيص دهد در اسنادي كه در اجراي ‏مقررات اصلاحات ارضي تنظيم شده اشتباهي رخ‌داده است راي به اصلاح يا اقاله يا ابطال ‏سند خواهدداد. راي مزبور براي دفاتر اسناد رسمي و دواير ثبت اسناد و املاك لازم‌الاجرا ‏خواهدبود، در صورتيكه راي مزبور خللي به حق ديگري برساند حسب تقاضاي ذينفع ‏طبق قسمت اخير ماده يك قانون مربوط به اشتباهات ثبتي و اسناد معارض مصوب ‏‏۱۳۳۳ عمل خواهدشد.)‏
و طبق ماده ۶ قانون مواد الحاقي به آيين‌نامه اصلاحات ارضي مصوب ۳/مرداد/۱۳۴۳ ‏كميسيون خاص مشترك مجلسين تصويب شده در تاريخ ۱۲/ارديبهشت/۱۳۴۶ مجلس ‏شوراي ملّي وقت (اگر اختلافي در تشخيص اينكه كسي زارع ملكي است كه در تصرف ‏دارد يا آنرا در تاريخ ۱۹/دي/۱۳۴۰ به عنوان زارع صاحب نسق در تصرف داشته يا رابطه ‏او با ملك براساس ديگري مي‌باشد حادث شود، رفع اختلاف با توجه به تعاريف مذكور در ‏مقررات اصلاحات ارضي مصوب ۱۹/دي/۱۳۴۰ با سازمان اصلاحات ارضي است و راي ‏سازمان در اين خصوص قاطع است، دعاوي مطروحه در محـاكم قضايي كه هنـوز منتهي ‏به صدور حكم قطعي نشده‌است تابع مقررات اين ماده مي‌باشد.)‏
نظر به مراتب مذكور
آيين‌نامه اصلاحات ارضي مصوب ۱۳/مرداد/۱۳۴۳ مصوب كميسيون خاص مشترك ‏مجلسين مي‌باشد، به استناد قانون مربوط به اجازه اجراي آيين‌نامه قانون اصلاحات ارضي ‏داراي ارزش اعتبار و آثار مصوبات قوه‌مقننه مي‌باشد و از طرفي به موجب مقررات قانون ‏مواد الحاقي ... مذكور در فوق آيين‌نامه مذكور به عنوان قانون مورد تنفيذ مقنن قرار ‏گرفته‌است.‏
و به اعتبار مقررات مرقوم رسيدگي به اختلافات راجع به تصرفات مبناي نسق زراعي ‏و اختلافات و اشتباهات حادث در اسناد تنظيمي در اجراي قانون مذكور در صلاحيت ‏شورا يا سازمان اصلاحات ارضي مقرر گرديده‌است و حتي در مواردي كه دعاوي مطروحه ‏در خصوص اختلاف در محاكم قضايي منتهي به حكم قطعي نگرديده‌باشد با عدول از ‏صلاحيت عام محاكم قضايي موضوع به صلاحيت سازمان اصلاحات ارضي احاله ‏گرديده‌است، النهايه بشرح قسمت اخير ماده۳۸ فوق‌الاشعار در صورتيكه راي شورا يا ‏سازمان اصلاحات ارضي مخل حقوق اشخاص باشد حسب درخواست ذينفع طبق مقررات ‏قسمت اخير ماده يك قانون مربوط به اشتباهات ثبتي و اسناد معارض عمل خواهدشد و ‏مقررات قسمت اخـير مـاده يك قانون مربـوط به اشتباهات ثبـتي و ... نيز تصريـح دارد ‏به اينكه (ذينفع (متضرر از راي) مي‌تواند به دادگاه مراجعه نمايد و در هر حال تعيين ‏تكليف نهايي در دادگاه خواهدبود.)‏
بنابراين: اولاً مقررات مربوط به رسيدگي به اختلافات مربوط به نسق زراعي و ‏اسناد مربوط به آن به موجب مقررات خاص در صلاحيت سازمان اصلاحات ارضي ‏مقرر گرديده و مقررات عمومي ناظر به صلاحيت عام مراجع قضايي در مقام تعارض ‏ناسخ و يا مخصص مقررات خاص نخواهدبود. ثانياً تخصيص صلاحيت براي سازمان ‏اصلاحات ارضي به معني عدول از صلاحيت عام محاكم قضايي نبوده بلكه متضرر از تصميم ‏سازمان اصلاحات ارضي مي‌تواند از تصميم مذكور در محاكم ذيصلاح قضايي درخواست ‏احقاق حق نمايد.‏
بنا بر جهات مرقوم راي شعبه ۲۱ ديوان عالي كشور كه با لحاظ اين مراتب صادر ‏گرديده‌است منطبق با موازين و مقررات تشخيص و مورد تاييد مي‌باشد.‏

د: راي شماره۷۰۲ـ۲/۵/۱۳۸۶ وحدت رويه هيات عمومي‏

‏« واگذاري اراضي كشاورزي به زارعين صاحب نسق و تشخيص استحقاق و تعيين ‏مقدار زميني كه به هر يك از آنها واگذار مي‌شود براساس ضوابط و مقررات خاص قانون ‏اصلاحات ارضي است، و در صورتيكه در نحوه اين واگذاري و يا تنظيم سند اشتباهي رخ ‏دهد بموجب ماده۳۸ آيين‌نامه قانوني مصوب كميسيون مشترك مجلسين (مرجع صالح ‏در زمان تصويب) شوراي اصلاحات ارضي آن را اصلاح مي‌نمايد. شوراي انقلاب اسلامي در ‏‏۷/۹/۱۳۵۹ با الحاق يك تبصره به آيين‌نامه مذكور و نيز در ۱۳/۲/۱۳۵۹ اصلاح تبصره ۳ ‏ماده۲ لايحه قانوني راجع به تكميل پاره‌اي از مواد قانون اصلاحات ارضي تلويحاً آنرا تاييد ‏نموده‌است، لذا با عنايت به قسمت اخير اصل ۱۵۹ قانون اساسي جمهوري اسلامي بنظر ‏اكثريت اعضاء هيات عمومي ديوان عالي كشور راي شماره ۸۳/۸۲۰ شعبه ۲۱ ديوان عالي ‏كشور كه با اين نظر مطابقت دارد صحيحاً صادر شده و تاييد مي‌گردد.»‏
‏« اين راي به موجب ماده ۲۷۰ قانون آيين‌دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب ‏در امور كيفري در موارد مشابه براي شعب ديوان عالي كشور و دادگاهها لازم الاتباع ‏مي‌باشد.»‏
بالا
فهرست اصلي


  * راي وحدت رويه شماره ۷۰۳ هيات عمومي ديوانعالي كشور درخصوص صلاحيت دادگاههاي تجديدنظر استان‏‏ درخصوص رسيدگي به درخواست تجديدنظر از احكام صادره از دادگاههاي عمومي و انقلاب

بسمه تعالي

الف: مقدمه

جلسه هيات عمومي ديوان عالي كشور در مورد پرونده رديف ۸۵/۹ وحدت رويه، راس ‏ساعت ۹ بامداد روز سه‌شنبه مورخه ۹/۵/۱۳۸۶ به رياست حضرت آيت‌الله مفيد رئيس ‏ديوان عالي كشور و با حضور حضرت آيت‌الله دري نجف‌آبادي دادستان كل كشور و ‏شركت اعضاي شعب مختلف ديوان عالي كشور در سالن اجتماعات دادگستري تشكيل و ‏پس از تلاوت آياتي از كلام‌الله مجيد و قرائت گزارش پرونده و طرح و بررسي نظريات ‏مختلف اعضاي شركت كننده درخصوص مورد و استماع نظريه جناب آقاي دادستان كل ‏كشور كه به ترتيب ذيل منعكس مي‌گردد، به صدور راي وحدت رويه قضايي شماره ‏‏۷۰۳ ـ ۹/۵/۱۳۸۶ منتهي گرديد.‏

ب: گزارش پرونده

احتراماً معروض مي‌دارد؛ براساس گزارش شماره ۸۵/۳۲۳/۱ـ۵/۲/۱۳۸۵ رياست محترم ‏كل دادگستري استان چهارمحال و بختياري، از شعب بيست و هفتم و سي و پنجم ديوان ‏عالي كشور در استنباط از ماده ۲۱ اصلاحي ۱۳۸۱ قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و ‏انقلاب و ماده ۲۳۳ آيين دادرسي در امور كيفري اين قانون و ماده ۳۹ الحاقي به قانون ‏تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب، طي پرونده‌هاي كلاسه ۱۷/۲۷/۹۷۴۰ و ۳/۹۷۹۱ـ ۳۵ ‏آراء مختلف صادر گرديده‌است كه گزارش مربوطه ذيلاً منعكس مي‌گردد.‏
الف ـ براساس كيفرخواست صادره از دادسراي عمومي و انقلاب شهرستان فارسان، آقايان: ‏‏۱ـ عليرضا ارژنگ فرزند لطف‌الله ۲۲ساله ۲ـ عارف حيدري گوجان فرزند علي‌رضا ۲۱ ‏ساله، به ترتيب به مباشرت در يك فقره آدم‌ربايي طفل هشت ساله با وسيله نقليه موتوري ‏و معاونت در آدم‌ربايي از طريق ترغيب و تحريك مباشر و تسهيل وقوع جرم تحت پيگرد ‏قانوني قرار مي‌گيرند و انگيزه آنان نيز مطالبه دويست ميليون ريال وجه نقد بوده كه نهايتاً ‏طفل ربوده شده آزاد و تحويل مي‌گردد... شعبه ۱۰۱ دادگاه عمومي جزايي فارسان طي ‏دادنامه ۸۳/۱۳۴۴ـ۲۰/۱۲/۱۳۸۳ به موضوع رسيدگي و باستناد به اقارير صريح متهمان ‏در مرحله تحقيقات مقدماتي در دادسرا و همچنين در دادگاه و ساير قرائن و امارات، ‏بزه‌هاي انتسابي را محرز دانسته و متهم رديف اول را بلحاظ مباشرت در آدم ربايي با ‏وسيله نقليه، مستنداً به ماده ۶۲۱ قانون مجازات اسلامي، با رعايت بند ۵ ماده ۲۲ همان ‏قانون بخاطر اظهار ندامت و پشيماني ... به تحمل شش سال و متهم رديف دوم را با ‏استناد به ماده ۷۲۶ قانون مرقوم به تحمل پنج سال زندان محكوم نموده‌است.‏
از اين راي تجديدنظرخواهي شده كه پرونده به ديوان عالي كشور ارسال و به شعبه بيست ‏و هفتم ارجاع و پس از قرائت گزارش عضو مميز و اوراق پرونده، طي دادنامه ‏‏۳۷۷ـ۱۷/۳/۱۳۸۴ به شرح ذيل راي صادر گرديده‌است:‏
‏«با توجه به محتويات پرونده، درخواست محكوم عليه عليرضا ارژنگ با هيچ يك از شقوق ‏مذكور در ماده ۲۴۰ قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور كيفري ‏انطباق نداشته و مردود است، لذا دادنامه تجديدنظر خواسته ابرام مي‌گردد و پرونده در ‏اجراي بند الف ماده ۲۶۵ قانون مرقوم به مرجع مربوطه اعاده مي‌شود. ضمناً اعتراض و ‏تجديدنظرخواهي معاون جرم (عارف حيدري) قابل طرح رسيدگي در محاكم تجديدنظر ‏استان است.»‏
ب ـ بدلالت محتويات پرونده كلاسه ۳/۹۷۹۱ شعبه سي و پنجم ديوان عالي كشور، طبق ‏دادنامه شماره ۸۳/۸۲۲ـ۲۳/۹/۱۳۸۳ صادره از شعبه ۱۰۱ دادگاه عمومي جزايي فارسان ‏آقايان ياسر پسند، حسين احمدي و مسلم فاضلي باتهام شركت در آدم‌ربايي باستناد مواد ‏‏۴۷،۶۲۱ و ۲۲ قانون مجازات اسلامي هريك به ترتيب به تحمل پانزده، يازده و شش سال ‏حبس تعزيري محكوم گرديده‌اند. محكوم عليهم از دادنامه صادره تجديدنظرخواهي ‏نموده‌اند كه پرونده طي نامه ۸۳/۱۰۶۵/ج/۱۰۱ـ۴/۳/۱۳۸۴ به ديوان عالي كشور ارسال و ‏پس از ثبت به شماره ۱۰۰۲۱ـ۱۶/۳/۱۳۸۴ به شعبه سي و پنجم ديوان عالي كشور ارجاع ‏و پس از قرائت گزارش عضو مميز و اوراق پرونده و اخذ نظريه داديار دادسراي ديوان عالي ‏كشور طي دادنامه ۳/۹۷۹۱ بشرح آتي‌الذكر بصدور راي مبادرت گرديده‌است: «با عنايت به ‏محتويات پرونده، درخصوص تجديدنظرخواهي تجديدنظرخواهان مذكور در صدر ‏صورتجلسه، نظر به اينكه با تصويب ماده ۲۱ قانون اصلاح قانون تشكيل دادگاههاي ‏عمومي و انقلاب مصوب سال ۱۳۸۱، ماده ۲۳۳ قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و ‏انقلاب در امور كيفري مصوب ۱۳۷۸ درخصوص صلاحيت رسيدگي ديوان عالي كشور در ‏مرحله تجديدنظر و فرجام ملغي گرديده و در حال حاضر صلاحيت ديوان عالي كشور در ‏رسيدگي به موضوع مذكور، صرفاً موارد مصرح در ماده مارالذكر است، لذا با امعان نظر به ‏مقررات ماده مرقوم، رسيدگي و اظهارنظر درخصوص امر با دادگاههاي تجديدنظر استان ‏چهارمحال و بختياري است. بنابمراتب و با اعلام صلاحيت دادگاههاي تجديدنظر استان ‏چهارمحال و بختياري مقرر مي‌دارد دفتر پرونده از آمار كسر و عيناً به دادگاههاي ‏تجديدنظر استان مذكور ارسال تا وفق مقررات اقدام شايسته معمول فرمايند.»‏
همان‌طور كه ملاحظه مي‌فرمائيد از شعب بيست و هفتم و سي و پنجم ديوان عالي كشور ‏در استنباط از مواد۲۱ اصلاحي سال ۱۳۸۱ قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب و ‏ماده ۳۹ الحاقي همين قانون و ماده ۲۳۳ قانون آيين دادرسي در امور كيفري آراء متهافت ‏صادر گرديده‌است. به اين توضيح كه شعبه بيست و هفتم ديوان عالي كشور طي دادنامه ‏شماره ۳۷۷ـ۱۷/۳/۱۳۸۴ عليرغم تصويب ماده ۲۱ اصلاحي قانون تشكيل دادگاههاي ‏عمومي و انقلاب، ماده ۲۳۳ قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور ‏كيفري را معتبر تلقي و براساس آن به صدور راي مبادرت ورزيده، ولي شعبه سي و پنجم ‏ديوان عالي كشور آن را ملغي‌الاثر اعلام نموده و پرونده را به دادگاه تجديدنظر استان ‏مربوطه اعاده‌نموده‌است. بنابمراتب مستنداً به ماده ۲۷۰ قانون اخير‌الذكر تقاضاي طرح ‏موضوع را در جلسه هيات عمومي ديوان عالي كشور جهت صدور راي وحدت رويه قضايي ‏دارد.‏

ج: نظريه دادستان كل كشور

با احترام؛ درخصوص پرونده وحدت رويه قضايي رديف ۸۵/۹ هيات محترم عمومي ديوان ‏عالي كشور موضوع اختلاف نظر بين شعب ۲۷ و ۳۵ ديوان عالي كشور در استنباط از ‏مواد ۲۱ اصلاحي قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب مصوب ۱۳۸۱ و ماده ۲۳۳ ‏قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور كيفري، با ملاحظه گزارش ‏تنظيمي و سوابق امر بشرح آتي اظهارنظر مي‌گردد.‏
به موجب مقررات قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب رسيدگي به كليه دعاوي، ‏شكايات و تعقيب جرايم در صلاحيت دادگاههاي عمومي و انقلاب هر حوزه مقرر ‏گرديده‌بود ليكن با وجود اينكه به موجب مقررات ماده ۲۳۳ قانون آيين دادرسي دادگاههاي ‏عمومي و انقلاب در امور كيفري مصوب ۲۷/۶/۱۳۷۸ دادگاه تجديدنظر استان مرجع ‏تجديدنظر احكام دادگاههاي عمومي و انقلاب تعيين شده‌است، مقنن رسيدگي به ‏درخواست تجديدنظر از احكام دادگاه عمومي و انقلاب در مورد:‏
جرايمي كه مجازات قانوني آن اعدام يا رجم باشد.‏
جرايمي كه مجازات قانوني آنها قطع عضو يا قصاص نفس يا اطراف باشد.‏
جرايمي كه مجازات قانوني آنها حبس بيش از ده سال باشد و مصادره اموال.‏
را در صلاحيت ديوان عالي كشور مقرر نموده است.‏
بموجب مقررات تبصره ذيل ماده ۴ اصلاحي قانون مصوب ۱۳۸۱ رسيدگي به جرايمي كه ‏مجازات قانوني آنها قصاص نفس يا قصاص عضو يا رجم يا صلب يا اعدام يا حبس ابد است ‏و همچنين رسيدگي به جرايم مطبوعاتي و سياسي در صلاحيت دادگاه كيفري استان ‏مقرر گرديده‌است و مرجع تجديدنظر از احكام دادگاه كيفري استان حسب مقررات ذيل ‏ماده ۲۱ اصلاحي قانون مرقوم ديوان عالي كشور تعيين گرديد و طبق مقررات صدر ماده ‏‏۲۱ مرقوم مرجع تجديدنظر آراء قابل تجديدنظر دادگاههاي عمومي حقوقي، جزايي و ‏انقلاب، دادگاه تجديدنظر استاني است كه آن دادگاهها در حوزه قضايي آن استان قرار ‏دارد.‏
هر چند اقتضاي تامين عدالت قضايي و مصالح اجتماعي رسيدگي به جرايم مهم چون ‏آدم‌ربايي و ساير جرايم مستوجب حد و حبسهاي طويل‌المدت در محاكم كيفري استان با ‏هيات دادرسان مجرب و متبحّر مي‌باشد و اين مهم كه بايد در مقررات اصلاحي قانون ‏تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب مورد توجه قرار مي‌گرفت به سكوت برگزار گرديده ‏است و درحال حاضر مادام كه مقررات قانون مورد اصلاح مقنن واقع نشده است تكليفي ‏جز التزام به قوانين جاري نمي‌باشد.‏
بنابراين مراتب چون بموجب مقررات ماده ۶۲۱ قانون مجازات اسلامي حداكثر مجازات ‏قانوني جرم آدم‌ربايي ۱۵سال حبس مي‌باشد لذا رسيدگي به جرم مذكور خارج از ‏صلاحيت دادگاه كيفري استان و در صلاحيت دادگاه عمومي جزايي خواهدبود و مرجع ‏تجديدنظر آن هم به تصريح صدر ماده ۲۱ قانون تشكيل دادگاه عمومي و انقلاب ‏اصلاحي ۱۳۸۱ دادگاه تجديدنظر استان مي‌باشد و بدين ترتيب مقررات ماده ۲۳۳ قانون ‏آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب تا حدي كه مغاير ماده ۲۱ مرقوم مي‌باشد ‏به تصريح ماده ۳۹ قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب اصلاحي ۱۳۸۱ منسوخ ‏خواهدبود.‏
چون راي شعبه ۳۵ ديوان عالي كشور با لحاظ اين مراتب و طبق اصول صادر ‏گرديده‌است، منطبق با موازين و مقررات تشخيص و مورد تاييد مي‌باشد.‏

د: راي شماره۷۰۳ـ۹/۵/۱۳۸۶ وحدت رويه هيات عمومي‏

‏«ماده ۲۱ قانون اصلاح قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب مصوب سال ۱۳۸۱ ‏علي‌الاطلاق مرجع تجديدنظر آراء دادگاههاي عمومي حقوقي، جزايي و انقلاب را دادگاه ‏تجديدنظر استان محل استقرار آن دادگاهها و مرجع فرجامخواهي آراء دادگاه كيفري ‏استان را ديوان عالي كشور دانسته و ماده ۳۹ الحاقي به قانون اصلاحي مرقوم كليه قوانين ‏و مقررات مغاير از جمله ماده۲۳۳ قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در ‏امور كيفري را در آن قسمت كه مغايرت دارد ملغي نموده‌است، بنابراين به نظر اكثريت ‏اعضاي هيات عمومي راي شعبه سي و پنجم ديوان عالي كشور صحيح و منطبق با ‏موازين قانوني تشخيص مي‌گردد.»‏
‏« اين راي مطابق ماده ۲۷۰ قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور ‏كيفري در موارد مشابه براي شعب ديوان عالي كشور و دادگاهها لازم‌الاتباع مي‌باشد.»‏
بالا
فهرست اصلي


  * راي وحدت رويه شماره ۶۸۴ هيات عمومي ديوان عالي كشور درخصوص بزه قاچاق

بسمه تعالي
الف: مقدمه

جلسه هيات عمومي ديوان عالي كشور در مورد پرونده رديف ۸۰/۱۲ وحدت رويه، ‏راس ساعت ۹ بامداد روز سه‌شنبه مورخه ۴/۱۱/۱۳۸۴ به رياست حضرت آيت‌الله مفيد ‏رئيس ديوان عالي كشور و با حضور حضرت آيت‌الله دري نجف‌آبادي دادستان كل كشور و ‏شركت اعضاي شعب مختلف ديوان عالي كشور در سالن اجتماعات دادگستري تشكيل و ‏پس از تلاوت آياتي از كلام‌الله مجيد و قرائت گزارش پرونده و طرح و بررسي نظريات ‏مختلف اعضاي شركت كننده درخصوص مورد و استماع نظريه جناب آقاي دادستان كل ‏كشور كه به ترتيب ذيل منعكس مي‌گردد، به صدور راي وحدت رويه قضايي شماره ‏‏۶۸۴ ـ ۴/۱۱/۱۳۸۴ منتهي گرديد.‏

ب: گزارش پرونده

احتراماً؛ آقاي دادرس دادگاه انقلاب اسلامي نائين بشرح نامه ۱۶۲۳ـ ۲۸/۱۰/۱۳۷۹ ‏بعنوان رياست محترم ديوان عالي كشور اعلام داشته درخصوص بزه قاچاق رويه‌هاي ‏مختلفي اتخاذ شده كه با ارسال دو پرونده تقاضا نموده موضوع در هيات عمومي ‏ديـوان عالي كشـور مطرح گردد كه موضوع جهت رسيـدگي به دادسراي ديـوان عالي ‏ارسال گشته است. لذا بدواً خلاصه‌اي از جريان پـرونده‌ها معروض و سپـس مبـادرت ‏به اظهارنظر مي‌نمايد:‏
‏۱ـ در پرونده ۷۹/۶۸۴ مامورين انتظامي در مسير تهران ـ نائين اتوبوسي را متوقف و ‏با بازرسي، تعدادي كالاي قاچاق مشاهده مي‌نمايند (۶۷ دستگاه تلفن پانافن آشپزخانه و ‏‏۲۰۰ ساعت روميزي كوچك) كه اجناس متعلق به آقاي محمدحسين هادي‌نژاد بوده كه ‏از طرف گمرك دستور ضبط كالاها صادر مي‌شود. نامبرده به اقدام گمرك معترض و گفته ‏است: اجناس را در بازار بندرعباس خريداري كرده‌ام و مغازه‌ها اين اجناس را براي فروش ‏دارند و بدون توجه به قاچاق بودن براي امرارمعاش خريده‌ام. آقاي دادرس دادگاه انقلاب ‏نائين پس از استماع مدافعات متهم بشرح دادنامه ۶۴۸ـ۱۶/۹/۱۳۷۹ با احراز اينكه كالاي ‏مكشوفه خارجي و صاحب آن به حمل اعتراف كرده و مدارك قانوني كه مفيد بي اطلاعي ‏از قاچاق باشد ارائه نكرده به استناد بند الف ماده ۲ قانون نحوه اعمال تعزيرات حكومتي ‏راجع‌به قاچاق كالا و ارز و تصميم اداره گمرك نائين را مبني بر ضبط كالا به نفع دولت ‏تاييد مي‌نمايد و با توجه به ارزش كالا كه بيش از يك ميليون ريال ارزيابي شده حكم ‏را قابـل تجديـدنظر اعلام كـرده‌است كه موضوع تجـديدنظرخواهي بـه شـعبه چهارم ‏دادگاه تجديدنظر استان اصفهان ارجاع و شعبه مذكور دادنامه را تاييد نموده‌است.‏
‏۲ـ در پرونده ۷۹/۷۲۳ در تاريخ ۱۷/۹/۱۳۷۹ مامورين انتظامي نائين اتوبوسي را كه ‏بطرف تهران مي‌آمده بازرسي و در نتيجه از بار متعلق به آقاي شيرعلي رحيمي ۲۳۵ ‏دستگاه ماشين اسباب‌بازي كشف مي‌كنند چون خارجي بوده به گمرك ارسال مي‌نمايند و ‏ضبط مي‌شوند. متهم در دادگاه اظهار داشته: اسباب بازي را از بازار بندرعباس خريداري ‏كرده‌ام و علم به قاچاق بودن آن نداشته‌ام. آقاي دادرس دادگاه انقلاب نائين پس از استماع ‏اظهارات متهم بشرح دادنامه ۶۷۸ ـ۲۱/۹/۱۳۷۹ با توجه به اقرار وي به حمل كالا و احراز ‏وقوع بزه به استناد بند الف ماده ۲ قانون نحوه اعمال تعزيرات حكومتي راجع‌به قاچاق كالا ‏و ارز، تصميم گمرك را به ضبط كالا تاييد مي‌نمايد. محكوم عليه به حكم اعتراض و ‏پرونده در شعبه ششم دادگاه تجديدنظر استان اصفهان مطرح رسيدگي و آقايان دادرسان ‏شعبه با اين استدلال كه متهم حسب فاكتور ارائه شده كالاي مكشوفه را در بندرعباس و ‏داخل كشور خريداري كرده و اشباه و نظائر آن در بازار داخلي به حد وفور وجود دارد و ‏جزء كالاي ممنوع‌الورود و خروج نمي‌باشد و نتيجتاً عمل متهم فاقد وصف كالاي قاچاق ‏است و ضبـط آن محمل قانوني ندارد و با نقض دادنامه بدوي حكم به اسـترداد كـالاي ‏مكشوفه به صاحب آن صادر مي‌نمايد. بنابمراتب بشرح ذيل مبادرت به اظهارنظر مي‌نمايد:‏
همانطوري كه ملاحظه مي‌فرماييد: آقايان دادرسان شعبه چهارم و ششم دادگاه‌هاي ‏تجديدنظر استان اصفهان در مورد بزه قاچاق و ضبط كالا در موضوع مشابه رويه‌هاي ‏مختلفي اتخاذ كرده‌اند و اين موضوع نظاير فراوان دارد، لذا تقاضا دارد مستنداً به ماده ‏‏۲۷۰ قانون آيين دادرسي كيفري دستور فرماييد موضوع جهت اتخاذ رويه واحد در هيات ‏عمومي محترم ديوان عالي كشور مطرح گردد.‏

ج: نظريه دادستان كل كشور

احتراماً؛ درخصوص پرونده وحدت رويه رديف ۸۰/۱۲ هيات عمومي ديوان عالي ‏كشور موضوع اختلاف نظر بين شعب چهارم و ششم دادگاههاي تجديدنظر استان اصفهان ‏در استنباط از مقررات مربوط به قاچاق با لحاظ گزارش تنظيمي، نظريه حضرت آيت‌الله ‏دري نجف‌آبادي، دادستان محترم كل كشور، بشرح ذيل اعلام مي‌گردد:‏
بموجب ذيل ماده ۴۵ قانون مجازات مرتكبين قاچاق ۲۹/۱۲/۱۳۱۲ كه مقرر مي‌دارد:‏
مقصود از قاچاق اشياء ممنوع‌الورود يا ممنوع‌الصدور، وارد كردن اشياء ممنوع‌الورود ‏است به خاك ايران در هر نقطه از مملكت كه اشياء مزبور كشف شود...‏
وارد كردن كالايي كه ورود آن به هر نقطه ممنوع است، قاچاق مي‌باشد.‏
طبق تفسير قانون مذكور مقررات آن:‏
شامل مواردي نيز مي‌باشد كه اشياء ممنوع‌الورود را اشخاص در داخل كشور براي ‏تجارت يا كسب و با علم به اين كه ممنوعاً وارد شده نقل و انتقال نموده يا واسطه در آن ‏امر شوند و نيز به موجب مقررات ماده ۱ قانون مجازات مرتكبين قاچاق و اصلاحات ‏بعدي آن: هركس در مورد مالي كه موضوع درآمد دولت بوده، مرتكب قاچاق شود علاوه بر ‏رد مال در صورت نبودن عين مال رد بهاي آن حسب مورد با توجه به شرايط و امكانات و ‏دفعات و مراتب جرم به پرداخت جريمه نقدي تا حداكثر پنج برابر معادل ريالي مال مورد ‏قاچاق و شلاق تا ۷۴ ضربه محكوم مي‌گردد...‏
و نيز بموجب مقررات ماده ۳۴ همان قانون:‏
‏... نسبت به قاچاق اجناسي كه حقوق و عوارض آنها توسط اداره گمركات در موقع ‏ورود و خروج اخذ و وصول مي‌شود اعم از اينكه مقررات قوانين انحصار تجارت خارجي را ‏رعايت نموده باشند يا نه، مقررات فصل اول اين قانون مجري خواهد شد و طبق مقررات ‏ماده ۲۹ قانون امور گمركي مصوب ۱۳۵۰:‏
مواد مشروحه زير قاچاق گمركي محسوب مي‌شود:‏
‏۱ـ وارد كردن كالا به كشور يا خارج كردن كالا از كشور به ترتيب غيرمجاز يا مجاز ‏مشروط مگر آنكه كالاي مزبور در موقع ورود يا صدور ممنوع يا غيرمجاز مشروط نبوده و ‏از حقوق گمركي و سود بازرگاني و عوارض بخشوده باشد.‏
‏۲ـ ...‏
قاچاق مورد نظر مقنن ورود يا خروج كالايي است كه موضوع درآمد دولت باشد، ‏هرچند ظاهر عبارات و الفاظ مستعمل در مواد قانوني اخيرالذكر ظهور بر شمول مقررات ‏مذكور به مبادي ورودي و خروجي دارد، ليكن با توجه به اينكه مجمع تشخيص مصلحت ‏نظام بموجب مصوبه تفسيري خود مقرر داشته:‏
ماده۸ قانون نحوه اعمال تعزيرات حكومتي راجع‌به قاچاق كالا و ارز مصوب ‏‏۱۲/۱۲/۱۳۷۴ مجمع تشخيص مصلحت نظام ناظر به كليه مبادي ورودي كشور اعم از ‏عادي و ويژه بوده و منحصر به مرزهاي عادي نيست و ناظر بر تعريف قاچاق كالا و ساير ‏مواد قانوني مربوط به احكام قاچاق نمي‌باشد و محدوديتي در ساير قوانين قاچاق و كالا ‏ايجاد نمي‌نمايد.‏
جزء سوم بند (ر) تبصره ۱۹ قانون بودجه سال ۱۳۸۳ كه تكرار مقررات قوانين ‏بودجه سنوات قبل مي‌باشد مقرر مي‌دارد كه:‏
تبصره۱۹...‏
ر ـ ....‏
‏۳ـ نگهداري، توزيع و حمل و نقل و فروش كالاهاي خارجي كه جنبه تجاري داشته ‏و از طريق غيرمجاز و بدون پرداخت حقوق ورودي وارد كشور مي‌گردد ممنوع و قاچاق ‏محسوب شده و مشمول مجازاتهاي قوانين قاچاق كالا مي‌گردد.‏
بموجب بند ۱ ماده ۲ آيين‌نامه اجرايي جزء سوم فوق‌الذكر كالاهاي داراي جنبه ‏تجاري عبارت از كالاهايي است كه به تشخيص گمرك جمهوري اسلامي ايران براي ‏فروش وارد مي‌گردند.‏
بنابراين مراتب بنظر مي‌رسد:‏
كالاي مكشوفه در داخل كشور كه ورود آن مشروط به تحقق شرايطي بوده و يا ‏موضوع درآمد دولت بوده و ورود يا عرضه آن مستلزم پرداخت حقوق دولتي و عمومي ‏است، در صورتي كه حامل يا صاحب آنها واردكننده از مبادي ورودي و مجاري قانوني در ‏كشور نباشد، در صورتي كه به تشخيص مراجع ذيصلاح، غيرمجاز و يا به تشخيص گمرك ‏داراي جنبه تجاري باشد، مشمول مقررات قاچاق خواهدبود و طبق راي وحدت رويه ‏شماره ۵ مورخه ۱۳/۱۲/۱۳۶۱ هيات عمومي ديوان عالي كشور به فرض وجود اشباه و ‏نظاير آن در بازار داخلي مغير ماهيت آن و رافع مسئوليت مرتكب نخواهدبود. خصوصاً اين ‏كه مبارزه با پديده قاچاق از اركان سياست كلي نظام در عرصه اقتصادي بوده و به تصريح ‏مندرجات بند چهارم فرمان مقام معظم رهبري خطاب به رئيس جمهور وقت در تاريخ ‏‏۱۲/۴/۱۳۸۱ كه مقرر مي‌دارد:‏
عزم جدي بر اين باشد كه عمل قاچاق براي قاچاقچي كاملاً برخلاف صرفه و همراه ‏با خطر باشد و جنس قاچاق از پيش از مبادي ورودي تا محل عرضه آن در بازار آماج ‏اقدامات گوناگون اين مبارزه قرار گيرد و قطعاً قوه قضائيه در اين مبارزه وظيفه خطيري ‏دارد كه ايفاي آن وظيفه را وجهه همت خود قرار داده است. بدين جهت راي شعبه ۴ ‏دادگاه تجديدنظر استان اصفهان كه قاچاق بودن اموال، اجناس و كالاهايي كه به تشخيص ‏گمرك واجد جنبه تجاري بوده و بدون ارائه دليل پرداخت حقوق دولت و ساير مجوزهاي ‏قانوني حمل و نقل و يا عرضه شده تاييد نموده‌است منطبق با اصول و موازين قانوني ‏تشخيص و مورد تاييد است.‏

د : راي شماره۶۸۴ـ۴/۱۱/۱۳۸۴ وحدت رويه هيات عمومي‏

بموجب قانون مجازات مرتكبين قاچاق، هركس در مورد مالي كه موضوع درآمد ‏دولت باشد مرتكب قاچاق شود قابل تعقيب جزائي است، ليكن چنانچه عمل ارتكابي ‏مرتكب واجد جنبه تجاري نبوده و كالاي مكشوفه برحسب عرف از نظر مقدار در حدود ‏مصرف شخصي باشد و در مبادي ورودي كشور كشف نشود و امثال و نظائر آن در بازار ‏بحد وفور در دسترس عموم باشد و مرتكب عالم به قاچاق بودن كالا نباشد، مورد فاقد ‏جنبه جزائي است. بنابراين راي شعبه ششم دادگاه تجديدنظر استان اصفهان كه با اين ‏نظر منطبق است بنظر اكثريت اعضاء هيات عمومي ديوان عالي كشور صحيح و قانوني ‏تشخيص مي‌گردد.‏
اين راي مطابق ماده ۲۷۰ قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور ‏كيفري در موارد مشابه براي دادگاهها و شعب ديوان عالي كشور لازم‌الاتباع است.‏
بالا
فهرست اصلي


 *English
Lawyer Search <  
Francias* 
 *كانون جهاني (IBA)

اتحاديه كانونها
 *سوابق و اساسنامه
 *همايش و بيانيه‌ها
 *كميسيون‌انفورماتيك

كانونهاي وكلا
 *فارس و بنادر
 *آذربايجان شرقي
 *آذربايجان غربي
 *اصفهان
 *مازندران
 *خراسان
 *گيلان
 *قزوين و زنجان
 *كرمانشاه و ايلام
 *خوزستان و لرستان
 *همدان
 *قم
 *كردستان
 *گلستان
 *اردبيل
 *مركزي

امور وكلا و كارآموزان
 *مصوبات کانون
 *كميسيون حقوقي
 *كارآموزي و اختبار
 *آزمون وكالت
 *نظرات وكلا
 *انتخابات كانون

نشريه داخلي

مجله حقوقي

منابع حقوقي
 *بانك قوانين
 *آراء قضائي
 *نظرات مشورتي
 *كتابخانه
 *مقالات حقوقي
 *تازه‌هاي حقوقي

امور حقوقي
 *مراجع قضايي
 *لوايح و اوراق
 *نكته‌ها و لطائف
 *دانشكده‌هاي حقوق
 *چهره‌هاي تاريخي

سايتهاي اطلاع رساني
 *حقوقي و داخلي
 *حقوقي خارجي

گوناگون
 *انجمن‌هاي حقوقي
 *آموزش غيرحضوري
 *پرسش و پاسخ
 *نيازمنديها
 *امور ورزشي



  لطفا برای مشاهده بهتر تارنما قلم فارسی موجود را دریافت کنید.  كاوش پيشرفته
All Rights Reserved.
© 2003 Iranian Bar Associations Union
No. 3, Zagros St., Argentina Sq., Tehran, Iran
Phone: +98 21 8887167-9     Fax: +98 21 8771340    
Site was technically designed & developed by Nima Norouzi