|
||||||
فايل خبرنامه از ابتدا (مرداد ۱۳۸۲) تا خرداد ۱۳۸۸ (صفحه۱۲) فهرست اصلي فهرست: * متن كامل بخش دوم كيفرخواست پرونده متهمان وقايع پس از انتخابات/۱/ * متن كامل بخش دوم كيفرخواست پرونده متهمان وقايع پس از انتخابات/۲/ * گزارش كـامــل دومــيــن جـلـسـه دادگــاه متــهـمــان وقايــع پـس از انـتـخـابـات * متن كامل بخش دوم كيفرخواست پرونده متهمان وقايع پس از انتخابات/۱/ دومين جلسه رسيدگي به اتهامات برخي از بازداشتشدگان حوادث پس از انتخابات صبح امروز ـ شنبه ـ در دادگاه انقلاب برگزار شد. به گزارش ايسنا، متن كامل بخش دوم كيفرخواست پرونده متهمان حوادث پس از انتخابات كه از سوي دادگاه در يك لوح فشرده در اختيار خبرگزاريها قرار گرفت به اين شرح است: ((رب بما انعمت عليّ فلن اكون ظهيراً للمجرمين )) رياست محترم شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامي تهران قسمت دوم ادعانامه دادستاني تهران همانگونه كه استحضار داريد پس از حضور حداكثري مردم خدادوست و پرافتخار ايران اسلامي در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري و لبيك به دعوت مقام معظم رهبري((مدظله العالي )) در تجديد ميثاق مجدد با آرمانهاي امام راحل ((رحمه اله عليه )) در سي امين سال پيروزي انقلاب اسلامي كه برگ زريني در مردم سالاري ديني و ركوردي بي سابقه از حضور مردم در جهان به ثبت رسانيد جرياني معاند با افتخارات نظام اسلامي در داخل و خارج از كشور درصدد ايجاد فتنه و سياه نمايي اين افتخار عظيم و اخلال در نظم و امنيت جامعه و تشويش اذهان عمومي برآمد و با بهره گيري از رسانه هاي مخالف و افراد فرصت طلب و ارتباط با بيگانگان و استفاده از همه ظرفيت گروههاي ضد انقلاب كه از سالها قبل درصدد فرصتي براي ضربه زدن به امنيت ميهن اسلامي ما بودند با طراحي توطئه و سناريوي فريب كارانه ادعاي تقلب و جعل در انتخابات سعي در تبديل نمودن يكي از بزرگترين افتخارات سياسي نظام جمهوري اسلامي ايران به چالش امنيتي و حربه تبليغاتي براندازانه عليه نظام داشتند. در جلسه گذشته در مقدمه اول ادعانامه دادستاني تهران دلايل طراحي قبلي اين آشوبها و مستندات اثبات جرم سازمان يافته و برنامه ريزي شده اخير به استحضار رسيد. در اين جلسه در دو بخش برنامه ريزي و طراحي كشورهاي بيگانه و مخالف جمهوري اسلامي ايران به منظور فروپاشي و براندازي نرم در كشور و دخالت آنان در حوادث بعد از انتخابات رياست جمهوري اقدامات گروهكهاي ضدانقلاب و تروريستي و نقش آنها در حوادث پس از انتخابات و آشوبهاي اخير به استحضار مي رساند: الف ) برنامه ريزي و طراحي كشورهاي بيگانه و مخالف جمهوري اسلامي ايران به منظور فروپاشي و براندازي نرم در كشور و نقش آنان در حوادث بعد از انتخابات رياست جمهوري پيروزي انقلاب اسلامي و به خطر افتادن منافع استعماري بيگانگان در داخل كشور و منطقه استراتژيك خليج فارس منجر به افزايش خصومت و دشمني غرب عليه جمهوري اسلامي ايران گرديده و برهمين اساس و در دورههاي مختلف؛اجراي طرحهاي متعدد سياسي و اطلاعاتي جهت مقابله با نظام ،در دستور كار آنها قرار گرفته است. از سوي ديگر؛گرفتاري غرب به سركردگي آمريكا در باتلاق عراق و افغانستان و شكست رژيم صهيونيستي در جنگ ۳۳ روزه با حزب ا... و جنگ ۲۲ روزه غزه؛احتمال و امكان بكارگيري گزينه نظامي عليه جمهوري اسلامي ايران را به حداقل كاهش داده و برهمين اساس ايجاد تغييرات ساختاري در نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران با رويكردهاي نوين اطلاعاتي و اقدامات پنهان و نرم در دستور كار غرب قرار گرفته است.در همين راستا؛ فضاي مجازي، رسانه ،شبكههاي ماهوارهاي و....به عنوان ابزاري كارآمد و نوين جهت تغيير افكار، مورد بهرهبرداري بيگانگان قرار گرفته و براساس ادبيات جاسوسي غرب؛تغيير افكار؛زيربناي تغيير رفتار و نهايتا''تغيير ساختار كشور را در پي خواهد داشت. در همين راستا؛ سياستهاي جديد غرب و به ويژه آمريكا و انگليسي جهت مقابله با جمهوري اسلامي ايران بر سه اصل: ۱- دموكراسيسازي (دموكراسي متناسب با اهداف و منافع غرب). ۲- مشغولسازي نظام در داخل با ايجاد ناامنيهاي داخلي و تشديد اختلافها ۳- مهار اقتدار منطقهاي جمهوري اسلامي ايران استوار گرديده كه جهت تحقق اين اهداف استفاده از رسانه، ديپلماسي عمومي، ايجاد سازمانهاي مردمنهاد و شبكه ارتباطي و سازماندهي مخالفان با هدف نافرماني مدني و راهاندازي پروژه مبارزه عاري از خشونت از مهمترين نقش و كاركرد برخوردار بوده و بودجه هاي كلان و ابزار نوين ارتباطي نيز بدان تخصيص يافته است. از سوي ديگر؛سازمان هاي جاسوسي غرب نسبت به بهره برداري از تمامي فرصت ها و امكانات داخلي معارض و اپوزيسيون كه به عنوان بازوهاي اجرايي و عملياتي آنها محسوب ميگردند ؛غفلت ننموده وگروههاي مذكور از قبيل گروه غيرقانوني نهضت آزادي جهت جريان سازي،ايجاد ناامني و به چالش كشاندن نظام و در قالب پياده نظام و ستون پنجم دشمنان به ايفاي نقش مي پردازند. درهمين راستا؛گروهك منافقين،تندر و جريانات تجزيه طلب و قوم گرا با هدايت و حمايت بيگانگان ودر قالب بمب گذاري،ترور،ايجاد اختلافات سياسي و قوميتي و بحران سازي؛ مبادرت به اجراي برنامه هاي ضدامنيتي در ايام انتخابات رياست جمهوري نمودند كه تلاش جهت ترور يكي از كانديداهاي رياست جمهوري و انتساب آن به نظام در راستاي ايراد اتهام عليه مسئولين نظام،گسترش اختلافات و ايجاد ابهام و توهم در لايه هاي مختلف اجتماعي؛يكي از نمونه هاي اهداف و اقدامات آنها محسوب مي گردد. راهكارهاي فروپاشي جمهوري اسلامي ايران: دشمنان نظام ( مقدس جمهوري اسلامي ايران ) جهت پيشبرد سياستهاي مذكور؛ محورهايي را به عنوان راهكارهاي فروپاشي جمهوري اسلامي ايران طراحي، ترسيم و جهت اجرا در اختيار دستگاههاي اطلاعاتي و موسسات وابسته قرار دادهاند كه برخي از آنها عبارتند از: ۱) تبليغ و ترويج ضرورت تغيير سياسي نظام؛ ۲) حمايتهاي بينالمللي از اتحاديههاي كارگري، اصناف، گروههاي باصطلاح مدافع حقوق بشر و تشكلهاي مدني مخالف جمهوري اسلامي ايران. ۳) اعمال تحريمهاي اقتصادي عليه جمهوري اسلامي ايران. ۴) تقويت مالي نيروهاي مخالف داخل نظام؛ بصورت پنهان ۵) شناسايي، جذب و توانمندسازي مراكز و افراد و اقشار موثر در جامعه مانند زنان، جوانان، NGOها و ... در جهت نيل به اهداف معين. با توجه به جدول ترسيمي در تقويم كشور جهت برگزاري انتخابات رياست جمهوري در سال ۱۳۸۸؛ برنامه اجرايي اهداف فوق توسط بيگانگان با فرصتطلبي از آزاديهاي موجود؛در راستاي براندازي نرم جمهوري اسلامي ايران و در قالب پروژه ديپلماسي عمومي (Public diplomacy) و اقدامات پنهان (Covert Action) به مرحله اجرا درآمده است. براندازي نرم و اقدامات پنهان: براندازي نرم كه با ظاهري آراسته و براي عادي سازي در نزد افكار عمومي از آن با عنوان ديپلماسي عمومي ياد نمودند داراي مفاهيم و ويژگي هاي ذيل مي باشد: از منظر يكي از دستگاههاي اطلاعاتي غرب: «ديپلماسي عمومي به دنبال اين هدف است كه منافع و امنيت ملي ما را از طريق درك، آگاهي و تاثير بر مردم كشورهاي ديگر حفظ كرده و از گفتگو بين شهروندان ما و موسسات و همتايان آنها در خارج نيز بهره ببرد.» براندازي نرم از ديدگاه غرب همانا تحميل ارزشها و چهارچوبهاي فكري حاكم بر جوامع غربي به ديگر جوامع است تا از اين طريق و به صورت خودكار سيستم آن كشور هدف متاثر و همراه با سياستهاي نظام سلطه گردد. • هدف ديپلماسي عمومي غرب «ملتها» و مسير و غايت نهايي آن تاثيرگذاري با هدف تسهيل در سياستهاي معطوف به اقدامات پنهان و براندازانه است بنابراين اقدامات پنهان در چارچوب ديپلماسي عمومي؛ مستلزم بكار بستن پيچيدهترين شيوههاي عمليات رواني تهاجمي ميباشد. مهمترين اهداف اين پروژه از ديدگاه نظريه پردازان عبارتند از: ۱- وادار نمودن دولت به جهتگيريهاي مورد نظر آنان از طريق فشارهاي مردمي. ۲- ايجاد فضاي عدم اعتماد نسبت به مسئولان نظام و اختلال در فرايند تصميمگيري. ۳- انحراف افكار عمومي جامعه از منافع و اصول نظام و ترويج شيوههاي موردنظر در جامعه از طريق تشكيك در ارزشهاي نظام. ۴- ايجاد اختلاف در گرايشهاي مختلف جامعه و تفرقه و جدايي ميان مردم و حاكميت از طريق متهم كردن سران نظام و نسبت كذب دادن به مسئولان. ۵- انشقاق در گروههاي فكري، قومي، مذهبي و ...با هدف اختلال در وحدت ملي. در تبيين اهميت اين بخش از اقدامات پنهان ؛يكي از وزراي خارجه كشورهاي غربي اظهار ميدارد: «در زمان حاضر، تلاشهاي ما در زمينه ديپلماسي عمومي در مقايسه با ديگر اقدامات بسيار مهمتر است به نحوي كه اين تلاشها جزءلاينفك سياست خارجي ما در برابر دولتهاي مخالف ميباشد.» استراتژي امنيت ملي غرب پس از فروپاشي شوروي سابق كه براي انطباق با شرايط متحول بينالمللي طراحي و بازسازي گرديد، وظايفي را براي دستگاههاي مختلف امنيتي آن كشورها در راستاي اجراي موثر اين استراتژي تعيين و مشخص كرده و در همين راستا گزارشات راهبردي-امنيتي را تدوين نموده است. نكته قابل توجه در دستورالعملهاي گزارشات مذكور؛ جهتگيريهاي اقدامات آنها در راستاي اقدامات پنهان بوده و با منتفي دانستن جنگ نظامي، «جنگ نرم» و «فروپاشي از درون» را در برابر جمهوري اسلامي پيشنهاد ميكنند. راهكارهاي تدوين شده در تقابل با ايران گوياي استراتژي غرب عليه جمهوري اسلامي و در چارچوب ديپلماسي عمومي بوده و اهميت راهكارهاي كاربردي آن به اندازهاي است كه اين گزارشات را ميتوان «مانيفست اقدامات پنهان» غرب عليه جمهوري اسلامي قلمداد كرد. يكي از مقامات ارشد امنيتي غرب در بيان اهميت بكارگيري استراتژيهاي معطوف به ديپلماسي عمومي در برابر ايران، اظهار ميدارد: «ايران به لحاظ وسعت سرزميني، كميت جمعيت، كيفيت نيروي انساني، امكانات نظامي، منابع طبيعي سرشار و موقعيت جغرافيايي ممتاز در خاورميانه و هارتلند منطقه، به قدرتي بي بديل تبديل شده كه ديگر نميتوان با يورش نظامي آن را سرنگون كرد.» محورهاي مهم گزارشاتي كه بر ضرورت بكارگيري تاكتيكهاي ديپلماسي عمومي تاكيد دارند، گوياي برنامههايي است كه دولتمردان غرب تحت عنوان ديپلماسي عمومي عليه جمهوري اسلامي در سر دارند: ۱* بهرهبرداري از اختلافات دروني ايران. ۲* بكارگيري براندازي نرم بجاي اقدام نظامي . ۳* دامن زدن به نافرمانيهاي مدني در تشكلهاي دانشجويي و نهادهاي غيردولتي و صنفي به عنوان ابزارهاي مهم فشار بر ايران. ۴* ضرورت تاكيد بر وجود نظارت بينالمللي بر انتخابات. ۵* حمايت رياكارانه از حقوقبشر و دموكراسي در ايران . ۶* راهاندازي و تقويت شبكههاي متعدد راديو و تلويزيوني به منظور سياه نمايي و فريب مردم ۷* حمايت از اپوزيسيون داخلي. ۸* تسهيل در فعاليت NGOهاي همسو با غرب. ۹* تسهيل در صدور ويزا براي افراد مستعد و همسو با اهداف غرب. ۱۰* دعوت از فعالان جوان ايراني بمنظور شركت در سمينارهاي خارج از كشور براي جذب و آموزش هدفمند مانند آنچه كه در كشورهايي مثل صربستان، فيليپين، اندونزي، شيلي،اوكراين و.... اتفاق افتاد. از سوي ديگر؛ در بخشي از دكترينهاي امنيتي خود آوردهاند: «ما ممكن است با چالشي جديتر از هيچ كشوري جز ايران مواجه نشويم. نگرانيهاي ديگري در مورد ايران داريم كه به اندازه مسائل هستهاي مهم هستند. نگرانيهاي ما در نهايت هنگامي حل خواهند شد كه حكومت ايران با اتخاذ تصميمي راهبردي، سياستهاي خود را تغيير داده و نظام سياسي خود را باز نمايد و به مردم خود آزادي بدهد. اين مساله هدف غايي ماست. راهبرد ما گسترش تعامل با مردم ايران است. ما در راستاي نابودي استبداد و ارتقاي دموكراسي كارآمد، از تمامي ابزارهاي سياسي، اقتصادي و ديپلماتيك و ابزارهاي ديگري كه در اختيار داريم استفاده خواهيم كرد كه از آن جمله عبارتند از: • افشاي موارد نقض حقوقبشر. • حمايت از اصلاحطلبان از طريق برگزاري نشستهايي در وزارت خارجه و سفارتخانههاي خود. تخصيص بودجه در جهت حمايت مالي از فعاليتهاي مورد نظر غرب در داخل ايران • اعمال تحريمهايي با هدف ايجاد شكاف بين مردم و حاكميت. بر اساس استنادات موجود؛ پروژه براندازي نرم يا به قول خودشان ديپلماسي عمومي با توجه به شرايط داخلي، منطقهاي و بينالمللي جمهوري اسلامي به طرق مختلف در دستور كار دولتمردان غربي قرار گرفته است كه مهمترين آنها عبارتند از: ۱) ارائه كمك و آموزش به سازمانهاي غيردولتي و انتشار جزوات فارسي درباره ارزشهاي دمكراتيك و فعاليتهاي مدني هم جهت با آن . ۲) آموزش خبرنگاران براي ايجاد شبكه منابع خبري با هدف جمعآوري اطلاعات و تحليل؛ ۳) آموزش و سازماندهي فعالان حقوق بشر در ايران جهت ترسيم چهره نامطلوب از نظام؛ ۴) ايجاد وبسايتها و آموزش درباره نحوه برگزاري انتخابات و ارائه اطلاعات كامل از كانديداهاي انتخاباتي سال ۱۳۸۸؛ ۵) اعزام دانشجويان، هنرمندان و مشاغل حرفهاي و آموزش آنها جهت كادرسازي براي پستهاي كليدي و مناصب حساس در آينده؛ در پي تاسيس دفتر امور ايران در دوبي(مستقر در كنسولگري آمريكا) از سوي وزارت امور خارجه آمريكا كه از پايگاه ريگا در لتوني در زمان جنگ سرد با هدف فروپاشي شوروي سابق نسخه برداري شده است. اين دفتر فعاليتهايي در خصوص جذب نخبگان ايراني و تاثيرگذاري بر انديشهها و برداشتهاي آنان به منظور ترغيب آنها به اقدام عليه منافع ملي جمهوري اسلامي ايران در دستور كار خود قرار داده است. در همين راستا سخنگوي وقت وزارت امور خارجه آمريكا اظهار ميدارد: «دولت آمريكا از طريق سفارتخانههاي خود در كشورهاي حاشيه خليج فارس و ساير كشورهاي همسايهي ايران، با سازمانهاي غير دولتي و رسانه هاي ايران همكاري و تعامل خواهد داشت. آژانسهاي مسافرتي بين ايران و آمريكا را افزايش خواهيم داد و مبلغ پنج ميليون دلار براي بازديد استادان و معلمان و حرفههاي ديگر از آمريكا پرداخت خواهيم كرد » بر همين اساس دفتر امور ايران در دوبي طي ۲ سال اخير در قالب برگزاري دورههاي آموزشي و اعزام گروههاي متعدد از اقشار مختلف به آمريكا؛ مبادرت به ايجاد زمينه هاي لازم جهت برقراري ارتباط با لايه هاي مختلف اجتماعي و نخبگان جامعه نموده و دعوت شوندگان بدون طي مراحل معمول اخذ ويزا و مساعدت مسول امور ايران در كنسولگري آمريكا در دوبي آقايان جيليان برنز، رامين عسگرد، تيموتيريچاردسون به آمريكا مسافرت نمودهاند كه عمدتا''تحت تاثير قرار گرفته و پس از بازگشت نيز به عنوان مسئول تشكيل گروههاي جديد و اعزام آنها به آمريكا فعال شدهاند. شكست طرحهاي آمريكا عليه ايران كه با دستگيري برخي عوامل داخلي آنها صورت گرفت، آمريكاييان را بر آن داشت تا طرح و ايده جديدي تحت عنوان «پروژه EXCHANGE » (تبادل افراد و گروهها) را اجرايي نمايند كه در چارچوب آن اعزام افراد و گروهها به آمريكا با صرف هزينههاي گزاف از طريق پايگاههاي ايجاد شده عليه ايران (دبي، استانبول، باكو، لندن و فرانكفورت) با محوريت دبي كليد خورد. مراحل اقدامات آمريكا در چارچوب ديپلماسي عمومي آمريكا در ايران عبارتند از: ۱. اجراي طرح ابتكار منطقهاي بنياد سوروس؛ ۲. پروژه EXCHANGE. ۳. مبادلات دوجانبه. در اين پروژه مسافرت افراد و نخبگان از لايههاي مختلف جامعه در قالب گروههاي ۱۵ نفره به ايالاتهاي مختلف آمريكا طراحي گرديد؛ كليه مراحل اخذ ويزا، پرداخت كليه هزينهها (هواپيما، هتل، بازديدها و خريد)، برنامههاي حضور در آمريكا و ... با هدايت، مديريت و برنامهريزي وزارت خارجه اين كشور و تحت پوشش موسساتي چون مريدين، صلح، آسپن و ... اجرايي شد.(يادآوري مي گردد اين پروژه با ضربه اي كه وزارت اطلاعات در سال ۸۷ بر عوامل آن وارد نمود ناكام ماند). از جمله شاخصهاي مورد نظر جهت انتخاب اين افراد ميتوان به؛ «جوان بودن»، «موثر بودن»، «بازگشت حتمي به ايران»، «تحصيلات عالي»، «ارتباط با نهادها و مراكز دولتي»، «افراد داراي عدم سوءسابقه سياسي» و ... اشاره كرد. اهداف سياسي و اطلاعاتي پروژه EXCHANGE آمريكا عبارتند از: ۱- برقراري رابطه با گروههاي مختلف جامعه و ايجاد ارتباط موثر با متخصصين. ۲- تغيير نگرش و ديدگاه شركتكنندگان نسبت به آمريكا. ۳- تغيير نگرش در جامعه ايران با هدف لزوم برقراري رابطه دولت ايران با آمريكا از طريق فشار توسط لايههاي زيرين جامعه. ۴- دستيابي به تحليل و نقطهنظرات شركتكنندگان در پروژه EXCHANGE. ۵- نفوذ در لايههاي اجتماعي و برنامهريزي جهت احياي منافع از دست رفته آمريكا در ايران. ۶- فشار به دولت براي تغيير رفتار. ۷- سست شدن پايههاي دولت، تضعيف و در نهايت فروپاشي نظام. ۸- معرفي آمريكا به عنوان تنها منجي ايران. ۹- تشديد شكاف ميان ملت و حاكميت. ۱۰- اخلال در نظام تصميمگيري كشور. ۱۱- جريانسازي و تاثيرگذاري در قالب ميتينگها و تجمعات اعتراضآميز. ۱۲- سوءاستفاده امنيتي از نخبگان جامعه. ۱۳- تحريك جريانات قومي. ۱۴- تغييرات حقوقي مورد نظر در راستاي نظام حقوقي غرب. ۱۵- ايجاد تغييرات در نظام انتخاباتي كشور به بهانه لزوم وجود نظارتهاي بينالمللي در عرصه انتخاباتي. دولتهاي غربي با مقايسه شرايط حاكم بر كشور ايران و كشورهايي چون اكراين و گرجستان انتخابات را بستر مناسبي جهت پيشبرد اهداف پليد خود و ابجاد تغييرات مورد نظر ارزشيابي نموده و با بهره برداري از پتانسيل مردمي بدون دخالت مستقيم خارجي و فشار از بيرون و با شيوه مبارزه عاري از خشونت و تبديل مطالبات اجتماعي به سياسي و فضاي رسانه و سايت اينترنتي به عنوان مهمترين ابزار و مولفه هاي به ظاهر قانوني اقدام به اجراي برنامه هاي خود نمودند . براساس نتايج حاصل از تحقيقات بعمل آمده و اعترافات متهمين ، عمده اقدامات بيگانگان؛ به ويژه آمريكا و انگليس؛ جهت فعاليت عليه جمهوري اسلامي ايران در اين عرصه مبتني بر روشهاي ذيل ميباشد: ۱- برگزاري دورههاي آموزشي در خارج از كشور. ۲- فعال شدن سايتهاي اينترنتي و رسانهاي با هدف اطلاع رساني و ساماندهي افكار بر اساس اهداف و برنامههاي موردنظر. (در همين راستا وزارت امور خارجه آمريكا با تاسيس دفتري به نام گروه فرارسي ديجيتال وارد چت رومها و وبلاگ ها شده و بصورت مستقيم با مردم ارتباط برقرار نموده و به نوعي تنظيم رابطه ميان مردم ايران و دولت آمريكا را برعهده دارد. بنابراين محافل سياسي آمريكا از طريق ديپلماسي اينترنتي به دنبال پيشبرد راهبرد ايجاد شكاف ميان دولت و مردم ايران و ايجاد تاكتيكهاي همسو با علايق جوانان ايراني برآمدند.) ۳- فعال شدن شبكههاي ماهوارهاي (به ويژه فارسي زبان). ۴-انتخاب گروههايي از لايههاي مختلف اجتماعي (گروههاي حقوقي، پزشكي، هنرمندان، دانشجويان، اساتيد، روحانيون و...)جهت عزيمت به آمريكا و شركت در برنامههاي بازديدي و آموزشي. ۵- برنامهريزي جهت تغيير افكار و تغيير رفتار با هدف تغيير در ساختار نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران. ۶- بسترسازي جهت افزايش نااميدي نسبت به آينده وبرنامههاي اجرايي دركشور و تقويت گرايش و نگرش نسبت به آمريكا. ۷- فعال شدن موسسات مطالعاتي و تحقيقاتي اروپايي جهت برقراري ارتباط با افراد موردنظر و ايجاد ارتباط با مراكز داخلي در قالب پروژه نهادسازي. ۸- ارائه بورسيههاي تحصيلي به افراد موردنظر و بازگشت آنها پس از تاثيرپذيري فكري. ۹- فعال نمودن انگليس در قالب شناسايي و جذب نخبگان، راهاندازي سازمان هاي غيردولتي و اعزام افراد موردنظر به داخل كشور. ۱۰- برگزاري دورههاي آموزشي خبرنگاري در هلند و انگليس. ۱۱- بهرهبرداري از كارمندان محلي جهت برقراري ارتباطات غيررسمي. ۱۲- تبادل و همكاري اطلاعاتي با ساير سازمان هاي جاسوسي جهت بهرهبرداري از اطلاعات و امكانات آنها. ۱۳- تحريك و هدايت مردم جهت گسترش دامنه اعتراضات رويكردها و اقدامات اطلاعاتي بيگانگان در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري: ۱) بررسي و امكانسنجي فضاي موجود در كشور بمنظور ايجاد خلل در روابط ميان مردم و نخبگان با مقام معظم رهبري و ولايت فقيه؛ ۲) تلاش جهت كاهش حمايتهاي مردمي از نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران (در داخل و خارج از كشور) و شكست وجهه جمهوري اسلامي ايران با هدف ممانعت از تبديل شدن ايران به عنوان الگوي موفق در نزد ساير كشورهاي جهان؛ ۳) بهرهبرداري از پتانسيل مردمي بمنظور نيل به اهداف مورد نظر مانند: ايجاد بياعتمادي و دامن زدن به اعتراضات مردمي، تقويت جريانات قوميتي و اپوزوسيون داخلي، اجراي پروژه دمكراسيسازي در ايران با هدف تغيير در افكار، رفتار و نهايتاً تغيير ساختار نظام ؛ ۴) تلاش جهت تشديد شكاف ميان مردم و حاكميت، بهرهبرداري از اختلافات داخلي و ظرفيتهاي موجود در اين زمينه به ويژه در حوزههاي مربوط به احزاب، جريانات سياسي و مسئولين، اختلافات قومي و مذهبي. ۵) تشويق بخشي از ايرانيان مقيم خارج از كشور جهت فعاليت عليه جمهوري اسلامي ايران . و بهرهبرداري تبليغاتي از اجتماعات و اعتراضات آنها. ۶) سازماندهي، هدايت و پشتيبانيهاي مادي، سياسي و رسانهاي از گروههاي تروريستي و همگرايي بين اپوزيسيون داخل و خارج و اپوزيسيون داخل با گروههاي ناراضي اجتماعي. ۷) بسترسازي در راستاي اجراي پروژه براندازي نرم وتشكيل دورههاي آموزشي در كشورهاي مختلف (ازجمله امارات و هلند) در قالب موضوعاتي چون حقوق بشر و مبارزه عاري از خشونت. ۸) ايجاد و حمايت مادي و معنوي از NGO ها جهت جريانسازي در لايه هاي مختلف اجتماعي و بهرهگيري از پتانسيل و امكانات آنها در شرايط مقتضي. ۹) فعال نمودن پروژه ايجاد بحرانهاي داخلي (به ويژه در حوزههاي اجتماعي) و پيگيري طرح فشار از بيرون، تغيير از درون؛ ۱۰) تمركز بر عملياتروانى، شايعهپراكنى، جريانسازى و تبليغ ناكارآمدي نظام اسلامي از طريق سايتهاي اينترنتي، شبكههاي ماهوارهاي فارسيزبان به ويژه صداي آمريكا و بيبيسي فارسي و ساير شبكههاي خبري ضدانقلاب فراري، سلطنتطلبان و منافقين و ساير وسايل ارتباطي؛ ۱۱) هدايت سازمانهاي غيردولتي و جريانات مخالف نظام جهت نظارت به نيابت از آمريكا بر روند انتخابات. ۱۲) تاكيد بر بروز تقلب و عدم اطمينان به سلامت برگزاري انتخابات در ايران (حدوداً ۱۰ روز قبل از روز رايگيري) و تلاش جهت القاء موضوع از طريق سايتهاي مربوط به وزارت امور خارجه (مواردي چون: قطع ارسال پيامك، كاهش سرعت اينترنت، بروز اشكال در خصوص حضور ناظرين كانديداها در حوزههاي رايگيري و ... از نكات مندرج در اين خصوص ميباشند)؛ لازم به توضيح است كه مسئول كميته صيانت از آراء ستاد آقاي موسوي، نيز يك هفته قبل از روز انتخابات (جمعه ۱۵/ ۳/ ۸۸) ضمن برشمردن موارد مذكور؛ وقوع آنها را دليلي بر تقلب انتخاباتي بر شمرده بود. ۱۳) تحريك و زمينهسازي براي حركتهاى خشونتآميز داخلي و نافرماني مدني و زمينهسازي براي وقوع آشوبهاي خياباني و ايجاد ناامني و تخريب و اغتشاش؛ ۱۴) تلاش جهت اتهامسازي و جنگ رواني عليه جمهوري اسلامي ايران به ويژه درعرصه نقض حقوق بشر با هدف افزايش انزواي جمهوري اسلامي ايران در عرصه بينالملل. برخي از اقدامات كشورهاي غربي و سازمانهاي جاسوسي مربوطه كه متناسب با اهداف و رويكردهاي فوق و از طريق سفارتخانهها و رسانههاي وابسته؛ قبل از انتخابات به اجراء درآمده، عبارتند از؛ ۱) تلاش سفارت انگليس براي نزديك شدن به احزاب سياسي در ايران كه اولين تماس در آذر ۱۳۸۷ با يكي از چهرههاي سرشناس برقرار و به ايشان اعلام گرديد ؛ سفارت قصد دارد با برخي احزاب سياسي ايران ارتباط برقرار كند و در همانجا اعلام شد بعد از شما به سراغ آن احزاب خواهيم رفت ( اين تلاش با تدابير اطلاعاتي در همان مرحله با شكست مواجه شد) . ۲) در اواخر سال۸۷ از سوي دولت انگلستان دستورالعملي شامل ۱۸ بند در خصوص انتخابات در ايران صادر شد كه ضمن تقسيم كار در خصوص انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري و نقش حوزه هاي مختلف نظام مورد توجه قرار گرفته است و دستور العمل جمع آوري اخبارو اطلاعات صادرشد. ۳) مسافرت متعدد ديپلماتهاي انگليسي به شهرهاي مختلف ايران خصوصاً قم ،تماس با برخي ستادهاي انتخاباتي كانديداها در شهرستانها، حضور فعال ديپلمات هاي انگليس در روز انتخابات در حوزههاي مختلف و ... كه مبين تلاشهاي عملي مجموعه سفارت در راستاي انتخابات ميباشد. ۴) بكارگيري گسترده كارمندان محلي از سوي سفارت انگليس در امر جمعآوري اطلاعات از سطح شهر و فعالين سياسي و شرايط اجتماعي . در اين راستا استخدام و بكارگيري كارمندان محلي با تحصيلات عالي(دكتري)و بينش سياسي بالا و گسيل آنها جهت ارتباطگيري با عناصر داراي دسترسي اطلاعاتي و دريافت تحليل هاي اختصاصي ايشان همراه با اطلاعات با ارزش آنان در زمان انتخابات؛ بخشي از تلاش هاي سفارت بوده است . ۵) فعاليت گسترده اطلاعاتي انگليسي ها در جمعآوري اطلاعات از ناآراميها اغتشاشات پس از انتخابات بگونه اي كه تقريباً بطور دائم كارمندان محلي خود را به صحنه هاي درگيري گسيل مينمودند و به دنبال جمعآوري بودندضمن اينكه به كارمندان محلي دستور داده شده بود تا با احزاب سياسي تماس گرفته و تحليل ها و نقطه نظرات آنان را گردآوري و گزارش نمايند . ۶) فعاليت نسبتاً متمركز بي بي سي فارسي بر روند انتخابات در ايران در دوره قبل از انتخابات با خطوط القائي : شاداب نبودن انتخابات ، فرمايشي بودن انتخابات ، تمركز تخريبي بر سياست خارجي دولت تخريب وجهه دولت و ... ۷) اعلام انتظار وقوع حوادث غير منتظره و خونين از سوي ديپلماتهاي انگليسي؛ ۸) ارتباط شوراي فرهنگي- آموزشي (BC) با بدنه جامعه به منظور بسترسازي ارتباطات از طريق اعطاي بورس، برگزاري آزمونهاي زبان، و ... . از اين طريق انگليس تلاش داشت تا با دور زدن دولت ايران، علاوه بر شناسايي و نشان افراد موردنظر، كمترين هزينه را در دسترسي به افراد موثر در شرايط بحراني به دست آورد. ۹) شناسايي عناصر مطلع از طريق برگزاري آزمون انگليسي ILETS. در اين روش سفارت انگليس تلاش مي كرد تا با شناسايي افراد موثر، زمينههاي بهرهبرداري از آنها را در شرايط بحراني فراهم سازد. ۱۰) ايجاد بخش VIP (تشريفات) در بخش ويزا در راستاي بهرهمندي از افراد داراي دسترسي در حوزههاي مختلف كشور و نزديكي به آنها به بهانه مصاحبه ويزا. ۱۱) اقدام ديپلماتهاي سفارت جهت ارتباط با نخبگان قومي و فرهنگي به منظور شناسايي و جلب آنها در جهت اهداف موردنظر. ۱۲) حضور ديپلماتهاي سفارت در مناطق مختلف كشور تحت پوشش دانشجويان زبان فارسي و ارتباطگيري با مردم منطقه. ۱۳) ايجاد زمينههاي جذب افرادسياسي- فرهنگي در انگليس در راستاي منافع مورد نظر. (عطاءالله مهاجراني) ۱۴) ارتباط موسسات مطالعاتي- تحقيقاتي انگليس با مراكز مطالعاتي- تحقيقاتي داخل كشور در راستاي القاء و تاثيرگذاري. (چتهم هاوس، IISS) ۱۵) فعال شدن انگليس به عنوان بازوي اطلاعاتي آمريكا و اسراييل در راستاي جبران عدم حضور آمريكا و اسراييل در ايران. ۱۶) ارتباطگيري با برخي نخبگان، احزاب و شخصيتهاي سياسي به منظور جمعآوري اطلاعات و آمادهسازي آنها جهت همكاري با سرويس آن كشور. ۱۷) تماس با اصحاب رسانه و مطبوعات به منظور تاثيرگذاري بر بدنه جامعه. ۱۸) در اواخر فروردين يك دوره آموزشي در آلمان با حضور ۵ تن از كانون وكلاء با موضوع حقوق شهروندي و جرائم سايبري برگزار گرديد و افراد مذكور بعد از بازگشت به كشور با تشكيل كار گروههائي درصدد نظارت بر تخلفات انتخاباتي برآمدند. ۱۹) برنامهريزي جهت اعزام گروهي از خبرنگاران به آمريكا جهت ارائه آموزشهاي لازم در راستاي نظارت بر روند انتخابات رياست جمهوري به نيابت از آمريكا. ۲۰) اظهارات برخي از مسئولين نمايندگيهاي خارجي در ايران مبني بر انتظار حوادثي غير منتظره در ايران پس از انتخابات رياست جمهوري. ۲۱) اانتشار اخبار كذب در خصوص سيستم شنود تلفن همراه در ايران و توانمنديهاي آن ، در اين مورد شركت نوكيا زيمنس كه تجهيزات شنود را به ايران فروخته است اقدام به ارائه اطلاعات كذب مربوط به قابليتهاي سيستم شنود ايران نمود . رويكردها و اقدامات بيگانگان عليه جمهوري اسلامي ايران پس از انتخابات شكوهمند ۲۲ خرداد عبارتند از: ۱- تضعيف جايگاه ولايت فقيه اين موضوع جزءرويكردها و اهداف اولويتي بيگانگان عليه جمهوري اسلامي ايران محسوب شده و عدم توجه برخي از جريانات سياسي به فرمايشات و رهنمودهاي مقام معظم رهبري(به ويژه پس از خطبه هاي تاريخي نماز جمعه مورخه ۲۹/ ۳/ ۸۸) مستمسك و بستر مناسبي جهت دامن زدن به مساله مذكور از سوي بيگانگان را فراهم نموده است. در همين راستا تلاش مذبوحانه مبتني بر القاء شكاف ميان نظرات مقام معظم رهبري با نظرات حضرت امام (ره) به صورت گسترده از سوي دستگاه تبليغي دشمنان صورت مي گيرد . ۲- ايجاد انشقاق در صفوف يكپارچه ملت و تضعيف حمايت مردمي از اصول و آرمانهاي انقلاب اسلامي ؛ ۳- گسترش فضاي اختلاف ميان جريانات، احزاب و شخصيتهاي سياسي؛ ۴- به چالش كشاندن مشروعيت نظام جمهوري اسلامي ايران وطرح ادعاهاي درزمينه عدم برخورداري نظام و مسئولين از حمايت مردمي؛ ۵- تلاش جهت اثبات ناكارآمدي نظام در ايجاد دموكراسي، برگزاري انتخابات سالم، مقابله با بحرانهاي اخير و رعايت حقوق بشر؛ ۶- تاكيد بر ضرورت حضور بيگانگان و ناظرين انتخاباتي در جمهوري اسلامي ايران جهت تضمين سلامت برگزاري انتخابات (اين موضوع طي سالهاي اخير در دستور كار جدي كشورهايي چون آمريكا و انگليس و گروهكهاي وابسته؛ مانند نهضت آزادي قرار گرفته است .) برخي از اظهارات مداخله جويانه مقامات سياسي و اطلاعاتي آمريكا پس از انتخابات عبارتند از: ۱- معرفي اراذل اوباش و داراي مشكلات اقتصادي و اجتماعي به عنوان پتانسيلهاي مطلوب در راستاي ايجاد بحرانهاي داخلي از سوي رئيس سابق سازمان سيا ۲- تاكيد بر ضرورت ابطال انتخابات به بهانه «ضرورت توجه به خواستههاي معترضين و رعايت اصول و ضوابط دموكراسي در انتخابات»؛ ۳- خط دهي براي الگوبرداري از نقش جوانان در جريان پيروزي انقلاب اسلامي در سال ۵۷ و بازسازي شرايط جهت بهرهبرداري از پتانسيل مذكور در راستاي مقابله با نظام؛ ۴- اعزام و فعال نمودن عوامل خود تحت عناوين خبرنگاران افتخاري و آزاد پس از بازگشت خبرنگاران خارجي؛ ۵- آموزش نافرماني هاي مدني از طريق سايتهاي اينترنتي(مانند سايت گذار؛ وابسته به موسسه خانه آزادي و سازمان سيا)؛ ۶- حمايت برخي مقامات آمريكايي و اروپايي از اغتشاشات خياباني ۷- صدور قطعنامه از سوي كنگره آمريكا در حمايت از آشوبگران و محكوميت نظام ۸- فعال نمودن شبكههاي رسانهاي و اينترنتي و ايجاد محيط سايبر و مجازي جهت القاء اخبار موردنظر، تحريك مردم به حضور در تجمعات غير قانوني و اغتشاشات ، انتشار اخبار مجعول و غيرواقعي در مورد آمار كشته شدگان. ۹- اصرار بر معرفي آشوبگران به عنوان مردم معترض و قرار دادن آنها در مقابل نظام. ۱۰- ارتباط يكي از عناصر فعال ستاد۸۸ (متهم؛ «رضا. ر» ) با دفتر ويژه امور ايرانيان در دبي و خانم جيليان برنز به عنوان افسر اطلاعاتي آمريكا؛ارسال اخبار و گزارشات مربوط به اغتشاشات از طريق سايتهاي اينترنتي و همكاري با سرويس اطلاعاتي يكي از كشورهاي عربي منطقه. نامبرده ضمن برقراري ارتباط با موسسات رسانهاي آمريكايي؛مبادرت به اخذ تحليل هاي متناسب با رويكرد بيگانگان و مغاير با اصول انقلاب از برخي مسئولين سابق كشور نموده و اطلاعاتي در خصوص تاثيرات تحريم ها از مسائل مربوط به جريانات انتخاباتي را در اختيار خانم نازي بيگلري از صداي آمريكا (VOA) قرار داده است . ۱۱- پس از محدوديت دسترسي به شبكههاي ماهواره اي؛ جريان اطلاعات به سمت اينترنت سوق داده شد و به منظور تسهيل استفاده از مطالب اينترنتي، نرم افزار پيشرفته ترجمه انگليسي به فارسي و بالعكس را براي استفاده عمومي در اختيار كاربران ايراني قرار دادند به گونهاي كه با استفاده از اين نرمافزار كاربران ميتوانند مطالب سايتهاي انگليس را به فارسي برگردانده و مطالعه كنند . اين اقدام به منظور دسترسي كاربران ايراني به حداكثر اطلاعات به زبان انگليسي ( خصوصاً سايت BBC ) مرتبط با بحران تمهيد شده هر چند كه داراي كاستيهاي جدي ميباشد . ۱۲- ارائه پيشرفتهترين امكانات نرمافزاري به گونهاي كه امكان ديدن فيلم از طريق يك رايانه با خطوط تلفني و مودم و اينترنت با سرعت پايين را فراهم كردند تا مرتبطين خود با حداقل امكانات از فيلمهاي مورد نظر در خصوص اغتشاشات استفاده كنند . ۱۳- هك سايتهاي متعلق به هر دو جريان موجود در كشور و همچنين سايتهاي مربوط به مسولين نظام ، سايتهاي متعلق به برخي كانديداها و ... توسط بيگانگان جهت تشديد جو بدبيني داخلي. در اين مورد در برخي موارد از طريق مجاري داخلي ( شركت شاتل و ... ) اقدام به هك نموده تا نشانهاي از عوامل خارجي به چشم نخورد و كاملاً به نزاع داخلي تبديل شود . ۱۴- فعال نمودن شركت آمريكايي فيس بوك در راستاي تسهيل ارتباطات ميان كاربران ايراني و ساير كشورها در خصوص ايران. اين شركت با استناد به اين كه بسياري از مردم جهان از فيس بوك براي مبادله اطلاعات درباره سرنوشت انتخابات ايران استفاده ميكنند، نسخه آزمايشي زبان فارسي خود را ارائه كرده تا فارسيزبانان از آن به زبان مادري خود استفاده كنند . ۱۵- در دوره اغتشاشات ؛ برخي سايتهاي وابسته بيگانه شماره تلفن ها ، نام هاي كاربري و واژه هاي رمز را به صورت مجاني در اختيار كاربران قرار دادند تا در صورت قطع كامل خدمات اينترنتي در ايران ، مرتبطين و افراد ، از طريق اين تلفن ها بتوانند از اينترنت دايلآپ استفاده كنند. ۱۶- در راستاي افزايش آموزش دادن اطلاعات مربوط به مبارزات خشونت آميز و مبارزات مسالمت آميز ، حجم عظيمي از اين آموزش ها در ايام اغتشاشات ،بر روي اينترنت به زبان فارسي منتشر نمودند. در اين راستا دو دسته مطالب قابل دستيابي است: الف) مطالب مربوط به آموزش روشهاي اعتراض خشونت بار مانند : ساخت بمب داراي كنترل از راه دور و بمب هاي ساعتي ، روش مبارزه با نيروهاي ضد شورش ، روش هاي مضروب ساختن پليس ، ساخت اسپري هاي گاز اشك آور در خانه ، جمع آوري و انتشار مشخصات كامل افراد بسيجي. ب) مطالب مربوط به آموزش روش هاي اعتراض مسالمت آميز مانند : تلاش براي تهيه سي دي و يا بلوتوث صحنه هاي مورد نظرپاشيدن رنگ سبز بر روي عكس ها و تبليغات حكومتي ، روشن نمودن چراغ اتومبيل ها در ساعات اوليه غروب به نشانه اعتراض ، توصيه به تداوم شعار دهي بر پشت بامها . ۱۷- حضور يك وكيل آلماني مرتبط با كانون وكلاء در داخل كشور و استقرار در يكي از هتلهاي واقع در كانون اغتشاشات . ۱۸- حضور مستقيم برخي ديپلماتها در تجمعات غير قانوني خياباني (از قبيل برخي سفراي كشورهاي اروپايي و انگليسي ) و جمعآوري اطلاعات توسط برخي از مرتبطين سفرا با حضور در تجمعات غير قانوني و نيز حضور معاون سفير فرانسه در مراكز رايگيري با ظاهري مبدل كه مستندات آن در پرونده موجود است؛ ۱۹- مساعدت و حمايت مالي آشوبگران و گروهكهاي ضد انقلاب از سوي برخي كشور هاي اروپائي از جمله انگليسي و اعطاء ويزا و پناهندگي به عناصر اغتشاشگر؛ ۲۰- بهرهبرداري از كارمندان محلي توسط برخي سفارتخانه هاي اروپايي جهت جمعآوري اطلاعات و القاء اخبار موردنظر؛ ۲۱- فعال بودن دونفر از كارمندان محلي آلمان در جهت تلاش براي جمعآوري امضاء به منظور مسافرت دبير كل سازمان ملل متحد به كشور ۲۲- تلاش جهت راهاندازي اعتصاب در كشور. ۲۳- ارائه آموزش تخصصي جمعآوري اخبار به كارمندان محلي در آلمان. ۲۴- جمعآوري اطلاعات بطور شبكهاي توسط متهمه خانم كليوتيد ريس (تبعه فرانسه) از اغتشاشات و نيز القاء ضرورت اعتصاب در نزد مخاطبين برحسب اعترافات نامبرده در مورخ ۱۰ /۴/ ۸۸ . ۲۵- حمايت از تجمعات اعتراضآميز در خارج از كشور توسط برخي كشورهاي اروپائي ۲۶- تهديد به فراخواني سفراء اروپائي جهت اعمال فشار بر كشور و افكار عمومي ۲۷- تهديد به افزايش تحريم عليه جمهوري اسلامي. ۲۸- ايجاد محدوديت صدور ويزاء براي دولتمردان جمهوري اسلامي ايران . ۲۹- در زمان اغتشاشات سرويسهاي اطلاعاتي رژيم صهيونيستي منابع خود را فراخوانده و اعلام نمودهاند قصد دارند با آنها درخصوص انتخابات گفتگو نمايند . علاوه بر اين موارد در هنگام اغتشاشات دو نفر از وابستگان به سرويس اطلاعاتي اسرائيل در صحنه هاي درگيري دخالت داشته و در آتش زدن اتوبوسها مشاركت نموده اند . دو نفر متنفذ نيز در تمامي شب هاي اغتشاش تا آخرين ساعات شب در صحنه اغتشاشات حضور يافته و به جمعآوري اطلاعات پرداختهاند . ۳۰- اقدامات سياسي بيگانگان به ويژه انگليس ،آمريكا و برخي از كشورهاي اروپايي كاملاً در راستاي تشديد، برجستهسازي و ايجاد اميد براي ادامه اغتشاشات و اعتراضها و سرعت بخشي به آن بوده است. در اين راستا به لحاظ ديپلماتيك اقدامات نامتعارف قابل توجهي صورت پذيرفته كه اصليترين محورهاي آن به قرار زير است: - اعلام مواضع و صدور بيانيه مداخلهجويانه از سوي آمريكا، انگليس و رژيم صهيونيستي در خصوص شرايط و وضعيت پس از انتخابات ايران. در اين اظهارات به موضوعاتي مانند: ابراز نگراني از وقوع بيقانوني در انتخابات و فشار حكومت به اغتشاشگران، اظهار همدردي با حاضران در اغتشاشات، محكوميت موج بازداشتها و سركوب اغتشاشگران، ضرورت بازشماري آراء و اعلام آمادگي براي ياريرساني به تظاهركنندگان در نمايندگيهاي خود اشاره شده است. - ارائه مجوز راه پيمائي و كمك به گروههاي تظاهركننده عليه جمهوري اسلامي ايران در مقابل نمايندگيهاي ايران در كشورهاي مختلف جهان. - حمايت علني از اغتشاشگران با اعلام باز بودن درب سفارتخانههاي برخي كشورهاي اروپائي بر روي عوامل اغتشاشگر - صدور بيانيه و سازماندهي تظاهرات از سوي برخي احزاب سياسي اروپائي و تلاش براي يكپارچه كردن اعتراضات سياسي در ميان كشورهاي اروپائي عليه جمهوري اسلامي ايران نقش دستگاههاي سياسي، اطلاعاتي و رسانهاي انگليس در حوادث مربوط به پس از انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري : به دنبال پيروزي انقلاب اسلامي، انگليسيها كه به لحاظ نفوذ در حاكميت و شناخت دقيق از ساختار و رفتارهاي سياسي دولتمردان جديد دچار ضربه شديد و فقر قابل توجه اطلاعاتي شده بودند، در طول سي سال گذشته تلاشهاي وسيعي جهت افزايش آگاهي خود انجام دادند. اينان كه خود را وارثان بزرگ امپراطوري بريتانيا ميدانند، بعد از افول دوران طلائي گذشته، در حال حاضر خود را نه به عنوان يك ابرقدرت بلكه به عنوان يك قدرت محوري در سياست جهاني با نقش جديد، قلمداد مينمايند كه با توجه به رويكردهاي جديد وزارت خارجه انگلستان و توجه بيشتر به خاورميانه و عليالخصوص ايران، اقدامات وسيعي را جهت جاسوسي واشراف بر اوضاع سياسي- اجتماعي و گسترش حوزه نفوذ خود به مورد اجرا ميگذارند. هر چند بسترهاي روابط دو كشور به نسبت قبل از انقلاب به طور بنيادي متحول شدهاند، اما انگليسيها همچنان در تلاش براي حضور و نفوذ در اركان و سطوح مختلف در جمهوري اسلامي ايران ، به عنوان كشوري مهم و تاثيرگذار در منطقه خاورميانه و تعقيب منافع سياسي و فرهنگي و اقتصادي خود ميباشند. كشور انگليس باصطلاح به طور رسمي و به ظاهر هر نوع سياست تغيير رژيم از نوع سخت را رد ميكند، اما از سوي ديگر در لايههاي پنهان با ايجاد بسترهاي مناسب جهت برقراري ارتباط با گروههاي مختلف جامعه سعي در بهرهبردن از استراتژي براندازي از نوع نرم را دارد. بيترديد انتخابات در ايران يكي از مهمترين موضوعاتي است كه انگليسيها در تلاشند از جزئيات آن مطلع بوده تا به اقتضاي وضعيت، برنامهريزي لازم در جهت مداخله وبهرهبرداري از نقاط ضعف وآسيبهاي داخلي، به منظور تغيير افكار و رفتار در راستاي سياستهاي متبوع خود به عمل آورند. ادامه دارد.... كد خبر: ۸۸۰۵-۰۸۱۱۸ بالا فهرست اصلي * متن كامل بخش دوم كيفرخواست پرونده متهمان وقايع پس از انتخابات/۲/ به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در ادامه بخش دوم كيفرخواست پرونده متهمان وقايع پس از انتخابات آمده است: شوراي فرهنگي آموزشي بريتانيا كه به عنوان بخش فرهنگي سفارت انگليس در ايران فعاليت ميكرد، سابقه حضور در كشور از زمان قبل از انقلاب اسلامي (تحت عنوان انجمن ايران و انگليس) را دارا بوده؛ و در دوره جديد از سال ۲۰۰۱ ـ ۲۰۰۰ ميلادي با نام شوراي فرهنگي و آموزشي انگليس آغاز بهكار كرده است. شوراي فرهنگي انگليس سازماني مستقل و در بيش از ۱۰۰ كشور دنيا داراي شعبه بوده و مركز آن در لندن مستقر است؛ اما در ايران بخش فرهنگي سفارت انگليس محسوب ميشود. از جمله فعاليتهاي متعدد بريتيش كانسيل(BC) ميتوان به: برگزاري آزمونهاي عمومي و تخصصي زبان انگليسي، مشاورههاي آموزشي، اعطاي بورسيه در مقاطع مختلف تحصيلات تكميلي، و نيز به نخبگان، محققان، اساتيد دانشگاهها و مراكز آموزش عالي، مسوولان و كارمندان دستگاههاي مختلف، روزنامهنگاران و نظاير اينها اشاره كرد. از سوي ديگر هدايت پروژه هاي علمي، آموزشي، پژوهشي و هنري با مشاركت مراكز ايراني و انگليسي، پروژههاي مشترك دانشگاهي و موارد متعدد ديگر در زمره امور محوله اين مركز قرار دارند. اگرچه فعاليتهاي مذكور في نفسه اموري عادي بهنظر ميرسند؛ اما نكته مهم آن است كه اين مركز انگليسي در پوشش اين پروژهها اهداف و مقاصدي نظير: شناسايي و جذب نخبگان علمي و دانشگاهي، طرحها و پروژههاي مراكز آموزش عالي و تحقيقاتي كشور، جمعآوري اطلاعات در زمينههاي مختلف در قالب نظرسنجي از مراجعان حضوري، برگزاري جلسات مشاوره عمومي و خصوصي براي افرادي كه قصد تحصيل و يا مهاجرت به خارج از كشور دارند؛ و موارد متعدد ديگري را دنبال ميكند. اين شورا با هماهنگي و همكاري با سفارت انگليس در تهران هر سال در قالب بورسهاي چونينگ وزارت خارجه انگليس، تعدادي از بهترين دانشجويان و فارغ التحصيلان دانشگاههاي ايران را براي ادامه تحصيل در مقاطع تحصيلات تكميلي و يا گذراندن فرصت مطالعاتي و تكميل پروژههاي خود شناسايي، و با انجام مصاحبه نسبت به اعزام آنها اقدام ميكند كه در همين رابطه برخي از اين افراد پس از اتمام مدت دوره تحصيلي ديگر تمايلي براي بازگشت به ايران ندارند. در معرفي انواع ديگر بورسهاي اعطايي شوراي فرهنگي انگليس ميتوان به بورسهاي كوتاه مدت و كمك هزينههاي تحصيلي اشاره كرد كه به برخي اساتيد دانشگاهها و افرادي از دستگاههاي مختلف داخل كشور اختصاص مييابد؛ و آنها با سفر به انگلستان نيز از تسهيلات دفتر مركزي آن در لندن بهرهمند ميشوند. شوراي فرهنگي و آموزشي انگليس تلاش وافر دارد تا با تمامي افرادي كه تحت عناوين مختلف به انگليس اعزام ميكند، پس از بازگشت به كشور همچنان ارتباط خود را حفظ كرده و از آنها در مقاطع مختلف در جهت تامين منافع انگلستان استفاده كند. به عبارت ديگر اين قبيل افراد در زمره مرتبطان شوراي فرهنگي در سازمآنهاي مختلف داخلي قرار ميگيرند؛ و حتي از اين افراد به بهانههاي مختلف براي شركت در مراسم و مناسبتهاي سفارت انگليس و شوراي فرهنگي دعوت به عمل ميآيد كه طي برگزاري اين قبيل مراسمها ديپلماتهاي ارشد و مظنون به فعاليتهاي اطلاعاتي انگليس با طرح موضوعات مورد علاقه؛ اطلاعات كاملي از اين افراد، و همچنين مشاغل و جايگاههاي آنها در مراكز دولتي را كسب ميكنند. به هرحال اساس كار انگليسيها بهطور اعم و شوراي فرهنگي و آموزشي انگليس بهطور اخص، بر شناسايي و جذب افرادي در دستگاههاي گوناگون جمهوري اسلامي ايران قرار دارد تا با استفاده از آنها به مقاصد و اهداف اطلاعاتي خود در كشور جامه عمل بپوشانند. برگزاري دورههايي با حمايت بريتيش كانسيل و مشاركت مراكز انگليسي و ايراني در داخل كشور است كه طي آن نمايندگاني از شوراي انگليس ضمن آشنايي با محققان ايراني؛ از آنها دعوت مي كنند كه مراحل پاياني پروژههاي خود را در قبال پرداخت كليه هزينهها (سفر، اقامت، تحصيل و...) در انگليس به انجام رسانند. نكته مهم آن است كه برخي از اين پروژهها به لحاظ اهميت در زمره پروژههاي ملي قرار مي گيرند و محققان مربوطه نيز بعضاً طي همكاري آنها با شوراي فرهنگي و آموزشي انگليس و يا ساير مراكز انگليسي زمينه ساز سوء استفاده بيگانگان را فراهم كردهاند. با نزديك شدن به زمان برگزاري انتخابات و حضور جدي نامزدها در عرصه سياسي ـ تبليغاتي كشور، بخش سياسي سفارت با حضوري جدي و آرايشي منظم كه از كارمندان محلي و توانمند اين بخش تشكيل شده، از اواخر فروردين ۸۸ با سازماندهي و تقسيم وظايف، جهت انجام جمعآوري اطلاعات و اخبار از موضوعاتي چون: ديدگاههاي مسوولان نظام، نمازهاي جمعه، صدا وسيما، سپاه و بسيج و نظرات فرماندهان عاليرتبه، مساجد، محافل سياسي، نشريات و روزنامهها وسايتهاي اينترنتي، شاخصهاي اقتصادي، بازار و تجارت و حضور در جوامع روستايي، اقدام كردند. بر همين اساس بخش سياسي هفتهاي دو روز جهت جمعبندي اطلاعات و اخبارجمع آوري شده با حضور رييس بخش و آقاي توماس برن، اقدام به تشكيل جلسه كرده و جمعبندي گزارش نهايي تهيه ميشد. درهمين راستا؛ برخي از اقدامات اين كشور در راستاي پيگيري و تحريك اغتشاشات اخير عبارتند از: ۱- سفارت انگليس چند ماه قبل از انتخابات با تشكيل كارگروهي جهت بررسي تحولات روزانه كشور مبادرت به رصد كردن اخبار خبرگزاريها، وب سايتها، وبلاگها، نظرات مردمي، دانشجويان، روحانيون، مقامات صداوسيما، سپاه و بسيج كرده و با نزديك شدن به ايام انتخابات؛ سفرهاي استاني ديپلماتها وكارمندان محلي آغاز شد كه در اين راستا بررسي نظرات برخي اقوام مختلف ايراني نسبت به هر كانديدا مورد توجه آنها بوده است. ۲ ـ فعاليت گسترده اطلاعاتي انگليسي ها در جمعآوري اطلاعات از ناآراميها و اغتشاشات پس از انتخابات بهگونهاي كه تقريباً بهطور دائم كارمندان محلي خود را به صحنههاي درگيري گسيل ميكردند و به دنبال جمعآوري اطلاعات بودند. ضمن اين كه به كارمندان محلي دستور داده شده بود تا با احزاب سياسي تماس گرفته و تحليلها و نقطه نظرات آنان را گردآوري و گزارش كنند. ۳ ـ بعد از مشخص شدن نتيجه انتخابات؛ سفارت انگليس مبادرت به خط دهي انتشار اخباركذب مبني بر تقلب در انتخابات كرده و ضمن اعلام ساختگي و جعلي بودن آراء، اغتشاشات و تجمعات غيرقانوني را به عنوان اعتراض و حق مردم مطرح ميكرد. برگزاري جلسهاي از سوي وزارت امور خارجه انگليس با حضور گروهكهاي اپوزيسيون (از جمله منافقين) در لندن پس از شكل گيري اغتشاشات كه در اين جلسه مقرر گرديد؛ استراتژي ذيل در دستور كار معترضان و اپوزيسيون قرار گيرد: الف ) استمرار اغتشاشات و تجمعات غيرقانوني (به ويژه پس از اقامه نمازجمعه تاريخي مورخ ۲۹/۳/۸۸؛ ب) مشاركت نكردن آشكار و تابلودار گروهكهاي اپوزيسيون؛ ج) تفكيك اعتراضات از خط خشونت (در قالب نافرماني مدني). ۴ ـ شركت كليه ديپلماتهاي سفارت انگليس در راهپيماييها و تجمعات غيرقانوني پس از انتخابات. ۵ ـ يكي از متهمان حوادث اخير؛ در بازجوييهاي انجام شده به حضور غيرقانوني در جمع طرفداران آقاي كروبي در سعادتآباد به همراه همسر خود، حضور در تجمعات غيرقانوني طرفداران ميرحسين موسوي در سعادت آباد و گيشا اعتراف كرده و به حضور الكس پينفيلد دبير اوّل سياسي و توماس برن (دبير دوم سياسي كه پس از حوادث اخير از كشور اخراج شد)؛ در مورخه ۲۴/۳/۸۸ در خيابان سنايي حين درگيري و آشوب حضور كاردار انگليس در يكي از تجمعات غيرقانوني بعد از انتخابات، شركت ساموئل مورگان ديپلمات بخش روابط عمومي در مورخه ۲۵/۳/۸۸ در حوالي خيابان مطهري و شريعتي حين آشوب و دستگيري برخي معترضان، حضور توماس برن در مورخه ۲۸/۳/۸۸ در خيابان انقلاب در راه پيمايي غيرقانوني، شركت پاول بلامي معاون بخش ويزا (اخراجي از كشور) در تاريخ ۲۸/۳/۸۸ در ميدان فردوسي وعكسبرداري از تجمع آن روز، و حضور ساموئل مورگان در مورخه ۲۷/۳/۸۸ در خيابان كريمخان در راهپيمايي غيرقانوني اعتراف كرده است. (حسين. ر؛ بازجويي ۶/۴/۸۸ صفحات ۱۲ و۱۳) همچنين تعدادي از متهمان صراحتاً معترف هستند كه در جريان تجمع غيرقانوني طرفداران آقاي موسوي در بهارستان الكس پينفيلد، دبير اوّل سياسي سفارت از آنها درخواست داشته كه به ميدان بهارستان رفته و مشاهدات خود را گزارش كنند. (آرش. م، حسين. ر) سفير انگليس از كارمندان محلي درخواست داشته كه اوضاع در ساير شهرها را بررسي و گزارش كنند. قبل از انتخابات الكس پينفيلد و يكي از كارمندان محلي بخش سياسي با چند نفر از اعضاء ستاد مركزي يكي از كانديداهاي معترض ملاقات داشته، و با برخي نفرات وابسته به احزاب و مسوولان برخيNGOها نيز ملاقات كرده است. بعد از انتخابات نيز در مورخه ۴/۴/۸۸ در قسمت VIPبخش كنسولي سفارت؛ آقاي پينفيلد با يكي از افراد مطرح سياسي اصلاحطلب (به هنگام اخذ ويزا) ملاقات كرده و پيرامون نامزدهاي انتخابات و حوادث پس از آن و خطبههاي تاريخي نماز جمعه مورخ ۲۹/۳/۸۸ مذاكره كرده است. (حسين. ر؛ بازجويي مورخه ۹/۴/۸۸ صفحات ۱۷ و۱۸) تخصيص بودجه ۳۰۰ هزار پوندي براي پرداخت به NGOهاي داخلي. كمك به اين NGOها ميتوانست شبكهاي منسجم و هماهنگ از سازمانهاي غيردولتي را براي بهرهگيري در شرايط بحران سازماندهي كند. شناسايي عناصر دسترسيدار از طريق برگزاري آزمون زبان انگليسي ILETS. در اين روش سفارت انگليس تلاش داشت تا با شناسايي افراد موثر، زمينههاي بهرهبرداري از آنها را در شرايط بحراني فراهم كند. تلاش جهت پخش فيلمهاي داراي عدم مجوز پخش در داخل سفارت با هدف جلب نظر كارگردانان و تهيهكنندگان فيلمها جهت استفاده در مواقع ضروري. ايجاد بخش VIP (تشريفات) در بخش ويزا در راستاي بهرهمندي از افراد داراي دسترسي در حوزههاي مختلف كشور و نزديكي به آنها به بهانه مصاحبه ويزا. تلاش ديپلماتهاي سفارت جهت ارتباط با نخبگان قومي و فرهنگي در راستاي شناسايي و جلب آنها در راستاي اهداف موردنظر. حضور ديپلماتهاي سفارت در مناطق مختلف كشور تحت پوشش دانشجويان زبان فارسي و ارتباطگيري با مردم منطقه. ايجاد زمينههاي جذب شخصيتهاي سياسي ـ فرهنگي در انگليس در راستاي منافع مورد نظر. (عطاءالله مهاجراني) ارتباط موسسات مطالعاتي ـ تحقيقاتي انگليس با مراكز مطالعاتي ـ تحقيقاتي داخل كشور در راستاي القاء و تاثيرگذاري. (چتهم هاوس، IISS) پر كردن خلاء اطلاعاتي آمريكا و اسراييل توسط انگليسيها در راستاي جبران حضور نداشتن آمريكا در ايران. ارتباطگيري با نخبگان، احزاب و شخصيتهاي سياسي به منظور جمعآوري اطلاعات و آمادهسازي جهت همكاري با سرويس آن كشور. تماس با اصحاب رسانه و مطبوعات به منظور تاثيرگذاري بر بدنه جامعه نقش شبكه خبري دولتي BBC در حوادث پس ازانتخابات رياست جمهوري: شبكه خبري دولتي BBC كه زيرنظر سرويس جهاني فعاليت ميكند و بودجه آن را وزارت خارجه انگليس تامين ميكند، از دو سال قبل با گزينش و اعزام خبرنگاران و افراد عادي تحت پوشش بنياد «تراست» اقدام به اعزام اين افراد در گروههاي مختلف به تركيه و دوبي كرد تا آموزشهاي تخصصي به آنان داده و با اين آموزشها بتوانند باصطلاح «روزنامهنگار شهروندي» را گسترش داده و با گزينش افراد مستعد از بين اين افراد، نيروهاي مورد نياز را براي ساير بخشهاي BBC گزينش كرده و در نهايت شبكه وسيعي از افراد مرتبط داخل كشور را هدايت و مورد استفاده قرار دهند. بودجه بنياد تراست كه توسط وزارت خارجه انگليس، برخي كشورهاي اروپايي تامين ميشود، بالغ بر ۳۰ ميليون دلار است. BBC پس از آغاز فعاليتها و در راستاي ايجاد تغييرات گسترده، اقدام به تاسيس تلويزيون فارسي BBC كرد كه فعاليت خود را در ديماه سال گذشته (۱۳۸۷) آغاز كرد. اكثر افراد گزينششده در اين رسانه دورههاي آموزشي تراست را گذرانده و از خبرنگاران رسانههاي منتقد نظام هستند. رسانه BBC فارسي در ابتدا با اقدامات هدفمندي كه دنبال ميكرد، شروع به برقراري ارتباط گسترده با برخي مستندسازان داخلي كرد و آثار آنان كه در داخل فاقد مجوز و قابليت پخش نداشت را گردآوري كرد. سپس با برنامه «نوبت شما» كه رهبر اصلي آن يكي از دستگيرشدگان اغتشاشات ۱۸ تير و از دستاندركاران اصلي تراست كه مدتي را در زندان به سر برده است؛ شروع به ايجاد چالش و مشكل در داخل كشور و بزرگنمايي مشكلات داخلي و معضلات سياسي ميكند. تلويزيون فارسي BBC قبل از برگزاري انتخابات، تداركات ويژهاي را براي خط دهي پوشش سالگرد ۱۸ تير به عمل ميآورد تا بتوانند از اين طريق ضمن تحريك مردم و دانشجويان، اغتشاشاتي را ايجاد كنند. در آستانه برگزاري انتخابات رياست جمهوري، شبكه BBC فارسي با دعوت از برخي از عناصر معاند و مسالهدار و پرداخت هزينه يكماهه اقامت آنان در لندن و نيز پرداخت پول براي برگزاري ميزگردهاي سياسي، تخم فتنه و نيز بحث تقلب در انتخابات را ميكارد. در مقطع انتخابات رياست جمهوري، حتي پيش از راهاندازي تلويزيون فارسيزبان BBC بارها اين سوال از جانب مسوولان آن شبكه خبرپراكني مطرح شد كه آيا ميشود خبرنگار به ايران فرستاد؟ نحوه پوشش چگونه باشد؟ و... نتيجه همه اين برنامهريزيها از يكسو و شرايط خاص پيشآمده قبل از انتخابات از سوي ديگر، باعث شد كه BBC خود را براي يك اقدام مداخلهجويانه در جمهوري اسلامي آماده كند. تلويزيون فارسيزبان BBC با تداركات وسيع در روز انتخابات، برنامه خود را ۲۴ ساعته كرده و با افراد مسالهدار در داخل كشور ارتباط برقرار كرده تا اخبار و گزارشات لحظه به لحظه را منتقل كند. راهكارهاي اعلام شده از سوي بيگانگان درباره استمرار اعتراضات به نتيجه انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري: ۱ ـ تاكيد بر استمرار روند اعتراضات و نپذيرفتن نتايج انتخابات تا حصول نتايج موردنظر؛ ۲ ـ معرفي سپاه و بسيج به عنوان عناصر كودتاي نظامي و ضرورت حذف و خروج نيروهاي مذكور از صحنه. (خاطرنشان ميشود اعلاميههاي كشورهاي مختلف در قالب نقض حقوق بشر، ضرورت حضور ناظران بينالمللي و... در اين راستا ارزيابي شده و حذف نيروي مردمي بسيج از صحنه در گزارشات راهبردي نهادهاي اطلاعاتي و امنيتي آمريكا؛ مورد تاكيد قرار گرفته است). ۳ ـ ايجاد تمايز ميان حوزهها و عرصههاي مذهبي و غيرمذهبي؛ ۴ ـ بزرگنمايي اختلاف در سطوح مختلف جامعه، تاكيد بر حمايت نكردن برخي از نخبگان از نتايج انتخابات. ۵ ـ تاكيد بر حمايت برخي از نخبگان و چهرههاي سرشناس از مخالفان و معترضان؛ ۶ ـ تشديد فشارها با هدف استعفاي رييس جمهور؛ ب) اقدامات گروهكهاي ضدانقلاب و تروريستي و نقش آنها در حوادث پس از انتخابات و آشوبهاي اخير با وجود اين كه با نامه تاريخي حضرت امام (ره) گروهك نهضت آزادي از حوزه سياسي كشور به حاشيه رانده شد و تهديدات آن عليه مباني انقلاب اسلامي دورتر شد ولي اين گروهك با پافشاري بر مواضع براندازانه خود از ابتداي انقلاب اسلامي تا كنون با فراز و نشيبهاي گوناگون كوشيده تا ثمره خون صدها هزار شهيد و جانباز را به نيستي بكشاند. گروهك مذكور طي دوسال گذشته با ورود فعالانهتر به عرصه سياسي كشور تلاش كرده خود را به عنوان يكي از جايگزينهاي مهم حاكميت جمهوري اسلامي ايران، نزد كشورهاي خارجي و همچنين گروههاي معاند داخلي مطرح كند. به شكلي كه در اين مدت دبيركل گروهك سفرهايي به آمريكا، آلمان و... داشته است. ذيلاً به برخي موضعگيريها و اقدامات نهضت آزادي طي دو سال گذشته اشاره ميشود: ۱ ـ مواضع نهضت آزادي پس از سفر سه ماهه آقاي ابراهيم يزدي (رييس تشكيلات غيرقانوني گروهك) به آمريكا ( از۳۰/۱۱/۸۶ تا ۵/۳/۸۷ ) شكل تندتري به خود گرفته به گونهاي كه پس از سالها در جلسات دفتر سياسي گروهك، به صراحت «استراتژي براندازي نظام» مطرح و با قيد ''مسالمت آميزي'' كه يزدي به آن اضافه ميكند و همانا براندازي نرم است، تصويب ميشود. ۲ ـ آقاي يزدي پس از بازگشت از آمريكا با جسارت و گزافهگويي اركان اصلي نظام را هدف قرار داده و استراتژي حمله به «ولايت فقيه» را با هدف هنجار شكني از مقدسات نظام، در دستور كارخود قرار داد. وي در مصاحبهاي در مورخه ۲۳/۳/۸۷ با سايت خبري روز عنوان كرد: ''الان زمان آن است كه عملكرد نظام مبتني بر نظام ولايت فقيه را مورد ارزيابي قرار بدهيم. ما معتقديم كه مشكل اساسي ايران در سيستم ولايت فقيه است.'' در مرداد سال گذشته سازمان مجاهدين انقلاب از سران گروهك نهضت آزادي براي شركت و سخنراني در كنگره دوازدهم خود دعوت كرد و آقاي ابراهيم يزدي در جلسه هفتگي تشكيلاتي خود در اينباره اظهار كرد: «بنده به كنگره دعوت شده بودم و پيام هم دادم و در جلسه نيز قرائت شد و بايد ما از گذشته درس بگيريم تا بتوانيم در پيشبرد اصلاحات موفق باشيم.» آقاي ابراهيم يزدي درباره پيوند مشترك بين نهضت آزادي با سازمان مجاهدين انقلاب و حزب مشاركت گفته است:«... ما از اين كه گروههاي سياسي آرام آرام به واقعگرايي نزديك ميشوند خوشحاليم؛ گروههايي كه ۱۰ سال پيش مرزبندي خودي و غيرخودي را ابداع كرده بودند امروز به اين نتيجه رسيدهاند كه اين مرزبنديها واقعبينانه نيست.كارگزاران امروز با ۱۰ سال پيش متفاوتند... زماني بود كه مجاهدين انقلاب اسلامي در وضعيتي نبودند كه بتوانند با نهضت آزادي بنشينند. اما در كنگره امسال ما را دعوت كردند و ما هم شركت كرديم.» اين گروهك در پيام به كنگره حزب مشاركت نيز، فعاليت نهادمند سياسي، رشد و توسعه احزاب و سازمانهاي سياسي را لازمه تقويت فرآيند دمكراسي خواهي در كشور دانسته و عنوان كرد «... طرحهاي چند لايه و پيچيده تماميت خواهان تنها زماني ميتوانند موفق باشند كه احزاب سياسي امكان گفتوگو و مفاهمه در شكل همكاريهاي جمعي نداشته باشند...» شاخه جوانان حزب مشاركت نيز از محمد توسلي (رييس دفتر سياسي نهضت آزادي) دعوت كرد كه در سالن اجتماعات آن حزب سخنراني كند. توسلي در سال ۸۶ گفته بود:''... بايد روي جريانات سياسي بيشتر كار شود. بهطور مثال روي مشاركت بايد سرمايهگذاري كرد كه ميتواند با گستردگي تاثيرگذار باشد.'' ۳ ـ در يكي از جلسات همانديشي جريانات اپوزيسيون كه آذرماه سال۸۶ با ميزباني گروهك نهضت آزادي وحضور نمايندگاني از گروهك غيرقانوني، ادوار تحكيم وحدت، دفترتحكيم، متنفذان ضدانقلاب، عناصر شاخص سياسي نظير؛ عبدا... نوري، انصاريراد و...) برگزار شده بود، بر اين موضوع تاكيد شده بود كه؛ مشكل امروز كشور(آقاي) احمدينژاد نبوده بلكه اصل ولايت فقيه است و نوك حمله ما بايد به آن سمت باشد. همچنين در اين نشست مطرح شد كه در اين مسير ميبايست بعضي از سران نظام همراه كرد. ۴ ـ گروهك نهضت آزادي در انتخابات اخير بر خلاف دورههاي گذشته به صورت فعال شركت كرده و با حمايت از آقايان موسوي و كروبي انتظار خود را از اين افراد انجام تغييرات اساسي در كشور مطرح كرد. در اين راستا نهضت آزادي پس از برقراري جلساتي با مسوولان ستادهاي آقايان موسوي و كروبي ضمن انجام توافقات همكاري تعدادي از عناصر خود در تهران و شهرستانها را موظف به حضور در ستاد آقاي ميرحسين موسوي كرد كه از اين ميان ميتوان به حضور عماد بهاور رييس شاخه جوانان گروهك در ستاد ۸۸ آقاي موسوي اشاره كرد كه نامبرده نيز تعدادي از عناصر عضو شاخه جوانان را در اين ستاد به كار گيري كرده بود. علاوه بر نهضت آزادي طيف ديگري از گروههاي ضدانقلاب التقاطي و مدعي حقوق بشري با همكاري كشورهاي غربي فعاليتهايي را در راستاي بستر سازي جهت ايجاد و گسترش اغتشاشات پس از انتخابات داشتهاند ـ اظهارات برخي از سركردگان و گروهك هاي ضد انقلاب در ايام رقابتهاي انتخاباتي: برخي از سركردگان وگروهك هاي ضد انقلاب در ايام رقابتهاي انتخاباتي با القاء تقلب و وقوع كودتاي انتخاباتي سعي در بستر سازي براي اغتشاشات پس از انتخابات داشتهاند كه از اين ميان ميتوان به سركرده گروهك نهضت آزادي و كيوان صميمي (عضو و از عناصر موسس كميته خود خوانده دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه) اشاره داشت. در عرصههاي نظامي؛ گروهك هاي ضد انقلاب مسلح، از گروههاي چپ كمونيستي و سوسياليستي گرفته تا جريانات التقاطي و منافقين كوردل و جريانات قومگراي جداييطلب با پشتيباني اربابان غربي خود خون هزاران نفر از مردم بيگناه را بر زمين ريختهاند. نكته جالب توجه درباره گروهك منافقين آن است كه اين گروهك در يك حركت حساب شده و توافق في مابين دول غربي و منافقين از فهرست گروههاي تروريستي خارج ميشود كه اين امر در واقع اقدامي جهت مشروعيت بخشي و دادن قدرت مانور به اين گروهك جهت اقدامات براندازانه در بستر انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري اسلامي ايران بوده و نكته مهم در اين زمينه آن است اولين كشوري كه در اين راستا اقدام كرده و گروهك منافقين را از فهرست گروههاي تروريستي خارج كرد، كشور انگليس بود كه رد پاي اين كشور در جاي جاي اغتشاشات اخير هويدا است. گروهك تروريستي منافقين قبل از انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري همچون سنوات گذشته بهدليل عناد با نظام مقدس اسلامي و نداشتن شناخت اوضاع داخل كشور، بار ديگر در تحليلهاي خود دچار اشتباه فاحشي شده گروهك مزبور پيش از برگزاري انتخابات، با تلاش فراوان در ستادهاي انتخاباتي آقايان ميرحسين موسوي و كروبي نفوذ كردند،{پروندههاي كلاسه فرعي ۵۷۰/۸۵/۸۸} همچنين از ماهها قبل برنامهريزيهايي را جهت سازماندهي از اعتراضات صنفي رقابتهاي انتخاباتي و تشديد اختلافات ميان هواداران نامزدها طراحي كرده بودند كه با شركت غرور آفرين ۸۵ درصدي مردم فهيم ايران اسلامي در انتخابات، تمام نقشهها و برنامههاي منافقين در انتخابات نقش بر آب شد. عناصر گروهك منافقين با بهرهگيري از همه توان خود و اعزام تيمهاي آموزش ديده براي ايجاد اغتشاش و موج سواري و سوق دادن اعتراضات به سمت اقدامات خشونتآميز، ايذايي و تروريستي اقدام كردند. اين گروهك با صدور بيانيههاي پي در پي از سوي سركردگان خود و انتشار گسترده آن از طريق شبكههاي ماهوارهيي و فضاي مجازي اينترنتي در جهت گسترش دامنه و استمرار اغتشاشات و آشوبها تلاش كردند. در اين رابطه به پيام سركردگان گروهك در تاريخ ۲۷ خرداد و ۱۸ تير ۱۳۸۸ اشاره ميشود: « آرى، اكنون شما زن و مرد جنگيد و، در هر كوى و برزن برميخيزيد برميخروشيد، همچنان كه (منافق مريم رجوي) اعلام كرده است، بايد قويا از ابطال انتخابات اين رژيم استقبال كرد. انتخابات آزاد بايد تحت نظر ملل متحد، بر اساس اصل حاكميت مردم، صورت بگيرد... ۲۷ خرداد ۸۸ » ((تظاهرات برقآسا، در هر زمان و در هر مكان، به ويژه در نقاط ضعف و نقاط خلاء نيروهاى سركوبگر دشمن حتى در شرايطى كه هيچگونه امكان تجمع نيست، هستههاي ۹ نفره، ۵ نفره و حتى هستههاي مقاومت ۳ نفره جوانان انقلابي ميتوانند نيروهاي سركوبگر دشمن را تجزيه، خسته و فرسوده كنند. هستههاي كوچك، موتور محرك و راهگشاى تجمعات بزرگترند. هستهها و تيمهاى جداگانه تداركات و ترابرى و امداد پزشكى و ارتباطات را، تا آن جا كه برايتان امكانپذير است، فراموش نكنيد... ۱۸ تير ۱۳۸۸)) همچنين گروهك مزبور به برخي از مرتبطان خود كه از قبل در اردوگاه اشرف واقع در عراق آموزشهاي تروريستي را گذرانده و با اهداف مشخص به داخل كشور اعزام شده بودند، دستورالعمل اقدام ايذايي و تروريستي اعم از آتش زدن اتوبوس ها، بانك ها، كيوسكهاي تلفن، حمله به مراكز نظامي انتظامي و نيروهاي بسيج را ابلاغ نمودند. در همين راستا يكي از اصليترين پايگاههاي گروهك تروريستي منافقين مستقر در كشور انگليس (به شماره تلفن ۰۰۴۴۲۰۳۲۳۹۸۴۸۷) هدايت تيمهاي ترور و اغتشاش داخلي را برعهده داشته و ضمن اعلام خط مبارزه مسلحانه، و ايجاد هرج و مرج در كشور و تحريك معترضان به سر دادن شعارهاي تند عليه مسوولان و اركان اصلي نظام اقدام كرده، و با القاء بياعتمادي مردم نسبت به نظام، بستر لازم را براي بهوجود آمدن شكاف ميان مسوولان و مردم فراهم كرده و از انجام هرگونه حركتي كه اين هدف را محقق نمايد فرو گذار نكنند. اقارير متهم پرونده كلاسه ۸۸/۱۱۵۹۷/ط د در اين خصوص بدين قرار است:« از مهرماه سال ۸۶ از طريق يكي از هواداران گروه وصل به آنها (منافقين) شدم و در ديماه همان سال بهصورت غيرقانوني توسط قاچاقچي مرتبط با گروهك عازم عراق شدم و مدت سه ماه در قرارگاه آنها آموزشهاي مختلفي از قبيل كار با كامپيوتر، اقدامات تبليغي، جذب نيرو، كلاسهاي ايدئولوژي، جمعآوري اطلاعات، اقدامات ايذايي و... را گذراندم و بهصورت غير قانوني جهت انجام ماموريتهاي محوله به داخل كشور بازگشتم. در اين مدت آنها در ازاء اقدامات صورت گرفته توسط بنده، مبلغ يك ميليون و چهارصد هزار تومان به حساب من و نفر مرتبطم واريز كردند. از جمله محورهاي ماموريت من در انتخابات جمع آوري اخبار و اطلاعات از حوزههاي انتخاباتي و اخذ عكس و فيلم و ارسال آن به منافقين بود. بعد از آغاز اغتشاشات تاكيد آنان بر حضور من در صحنههاي درگيري بود كه در تاريخ ۲۷/۳/۸۸ سرپل من به نام زهره از شماره تلفن ۰۰۴۴۲۰۳۲۳۹۸۴۸۷ طي تماسي به من گفت: همه مردم ايران مشكلات شخصي دارند... ولي ريشه مشكلات كجاست؟... بايد ريشه رو زد... الان فكر كنم وقتش باشه، نبايد دست روي دست گذاشت...، ما آمدهايم به كمك تو، پس جنگ مسلحانه امروز صداي ماست... با دوستانت برويد يك جايي رو آتش بزنيد، جاهايي كه بسيج است، پنج شش تايي جمع شويد يواشكي برويد مركز اينها را آتش بزنيد بنزين ببريد (كوكتل) پرت كنيد سمتشون پمپ بنزينها را آتش بزنيد، اتوبوسهاي عمومي رو... مردم رو بياريد پايين بعد وسط خيابون آتش بزنيد...» در همين رابطه تعدادي از مرتبطان گروهك كه با هدايت منافقين جهت ايجاد آشوب و بلوا در صحنه حضور يافته بودند حين درگيريها كشته و يا زخمي ميشوند كه منافقين نيز بنا به خصلت منافقانه خود به منظور مصادره بخشي از اعتراضات به نفع خود در تاريخ ۳/۵/۸۸ اقدام به ايجاد نماد يادبود براي ايشان در اردوگاه اشرف ميكنند. لازم به ذكر است عناصر نفاق به منظور جمع آوري اطلاعات داخل كشور ضمن پرداخت مبالغي به صورت ماهيانه به برخي نفرات، اقدام به فريب ايشان از طريق ارتباطگيري با پوششهايي از قبيل آژانسهاي خبري مانند خبرگزاري هما، آژانس ايران خبر، همچنين كميتههاي به اصطلاح دفاع از حقوق بشر و زندانيان سياسي و... كردهاند. با لطف و عنايت حضرت حق و تلاشهاي شبانهروزي سربازان گمنام امام زمان (عج) تعدادي از مرتبطان اصلي گروهك كه در آشوبهاي خياباني نقش فعالي داشتند شناسايي و دستگير شدند و تلاش تروريستهاي منافق جهت خدشه به نظام مقدس اسلامي ناكام باقي ماند. گروههاي قومگرا و تجزيهطلب نيز كه سالهاست با هدايت دشمنان قسم خورده اين مرزوبوم براي فروپاشي اين سرزمين تلاش ميكنند نيز در اين دوره از انتخابات رياست جمهوري بيكار ننشسته و اجراي بخشي ديگر از سناريو را بر عهده گرفته بودند. بر اساس اسناد و مدارك و متهمان موجود، اين جريانات با هدايت سرويسهاي اطلاعاتي دشمن اقدامات ايذايي مختلفي براي ايجاد و گسترش اغتشاشات در دستور كار داشته كه توسط وزارت اطلاعات قبل از هر اقدامي بازداشت شدند. در ذيل به بخشي از اقدامات و برنامههاي آنان اشاره ميشود: آنان در ستاد انتخاباتي آقاي كروبي با هدف جمعآوري اطلاعات و تاثيرگذاري نفوذ ميكنند و در راستاي تقويت اختلافات بين طرفداران كانديداها و اغتشاشگري از اين رهگذر ميپردازند و اقدام به طراحي انفجار حين سخنراني آقاي ميرحسين موسوي در استاديوم شهر تبريز ميكند. لازم به ذكر است از متهمان اين پرونده دو قبضه سلاح و تعداد ۲۰ بمب بهدست آمده است. در عرصههاي فرهنگي؛ عوامل ناتوي فرهنگي دشمن با بهرهگيري از امپراطوري رسانهيي سعي در اجراي طرحها و برنامههاي براندازانه داشتهاند كه در اين چارچوب ميتوان به فعاليتهاي رسانهيي غرب در راستاي براندازي جمهوري اسلامي ايران با بهرهگيري از فضاي التهابات و اغتشاشات پس از انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري اشاره داشت. در اين زمينه موارد ذيل قابل توجه است: اقدامات رسانهيي و عمليات رواني كشورهاي انگليس و آمريكا بيشترين تلاش را براي گسترش آشوبها داشته و در اين ميان نقش انگليس بيشتر و تاثيرگذارتر بود. به جرات ميتوان گفت شبكه BBC فارسي از فعالترين عوامل تحريك كننده در جريان اغتشاشات بوده و عمليات رواني اين شبكه در بالاترين سطح نسبت به ساير شبكههاي ماهوارهيي قرار داشت. با بررسي عملكرد اين رسانه در روزهاي پيش و پس از آشوبها، دو چهره كاملاً متفاوت از BBC فارسي قابل مشاهده است. در روزهاي پيش از اغتشاشات و ايام رقابتهاي انتخاباتي اين شبكه جهت جذب مخاطب سعي در نمايش شور و حال انتخاباتي در ايران و همچنين ارائه ديدگاههاي متفاوت سياسي موجود در كشور داشت. اين اقدام باعث شد زمينه براي اجراي مرحله بعدي طرح اين شبكه آماده شد. در مرحله بعدي و با شروع آشوبها اين شبكه تبديل به رسانه اغتشاشگران شده و ضمن برزگنمايي ارائه اخبار، فيلمها، گزاشات، مصاحبهها و ... درباره اغتشاشات، اقدام به جنگ رواني عليه جمهوري اسلامي ايران كرد. BBC فارسي در اين بخش از برنامه عمليات رواني كوشيد تا ضمن القاء مساله تقلب در انتخابات با ارائه فضايي حماسي و احساسي بينندگان را براي حضور در جمع اغتشاشگران ترغيب كند. اين شبكه كماكان ميكوشد با پخش تصاوير آرشيوي مربوط به اغتشاشات و يا هر تصوير جديد فضاي كشور را ملتهب نشان دهد. در ميان شبكههاي آمريكايي نيز VOA (صداي آمريكا) بيشترين نقش را در دامن زدن به اغتشاشات داشت. اين شبكه البته در سطحي پايينتر و غيرحرفهييتر از BBC پيش از شروع رقابتهاي انتخاباتي با اتخاذ روندي تخريبي دو هدف را در دستور كار قرار داده بود: ۱ـ تخريب اعتبار و مشروعيت انتخابات در جمهوري اسلامي ايران از رهگذر غيردمكراتيك توصيف كردن آن ۲ـ تخريب وجهه و اعتبار رييسجمهور پس از انتخابات و با شروع اغتشاشات نيز اين شبكه كوشيد با ارائه اخبار جهتدار، انجام مصاحبه با عناصر ضدانقلاب فراري و... حركت اغتشاشگران را حركتي مردمي در راستاي براندازي نظام اسلامي معرفي كند. علاوه بر شبكههاي فوق دهها شبكه وابسته به گروهكهاي ضد انقلاب كه با حمايتهاي مالي و فني كشورهاي غربي به فعاليت مشغول هستند نقش مكمل شبكههاي BBC و VOA را بر عهده داشتهاند. كشورهاي غربي علاوه بر فعاليت در حوزه شبكههاي تلويزيوني در عرصه اينترنت نيز سرويسهايي را به اغتشاشگران ارائه دادند كه بخشي از آنها به شرح ذيل است: ۱ ـ قرار دادن نرمافزار ترجمه انگليسي به فارسي و بالعكس براي استفاده عمومي ۲ ـ ارائه نرم افزارهاي پيشرفته براي ديدن فيلم هاي مربوط به اغتشاشات با اينترنت سرعت پايين ۳ ـ ارائه برنامههاي فيلترشكن متناسب با ساختار شبكه ايران ۴ ـ سرويسدهي از سوي شركت Twitter براي مخاطبان ايراني (اين شركت آمريكايي به روزرساني سرويس خود را كه مستلزم قطع چند روزه در مورخه۴/۶/۲۰۰۹ بود را با هدف حمايت و سرويسدهي به آشوبگران به تاخير انداخت) ۵ ـ فعال كردن شركت آمريكايي فيسبوك در راستاي تسهيل ارتباطات ميان كاربران ايراني و ساير كشورها. اين شركت در مقطع اغتشاشات نسخه آزمايشي فارسي خود را ارائه كرد تا آشوبگران بهتر بتوانند از آن استفاده كنند. از جمله ديگر جريانات فعال در عرصه مقابله با نظام ديني جمهوري اسلامي ايران گروههاي سلطنتطلب بودهاند كه با فروپاشي نظام ظالمانه پادشاهي در ۲۲ بهمن۱۳۵۷ تا به امروز با هدايت و پشتيباني نظام سلطه بينالمللي و در راس آن آمريكاي جهانخوار و صهيونيسم خونآشام به مقابله با انقلاب اسلامي پرداخته و در اين مسير از هيچ جنايتي كوتاهي نكردهاند. اين گروهها كه سوداي بازگرداندن نظام سلطنت و پادشاهي به كشور را در سر ميپرورانند با بهرهگيري از تمام ظرفيتهاي تبليغي ـ رسانهيي، سياسي، نظامي و فرهنگي برگرفته از اربابان غربيشان در تلاش براي نابودي اعتقادات ديني جامعه و جايگزيني باورهاي پوسيده شاهنشاهي هستند. از جمله گروههايي كه در اين روند طي دو سال گذشته، با حمايتهاي مالي، اطلاعاتي، نظامي، آموزشي و رسانهيي غرب فعال شده، گروهكي به نام ''انجمن پادشاهي'' است. اين گروهك كه با اتخاذ استراتژي براندازي جمهوري اسلامي ايران از طريق اقدامات تروريستي با حمايت سرويسهاي اطلاعاتي كشورهاي آمريكا، انگليس و رژيم صهيونيستي تشكيل شده برنامههاي گستردهاي را جهت براندازي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران طراحي كرده كه با لطف الهي و تلاش سربازان گمنام امام زمان (عج) اين برنامهها در نطفه خفه شده و مجال تحقق نيافته است. سياستهاي گروه تروريستي انجمن پادشاهي جهت تحقق هدف براندازي به شرح ذيل بوده است: ۱ ـ گسترش شبكه رسانهيي گروهك با استفاده از فضاي تلويزيونهاي ماهوارهيي و اينترنت. ۲ـ دينزدايي از افكار و انديشه بينندگان، مستمعان و مرتبطان با هدف قرار دادن آنها در مقابل حكومت ديني و الهي جمهوري اسلامي ايران و تبديل اين افراد به پياده نظام دشمن در براندازي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران. ۳ ـ ارائه آموزشهاي نظامي و اطلاعاتي به افراد جذب شده جهت ايجاد و ارتقاء توان عملياتي عليه جمهوري اسلامي ايران. ۴ ـ استفاده از عناصر جذب شده جهت انجام اقدامات اطلاعاتي و جاسوسي در راستاي اهداف سرويسهاي اطلاعاتي دشمن و همچنين اهداف و برنامههاي گروهك. ۵ ـ شناسايي و انجام اقدامات اطلاعاتي عليه عناصر و نيروهاي طرفدار نظام جهت ترور. ۶ ـ طراحي جهت انجام اقدامات تروريستي. ۷ ـ ايجاد رعب و وحشت در كشور با انجام عملياتهاي تروريستي كشتار جمعي با هدف گرفتن حداكثر كشته در اين عملياتها و ايجاد بحران غيرقابل مهار در كشور. ۸ ـ طراحي ترور شخصيتهاي سياسي و صاحبان انديشه و نظر در جامعه و... گروهك انجمن پادشاهي بر اساس سياستهاي فوقالذكر در فروردين ماه سال ۱۳۸۷ اقدام به بمبگذاري و عمليات تروريستي در حسينيه حضرت سيد الشهداء شيراز كرد كه در اين عمليات ۱۴ نفر از عزاداران حسيني به شهادت رسيده و بيش از ۲۰۰ نفر زخمي و جانباز شدند، كه در ميان شهدا از افراد خردسال و بانوان نيز وجود داشتند. پس از اين اقدام ددمنشانه كه عاملان آن توسط وزارت اطلاعات شناسايي و به چوبه دار سپرده شدند، گروهك مزبور جهت انجام اقدامات متعدد تروريستي و براندازانه برنامهريزي كرد كه هر بار توسط سربازان گمنام امام زمان (عج) شناسايي و عوامل آن دستگير شدند. از جمله اقدامات گروهك موسوم به انجمن پادشاهي استفاده از فضاي انتخاباتي در جهت پيگيري اهداف براندازانه گروهك در چارچوب استراتژي آمريكا، انگليس و اسراييل در اين زمينه بوده است، كه در اين خصوص برنامههاي ذيل از طريق سرويسهاي اطلاعاتي دشمن و سران گروهك در دستور كار عوامل داخلي آن قرار داشته است: ۱ ـ جمعآوري اطلاعات درباره فضاي انتخاباتي دوره دهم رياست جمهوري. ۲ـ جمعآوري اطلاعات درباره سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و بسيج. ۳ ـ شناسايي مراكز مهم و پرجمعيت رايگيري با هدف بمب گذاري. ۴ ـ شناسايي و انجام اقدامات لازم جهت آمادگي براي بمبگذاري و انجام اقدام تروريستي در دو مركز پرجمعيت رايگيري حسينيه ارشاد تهران و مسجد النبي نارمك. ۵ ـ بمبگذاري در مراكز پر جمعيت منجمله امام زاده حضرت علي اكبر( ع) چيذر و امامزاده زيد(ع) واقع در بازار تهران. ۶ ـ بمبگذاري در حسينيه فاطميون واقع در خيابان مجاهدين. ۷ـ استفاده از بمبهاي شيميايي و سمي در مراكز پرجمعيت. ۸ـ شناسايي مراكز حساس دولتي براي بمب گذاري. ۹ـ شناسايي انبارهاي مهم سوخت و مواد غذايي. ۱۰ ـ برنامهريزي جهت آلودهسازي آب شرب تهران به مواد سمي بسيار قوي. ۱۱ ـ ارائه آموزش هاي ذيل به اغتشاشگران جهت گسترش آشوبها: آموزش تشكيل هسته هاي مبارزاتي آموزش اصول حفاظت اطلاعات آموزش ساخت بمب ها و نارنجك هاي دست ساز آموزش مقابله با پليس ضد شورش آموزش مبارزات پارتيزاني آموزش ساخت دستگاه شوك الكتريكي آموزش ساخت اسپري اشكآور و روشهاي مقابله با آن آموزش شنود و ضد شنود آموزش عبور از فيلترينگ و مقابله با راههاي شناسايي در اينترنت آموزش روشهاي مقابله با امواج پارازيت آموزش تعقيب و مراقبت و ضد تعقيب آموزش كار با اسلحه موارد پيش گفته حكايت از آن دارد كه گروهك تروريستي انجمن پادشاهي طي دو سال گذشته در مسير براندازي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران حركت نموده و اعضاي اين گروهك با علم به موضوع در راستاي اهداف سرويس هاي اطلاعاتي دشمن و سر% بالا فهرست اصلي * گزارش كـامــل دومــيــن جـلـسـه دادگــاه متــهـمــان وقايــع پـس از انـتـخـابـات
به گزارش خبرنگار حقوقي ايسنا، با شروع دومين جلسه دادگاه، قاضي صلواتي ضمن اعلام رسمي شروع جلسه در ساعت ۵۵/ ۸ دقيقه و تفهيم مفاد تبصره ماده ۱۸۸ قانون آيين دادرسي كيفري مبني بر الزام به رعايت نظم دادگاه به حضار و همچنين با تبريك ولادت امام زمان (عج)، تصريح كرد:« بنا به فرموده مقام معظم رهبري مافوق قاضي، خدا و قانون است و براساس اصل ۳۵ از فصل سوم قانون اساسي در همه دادگاهها طرفين حق داشتن وكيل دارند و اگر توانا در گرفتن وكيل نباشند بايد امكان تعيين وكيل براي آنها فراهم شود.» وي افزود:« در اين جلسه نيز وكلاي تعييني متهمان حضور دارند كه پرونده را مطالعه كرده و با متهمان ملاقات داشتهاند.» رييس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب، خاطرنشان كرد:« به لحاظ ارتباط افراد موثر در اين فتنه و طراحي و سازمانيافتگي جرايم آنها ابتدا مطالب عمومي مربوط به اين جريان قرائت و سپس به ترتيب در خصوص هر متهم كيفرخواست اختصاصي قرائت ميشود.» به گزارش ايسنا، در ادامه جلسه نماينده دادستان بخش دوم از مقدمه عمومي كيفرخواست را قرائت كرد و سپس برخي از متهمان حاضر در جلسه دادگاه به دفاع از خود پرداختند. در ابتداي محاكمه محمدرضا عليزماني ۳۷ ساله، نمايندهي دادستان با قرائت كيفرخواست انفرادي وي اتهامات او را محاربه از طريق عضويت و فعاليت موثر در راستاي پيشبرد اهداف گروهك تروريستي انجمن پادشاهي ايران ، توهين به مقدسات ، فعاليت تبليغي عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي ، تباني و اجتماع با هدف اقدام عليه امنيت داخلي كشور و خروج غيرقانوني از كشور عنوان كرد و سپس از محضر دادگاه با استناد به مواد ۱۸۶، ۱۸۷، ۱۸۹ ، ۱۹۰، ۵۰۰ ، ۵۱۳، ۶۱۰ مجازات قانون اسلامي و ماده ۳۴ قانون گذرنامه اشد مجازات را براي متهم خواستار شد. پس از تفهيم اتهام به متهم از سوي قاضي صلواتي ، محمدرضا اتهامات وارده را پذيرفت و اظهار كرد: روند فعاليتهاي ما در اين كانون به گونهاي شد كه در بيشتر جلسات تصميمگيري مسوولان استاني وشهري شركت و در راستاي ارائهي خدمات به مردم كارميكردم. در كنار اين جلسات ، با احزاب و NGOها و سازمانهاي مدني جلساتي داشتيم و اين فعاليتهاي گسترده من را بر آن داشت كه به كسب اطلاعات بيشتر براي ارائهي خدمات بهتر به مردم و رسيدن به اهداف نظام بپردازم. محمدرضا گفت: در راستاي اين هدف ، به سراغ شبكههاي ماهوارهيي رفتم و به ميزگردها و بحثهاي آنها توجه كردم تا با نقطهنظرات آنها آشنا شوم.شبكههاي فارسي زباني كه پيش از ۸۰ درصد آنها به عنوان اپوزيسيون هستند توجه من را به خود جلب كردند و سوالاتي را در ذهنم پديد آوردند. در ادامهي توجه به شبكههاي ماهوارهيي ، با شبكهي يورو تي وي آشنا شدم كه به انجمن پادشاهي ايران در لندن متعلق بود در ابتدا سخنگوي اين انجمن مباحثي در خصوص ايجاد جامعهاي ايدهآل و نظامي مطلوب در ايران مطرح ميكرد و اين اولين چيزي بود كه من را به خود جلب كرد.او ميگفت تنها راه پايداري و ساخت يك نظام مطلوب براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران است زيرا اين نظام مسبب تمام مشكلات داخلي و بينالمللي ايران بوده و بر پايههايي استوار است كه اگر نتوانيم اين پايههارا از بين ببريم براندازي نظام ممكن نخواهد بود. اين متهم خاطرنشان كرد: سخنگوي انجمن پادشاهي ايران اصليترين موضوع و پايهي نظام را دين معرفي ميكرد و ميگفت مردم ما مردمي ديني هستند و پشتوانهي حكومت به حساب ميآيند لذا بايد با دادن آگاهي از ماهواره به ايجاد دين گريزي ودين ستيزي بپردازيم و از اين رهگذر پشتوانهي نظام را از بين ببريم تا براندازي نظام ميسر شود.اين طرح آنها عمليات شكاف دره نام داشت و هدفش ايجاد فاصله ميان مردم و نظام بود. «محمدرضا» طرح بعدي انجمن پادشاهي ايران را انجام عمليات تروريستي و گرفتن حداكثر تلفات از مردم و مسوولان در اين عملياتها برشمرد و اظهار كرد: سخنگوي انجمن پادشاهي ايران در كنار بحثهاي خود به تفسير آيات قرآن ميپرداخت و آنها را تفسير به راي ميكرد. او با طرح تناقضاتي به ائمه (ع) و پيامبر (ص) توهين ميكرد كه اين مباحث با توجه به مذهبي بودن من برايم در ابتدا شوك ايجاد ميكرد اما نحوهي طرح بحث از سوي آنها به شكلي بود كه مرا به دنبال خود ميكشاند.اين بحث آنها تحت عنوان بازگشايي قرآن پيگيري ميشد. «محمدرضا» با بيان اينكه القائات انجمن پادشاهي ايران در من خلا رواني ايجاد كرده و هويت ديني من را گرفته بود، اضافه كرد: نهايتا تصميم گرفتم با انجمن پادشاهي ارتباط برقرار كنم و با اعلام موقعيت خود در راستاي اهداف اين انجمن فعاليتهايي را صورت دهم. به همين دليل براي اولين بار با دفتر لندن تماس گرفتم و با خانم «دردانه. ف» ارتباط برقرار كردم. او از موقعيت من ابراز خرسندي كرد و قرار شد به همراه چند نفر از دوستانم در نمايشگاه به خارج رفته و به اين انجمن بپيونديم. در اين زمينه با انجمن تماس گرفتم و «دردانه. ف» عنوان كرد كه خروج ما بايد برنامهريزي شده و هماهنگ باشد و قبل از آن نيز بايد اقداماتي را انجام دهيم وي پيشنهاد داد كه يك سيدي حاوي مطالب خاصي كه در جهت دين گريزي، دين ستيزي ، ايجاد تشويشهاي ذهني براي مردم و سياهنمايي عليه نظام و ولايت فقيه بود را تهيه كنيم كه ما هم اين كار را انجام دهيم و در ضمن آن برخي كتب غير ديني از جمله كتاب آيات شيطاني را درون آن گنجانديم . همچنين مقالاتي سياسي را تهيه كرديم كه اين مقالات علاوه بر طرح مسائل اجتماعي و سياسي موجب خدشه و آسيب به موقعيت اصلي نظام و ولايت فقيه ميشد. در بخشي از اين سي دي سخنرانيهاي سخنگوي انجمن پادشاهي ايران را نيز قرار داديم و سپس با كپي سي دي با تيراژ بالا آن را به همراه «احمد» معروف به «مهرگان» و «حامد» معروف به «سياووش» در تهران توزيع كردم و سپس به سمت شمال عراق رفتيم و به صورت قاچاق از كشور خارج شديم. وي با بيان اينكه نام مستعار و تشكيلاتي من برديا بود، اظهار كرد: پس از ورود به عراق در شهر اربيل و در محل استقرار سرويس اطلاعاتي و نظاميان آمريكا استقرار يافتيم و نشستهاي خود را با آنها برپا كرديم. شخصي به نام فرانك كه مديرسرويس اطلاعاتي آمريكا در آن منطقه بود هتلي برايمان فراهم كرد و ما به هتل سوما در اربيل رفتيم. سپس مقداري پول به ما داد تا نيازهاي اوليهمان را تامين كنيم. يك موبايل هم در اختيارم قرار دادند تا اگر مشكل امنيتي داشتيم مستقيما با او تماس بگيريم تا به ما كمك كند. در كنار اين ارتباطات با لندن تماس گرفتم و اعلام موضع كردم به آنها گفتم كه سيدي را توزيع كردهايم و نشستهاي ما با نيروهاي آمريكايي شروع شده است.دردانه به ما تبريك گفت و همان زمان شمارهي جديدي داد كه متعلق به فردي به نام جمشيد بود واز من خواست كه با او مستقيما تماس بگيريم تا او هماهنگيهاي لازم را انجام دهد. سپس با جمشيد تماس گرفتم و شرح ماوقع را گفتم . او نيز به ما تبريك گفت و در همين راستا اعلام كرد كه در جريان نشستها با آمريكا هست. طرح جديد او انجام مصاحبهي تلفني من و پخش روي يورو تي وي و تهيه برنامه براي راديو تندر و تلويزيون انجمن پادشاهي ايران بود. محمدرضا گفت: در جريان ساخت برنامهها نشستهاي ما با نيروهاي آمريكايي نيز برقرار بود و آنها از ما ميخواستند كه اطلاعاتي به روز شده از داخل ايران مربوط به دانشجويان ، كارگران و تحصنهاي مختلف در نقاط مختلف كشور به آنها بدهيم. پس از اين جريانات ايمانوئل با من تماس گرفت و مقرر كرد كه با شخصي در كردستان عراق ارتباط برقرار كنم و برنامههايمان را هماهنگ كند. با او ارتباط برقرار كردم و او اعلام كرد كه عضو سازمان جاسوسي اسراييل بوده و ضمن سكونت در عراق در سازمانهاي مختلف بينالمللي نيز حضور دارد . جلسهي بعدي ما درشهر دوهك در كردستان عراق برقرار شد در آنجا تيم سرويس اطلاعاتي آمريكا به استقبال ما آمد كه مايكل مسوول اين تيم بود. اين متهم با بيان اينكه شناسايي مسوولان نظام ، بسيجيان ،نيروهاي امنيتي و افراد مذهبي در دستور كار ما قرار داشت، اضافه كرد: در اين راستا آموزشهايي از قبيل تشكيل عرصههاي مبارزاتي و نحوهي شناسايي افراد و اماكن بمبگذاري را به ما آموزش ميدادند در كنار اين ارتباطات ، با جمشيد و ايمان رابطه داشتيم و برنامههاي خاصي را كه روي ميز نيروهاي آمريكايي بود دنبال ميكرديم. از جمله اين برنامههاي شناسايي مشخصات دقيق مسوولان نظام و اماكن مناسب براي بمبگذاري اعم از اماكن دولتي، عمومي و مذهبي و همچنين شناسايي بسيجيان بود اين طرح به طرح سلمان شهرت داشت و در كنار آن ما موظف به شناسايي صاحبان سرمايه و مالكان كارخانجات بوديم تا انجمن پادشاهان ايران از طريق تهديد و اخاذي آنها هزينهي مبارزات داخلي را جمعآوري كند. محمدرضا گفت: دركنار اين برنامهها ارتباطم با شخصي به نام اميد در اروپا برقرار شد و برخي از اطلاعات را از او گرفتم. اميد آموزشهاي مختلفي را از طريق تلفن و ايميل براي من ارسال ميكرد كه در زمرهي اين آموزشها روشهاي مقابله با پليس و نيروهاي امنيتي و همچنين نحوهي جهتدهي اذهان كارگران براي اعتصابات بود. علاوه بر اينها اميد در آموزشهاي خود خريد سلاح و آزمايش آن و همچنين ساخت بمب ،چاشني و كارگذاشتن بمب را از طريق تلفن و ايميل به من ميگفت. كه همهي اينها تحت عنوان آموزش فنون مبارزاتي اعلام ميشد. اين متهم يكي ديگر از كارهاي انجمن پادشاهي ايران را ارسال فرمولهاي ساخت بمبهاي بسيار قوي و ضعيف عنوان كرد و افزود:در مرحلهي اول ساخت بطريهاي انفجاري را آموزش دادند تا براي رابطين داخلي بفرستيم و در اماكن عمومي كار بگذارند. اين فرمول به تهران فرستاده شد و در مرحلهي بعد فرمول ساخت بمبهاي قوي را فرستادند كه از مواد شيميايي ساخته ميشد و با هدف بيشتر كشتار مردم و مسوولين براي ما ارسال شد. در همين راستا انفجار حسينيهي سيدالشهداي شيراز با ۱۴ شهيد و بيش از ۲۰۰ مجروح صورت گرفت كه انجمن پادشاهي ايران مسووليت اين انفجار را به عهده گرفت. پس از وقوع اين انفجار جمشيد تماس گرفت و گفت طي تماسي تلويزيون يوروتي وي اين انفجار را تبريك گفت و اين پيام تبريك نيز روي راديو پخش شود. وي با بيان اينكه نشستهاي آنها با نيروهاي آمريكايي ادامه داشت، خاطرنشان كرد: از آن پس هماهنگيهاي ديگري صورت گرفت و ما در حريم مرز سوريه و در منطقهاي به نام ربيعه استقرار يافتيم . در آنجا نيز نشستهاي ما با نيروهاي آمريكايي ادامه داشت و در راس آنها مايكل و تيمي از هيات سياسي واشنگتن با ما گفتوگو ميكرد. اين متهم خاطرنشان كرد: در روند نشستها من ليست تعداد زيادي از مسوولان استاني و شهري و بسيجيان را در اختيار نيروهاي آمريكايي قرار دادم.قرار شد كه ما توسط رابطان خود در احزاب مختلف داخلي نفوذ كنيم و با شناسايي خط مشي كانديداي مورد حمايت آنها ، اطلاعات لازم را در اختيار نيروهاي آمريكايي قرار دهيم. در كنار آن ، شناسايي دانشجويان و اعضاي هيات علمي دانشگاهها نيز در دستور كار ما قرار داشت. همچنين قرار شد كه در جامعهي كارگري نفوذ كنيم و با ارزيابي نيازهاي آنها نقطهنظراتشان را به اطلاع نيروهاي آمريكايي برسانيم. محمدرضا در خصوص اهداف نيروهاي آمريكايي از جمعآوري اين اطلاعات اظهار كرد: آنها ميخواستند با ارزيابي اين اطلاعات به اين نتيجه برسند كه چگونه ميتوانند افكار كارگران، جنبشهاي دانشجويي ، ngoها ،مسوولان دولتي و احزاب را به نحوي جهت بدهند كه حضور در انتخابات كاهش يابد و نظام پشتوانهي خود را از دست بدهد. از سوي ديگر ميخواستند عنوان كنند كه چون طيف حاكم بر ايران يك دست بوده و شوراي نگهبان نيز جزو طيف حاكميت است در انتخابات و روند برگزاري آن ايجاد شبهه كنند. در كنار اين موارد نفوذ در برخي از ستادهاي انتخاباتي در دستور كار بود تا اين ستادها به سمت كاهش حضور مردم در انتخابات يا دادن راي به كانديداي خاص هدايت شده و سپس اين مسائل بهرهبرداري كنند. محمدرضا اضافه كرد: پس از اين تصميم با كمك يكي از احزاب كردي معارض نظام (كموله) به صورت قاچاق وارد ايران شدم و همان زمان جمشيد شمارهي ويژه كه مربوط به انگليس بود به من داد كه از طريق آن با وي تماس بگيرم .از آن پس جمشيد در لسآنجلس رابط من ميان انجمن پادشاهي ايران و نيروهاي آمريكايي شد. در اين بخش، قاضي صلواتي از وي خواست تا در خصوص اتهامات خود به بيان مطلب بپردازد كه متهم اضافه كرد: اصل اتهامات من مشخص است يكي از اهداف ما ايجاد اغتشاش در انتخابات بود و لذا بنا بود كه به جمعآوري اطلاعات در اين زمينه بپردازيم و نهايتا در مورد نتايج آرا ايجاد شك و شبهه كنيم اما قبل از انجام هر كاري نه تنها من بلكه ساير نيروهاي فعال در اين زمينه دستگير شدند و من در مسير بازجويي متوجه شدم كه همهي افراد شناسايي شدند و تمام اعمال ما تحت رصد بوده است. محمدرضا در پايان تاكيد كرد: من در اينجا از دادگاه، مقام معظم رهبري و ملت عزيز طلب عفو و بخشش دارم و اعلام ميكنم كه اغفال شده و فريب خوردم. به گزارش ايسنا، پس از اظهارات اين متهم، صلاحي وكيل وي در جايگاه خود حضور يافت و خطاب به دادگاه گفت: پروندهي متهم را مطالعه كردم و صرف نظر از اينكه موكل من به ارتكاب جرايمي اقرار كرده است به جهت فقدان عنصر مادي در مواد ۱۸۶ و ۶۱۰ قانون مجازات اسلامي به جهت مسلح نبودن و عدم اقدام عملي،انتصاب به عنوان مجرمانهي محارب قابل تصور نيست و از طرفي بايد بگويم اصولا هرانسان تحت تاثير دو نيروي متضاد مرتكب جرم ميشود. اما نيروي مقاومت منشعب از اخلاق و فاكتورهاي فرهنگي است كه ميتواند سد راه كجرويهاي او شود. به گزارش ايسنا، در پايان اظهارات وكيل مدافع محمدرضا عليزماني، قاضي صلواتي با ۱۰ روز استمهال وكيل مدافع متهم جهت اخذ آخرين دفاع موافقت كرد. به گزارش خبرنگار حقوقي ايسنا، نمايندهي دادستان در تشريح كيفرخواست انفرادي آرش رحمانيپور اظهار كرد: آرش رحمانيپور با نام مستعار سورنا كد ۵۰۱۵۰ با كمك دشمنان خارجي و گروهك تروريستي انجمن پادشاهي ايران اقدام به عمليات خشن و غيرانساني در حوزههاي رايگيري را داشته كه در حال حاضر در بازداشت موقت به سر ميبرد و فاقد پيشينهي محكوميت كيفري است. نمايندهي دادستان در تشريح اتهامات اين متهم گفت: اتهام محاربه از طريق عضويت در گروه تروريستي و ملحد انجمن پادشاهي ايران و تهيهي مواد منفجره جهت ترور مسوولان و خادمان نظام و انفجار در مراكز عمومي از قبيل امامزادهها، حرم مطهر امام (ره) و مراكز رايگيري از جمله حسينيه ارشاد و مسجدالنبي نارمك و انجام پنج انفجار آزمايشي. متهم از طريق ايميل از جمشيد مطالبي را اخذ و قصد انجام عمليات خرابكارانه را داشته كه توسط ماموران گمنام دستگير شده است. ۲- اجتماع و تباني به منظور انجام اقداماتي عليه امنيت كشور، با توجه به دلايل و مستندات از جمله كشف ۱۰۰ كيلوگرم مواد ساخت بمب و چاشني و انجام حداقل پنج مورد عمليات انفجاري آزمايشي و تصويربرداري از آن و ارسال آن به پست الكترونيكي انجمن پادشاهي ايران، قصد انفجار و بمبگذاري در حسينيه شهرك وليعصر كه اين بمب عمل نكرده، قصد انفجار و بمبگذاري در امامزاده علياكبر چيذر و امامزاده زيد، بازار و پمپ بنزين نزديك مجلس شوراي اسلامي و انجام اقداماتي از قبيل ساخت بمب به منظور انفجار در برخي از حوزههاي رايگيري. نمايندهي دادستان افزود: با توجه به اعتراف متهم مبني بر آشنايي با انجمن پادشاهي ايران از طريق ايميل و تماس تلفني با جمشيد و اخذ دستورات لازم جهت انجام عمليات خرابكارانه با استناد به مواد ۱۸۶، ۱۸۷، ۱۹۰، ۶۱۰ و با رعايت مواد ۴۶ و ۴۷ قانون مجازات اسلامي، از دادگاه اشد مجازات را براي متهم حاضر تقاضا دارم. قاضي از آرش رحمانيپور خواست تا با توجه به مندرجات كيفرخواست قرائت شده از سوي نمايندهي دادستان، از خود دفاع كند كه اين متهم گفت: پرونده جاي دفاع ندارد اما براي روشن شدن چهرهي پنهاني گروهك مورد حمايت خارجي، مسائل مهمي را بيان ميكنم. وي در ادامه به تشريح نحوهي آشنايياش با انجمن پادشاهي ايران پرداخت و گفت: در سال ۸۵ از طريق ماهواره و با همكاري دوستانم با اين انجمن آشنا شدم و حس كنجكاوي به من دست داد تا هدف اين انجمن را بشناسيم. وي كار انجمن پادشاهي را تحريف قرآن و تاريخ دانست و گفت: سياست اول انجمن اين است كه افراد ناآگاه را از لحاظ اعتقادي پوچ ميكند. سپس ضدارزشها را براي آنها پايهريزي ميكند و مورد شستوشوي مغزي قرار ميدهد. وي در تشريح عضويت رسمياش در انجمن پادشاهي ايران پرداخت و گفت: حدود يك سال پيش بعد از عضويت رسمي با جمشيد آشنا شدم. سپس اميد، برخي آموزشها از قبيل راهاندازي راهپيمايي، شركت در اغتشاشات و اعتصابات، ايجاد درگيري بين ماموران و مردم و به صورت كلي راهاندازي جنگ شهري را به من آموزش داد و از من خواست تا افراد را با مشخصههاي خاص عضو اين انجمن كنم. وي با بيان اينكه ماساما دوست چگونگي ساخت بمب و تهيهي مواد اوليهي ساخت بمب را به ما آموزش داد و افراد و مكانهاي تهيهي مواد را به ما معرفي ميكرد، گفت: از مراحل آزمايشي تهيهي مواد منفجره فيلمبرداري و به انجمن ارسال كرديم تا بانك اطلاعاتي تروريستي به وجود آوريم و به ما آموخت كه چگونه مواد سمي تهيه و در آب آشاميدني بريزيم تا افراد زيادي كشته شوند كه ما به شدت به اين مورد اعتراض كرديم و آنها نميتوانستند چيزي را به زور به ما بگويند. اين متهم به محاربه، ايجاد رعب و وحشت بين مردم در مراكز ترويج دين از طريق بمبگذاري در امامزادهها و حسينيهها را يكي ديگر از اقداماتشان خواند و گفت: ماموريتها با اولويت هدف گرفتن مكانهاي مذهبي، سياسي و حوزههاي انتخاباتي بود كه اولين مكان مذهبي، امامزاده زيد و سپس امامزاده علياكبر چيذر بود كه شناسايي شد كه به دليل رصد ماموران امنيتي اين اهداف كنار زده شد و براي مكانهاي سياسي، حسينيه فاطميون و پمپ بنزين مقابل مجلس شوراي اسلامي در نظر گرفته شد كه در مرحلهي ساخت بمب و آموزش نحوهي ساخت به دليل نداشتن توانايي علمي نتوانستيم آن بمبهاي آتشزا را بسازيم و به اهدافمان نرسيديم. وي در ادامه به تشريح عمليات تروريستي در دوران انتخابات پرداخت و گفت: دو مكان حسينيه ارشاد و مسجدالنبي نارمك براي بمبگذاري در نظر گرفته شده بود تا با اين اقدام در شعبي كه رجل مهم كشور هستند و برنامه مستقيم پخش ميشود بمبگذاري صورت گيرد و جنگ رواني بين احزاب ايجاد شود و كل انتخابات با اين اتفاقات زير سوال برود. استفادهي انجمن پادشاهي ايران از انفجارها، ايجاد كشتار و فضاي خونريزي اين است كه كشور را دچار بحران كند تا احزاب و اقليتها به جان هم بيافتند و فضاي كشور مثل افغانستان شود و به ما ماموريتهايي ميدادند كه خوشبختانه در آن زماني كه ما وارد فاز عملياتي شديم به شكر خدا نيروهاي امنيتي ما را دستگير كردند و در پروسهي تحقيقات متوجه شديم دوستان اطلاعات از تمام مراحل و روند مطلع هستند كه جاي شكرش باقي است. اين متهم در محضر دادگاه اظهار پشيماني كرد و گفت: به دليل كمي سن، فقر فرهنگي، ضعف ايمان وارد اين پروسهي وحشت شدم و كارهايم قابل دفاع نيست و اميدوارم خداوند و مردم مرا ببخشند و رافت اسلامي مرا هم پوشش دهد تا در عمل، اشتباهاتم را جبران كنم. در ادامه صلاحي، وكيل مدافع اين متهم گفت: متهم بيشتر به بيان خط و مشي انجمن پادشاهي ايران پرداخته و تمام عملياتي كه خودش انجام داده قصد انجام جرم بيان شده و جرايم موجود در كيفرخواست اگر هم عنوان مجرمانه به آن اطلاق شود شروع به عمليات است. ايشان قصد ارتكاب جرم در شاخهي نظامي داشته كه جرمش را انجام نداده و اصولا انفجاري توسط ايشان انجام نشده است. عنصر مادي اين مساله مفقود است. من ترديد دارم كه عنوان محاربه بتوان به موكلم داد. وي افزود: با توجه به اقرار صريح متهم در مراحل مقدماتي و محضر دادگاه و با در نظر گرفتن اينكه آثار اقرار وي مثبت بوده و توانسته ماموران را به سمت منابع خرابكاري هدايت كند، اميدوارم تخفيف مجازات مورد نظر دادگاه قرار گيرد. صلاحي در ادامه، ۱۰ روز براي تدارك لايحهي آخرين دفاع وقت خواست كه قاضي صلواتي گفت: جهت رعايت حقوق متهم و تدارك آمادگي آخرين دفاع توسط وكيل، با مدت ۱۰ روز استمهال موافقت ميشود. نماينده دادستان اتهام كلوتيلد ريس را اقدام عليه امنيت داخلي كشور از طريق تباني و اجتماع با حضور در اجتماعات و اغتشاشات مورخ ۲۵ و ۲۷ خرداد و اقدام به جمعآوري اخبار و اطلاعات و عكسبرداري و فيلمبرداري از اغتشاشات و ارسال به خارج از كشور عنوان كرد. در ادامه اين دختر ۲۴ ساله كه داراي فوق ليسانس روابط بينالملل از فرانسه و استاد دانشگاه است، به دفاع از خود پرداخت و خطاب به قاضي گفت: من مدتها قبل از انتخابات به ايران آمدم تا در دانشگاه صنعتي اصفهان به تدريس زبان فرانسه بپردازم. بر اساس توافقات صورت گرفته بين بخش فرهنگي سفارت و دانشگاه صنعتي اصفهان من براي تدريس به اين دانشگاه دعوت شدم. وي با بيان اينكه چند بار قبل نيز به ايران آمده بودم و به تاريخ،فرهنگ و زبان اين كشور علاقه داشتم، افزود: تا بيستم خرداد در دانشگاه صنعتي تدريس كردم و پس از تعطيلي دانشگاه در حال آماده شدن براي مراجعت به فرانسه بودم. پس از انتخابات در راهپيمايي روزهاي ۲۵ و ۲۷ خرداد شركت كردم و از اين راهپيمايي عكس و فيلم گرفتم علاوه بر اين از دوستان فرانسوي و ايراني و خود اطلاعاتي درباره تظاهرات و وضعيت سياسي ايران كسب كردم و همهي اينها به خاطر اين بود كه علاقه داشتم بدانم چه اتفاقاتي در ايران رخ ميدهد. اين متهم با اشاره به ارسال ايميل درباره تظاهرات ايران به رييس انجمن ايران شناسي فرانسه، ادامه داد: كسي از من نخواسته بود كه اطلاعاتي برايش بفرستم و عكس يا فيلم ارسال كنم بلكه اين علاقهي شخصي خودم بود و امروز ميفهم كه اشتباه كردم و پشيمانم زيرا نبايد در تظاهرات غيرقانوني شركت ميكردم و نبايد عكس ميگرفتم و يا از دوستانم در اين مورد سوال ميكردم. وي گفت: از كشور، مردم و دادگاه ايران ميخواهم كه مرا ببخشند و اميدوارم كه مورد عفو قرار گيرم. ريس در مورد ارسال گزارشهايي از ايران در خصوص موضوع هستهيي نيز اظهار كرد: پدر من كارشناس كميسارياي انرژي هستهيي فرانسه است و من در آنجا كارآموزي ميكردم به همين خاطر يك گزارش درباره سياست ايران در خصوص انرژي هستهيي نوشتم و در اين گزارش از مقالات اينترنتي و اطلاعاتي استفاده كردم كه چيز پنهاني در آن نبود. اين متهم با بيان اينكه من به دنبال اطلاعات خاصي نبودم، نسبت به اقدامات خود پس از انتخابات در ايران اظهار پشيماني كرد. مهدوي وكيل مدافع اين متهم پس از اظهارات وي به جايگاه رفت و در دفاع از موكل خود گفت: موكل من با صداقت و بدون هر شائبهاي مطالب خود را بيان كرد و سوء نيت خاصي در راستاي اقدام عليه امنيت داخلي كشور نداشته است. وي افزود: نتيجهي منطقي علاقهي موكلم به آموختن زبان فارسي، علاقهي وي به شناخت تمام ابعاد ايران اعم از ابعاد سياسي و اجتماعي است و آخرين بار نيز توسط دانشگاه صنعتي اصفهان به ايران دعوت شده است. مهدوي با بيان اينكه موضوع پايان نامه موكلش بررسي مواد و محتواي درسي كتابهاي ايران قبل و پس از انقلاب بوده است، ادامه داد: ديروز كه با خانم ريس ملاقات داشتم ابراز ندامت كرد و من با سوالات خود مطمئن شدم كه حضور او در اين جريانات بدون برنامهريزي و ارتباط با سازمانهاي امنيتي خارجي بوده و تنها با بخش فرهنگي فرانسه ارتباط داشته است. وي گفت: موكل در حال حاضر از صميم قلب پشيمان است و تقاضاي بخشش دارد. در پايان جلسه دادگاه، كلوتيلد ريس در جمع خبرنگاران در خصوص اتباع فرانسوي كه در تظاهراتهاي پس از انتخابات حضور داشتند، سخني نگفت اما در پاسخ به خبرنگاران اظهار كرد: در تظاهرات روز ۲۵ خرداد، بدون اطلاع از غير قانوني بودن شركت كردم زيرا ميدانستم كه بخشي از مسئولان سياسي نيز در آن شركت ميكنند؛ اما روز ۲۷ خرداد ميدانستم كه تظاهرات غيرقانوني است. وي افزود: عكس و فيلمي كه من تهيه كردم را براي هيچ كس نفرستادم و پيش خودم بود. عكسهايي كه به دوستانم فرستادم از سايتهاي ايراني گرفته بودم. اين متهم در خصوص گزارش خود از موضوع هستهيي ايران، اظهارات خود در جلسهي دادگاه را تكرار كرد و در مورد رفتار زندانبانان، ماموران و بازجوهاي ايران، گفت: زندان برايم سخت بود زيرا در يك چهار ديواري حبس بودم و فشار روحي و بيخبري از آينده اذيتم ميكرد؛ اما امكانات زندان مناسب بود و ماموران، زندانبانان و بازجوها رفتار بدي با من نداشتند. نازك افشار كارمند سفارت فرانسه نيز كه در حوادث اخير بازداشت شده است، به خبرنگاران گفت: من ۱۸ سال كارمند سفارت فرانسه بودم و در حوادث پس از انتخابات نيز از آنجا كه در بخش فرهنگي بودم ماموريت خاصي در اين خصوص نداشتم زيرا اين مساله به بخش سياسي سفارت مربوط است. وي افزود: من شخصا دو يا سه بار در اغتشاشات غيرقانوني ميدان هفت تير، خيابان انقلاب و غيره شركت كردم و در اثر يك ندانم كاري ايميلهايي را كه به دستم ميرسيد براي دوستانم ارسال ميكردم. اين متهم خاطرنشان كرد: در حال حاضر از اينكه اين كارها را انجام داده و تحت تاثير جو آن زمان قرار گرفتم، پشيمانم و متنبه شدهام. من اطلاعات خاصي جمعآوري نميكردم و تنها حضور فيزيكي داشتم. چون خانهي من نزديك ميدان ونك بود در اجتماعات اين ميدان شركت ميكردم؛ اما كسي از من نميخواست كه اطلاعاتي را جمعآوري كنم. افشار اضافه كرد: در جلساتي كه سفارت پس از برگزاري انتخابات برگزار ميكرد، كسي از ايرانيان شركت نداشت؛ اما به هر حال تصميماتي كه در اين رابطهها گرفته ميشد به ايرانيان نيز ابلاغ ميكردند از جمله اينكه اگر چنانچه اغتشاشي رخ داد درب را براي ورود مجروحان به بخش فرهنگي باز بگذاريم. وي گفت: سفير ما مرتب با وابستهي علميمان جلساتي داشتند زيرا ما در حال حاضر رايزن فرهنگي نداريم و همين وابستهي علمي است كه مدير بخش فرهنگي است. وي تصميمات سفارت را به ما ابلاغ ميكرد، مثلا ميگفت امروز شلوغ است و بايد دو ساعت زودتر به خانه برويد. افشار اظهار كرد: برخي اخبار كذب مطرح ميشود مبني بر اينكه ما به دنبال ايجاد شبكهاي جهت ورود دبيركل سازمان ملل به اين مسائل بوديم در حالي كه ما فقط ايميلهايي را ارسال ميكرديم كه بعدا متوجه شدم نبايد اقدام به اين كار ميكرديم. اين متهم بيان كرد: اينگونه نبوده كه از طرف سفارت افرادي مامور شوند براي شركت در اغتشاشات و اگر هم بوده من از آن بيخبرم. وي در مورد نحوه برخورد مسئولان زندان با خود گفت: خيلي با من مهربان بودند و خصوصا برادران وزارت اطلاعات من را متوجه اشتباهاتم كردند. به گزارش ايسنا، اين متهم در حالي كه اشك ميريخت، اظهار كرد: دليل گريههاي من اين است كه سابقهي ۱۸ سالهي خود را كه با صداقت كار كرده بودم خراب كردم. در ادامه جلسه نماينده دادستان، كيفرخواست انفرادي ناصر عبدالحسيني با نام مستعار بهروز را قرائت كرد و گفت: اتهام اين متهم محاربه از طريق عضويت و همكاري و تلاش و عضويت موثر در راستاي پيشبرد اهداف گروهك تروريستي منافقين، ۲- تباني و اجتماع با هدف اقدام عليه امنيت داخلي از طريق شركت در اغتشاشات به دعوت گروهك تروريستي منافقين، ۳- خروج غيرقانوني از كشور و تشويش اذهان عمومي به قصد اخلال در نظم و امنيت كشور است. وي گفت: متهم در سال ۱۳۸۶ از طريق رضا خادمي به گروهك منافقين جذب شده و در پادگان اشرف به آنها ميپيوندد و بعد از ديدن آموزشهاي نظامي در سال ۸۸ به كشور بازميگردد و با حضور در تجمعات به فعاليتهاي تبليغاتي براي سركرده گروهك منافقين ميپردازد و اخبار و اطلاعات درخصوص اطلاعات سياسي كشور را جمعآوري و آن را به گروهك تروريستي منافقين ارسال كرده و با همكاري زهره عضو گروهك در اغتشاشات حاضر و اقدام به تخريب اموال عمومي و اخذ عكس و تصويربرداري از صحنههاي درگيري كرده است. نمايندهي دادستان افزود: متهم با عضويت و همكاري با منافقين، يكي از عوامل اصلي ايجاد اغتشاشات بوده است و با توجه به اقرار صريح وي و با استناد به مواد ۱۸۶، ۱۸۹، ۱۹۰، ۶۱۰، ۶۹۸ از قانون مجازات اسلامي و ماده ۳۴ قانون گذرنامه و مواد ۴۲، ۴۶ و ۴۷ قانون مجازات اسلامي تقاضاي محاكمه و مجازات وي را دارم. قاضي صلواتي اتهامات مندرج در كيفرخواست را قرائت و از متهم خواست تا دفاعياتش را بيان كند. اين متهم با قبول اتهامات انتسابي، گفت: بعد از آشنايي با اين گروهك به صورت قاچاق به پادگان اشرف در عراق رفتم و سياوش آموزشهايي از قبيل شركت در تجمعات و اغتشاشات، تصويربرداري از شعب اخذ راي كمجمعيت را داد و بعد از دو ماه به تهران بازگشتم و رضا خادمي كارهاي تبليغاتي در تهران را انجام ميداد و عكس سركردهي گروهك منافقين را جلوي در دانشگاه قرار بوده بزنيم و يا با بالن به هوا بفرستيم و در قبال اين كارها به ما پول ميدادند؛ چون ميدانستند مشكل مالي ما نقطه ضعف ماست و پيشنهاد خاصي از جمله سفر به كشور مورد علاقهمان را دادند و بعد از مدتي تماس آنها قطع شد. اين متهم افزود: در دوران انتخابات در بوشهر مشغول كار بودم كه با من تماس گرفتند و گفتند از شعب اخذ راي فيلمبرداري كنم. قبول نكردم تا اينكه يك هفته بعد از انتخابات خانم زهره از لندن با من تماس گرفت و گفت بهروز امروز با رفقايت به شهر برو و با درست كردن كوكتل مولوتف اتوبوسها و مساجد را آتش بزنيد كه خوشبختانه بعد از آن دستگير شدم و از رياست دادگاه ميخواهم مرا مورد عفو قرار دهد. قاضي صلواتي از وكيل متهم خواست تا به دفاع از موكلش با توجه به اتهامات مندرج در كيفرخواست بپردازد كه وكيل اين متهم گفت: اكثر اتهامات موكلم قصد است اما قصد، جرم نيست. وكيل متهم گفت: با توجه به اقرار صريح موكل و نداشتن سوء سابقه و فقدان عنصر مادي با عنايت به ماده ۲۲ قانون مجازات اسلامي و بند «الف» ماده ۱۷۷ قانون آيين دادرسي كيفري و ماده ۷۲۸ قانون مجازات اسلامي، موكلم را مورد تخفيف مجازات قرار داده و حكم برائت وي را صادر كنيد و از محضر دادگاه يك هفته مهلت جهت ارايهي آخرين دفاع درخواست دارم تا دفاعيهام را تقديم دادگاه كنم. قاضي صلواتي با بيان اينكه با توجه به رعايت حقوق متهم با يك هفته استمهال موافقت ميشود،دادگاه در جوي آرام براي وكلا و متهمان برگزار ميشود و هيچ ترسي در دادگاه وجود ندارد. هرچه بخواهيد ميتوانيد بگوييد. در ادامه نمايندهي دادستان كيفرخواست رضا رفيعي متولد ۱۳۴۰ را قرائت كرد و در تشريح اتهامات مندرج در كيفرخواست گفت: اين متهم اقدام عليه امنيت كشور از طريق جاسوسي به نفع بيگانگان كرده است. وي گفت: اقدامات اين متهم توسط معاونت ضدجاسوسي وزارت اطلاعات شناسايي شد و اين متهم در ستاد مجازي ۸۸ با هدف حمايت از آقاي موسوي شركت كرده بود و در فيسبوك با اطلاعرساني مطالب كذب از جمله تقلب در انتخابات پرداخته و گزارشها و تصاوير را از طريق عكسبرداري و ايميل با قرار دادن بر روي سايت فيسبوك به عوامل خارج از كشور از جمله امارات و آمريكا ارسال كرده است. وي به منظور تاثيرگذاري در احزاب و در راستاي براندازي نرم اقدام به تاسيس NGO هايي كرده و در موسسات آمريكايي عضويت داشته و با عناصر وابسته به سرويس اطلاعاتي آمريكا به نام خانم نورا ارتباط داشته و استمرار اين ارتباط با ارسال اخبار كشور بوده و تلاش گستردهاي براي راهاندازي شبكهي غيرقانوني براي حزب اعتماد ملي عليرغم مخالفت شوراي امنيت ملي داشته و با سرويس اطلاعاتي امارات نيز هماهنگ و در ارتباط بوده و ملاقاتهايي با خانم جيليام سوي از مسوولان براندازي آمريكا عليه ايران در دوبي داشته است و با خانم ميسي مبشر كه در جريان حملهي آمريكا به عراق در بغداد و در زمان جنگ ۲۲ روزه در لبنان حضور داشته و با آمريكا فعاليت ميكرده است. وي گفت: اين متهم به مدت دو سال به عنوان منبعي كددار با اخذ حقوق، براي امارات جاسوسي كرده و اخبار و اطلاعات ايران را به آزيتا اردلان از عناصر فعال سلطنتطلب مقيم آمريكا ارسال كرده و اخبار و اطلاعات مربوط به آثار و تبعات ناشي از تحريم آمريكا عليه ايران و اخبار اطلاعاتي را جمعآوري و به شبكهي آمريكايي VOA ارسال ميكرده و با نازي بيگلري در ارتباط بوده است. نمايندهي دادستان افزود: با استناد به مواد ۵۰۱ و ۵۰۵ قانون مجازات اسلامي با رعايت مواد ۴۶ و ۴۷ اشد مجازات براي اين متهم تقاضا ميشود. قاضي صلواتي اتهامات مندرج در كيفرخواست صادره از دادسراي عمومي و انقلاب تهران مبني بر جاسوسي به نفع بيگانگان را به رضا رفيعي تفهيم كرد تا متهم از خود دفاع كند. اين متهم گفت: از ابتدا در اروپا تحصيل كردهام و به روزنامهنگاري علاقهمند بودم. بعد از مدتي به عنوان نمايندهي روزنامهي تايم درآمدم و وظيفه داشتم در كنفرانسهاي مطبوعاتي رييسجمهور با طرح سوالات جهتدار شركت كنم و با برخي از سران جمهوري اسلامي ايران مصاحبهي اختصاصي داشته باشم اما هيچ همكاري با دفتر خبري تهران اين مجله نداشتم و يك وبسايت در جزيرهي كيش طراحي كردم. وي گفت: از BBC با من تماس گرفتند و براي شركت در آزمون BBC به قبرس دعوت شدم. در آنجا اعلام كردم قصد گسترش برنامههاي فارسيزبان را دارم اما با آنها به نتيجه نرسيدم و به پيشنهاد دوستان مقيم آمريكا NGO راهاندازي كردم و اين NGO ها را با مشورت دوستان اصلاحطلبم راهاندازي و به خارج از كشور سفر كرديم. اين متهم گفت: به منظور كمك به ستادهاي آقاي خاتمي در انتخابات دهمين دورهي رياست جمهوري، سايت سيمرغ را شروع كردم و بعد از راهاندازي ايستگاه تلويزيوني در امارات، با ماهواره عربي بود كه با آقاي افخمي ارتباط پيدا كردم و او گفت براي حزب اعتماد ملي كانالي راهاندازي كنم و ۴۰۰ هزار دلار نيز هزينه كرد اما به بهرهبرداري نرسيد و اين اقدام باعث توجه ماموران امنيتي شد. وي گفت: بعد از مدتي نازي بيگلري براي بررسي تاثير تحريمهاي آمريكا عليه ايران با من تماس گرفت و در ايام انتخابات، خودم را به ستادهاي آقاي خاتمي نزديك كردم تا از او حمايت كنم كه وي انصراف داد و از آنجا كه آقاي خاتمي و ديگران از آقاي موسوي حمايت كرده بودند، در فيسبوك خودم از ايشان حمايت كردم و افراد ايراني و خارجي جذب اين صفحه شدند و افراد را ترغيب به راي دادن كردم. وي افزود: بعد از اعلام نتيجهي انتخابات، افراد را تشويق به اعتراض كردم و خودم نيز در راهپيمايي شركت كردم و با هيجان اين عكسها را روي صفحهي فيسبوكم گذاشتم و نام اين صفحه را راي من كجاست؟ گذاشتم و كانديداي مورد نظر من گفت تقلب شده و بايد ايستادگي كنيم. من اين كارها را كردم تا صداي ما را در اين جناح به دنيا برسانم. ناگهان متوجه شدم اكثر اين افرادي كه در صفحهي فيسبوكم هستند در راستاي براندازي است و تعليم ساخت بمب و مبارزه با اسلحه گاز اشكآور را ميدهند و افراد اطلاعاتي و سيا با ارسال ايميلي قصد ارتباط با من را داشتند كه آن ايميل را رد كردم. قاضي از متهم خواست نحوهي جذبش به سرويس اطلاعاتي امارات را توضيح دهد. اين متهم گفت: بعد از راهاندازي كانال تلويزيوني آقاي كروبي، مرا احضار كردند و گفتند رفت و آمدهاي مشكوكي داري، بايد به ما از رفت و آمدهايت گزارش دهيد و در غير اين صورت اخراجتان ميكنيم. در حال راهاندازي يك كانال محترم بودم كه اكنون اسمش را نميآورم كه به همين دليل با آنها همكاري كردم و نزديك انتخابات به ايران آمدم و آنها در مورد شرايط موجود از من سوال كردند و يك هفته بعد از انتخابات تصاوير راهپيمايي را روي صفحه فيسبوكم گذاشتم و يك نسخه به خانم ميسي و سرويس اطلاعات امارات نيز فرستادم كه خوشبختانه در ششم تيرماه دستگير شدم و به خاطر نوع فعاليتم كه قصدش مثبت اما نتيجهاش مثبت نبود از ملت عذرخواهي ميكنم و از آنجا كه حاكمان نظام هزينهي بالايي متحمل شدند نيز طلب بخشش دارم. وي گفت: ما همه ايراني هستيم. موقعي كه وطن، دين و ناموس به خطر ميافتد ما همه يكي ميشويم. من به تله افتادم. اميدوارم دادگاه مرا مورد رحمت اسلامي قرار دهد. قاضي صلواتي از اين متهم در مورد جاسوسياش براي سرويس اطلاعاتي امارات سوال كرد كه به چه مدت جاسوسي ميكرده و چه مقدار پول دريافت كرده است؟ اين متهم در پاسخ به قاضي گفت: يك سال با اين سرويس همكاري داشتم و ماهيانه ۵ هزار درهم دريافت ميكردم و اطلاعات ارايه شده به اين سرويس در زمان حضور در امارات شامل رفت و آمدها و فعاليتهاي خودم بود و در ايران شامل نظريهپردازيها در مورد انتخابات بود و از طريق اينترنت و تماس تلفني نظرياتم را منتقل ميكردم. قاضي از او پرسيد اطلاعات را از كجا جمعآوري ميكردي؟ متهم گفت: اخباري جمعآوري نكردم، نظريهپردازيهاي خودم بود. وكيل متهم نيز با حضور در جايگاه گفت: با لحاظ صداقت موكلم تقاضاي تخفيف مجازات را دارم زيرا عنصر معنوي جرم را نميبينم. وي يك هفته مهلت براي ارايهي لايحهي آخرين دفاع تقاضا كرد كه قاضي با اين تقاضا موافقت كرد. در ادامه نمايندهي دادستان، كيفرخواست انفرادي ميرمحمد حسين رسام ۴۳ ساله تحليلگر ارشد سفارت انگلستان در تهران قرائت كرد. سپس قاضي صلواتي از او خواست دفاعيات خود را ارايه كند. اين متهم گفت: وظيفهي اصلي من در سفارت، جمعآوري اطلاعات براي انگلستان با دريافت نظرات مسوولان بود كه به محض اخذ نظرات، آنها را براي لندن ارسال ميكرديم. با توجه به محدوديت شديد سفراي انگليس، آنها از كارمندان محلي استفاده ميكردند و در طول پنج سال فعاليتم در اين سفارتخانه با مرتبطان ايراني در كافيشاپ و رستوران و مكاني غير از سفارت ملاقاتهايي را داشتيم و مرتبطان ميدانستند كه هزينهي اين ديدارها را دولت انگليس ميدهد و با افرادي مثل عطريانفر، سعيد ليلاز، شمسالواعظين ديدار كرديم و سفارت سعي ميكرد افراد داراي دسترسي به حوزههاي مختلف بهويژه اصلاحطلبان ارتباط برقرار كند و به همين لحاظ بخش VIP تاسيس كرد و افراد را به شكلهاي مختلف شناسايي و ارتباط اوليه با آنها برقرار ميكرد. اين متهم به تحركات سفارت انگلستان در زمان برگزاري انتخابات در ايران پرداخت و گفت: چهار ماه قبل از انتخابات بررسي تحولات انتخابات در دستور كار كارداران محلي قرار گرفت و اخبار از مرتبطان و دفاتر برخي از فعالان سياسي بهويژه اصلاحطلبان جمعآوري و بعد از تحليل به لندن ارسال ميشد. وكيل مدافع اين متهم در دفاع از موكلش گفت: عنصر اصلي اين اتهام، ضربه زدن به امنيت كشور است كه موكل اين قصد را نداشته و درخواست اصلاح اتهام در كيفرخواست را دارم. در اين جلسه از دادگاه دهها نفر از متهمان حوادث اخير حضور داشتند كه افرادي مانند شهاب طباطبايي، علي تاجرنيا، احمد زيدآبادي، جواد امام و هدايت آقايي در ميان آنان به چشم ميخوردند. پس از پايان جلسه، قاضي صلواتي اعلام كرد كه زمان برگزاري جلسه بعدي دادگاه متعاقبا اعلام ميشود. متن كامل كيفرخواست در لينكهاي اين خبر قابل مشاهده است. انتهاي پيام - كد خبر: ۸۸۰۵-۰۸۳۸۴ بالا فهرست اصلي |
*English
Lawyer Search < Francias* *كانون جهاني (IBA) اتحاديه كانونها *مصوبات *مجمع عمومي * شوراي اجرائي *كميسيونانفورماتيك كانونهاي وكلا *مركز *فارس *آذربايجان شرقي *آذربايجان غربي *اصفهان *مازندران *خراسان *گيلان *قزوين *كرمانشاه و ايلام *خوزستان *همدان *قم *كردستان *گلستان *اردبيل *مركزي *بوشهر *زنجان *لرستان *کرمان امور وكلا و كارآموزان *فهرست اسامي *مصوبات كانون *كميسيون حقوقي *كارآموزي و اختبار *آزمون وكالت *نظرات وكلا طرحها و لوايح وكالت *كتابخانه *مقالات حقوقي *مجله حقوقي *نشريه داخلي منابع حقوقي *بانك قوانين *آراء قضائي *نظرات مشورتي *لوايح و اوراق *مراجع رسيدگي *پرسش و پاسخ سايتهاياطلاعرساني *حقوقي و داخلي *حقوقي خارجي | |||||
|
All Rights Reserved. © 2003 Iranian Bar Associations Union No. 3, Zagros St., Argentina Sq., Tehran, Iran Phone: +98 21 8887167-9 Fax: +98 21 8771340 Site was technically designed & developed by Nima Norouzi | ||||||