لطفا برای مشاهده بهتر تارنما قلم فارسی موجود را دریافت کنید.  كاوش پيشرفته
خبرنامه الكترونيكي سايت - از ۱/۴/۱۳۸۸ تا ۱۵/۷/۱۳۹۰

فايل خبرنامه از ابتدا (مرداد ۱۳۸۲) تا خرداد ۱۳۸۸
(صفحه۹)

فهرست اصلي
فهرست:

  * متن كيفرخواست پرونده متهمان وقايع پس از انتخابات/‌۱/
  * متن كيفرخواست پرونده متهمان وقايع پس از انتخابات/‌۲/
-------------------------------------------------------------



  * متن كيفرخواست پرونده متهمان وقايع پس از انتخابات/‌۱/

دادگاه پرونده متهمان وقايع پس از انتخابات صبح روز شنبه به رياست قاضي صلواتي برگزار شد.

به گزارش ايسنا، متن كيفرخواست اين پرونده كه از سوي دادگاه در يك لوح فشرده در اختيار خبرگزاريها قرار گرفت به اين شرح است:

بسم اللّه الرحمن الرحيم

متن ادعانامه دادستاني تهران عليه متهمين پروژه شكست خورده كودتاي مخملي

واذا اذقْنا النّاس رحْمهً مّن بعد ضرّاء مسّتهمْ اذا لهم مّكْر في آياتنا قل اللّه اسْرع مكرًا انّ رسلنا يكتبون ما تمكرون (يونس ۲۱) (ما هرگاه بر آدمي بعد از آنكه او را رنج و زياني رسيد، رحمت مي فرستيم، در اين صورت براي محو آيات و رسولان حق مكر و سياست به كار برند. بگو مكر و سياست الهي كامل تر و سريع تر است كه رسولان ما مكرهاي شما را خواهند نوشت.)

رياست محترم دادگاه انقلاب اسلامي تهران، سلام عليكم

همچنانكه استحضار داريد، رهبر حكيم و فرزانه انقلاب با درايت امامگونه خود فرمودند ملت آگاه ايران اسلامي با حضور كم نظير خود در پاي صندوقهاي راي در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري حماسهاي خيره كننده و بيهمتا آفريدند كه در آن رشد سياسي و چهره مصمّم انقلابي و توان و ظرفيت مدني ملت ايران در نمايي زيبا و پرشكوه در برابر چشم جهانيان به نمايش درآمد.

مقام معظم رهبري، در تبين اهميت نقشآفريني مردم بيدار كشورمان در ادامه پيام مهم خود تصريح فرمودند:«اقتدار و عزتي كه مردم عزيز با آرامش و متانت و كمال خود، در تاريخ كشور به ثبت رساندند و اراده خلل ناپذيري كه در ميان آتشبار جنگ رواني دشمنان با حضور در اين عرصه تعيين كننده نشان دادند، از چنان اهميتي برخوردار است كه با هيچ بيان معمول و متعارفي نميتوان آن را توصيف كرد. تنها ميتوان گفت كه ملت ايران توانسته است همچنان موجبات رحمت الهي را در خود حفظ كند و دست قدرت خداوند را در حمايت از پيشرفت و تعالي كشور بالاي سر خود نگاه دارد.»

هر انسان منصفي به راحتي ميتواند دست آوردهاي بزرگ اين حماسه سترگ را در عرصههاي گوناگون سياسي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي در سطح داخلي و بينالمللي مشاهده نمايد.

اولاً اين انتخابات به نمايش غرور انگيز مردمسالاري حقيقي تبديل شد و براي جهانيان اين پيام را در بر داشت كه جمهوري اسلامي ايران يكي از امنترين و با ثباتترين كشورهاي جهان براي سرمايهگذاري و پيشبرد طرحهاي اقتصادي است.

ثانياً؛ در عرصه روابط بينالملل اين پشتوانه عظيم ملي قدرت چانه زني و استيفاي حقوق حقه مردم ولايتمدار ايران اسلامي را در سطح عالي افزايش داده و موفّقيت كشورمان را در منطقه و جهان ارتقا بخشيد، به گونهاي كه زبان مدعيان دروغين آزادي، دموكراسي و حقوق بشر را كوتاه نمود. بنابراين دولتمردان و متوليان ديپلماسي ايران در جهان ميتوانند بعد از اين در معادلات منطقهاي و جهاني و تعاملات فيمابين با كشورهاي جهان با قاطعيتي افزون و مبتني بر حكمت، عزت و مصلحت بهتر از هر زمان ايفاي نقش نمايند.

ثالثاً؛ تاثيرعميق اين حضور آگاهانه در نوع نگاه مردم جهان به ويژه نخبگان به فرهنگ غني مردم ايران و شعور سياسي آنها كه برخاسته از باورهاي اسلامي و انقلابي است، بيش از پيش افكار عمومي ملتها را متوجه كارآمدي الگوي مردم سالاري ديني نمود.

رابعا؛ از آنجايي كه پشتوانه مردمي يكي از مهمترين مولفههاي امنيت ملي نظام مقدس جمهوري اسلامي به حساب ميآيد، بدون شك مشاركت ۸۵ درصدي مردم نقش بي بديلي در تثبيت پايه هاي امنيت ملي داشته و دولت بر آمده از اين اكثرّيت پرشور وشعور در عرصه داخلي، منطقهيي و جهاني، مقتدرتر از گذشته ظاهر شده و اين اقتدار بمثابه سرمايه عظيم ملي در حل مشكلات داخلي و خارجي و ارتقاء و پيشرفت روز افزون كشور اسلامي عزيزمان تجلي خواهد يافت.

اما همانگونه كه رهبر معظم انقلاب در پيام خود به مردم مخصوصاً جوانان هشدار داده بودند كه مراقب وهشيار باشند چرا كه ممكن است «دشمنان بخواهند با گونههايي از تحريكات بدخواهانه، شيريني اين رويداد را از كام ملت بزدايند» دشمن سرخورده و مايوس فوراً دست به كار شد و با بسيج عوامل تبليغي، سياسي و ميداني خود زنجيرهاي از اغتشاشات و آشوبها را در تهران به وجود آورد كه در اثر آن هموطنان عزيز خسارات جاني، مالي و رواني عديدهاي را متحمّل شدند. طبق مستندات به دست آمده و اعترافات مستدل متهمين، وقوع اين حوادث كاملاً از پيش طراحي شده و طبق جدول زمانبندي و مراحل كودتاي مخملي پيش رفته است، به گونه اي كه بيش از ۱۰۰ مورد از ۱۹۸ مورد دستورالعملهاي «جين شارپ» براي كودتاي مخملي اجرا گرديده است.

رياست محترم دادگاه

با توجه به اينكه سلسله حوادث اخير به درستي در چارچوب تئوريهاي كودتاي مخملي ارزيابي ميگردد، از محضر عالي اجازه ميخواهد بسيار مختصر در مورد اين شيوه پيچيده و نوين براندازي نكاتي به استحضار برساند. اماّ پيش از آن به فرازي از فرمايشات مقام معظم رهبري در خطبههاي نمازجمعه تاريخي ۲۹ خرداد اشاره ميگردد، كه مويد اين مدعي است.

معظّم له چنين مي فرمايد: «... در داخل كشور هم عوامل اين عناصر خارجي به كار افتادند و خط تخريب خياباني شروع شد، خط تخريب، خط آتش سوزي، اموال عمومي را آتش بزنند، حريم كسب وكار مردم را نا امن كنند، شيشههاي دكّان مردم را بشكنند، اموال بعضي از مغازهها را غارت ببرند، امنيّت مردم را از جانشان ومالشان سلب كنند، امنيت مردم مورد تطاول اينها قرار گرفت، اين ربطي به مردم و طرفداران نامزدها ندارد، اين مال بدخواهان است، مال مزدوران است، مال دست نشاندگان سرويسهاي جاسوسي غربي و صهيونيست است، اين كاري كه در داخل ناشيانه از بعضي سرزد اينها را به طمع انداخت.

خيال كردند ايران هم گرجستان است! يك سرمايهدار صهيونيست آمريكايي چند سال قبل از اين، طبق ادعاي خودش كه در رسانهها و در بعضي از مطبوعات نقل شد، گفت من ده ميليون دلار خرج كردم در گرجستان و انقلاب مخملي راه انداختم، حكومتي را بردم، حكومتي را آوردم، احمق ها خيال ميكردند جمهوري اسلامي ايران و اين ملت عظيم هم مثل آنجاست».

پس از فرمايشات رهبر عزيزمان توجه دادگاه محترم را به ادامه كيفر خواست جلب مي نمايم.

و اما كودتاي مخملي نوعي از انواع براندازي است كه با كودتاي نظامي در هدف مشترك امّا در شيوه و ابزار كاملا متفاوت است.

در همين رابطه آقاي «رابرت هلوي» افسر بازنشسته سازمان سيا و شاگرد دكتر«جين شارپ» در كتاب خود با عنوان «مبارزه عاري از خشونت، تاملي در بنيادها» مينويسد: «مبارزه عاري از خشونت (يعني همان كودتاي مخملي) تفاوت خاصي با درگيري نظامي ندارد جز در اين مورد كه اسلحه بكار رفته در آن متفاوت و منحصر به اين روش ميباشد»

يكي ديگر از تفاوتهاي كودتاي مخملي با كودتاي نظامي در فرايند شكلگيري از آغاز تا پايان ومدّت طولاني آن است كه گاهي ممكن است ده سال يا بيشتر به طول انجامد.

مهمترين نكتهاي كه در مورد كودتاي مخملي بايد به آن توجّه داشت اين است كه نظريه پردازان اجير شده توسط سرويسهاي جاسوسي و اطلاعاتي غرب طبق سفارش كار فرمايان خود اين شيوه را براي خروج جهان استكبار از بن بست عملي براي سرنگوني نظامهاي مستقل يا ناهماهنگ با هژموني و استيلاطلبي غرب ابداع نمودند كه نتيجه سالها مطالعه و تحقيق ميداني در كشورهاي مختلف كودتاخيز بوده است. اين شيوه براندازي به گونهاي طراحي شده است كه با تمسّك به روشهاي به اصطلاح مدني وطي مدّت زمان طولاني بدون آنكه در بين مردم و نظامهاي سياسي كشورهاي هدف حساسيّتي جدّي ايجاد كند يكي پس از ديگري مراحل كودتاي مخملي را بصورت خزنده وآرام پشت سر گذاشته ومعمولاً نظامهاي سياسي زماني به خود ميآيند كه كودتاي مخملي به مرحله پاياني خود رسيده و احتمال موفقيّت آن بسيار افزايش يافته است.

از سالها پيش بنيادها و موسسات متعددي توسط سرويسهاي جاسوسي و ديگر نهادهاي حكومتي كشورهاي غربي بويژه آمريكا بوجود آمده كه طبق يك تقسيم كار سازماني ومتمركز ماموريتهاي مختلفي را با هدف مشترك در اجراي پروژه كودتاي مخملي بعهده گرفتهاند.مهمترين اين موسسات و بنيادها عبارتند از بنياد سوروس(OSI) ،بنياد راكي فلر، بنياد فورد، بنياد جرمن مارشال فايند، خانه آزادي، شوراي روابط خارجيآمريكا، انجمن سياست خارجي آلمان ومركز مطالعات دموكراسي انگليس.

در تبيين بيشتر اين موضوع لازم است به اظهارات يك جاسوس كه هم اكنون در بازداشت به سر ميبرد و با هدف ايفاي نقش درانتخابات دهمين دوره رياست جمهوري به ايران بازگشته بود اشاره شود.

وي ميگويد: «در سفري كه به اسرائيل داشتم با موسسهاي به نام ممري آشنا شدم كه متعلق به كشور آمريكاست ولي در اسراييل مستقر مي باشد و كارش در زمينه مطالعات رسانهاي خاورميانه است.

تلاش اين موسسه مبارزه با فعاليت هاي ضد اسرائيلي است كه در ديگر كشورها صورت ميگيرد. اين موسسه پروژهاي را دنبال ميكند كه هدف آن حمايت از اصلاحطلبان دنياي اسلام از جمله ايران است. مسوول اين پروژه يكي از افسران قديمي اطلاعات ارتش اسرائيل است كه من با او ديداري داشتم. او در اين ديدار به من گفت هدف ما اين است كه تفكراتي مانند تفكرات عبدالكريم سروش را در ايران پرورش و ترويج دهيم.»

اين جاسوس ادامه مي دهد: «يكي ديگر از موسسات فعال در حوزه ايران موسسه هلندي هيفُوس است كه من ملاقات هايي هم با مسئولين اين موسسه داشتم. اين موسسه ارتباط خوبي با موسسات و NGOهاي داخل ايران دارد و حتي مبلغ ده ميليون يورو در پايان رياست جمهوري خاتمي در ايران هزينه كرده كه بيشتر آن به جنبش زنان داده شده است. موسسه هيفوس بودجه خود را از طريق رشوه از شركت هاي نفتي هلندي كه مي خواهند از پرداخت ماليات فرار كنند. به دست مي آورد.»

نامبرده در مورد نقش پايگاه راديويي اروپاي آزاد ميگويد: «پايگاه راديويي اروپاي آزاد كه مانند خيلي از موسسات براندازي نرم از زمان جنگ سرد كار خود را آغاز كرده و به سازمان سيا متصل است. زمان جنگ سرد آمريكاييها براي اينكه به شوروي فشار بياورند از پوشش هاي فرهنگي- سياسي و رسانه اي و با نام هاي زيبايي همچون دموكراسي، آزادي و حقوق بشر استفاده كردند و خيلي از موسساتي كه در حال حاضر فعاليت مي كنند، در زمينه براندازي نرم، بازمانده از آن زمان هستند كه راديو اروپاي آزاد هم از اين دسته است. بخش فارسي اين راديو به نام راديو فردا فعاليت مي كند. اين راديو بيشتر اعتراضاتي كه در ايران رخ مي دهد را پوشش مي دهد و به شدت بزرگنمايي مي كند.»

اين جاسوس در ادامه به يكي ديگر از موسسات براندازي نرم به نام «بركمن» اشاره مي كند و ميگويد: «پروژه گلوبال ويسز يا همان صداهاي جهاني زير نظر مجموعهاي به نام مركز بركمن در دانشگاه هاروارد انجام ميگيرد. اين پروژه از سال ۲۰۰۴ آغاز شده و من در اولين جلسه آن در هاروارد شركت كردهام. هدف اين پروژه تمركز بر تمام بلاگرهاي دنيا به خصوص كشورهاي مخالف آمريكا از جمله ايران است تا بتوانند به هدف خود كه ايجاد جنگ رواني در اين كشورها است برسند.

منابع مالي اين پروژه را بنياد سوروس (OSI) تامين مي كند كه به اكثر موسسات غيردولتي در دنيا كمك مالي مي دهد. مدير اين پروژه فردي به نام «اتان زوكرمن» است. او يك آمريكايي است كه قبلا در بنياد سوروس فعاليت داشته، او بر روي استفاده از اينترنت براي براندازي نرم در كشورهاي مختلف خيلي كار كرده و با نهادهاي اطلاعاتي امنيتي آمريكا نيز رابطه دارد.»

وي چنين ادامه مي دهد: «مركز بركمن توسط شخصي به نام «جان پالْفري» اداره مي شود كه خودش مدعي بود دايي او كرميت روزولت كودتاي ۲۸ مرداد را مديريت كرده است.»

نامبرده در اشاره به نقش آمريكا در طرح براندازي نرم مي افزايد: «آمريكا براي طرح براندازي نرم از تئوريسين هاي مختلف از جمله «جين شارپ» كه ۵۰ سال از عمر خود را در موسسه اش صرف كرده تا طرح استفاده از نقاط ضعف حكومت ها براي براندازي نرم را شناسايي كند، استفاده ميكند. در وب سايت اين موسسه متون و روش مبارزه مسالمت آميز شايد به ۲۰ الي ۳۰ زبان زنده دنيا آموزش داده شده است. البته اين زبانها آلماني، فرانسوي و يا اسپانيايي نيست بلكه به زبانهاي برمه اي، چيني، عربي، فارسي و ... است كه آمريكا دوست دارد در كشورهايي كه به اين زبانها گويش دارند انقلاب نرم صورت بگيرد.

افراد ديگري مانند «مارك پالمر» رئيس موسسه «كنوس» نيز در مورد ايران خيلي تحقيق كرده اند. آنها حتي ۲- ۳ سال پيش كلاس هايي را تشكيل دادند و يكسري از فعالان ۲ خردادي مانند عماد باقي را دعوت كرده و دوره هاي براندازي نرم را به آنها آموزش دادند.»

رياست محترم دادگاه

تا كنون پروژه كودتاي مخملي در چند كشور به مورد اجرا گذارده شده كه اكثراً با موفقيّت انجام شده امّا در مواردي هم ناكام مانده است. ازجمله كشورهايي كه كودتاي مخملي در آنها با موفقيّت اجرا شده عبارت است از گرجستان، لهستان، چك، كرواسي، صربستان، اوكراين و قرقيزستان، در اكثر اين كشورها كودتاي مخملي در بستر يك انتخابات شكل گرفته و مشابهتهاي فراواني با پروژه شكست خوردهكودتاي مخملي ايران كه به بهانه انتخابات دوره دهم رياست جمهوري مرحله پاياني آن كليد خورد داشتهاند البته اين توطئه با هوشياري مردم بيدار و هميشه در صحنه و برخورد قاطع و به موقع دستگاههاي انتظامي و امنيتي مقتدر كشورمان سركوب گرديد.

جاسوس بازداشت شده در پاسخ اين سوال كه آمريكا براي براندازي نرم در ايران از چه مدلي استفاده كرده گفت: «اين مدل مبتني بر انتخابات است و زمان آغاز آن حداقل ۲ سال قبل از برگزاري يك انتخابات شروع ميشود. آنها ابتدا شروع به برنامهريزي كرده و نامزد مورد نظر خودشان را انتخاب ميكنند به طور نمونه آقاي ساكاشويلي- رييسجمهور فعلي گرجستان –كسي نيست كه يك شبه در دنياي سياست سبز شده باشد اين فردبورسيه «فول برايت» متعلق به وزارت خارجه آمريكاست. او سالها در اين كشور تحصيل كرده وبراي اين روزها تربيت شده است. پس از تعيين نامزد مورد نظر به شدت روي او سرمايه گذاري اجتماعي مي كنند. به اين صورت كه افراد طرفدار آن نامزد به آموزش مردم به صورت شبكه اي – مدل تجاري، گلدكوئيستي – مي پردازند كه روش ثابت براي يارگيري در كمپين هاست. بعد از اين مرحله سمبل و نماد گرافيكي و رنگي براي اين نامزد انتخاب ميكنند و شروع به آمادهسازي افكار عمومي جهت راي دادن به نامزدشان ميكنند. از طرف ديگر قبل از انتخابات خودشان را آماده مي كنند تا اگر انتخابات را واگذار كردند شروع به تشكيك در انتخابات كنند و اعلام نمايند كه تقلب صورت گرفته است و اصل مشروعيت حاكميت را زير سوال ميبرند و شروع به اعتصاب ميكنند و در نهايت انتخابات را ابطال كرده و يا مجدد با نظارت ناظران خارجي انتخابات را برگزار مي كنند كه در نهايت نامزد مورد نظرشان پيروز ميشود.»

نامبرده ادامه مي دهد: «اين فرايند در كشورهاي گرجستان، صربستان، اوكراين و كرواسي انجام شده و به نتيجه هم رسيده است. نكته قابل توجه اينكه همان متون آموزشي كه در صربستان مورد استفاده قرار گرفته به فارسي ترجمه شده و با تغييرات كمي در ايران مورد استفاده قرار گرفته است. اين موارد بستگي به آداب و رسوم، فرهنگ و مذهب جامعه دارد. مهمترين عوامل اجرايي اين انقلاب جوانان هستند كه سرمايه گذاري خوبي بر روي آنها صورت مي گيرد. بر روي انرژي جوانان حساب ميشود. زيرا آنان تنها افرادي هستند كه ۲تا۳ ماه از زندگي خود را بدون پول، وقف انتخابات ميكنند.»

وي چنين ميافزايد: «كودتاي مخملي ايران خيلي شبيه انقلاب مخملي صربستان است، در آن كشور گروهي بنام «اُوتْ پور»«OUTPOR» كه گروهي دانشجو بودند ابتداء شروع به عضو گيري كردند كه شباهت زيادي به موج سبز در ايران داشت. در جزوه آموزشي كه بر روي سايت آلبرت انيشتاين قرار گرفته نكته اي به نام «موقعيت دشوار» وجود دارد كه از مهمترين روشهاي استراتژيك است و حكومتها را در شرايطي قرار ميدهد كه نتوانند با معترضين برخورد كنند. در اين نكته آمده كه اعتراضات بايد زير پوشش عادتهاي مذهبي قرار بگيرد و حركاتي مانند پياده روي در خيابان را انجام دهيد كه هيچ دولتي نميتواند از آن جلوگيري نمايد. در انتهاي اين جزوه آموزشي اشارهاي به چند حلقه فيلم آموزشي شده كه پيرامون انقلاب صربستان است. و حتي فيلمها به زبان فارسي دوبله شده و بر روي وب سايت ها قرار گرفته است.

جزوه ديگري نيز وجود دارد كه در مورد نحوه تسخير مكانها و ساختمان هاي حساس شهر است و در آن آموزش مي دهد كه گروه هاي معترض چگونه بتوانند مراكز مهم را تصرف كنند.

لازم است در اينجا به نكته مهمي در محضر دادگاه اشاره نمايم و آن اين است كه فيلم آموزش كودتاي مخملي صربستان كه به فارسي ترجمه گرديده توسط فردي به نام نادر صديقي ويراستاري و با صداي وي روايت شده است. اين فرد كسي است كه اولين بار آقاي كيان تاج بخش را به آقايان حجاريان و تاج زاده معرفي مينمايد. آقاي تاجبخش در مورد نقش آقاي نادر صديقي مي گويد: «نقش آقاي نادر صديقي و اينكه چه كسي مرا به او معرفي كرده و او به سفارش چه كسي مسئول وصل من به آقاي حجاريان و تاج زاده گرديده برايم گنگ است.»در حال حاضر نامبرده متواري مي باشد.

اين جاسوس بازداشت شده كه بنا به دلايل امنيتي فعلا از اعلان نام وي معذوريم معتقد است براندازي نرم يا همان كودتاي مخملي داراي سه بازوي فكري، رسانه اي و اجرايي است و تصريح مي كند: «هر كدام از بازوهاي كودتاي مخملي با تعدادي از موسسات و بنيادهاي آمريكايي ارتباط دارند و در واقع نوعي تقسيم كار صورت پذيرفته است.»

او در اين رابطه ميگويد: «در مثلث براندازي (بازوي فكري، بازوي رسانه اي و بازوي اجرايي) هر كدام از موسسات آمريكايي فعاليت خاصي را انجام ميدهند كه در ايران نيز يكسري افراد با آنها همكاري دارند. مهمترين آنها موسسهاي است به نام «هوفر» كه زير نظر دانشگاه استنفورد و در زمان جنگ سرد تشكيل شده است.

اين موسسه پروژهاي به نام «دموكراسي در ايران» را در دستور كار قرار داده كه زير نظر سه عنصر امنيتي به نامهاي: عباس ميلاني، لري دايمند و مايكل مك فور اداره مي شود.

عباس ميلاني در زمان محمدرضا پهلوي به دليل فعاليت در گروه هاي چپ دستگير مي شود. او بعدها به يك سلطنتطلب دو آتيشه تبديل ميشود بهطوري كه پس از انقلاب يكي- دو سال در ايران زندگي ميكند اما پس از چندي كشور را به مقصد آمريكا ترك و در آنجا كتابهاي متعددي را به نگارش در ميآورد و در اين كتابها از دستاوردهاي رژيم پهلوي تقدير ميكند. او كم كم به يكي از رهبران اپوزيسيون تبديل شد كه با ديگر رهبران اين جريان يك تفاوت عمده داشت و آن رابطه با عناصر اصلاح طلب داخلي بود.»

اين جاسوس بازداشت شده مي افزايد: «پروژه ''دموكراسي در ايران'' پيرامون فرهنگ عامه مردم ايران مانند موسيقي، وبلاگها و مسائل جنسي كار مي كند.

بخش دانشجويي اين موسسه بسيار فعال است و افرادي مانند خانم حقيقت جو، آرش نراقي (از حلقه كيان و نزديك به سروش) در كنفرانسهاي آنها سخنراني ميكنند. در داخل ايران نيز افرادي كه به حزب كارگزاران سازندگي نزديك هستند با اين موسسه همكاري دارند. به طور نمونه عطريانفر در هر مجله يا روزنامه اي كه كار ميكند از عباس ميلاني تحت پوشش يك تاريخ نگار مصاحبه مي كند. اهميت عباس ميلاني براي «سيا» از رضا پهلوي هم بيشتر است زيرا او با اصلاح طلبان رابطه خوبي دارد و حتي تمام هزينه هاي مالي اكبر گنجي در خارج از كشور را نيز او تامين مي كند.»

بازوهاي كودتاي مخملي در ايران

جاسوس مذكور در مورد بازوهاي كودتاي مخملي در ايران مي گويد: «مدلي كه در ايران طراحي شده مانند ديگر كشورها داراي سه بازوي فكري، اجرايي و رسانه اي است هر كدام از اين بازوها داراي زيرمجموعه هاي فعالي مي باشند كه به طور مثال بازوي فكري داراي زير مجمه هاي روشنفكري مذهبي، روشنفكري سكولار، سرمايه داري، سياست خارجي، ادبيات و... مي باشد كه در هر كدام از اين موارد موسساتي در خارج و داخل ايران هستند كه به صورت فعال نقش دارند.

بازوي اجرايي اين پروژه يعني كودتاي مخملي داراي شش زيرمجموعه مي باشد.

۱- زيرمجموعه زنان كه از چند طيف تشكيل شده است. مهمترين ليدرهاي اين طيف خانم شادي صدر و خانم شيرين عبادي هستند. اين طيف ها بيشتر با NGOهاي هلندي در تماس هستند كه هزينه هاي اين گروه ها و كمپين ها را پرداخت مي كنند.

طيف ديگري به مسئوليت پروين اردلان- دختر علي اردلان از رهبران جبهه ملي- فعاليت ميكند. طيف نوشين همداني خراساني كه تمايلات چپ دارند از جمله اين طيفها هستند.

۲- زيرمجموعه قومي- نژادي، بيشتر امور اين كار در طيف شيرين عبادي صورت مي گيرد. او با اينكه در زمينه حقوق بشر فعاليت مي كند اما رگه هاي قومي-نژادي در آن وجود دارد. گروه هاي ملي- مذهبي نيز در اين زمينه متمركز هستند.

۳- زيرمجموعه حقوق بشر، مهمترين چماقي كه آمريكا براي رويارويي با مخالفان خود استفاده مي كند حقوق بشر است. در اين زيرمجموعه چند طيف وجود دارد كه اين بار نيز طيف شيرين عبادي از فعالان اين عرصه هستند.

هادي قائمي كه از عناصر فعال و امنيتي در آمريكاست از حاميان خارجي اين طيف مي باشد. او مدتي است كه رئيس بخش ايران در سازمان صهيونيستي «ديده بان حقوق بشر» بوده و با بودجه ۱۵ ميليون يورويي هلند موسسه اي را راه اندازي كرده كه تمركزش فقط حقوق بشر در ايران است.

۴- زيرمجموعه كارگري؛ اگر به ياد داشته باشيد در سال هاي گذشته سنديكاي اتوبوسراني اعتصابي را ايجاد كرده بود كه رهبري آن را فردي به نام منصور اصالّو برعهده داشت. اين جالب است كه افرادي به دلايل مختلف از جمله عقب افتادگي دستمزد خود دست به اعتصاب مي زنند اما حواسشان نيست كه موسسات برانداز در آمريكا مانند NED، صندوق مالي و دموكراسي و ... به صورت آشكار به موسسات ديگر چندين ميليون دلار پول مي دهند تا به سنديكاهاي كارگري در ايران كمك شود. تمامي اسناد اين كمك ها در وب سايت سازمان NED موجود است. علت دسترسي آسان به اين اسناد را مي توان تظاهرسازي دانست.

خيلي از افراد معتقدند كه اينها چون مخفي كاري انجام نمي دهند پس به دنبال مطلب و مساله خاصي نيستند.

۵- NGOها؛ اين زيرمجموعه در دوره دولت اصلاحات از اهميت خاصي برخوردار شد. غرب به اين نتيجه رسيده بود كه بايد NGOها در ايران گسترش پيدا كنند و به دنبال اين بود كه ضعف آنان از نظر منابع انساني، مالي و مديريتي نيز تامين شود. به همين دليل موسساتي تاسيس شد كه بيشتر آن در هلند بود. وظيفه اين موسسات اين بود كه به NGOهاي ايراني خدمات آموزش پرسنل، آموزش جمع آوري پول از خارج كشور و ... را بدهند. دو NGO برجسته در كشور با نامهاي كُنشگران به مديريت سهراب رزاقي (مدير NGOها در وزارت كشور دوره اصلاحات) كه مبلغ دو ميليون يورو بودجه از موسسات هلندي دريافت كرد و موسسه همياران با مديريت باقر نمازي، موسسه همياران بعد از زلزله بم در سال ۲۰۰۳ ميلادي يكسري كلاس هاي آموزشي با عنوان جذب پول از خارج كشور در تهران برگزار كرد كه مدرسان آن افرادي همچون هادي قائمي بودند كه سابقه صهيونيستي و امنيتي دارند.

۶- زيرمجموعه دانشجويي؛ اوج فعاليت زيرمجموعه دانشجويي در جريان ۱۸ تير ۷۸ بود كه البته مدتي بعد از آن نيز تضعيف شد. اما با گذشت زمان شاخه دانشجويي با مركزيت دفتر تحكيم وحدت طيف علامه و شاخه هاي مرتبط با آن نقش جدي در بازوي اجرايي براندازي ايفا كرد.

دادگاه آقاجري، نامه به كوفي عنان، تحريم انتخابات و ... از جمله فعاليت هاي اين زيرمجموعه بوده است. رفتن افرادي همچون محسن سازگارا، عطري، علي افشاري و رضا دلبري به آمريكا و شاغل شدن اين افراد در موسساتي كه كار آنها براندازي نظام جمهوري اسلامي است مي تواند بهترين مستند براي همكاري اين زيرمجموعه با پروژه كودتاي مخملي در ايران دانست.»

بازوهاي فكري پروژه كودتاي مخملي در ايران

اين جاسوس سيا در اين باره مي گويد: «اين بازو از اهميت بالايي برخوردار است و شايد بتوان گفت قبل از هر مساله اي كار فكري شروع ميشود و سالها طول مي كشد كه ديگر بازوها (اجرايي و رسانه اي) به كار بيفتد.

بازوي فكري در ايران از سال هاي خيلي دور يعني از اواسط جنگ آغاز شد در همين راستا يك تفكر روشنفكري جديد از ميان نيروهاي مسلمان بيرون مي آيد كه رهبري آن به عهده عبدالكريم سروش و مجله كيهان فرهنگي است (در آن زمان مديريت مجموعه كيهان با سيد محمد خاتمي بود.)

مقالاتي كه سروش در اين مجله به نگارش در مي آورد موضوعات خاصي را در پي داشت به طور نمونه سروش در اولين مقالات خود اين موضوع را انتخاب مي كند كه چيزي به عنوان غرب وجود ندارد كه بخواهيم در مورد غرب زدگي صحبت كنيم و اينگونه مبارزه با غرب زدگي را كه يكي از گفتمان هاي مهم انقلاب بود زير سئوال مي برد. آنها زير پايه هاي فرهنگي انقلاب را آرام آرام هدف گرفته و از ميان مي بردند. از همان زمان يك تيپ نوچه پروري و استبداد فكري در بحث تفكرشان مطرح بود كه آن را پنهان نگه مي داشتند. اگر ما فرض كنيم كه غرب و استبداد وجود ندارد ديگر شعارهاي انقلاب از قبيل استقلال و آزادي معنا پيدا نمي كند.

اين روند ادامه يافته و يك به يك پايه هاي تفكر امام را مي زند پايه هائي مثل وحدت ديانت و سياست، ولايت فقيه، و بدينسان زمينه براي غربي شدن و آمريكايي شدن را فراهم نمودند.»

وي در ادامه مي گويد: «افراد ديگري مانند سريع القلم، ناصر هاديان و هادي سمتي با تفكرات خاصي شروع به تئوري سازي در زمينه تامين منافع آمريكا در ايران كردند. آنها موضوعاتي مانند انرژي اتمي و موشكي، حمايت از لبنان و فلسطين را آرام آرام مورد هجوم قرار مي دادند. اين تئوري ها در مراكز تحقيقاتي مختلفي در دولت اصلاحات پرداخته شد و در مطبوعات به صورت گسترده در جامعه پخش مي شد.

اهم شباهت هاي كودتاي مخملي شكست خورده در ايران به كودتاي مخملي چند كشور نامبرده

۱) طرح تقلب با هدف بي اعتماد سازي مردم ومشروعيت زدائي از نظام سياسي مستقر، در همين رابطه رهبر بصير انقلاب اسلامي در خطبه هاي تاريخي نماز جمعه ۲۹ خرداد فرمودند:

«من اول فروردين در مشهد گفتم، هي دارند دائماً به گوشها ميخوانند، تكرار ميكنند كه بناست در انتخابات تقلب شود، ميخواستند زمينه را آماده كنند، من آن وقت به دوستان خوبمان در داخل كشور تذكر دادم و گفتم اين حرفي را كه دشمن ميخواهد به ذهن مردم رسوخ بدهد نگوئيد. نظام جمهوري اسلامي مورد اعتماد مردم است؛ اين اعتماد آسان به دست نيامده، سي سال است كه نظام جمهوري اسلامي با مسوولانش، با عملكردش با تلاشهاي فراوانش توانسته اين اعتماد را در دل مردم عميق كند. دشمن ميخواهد اين اعتماد را بگيرد، مردم را دچار تزلرل كند.»

متاسفانه برخي از جريانهاي سياسي، احزاب و فعالان سياسي بدون توجه به هشدارهاي معظم له و در يك همنوايي معناداربا دشمنان مرتبا بر توهم احتمال بروز تقلب در انتخابات دامن زدند. آن هم بدون ارائه هيچ دليل و مدركي.

يكي از احزاب مورد نظر در اين زمينه سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي است كه از ماهها پيش از انتخابات چه قبل و چه بعد از فرمايشات مقام معظم رهبري و دعوت معظم له به پرهيز از همسويي با دشمن، در بيانيههاي رسمي و اظهارنظرهاي اعضاي آن كراراً بحث تقلب در انتخابات ترويج گرديده است.

سازمان مجاهدين در بيانيه۲۱/ ۱/ ۸۸ كه به عنوان اعلام حمايت ازنامزدي ميرحسين موسوي ثبت گرديده و تنها ۲۰ روز بعد از هشدار رهبر معظم انقلاب اسلامي منتشر شده است، اينگونه حرف دشمنان را تكرار ميكند «سلامت انتخابات به شدّت به مخاطره افتاده است به طوري كه ديگر تقريباً اعتمادي به آمارهاي انتخابات از جمعيت واجد حق راي گرفته تا آراءشركت كنندگان و تا آراء كانديداها وجود ندارد».

البته اين سازمان ماهها قبل از آن نيز يعني در تير ماه سال ۸۷ طي قطعنامه كنگره دوازدهم موضوع تقلب را به نوعي ديگر مطرح مي نمايد. بعد از اعلام نتايج و پيام رهبر عظيم الشان انقلاب اسلامي مبني بر تائيد انتخابات نيز سازمان مجاهدين با صدور چند بيانيه، بدون ارائه سند و مدركي صحت انتخابات را زير سئوال برده است.به عنوان مثال در اولين بيانيه بعد از اعلام نتايج تصريح شده است: «ما در وجود تقلب وتخّلف ترديدي نداشتيم».

اين جريان با هدف القاء جعل و تقلب در انتخابات و تشويش اذهان عمومي، نامه وزارت كشور را جعل نموده و با انتصاب افتراء به اين وزارت خانه و توزيع وسيع آن قصد فريب افكار عمومي را داشته است.همچنين در بازرسي از منزل آقاي بهزاد نبوي عضو موثر و محوري سازمان مجاهدين اسنادي دال بر جعل سند با هدف تشويش اذهان عمومي به دست آمده كه به پيوست تقديم دادگاه ميشود.

شايان توجّه اينكه نمونه هائي از اين اوراق و نامه هاي جعلي در ستادهاي برخي كانديداهاي ناكام و معترض نيز كشف گرديده است.

حزب مشاركت، حزب كارگزاران، برخي از اعضاء مجمع روحانيون مبارز نيز رسماً و همسو با رسانهها و گروههاي معاند و مخالف نظام صحّت انتخابات را چه قبل و چه بعد از انتخابات مورد ترديد قرار دادند.

اين مساله از آن جهت مهم و براي دادگاه قابل توجّه است كه اولاً طبق آنچه گفته شد مساله تقلب همزاد با شروع فعاليت هاي انتخاباتي بوده كه حاكي از برنامه ريزي قبلي براي هدفي مشخص ميباشد.

ثانيا؛ اين مساله دليل اصلي بروز تشنجات واغتشاشاتي است كه خسارت مادي و معنوي فراواني از جمله كشته شدن هموطنانمان را در بر داشت و اين در حالي است كه متهمين بازداشت شده در اعترافات خود اذعان دارند كه با علم به عدم وجود تقلب وبا هدف ايجاد ترديد ، موضوع تقلب را مطرح نمودهاند.

مازيار بهاري خبرنگار هفته نامه نيوزويك در اين رابطه اظهار مي دارد: «رسانه هاي غربي خط تقلب در انتخابات را حتي قبل از برگزاري انتخابات پيگيري مي كردند و بنده هم در يك مصاحبهاي با آقاي خاتمي اين سوال را از ايشان پرسيدم وپس از مصاحبه با ايشان مشاهده كردم كه جرياني مطابق با الگوي كلاسيك انقلاب رنگي در كشور دنبال مي شود».

محمد علي ابطحي، مسوول دفتر رييس جمهور سابق كه اكنون در بازداشت به سر مي برد در مورد بحث تقلب اظهاراتي دارد كه به قسمت هايي از آن اشاره مي شود وي مي گويد:

«بحث تقلب در انتخابات در ايران از سال ۷۶ اولّين بار (توسط فرد مورد الاشاره) مطرح شد كه اصلاح طلبان از آن زمان به بعد از اين صحبت خيلي استفاده كردند ودر اين انتخابات اخير هم اين بحث را بهزاد نبوي مطرح كرد ودر ستاد خاتمي بعنوان مسئول كميته صيانت از آرا مشغول به كار شد.»

آقاي ابطحي مي گويد: «آقاي كروبي در جلسه اي با حضور ديگر دوستان اصلاح طلب اعلام كرد ؛ ما نبايد بر روي بحث تقلب در انتخابات پافشاري كنيم چون با اين كار اطمينان مردم سلب خواهد شد وديگر در انتخابات شركت نخواهند كرد. درهمان جلسه آقاي موسوي لاري اعلام كرد در انتخابات رياست جمهوري تقلب قطعي است.»

وي در ادامه مي گويد: «بعد از اعلام كانديداتوري مهندس موسوي در ستاد ايشان آقاي محتشميپور طرح تقلب را مطرح كرد ، هم آقاي موسوي وهم محتشمي پور زمينه بسيار تندي در اين باره داشتند وكميته صيانت از آراء را تشكيل دادند، نكته مهم در اين زمينه عقيده داشتن تمام اصلاحطلبان است بر اينكه بيش از ۲ يا ۳ ميليون تقلب نمي شود انجام داد. در جلسه بعد آقاي موسوي خوئيني ها اعلام كرد؛ ما نبايد فيتيله بحث تقلب در انتخابات را پايين بكشيم چون موقع جرزدن لازم مي شود.»

آقاي ابطحي تصريح مي كند: «من اعتقادم اين است كه محتشمي پور ضربه بزرگي به مهندس موسوي وارد كرد، او در جلسه ۲۳ خرداد مجمع اعلام نمود؛ من به مهندس موسوي گفتهام كه نگران نباش ما آنقدر سند در مورد تقلب داريم كه ميتوانيم مسير انتخابات را تغيير دهيم. آقاي مهندس موسوي به دليل بيتجربگي و دور بودن از صحنه سياسي زود تحت تاثير قرار ميگيرد.»

ابطحي در ادامه گفته فوق افزود: «۲ روز بعد از انتخابات از موسوي لاري در زمينه تقلب پرسيدم كه در جوابم گفت؛ محتشمي پور چرند ميگويد زيرا تغيير در آراء موسوي بيشتر از ۷۰۰ الي۸۰۰ هزار نخواهد بود.»

مصطفي تاج زاده معاون سياسي وزير كشور و رييس ستاد انتخابات كشور در دولت آقاي خاتمي يكي ديگر از بازداشت شدگان است كه امكان تقلب را منتفي مي داند و در اين باره ميگويد:«تقلب در انتخابات وجهي نداشت اما به محض اينكه انتخابات تمام شد ومن از بچه هاي استانها سوال كردم احساس كردم كه انتخابات را باختهايم ولي فاصله را ۳ به۱ نميدانستيم».

تاجزاده ادامه داد: «اين را هم براي اولين بار بگويم كه از ساعت ۱۲ كه آراء اعلام شد هيچ كس از من نشنيد كه تقلب شده است. لذا چيزهايي كه ميگويند به من بر نميگردد و من دخيل نبوده ام، البته حزبم بيانيهاي داده و بنده را هم مثل آنها مجازات كنيد.»

مصطفي تاج زاده اضافه مي كند: «به نظر من اين انتخابات به لحاظ كمّي جزء كم نظيرترين وبه لحاظ كيفي جزو بي نظير ترين انتخاباتها بود.معتقدم اين سرمايه ۴۰ ميليوني سرجايش محفوظ است.»

همچنين در اظهارات يكي از متهمين آمده است: «... در جلسه روز شنبه مورخ ۲۳/ ۳/ ۸۸ با آقاي تاج زاده و تعدادي از دوستان ديگر در ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در محل ستاد آقاي تاج زاده با حالتي بهت زده و خاص حضور داشتند. از ايشان دو سوال مطرح كردم سوال اول: اوضاع راي آقاي موسوي چطور است؟ ايشان گفتند: «راي آقاي موسوي خوب نيست و آقاي احمدي نژاد قطعا در دور اول پيروز انتخابات خواهد بود. سوال دوم:به نظر شما تقلب شده؟ كه ايشان پاسخ دادند: من با همه استانها جز استان اردبيل تماس گرفته ام نتايج اعلام شده با نتايجي كه ما داشتيم هيچ تفاوتي نمي كند و تقلبي صورت نگرفته است.»

بهزاد نبوي عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين، مشاور رييس جمهور سابق و نايب رئيس مجلس ششم نيز كه اكنون در بازداشت به سر مي برد در مورد طرح تقلب اعتراف ميكند: «ما هيچ سندي دال بر وجود تقلب نداشته ايم وبايد به راي شوراي نگهبان التزام داشته باشيم».

وقتي از آقاي نبوي خواسته شد كه لااقل براي جبران بخشي از تخلفات خود و به خاطر وضعيتي كه با طرح واهي تقلب به وجود آورده ايد و معترف هم هستيد كه سندي در تاييد آن نداريد و به خاطر اين ادعاهاي دروغ خسارت هاي جاني و مالي فراواني بر مردم عزيزمان تحميل نموده ايد. همين مساله را رسما اعلام كنيد ايشان در پاسخ مي گويد: «من به آقاي موسوي خيانت نمي كنم.» از او سوال شد آيا به خاطر عدم خيانت به موسوي، حاضر هستيد كه به مردم خود و تاريخ كشورت خيانت كني؟ نامبرده هيچ پاسخي نمي دهد.

رمضانزاده سخنگوي دولت آقاي خاتمي نيز در اين باره مي گويد: «من هميشه گفتهام و دوستان هم حزبي بنده هم ميدانند كه تقلب در ايران امكان ندارد.»

محسن صفايي فراهاني عضو شوراي مركزي و رئيس هيات اجرايي مشاركت، نماينده مجلس ششم و رئيس فدراسيون فوتبال از سال ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۱ نيز در اقارير خود چنين مي گويد:

«به هيچ وجه نمي توان پذيرفت كه در اين انتخابات تقلب شده است حتي اگر فرض را هم بر تقلب بدانيم يك ميليون، دو ميليون.»

او همچنين در اين زمينه افزود: «براي خود من نيز سئوال است فردي مانند مهندس موسوي كه عملكردش در انقلاب اسلامي روشن است در مجمع تشخيص مصلحت نظام نيز عضو ميباشد و افرادي همچون آقايان محتشمي پور و موسوي لاري كه در دوره هاي گوناگون وزير كشور بودند چنين ادعايي در مورد تقلب در انتخابات را دارند.»

خاطر نشان مي گردد كه بقيه متهمين نيز در اظهاراتي مشابه قائلند كه به هيچ وجه در اين انتخابات تقلب نشده و امكان تقلب هم وجود ندارد.

مازيار بهاري، فيلمساز و خبرنگار شبكه هاي غربي در ادامه سخنان خود به نقش رسانه هاي غربي در طرح تقلب چنين اشاره مي كند: «رسانه هاي غربي از چند ماه پيش از برگزاري انتخابات خط تقلب در انتخابات را در كانون توجهات خود قرار دادند و به گونه اي زمينهچيني كردند كه اگر كانديداي مورد نظر آنان در انتخابات پيروز نشد، اين حركت را يك كودتا در آراء مردم تلقي كنند. چندي قبل با يكي از مشاوران كانديداي مورد قبول غرب گفتوگويي داشتيم كه ايشان هم اين نكته را مطرح كردند كه در كشور كودتا شده است.»

بهاري در تكميل مطالب فوق ميافزايد:«در همين راستا آقاي موسوي قبل از اينكه نتايج انتخابات مشخص بشود طبق يك الگوي كلاسيك انقلاب رنگي گفتند «من پيروز انتخابات هستم و هر نتيجه اي غير از اين اعلام شود تقلب شده است.»

با توجه به اقارير متهمين و ادله مثبته طرح تقلب از سوي احزاب و فعالان سياسي متهم در اين پرونده از پيش طراحي شده و با هدف ايجاد آشوب و اغتشاش صورت گرفته است و اين دقيقا يكي از مولفههايي است كه در كودتاي مخملي مورد توجه ويژه بوده و علت اصلي بروز اغتشاشات و آشوبها به شمار ميرود و نكته مهم اينكه در بحث تقلب هماهنگي كاملي بين متهمين با بيگانگان صورت پذيرفته است.

۲) تجمعات غيرقانوني گسترده و اردو كشيهاي خياباني دومين شباهت كودتاي مخملي ايران با كشورهاي مذكور است، كه با هدف تمرين وايجاد آمادگي براي تسخير مراكز مهم دولتي صورت مي پذيرد، اتفاقي كه تقريباً در تمام كودتاهاي مخملي به وقوع پيوسته است اما در ايران با ناكامي مواجه شد.

برگزاري تجمع در مقابل وزارت كشور، صدا وسيما ، مجلس شوراي اسلامي در همين رابطه ارزيابي مي گردد. حمله به حوزه مقاومت بسيج با سلاحهاي گرم و سرد وبمبهاي آتشزا كه پس از راهپيمائي غيرقانوني ۲۵/ ۳/ ۸۸ در ميدان آزادي اتفاق افتاد بنا بر اعترافات متهمين و تصاوير متعددي كه از اين حادثه و عوامل فعال آن بدست آمده كاملاً حكايت از سازمان يافتگي و از پيش طراحي شده اين حمله دارد. حمل كوله پشتيهاي پر از سنگ و بمبهاي آتشزا، حمل نارنجك وديگر سلاحهاي گرم در حمله مذكور دليل محكمي است بر اين ادعا، البته لازم است در اينجا به اين نكته اشاره شود كه حساب اعتراضات بخشي از مردم با مهاجمين هدايت شده كاملاً جداست.

رستم فرد تهراني مسوول سايت سهام نيوز در مورد اهداف برگزاري تجمعات مي گويد:

«مساله اي كه ما در جريان انتخابات اخير دنبال مي كرديم اين بود كه با برگزاري اين تجمعات بگوييم كه در انتخابات تقلب صورت گرفته است.»

وي در ادامه به نحوه اطلاع رساني براي تجمعات اشاره مي كند ومي افزايد: «ما از سه طريق سايت، تلفن و ايميل زمان و مكان تجمعات را به اطلاع اعضاء شبكه راي خود ميرسانديم.»

كيان تاجبخش نيز با مقايسهاي بين اقدامات انجام شده در كودتاهاي مخملي چند كشور و آنچه كه در ايام انتخابات مشاهده شده مانند نمادسازي، زنجيره انساني، طرح تقلب، اعلام پيروزي پيش از شمارش آراء و تجمع گسترده در مقابل مراكز مهم دولتي با هدف تسخير آن اثبات ميكند كه در ايران هم بنا بوده يك كودتاي مخملي اتفاق بيفتد.

آقاي ابطحي هم طي اظهارات خود مبني بر از تجمعات از پيش طراحي شده مي گويد: «در جشن پيروزي يا شكست كه نتيجه آن شورش است مساله اي بود كه از قبل آماده شده بود. آوردن مردم به خيابان، تعيين مسير، آوردن تجهيزات و گزارش لحظه به لحظه رخدادها توسط فيس بوك تماما مواردي بود كه قبل از انتخابات آن را پيگيري مي كردند و مي خواستند اين اعتراضات را به يك نهضت تبديل كنند.»

وي در ادامه مي افزايد: «صبح جمعه (۲۲ خرداد) اطلاعيه اي در فيس بوك مهندس موسوي منتشر شد كه حاميان موسوي امشب تا صبح بيدار مي مانند، اين با موضوع سمبليكي كه كروبي مطرح كرده بود متفاوت بود.

بعد از مشخص شدن نتايج اوليه انتخابات، ستاد مهندس موسوي به سرعت نيروهايش را سازماندهي كرد. تاج زاده، در يك تماس تلفني به من گفت: «ما قصد داريم اين جمعيت را تا پايان انتخابات نگه داريم و آنها را به تمام نقاط شهر هدايت كنيم.»

ادامه دارد... كد خبر: ۸۸۰۵-۰۴۸۳۳
بالا
فهرست اصلي


  * متن كيفرخواست پرونده متهمان وقايع پس از انتخابات/‌۲/

به گزارش ايسنا، در ادامه متن كيفرخواست آمده است: ابطحي ادامه ميدهد: «معتقدم اين جريان داراي سه ضلع است: ۱- راس ۲- بدنه محرك ۳-شبكه اجتماعي كه در حقيقت جسم كار هستند».

در توضيح بيشتر بدنه محرك ابطحي اضافه كرد: «در بدنه محرك يكسري نقش فعالتري داشتند مانند سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، جبهه مشاركت، گروههاي لشگرساخته خاتمي مانند گروه ۸۸، ياري نيوز، پويش و ... حوزههاي مجازي كه لحظه به لحظه مردم را دعوت به حضور در خيابان ميكرد و شبكههاي خارجي كه توسط خبرنگاران خود تمام اخبار را پوشش ميدادند. نكته مهم اين است كه خبرنگاران خارجي به اين آقايان خيلي نزديك شده بودند حتي از لشگرهاي ساخته شده نيز نزديكتر بودند».

وي در مورد نقش بدنه محرك ميگويد: «مهمترين نقش اين عناصر نگه داشتن مردم در خيابانها بود تا اگر زماني آقاي موسوي اعلام كرد در فلان نقطه شهر هستم بتوانند همه را در آن نقطه جمع كنند. اين سازماندهي توسط لشگرهاي ساخته شده صورت ميگرفت».

ابطحي در جاي ديگر ميافزايد: «به خيابان آوردن جمعيت قبل از انتخابات مقدمهاي بود براي به خيابان آوردن آنها در شب شنبه، افرادي مانند فاتح، تاج زاده، خاتمي و ستادش، مهدي هاشمي و آدمهايش براي اينكه جمعيت را در خيابانهاي شهر نگه دارند خيلي فعال بودند و همه اينها در پيش بيني و طراحي برنامه براي شب شبنه نقش داشتند».

در پايان اين بخش بايد خاطرنشان كرد كه نقش رسانههاي بيگانه از جمله BBC فارسي، صداي آمريكا VOA، العربيه، راديو فردا و راديو زمانه در آموزش و تحريك با هدف گسترش ناآراميها و برگزاري تجمعات غيرقانوني و اغتشاشات برجسته ميباشد.

همچنين همسويي احزاب و عناصر متهم در اين پرونده با رسانه هاي مذكور بسيار حائز اهميت است كه از رياست محترم دادگاه درخواست توجه ويژه به اين موضوع دارد.

۳) فرهنگ سازي ، نهاد سازي و شبكه سازي

بنا براعترافات متهمين وجزوات آموزشي، فرايند كودتاي مخملي در سه مرحله

۱) فرهنگ سازي يا به عبارت بهتر جابجائي افكار به نفع ارزشهاي غربي،

۲) نهاد سازي در قالب تشكيل «NGO » و

۳ )شبكه سازي از طريق وصل« NGO » به يكديگر صورت ميگيرد.

كيان تاج بخش يكي از متهمين بازداشت شده كه بعنوان مامور بنياد سوروس براي مديريت باليني ميداني كودتاي مخملي از سال ۱۳۷۷ در ايران حضور دارد در اين رابطه ميگويد ؛ ايجاد وسيع «NGO» با هدف يارگيري براي استفاده در بحران صورت ميپذيرد.

محمد علي ابطحي يكي ديگر از متهمين نيز در تائيد سخنان تاج بخش مي گويد:

«در دوره اصلاحات ۲ وزارتخانه يعني وزارت كشور و وزارت ارشاد وسازمان ملي جوانان موظف شده بودند در سطح وسيعي مجوز تاسيس« NGO» صادر نمايند.»

بنابراين طي سالهاي گذشته دهها هزار NGO تاسيس و از سوي بنيادهاي پيش گفته غربي مورد حمايت همه جانبه مادي و معنوي قرار گرفته اند تا جائيكه شركت شل نيز كه يك شركت نفتي است در زمينه راه اندازي، آموزش، سازماندهي و حمايت مالي از NGO ها وارد عمل شد.

مع الوصف NGO ها در كنار گروه غير قانوني ۸۸ كه توسط احزاب فوق الذكر (مشاركت، سازمان مجاهدين وحزب كاگزاران) راه اندازي شده بود سازماندهي وهدايت تجمعات غير قانوني قبل و بعد از انتخابات را به عهده داشتند.

مروري مجدد بر نقش برخي از احزاب و فعالان سياسي در زمينه سازي براي كودتاي مخملي در ايران

رياست محترم دادگاه

با توجه به آنچه كه تاكنون گفته شد ميتوان نقش برخي از احزاب مانند مشاركت، سازمان مجاهدين و كارگزاران را در زمينه سازي و اجراء كودتاي مخملي در ايران در محضر دادگاه در محورهاي ذيل تبيين نمود.

۱- بررسي عملكرد چند ساله احزاب فوق اعم از اعلام مواضع در مسائل مختلف ملي و فراملي از طريق بيانيهها و سخنراني اعضاء كه عموما با سياه نمايي و تشويش اذهان عمومي همراه بوده است.

۲- اخذ تصميمات محرمانه براي براندازي نظام در جلسات حزبي و محفلي

۳- ارتباط مستمر و معنادار با بنيادها و موسسات كه در زمينه كودتاي مخملي فعاليت دارند.

۴- جلب حمايت هاي مالي خارجي در راه اندازي NGO ها، گسترش و شبكه سازي آنها با هدف به كارگيري در كودتاي مخملي به عنوان لشگر پياده نظام

۵- تلاش براي تحقق حاكميت دوگانه و چند صدايي در كشور با هدف ايجاد شكاف بين نخبگان و جامعه

۶- طراحي براي بهره برداري از بستر انتخابات در جهت تحقق كودتاي مخملي و تغيير ساختار نظام

در اينجا به برخي از اسناد به دست آمده در مورد فعاليت هاي پنهاني احزاب و فعالان سياسي مذكور اشاره ميشود.

۱- حزب مشاركت در سند تعاملات راهبردي سياسي- تشكيلاتي خود كه براي دوره پنج ساله در پاييز ۱۳۸۷ تهيه نموده پرده از منويات خود براي تغيير ماهوي نظام مقدس جمهوري اسلامي برميدارد. هر چند كه نويسندگان اين سند سعي نموده اند نيت واقعي خود كه حاكميت سكولاريسم در كشور است را در لفافه اصطلاحاتي مانند مردمسالاري و دموكراسي بپوشانند اما در بخش هايي نتوانسته اند واقعيت خويش را بپوشانند از جمله در صفحه ۸ بند ۴ اين سند آمده است: «بخش مردمسالار حاكميت بتواند از بحرانهايي كه كل سيستم سياسي را تهديد مي كند به نفع تثبيت مردمسالاري و چانه زني بيشتر استفاده نمايد.»

آيا اين جمله نامي جز خيانت دارد؟

البته سراسر محتواي سند فوق حاكي از آن است كه حزب مشاركت، نظام جمهوري اسلامي را نظامي اسبتدادي و غيرمردمسالار مي داند و با اين فرضيه قصد تغيير ماهوي آن را دارد و براي تحقق خواست خود برنامه ريزي نموده است و استفاده از عبارات آزادسازي اقتصادي و آزادسازي سياسي دقيقا با همين نگاه صورت گرفته است.

با اين توضيح توجه دادگاه محترم را به بخشي از اين سند جلب مي كنم، در صفحه ۶ آمده است: «در مرحله نخست حضور در نهادهاي رياست جمهوري، مجلس شوراي اسلامي و شوراهاي شهر و روستا و در مرحله بعد مجلس خبرگان نهادهاي مناسب تري براي حضور طرفداران مردمسالاري مي باشند.»

البته تهيه كنندگان اين سند كه به امضاء دبيركل و مهر حزب نيز مُنقّش است بلافاصله در سطر بعد پا را فراتر نهاده و اين تغيير را به كل نظام قابل تسري مي داند و اين يعني تغيير ماهوي نظام به نظامي سكولاريسم. مستند به اينكه ۱- آقاي خاتمي در دوره رياست جمهوري خود در يكي از جلسات شوراي عالي انقلاب فرهنگي تصريح مي كند «گريزي از سكولاريسم نيست» و اين تفكر متاثر از تصميم سازي شبه علمي دفتر مطالعات استراتژيك نهاد رياست جمهوري به رياست آقاي تاجيك عضو شوراي مركزي حزب مشاركت است طي مقالاتي سفارشي در نشريه راهبرد اين استنتاج غيرعلمي را القاء و به رويت آقاي خاتمي مي رساند كه «در آينده نزديك احدي را ياراي مقاومت در برابر سكولاريسم نيست و بايد خود به نحو شايسته به اين سرنوشت محتوم بشر تن دهيم و دعوت از هابرماس به ايران در سال ۸۱ نيز با همين هدف صورت مي پذيرد و در جلسهاي محرمانه در منزل آقاي كديور كه با حضور افرادي مانند حجاريان و محمد مجتهد شبستري تشكيل گرديد به دقت روند سكولاريزاسيون در ايران مورد بحث و بررسي قرار ميگيرد و راهكارهاي جديد ارائه مي گردد.

آقاي يورگِن هابرماس در حالي به كشور خود باز مي گردد كه در رايزني هاي خود از اراده اصلاحطلبان براي استقرار حكومت سكولار در ايران مطمئن گرديده بود.

همچنين سفر آقاي جان كين به ايران در سال ۷۸ و ملاقات با برخي از چهره هاي اصلاح طلب نيز در همين رابطه ارزيابي مي گردد.

آقاي جان كين يكي از نظريه پردازان كودتاي مخملي و عضو سرويس اطلاعات خارجي انگليس ام آي ۶ مي باشد.

۲- در يكي از جلسات مشترك بين نمايندگان چند حزب اصلاح طلب كه در پرونده سند آن موجود مي باشد در مورد بررسي راه هاي جلب حمايت اتحاديه اروپا به نفع خود در رقابت هاي سياسي داخلي به صراحت بحث مي گردد و حمايت اتحاديه اروپا از متحصنين مجلس ششم نشان مي دهد كه در جلسه فوق گزينه مذكور به تصويب رسيده است.

۳- پيشنهاد بهزاد نبوي مبني بر تشكيل جبهه ضد استبداد با حضور همه طيفهاي اپوزيسيون

۴- القاء غيردموكراتيك بودن نظام كه به صورت ترجيع بند اظهارات و بيانيه هاي احزاب مذكور و اعضاء آن نمايان مي باشد.

۵- بنا بر اطلاعات منابع موثق در يكي از جلسات سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي شاخه اصفهان در بين كليه اعضاء نظرسنجي مي گردد كه در صورت حمله آمريكا به ايران آيا رهبر جمهوري اسلامي را تسليم مهاجمين كنيم يا نه و اين در حالي است كه هيچ يك از شاخه ها اقداماتي در اين سطح را جز با هماهنگي مركزيت انجام نمي دهند.

۶- در حزب مشاركت نيز اقدام مشابهي در شاخه اراك صورت مي پذيرد و يكي از مسئولين شاخه طي سخناني اظهار مي دارد در صورت حمله آمريكا به ايران با دستان خودمان مسئولين جمهوري اسلامي را اعدام خواهيم نمود.

۷- اظهارات و مواضع ضد ديني اعضاء سازمان طي سالهاي گذشته كه اسناد آن موجود مي باشد به حدي رسيد كه مرحوم آيت الله مشكيني رحمه الله عليه اين سازمان را نامشروع و باعث انحراف جوانان خواند.

۸- صدور بيانيه هاي ساختار شكن و محوريت در جمع آوري امضاء براي نامه هاي سرگشاده به مسئولين نظام به ويژه به رهبر معظم انقلاب اسلامي كه در يكي از اين نامه ها از معظم له مي خواهند مانند امام جام زهر رابراي مصلحت نظام بنوشند.

۹- و اما در حوادث اخير نقش محوري اعضاء حزب مشاركت، سازمان مجاهدين و حزب كارگزاران در سطح طراحي، سازماندهي و هدايت اغتشاشات و تجمعات غيرقانوني.

اين نتيجه را به دست مي دهد كه احزاب مذكور همواره چه زماني كه در قدرت باشند مانند دوره اصلاحات كه دو قوه را در اختيار داشتند و چه زماني كه در قدرت نباشند، بر روند فتنه جويي تا تغيير ماهوي نظام به نظامي سكولار ادامه خواهند داد.

رياست محترم دادگاه

آنچه گذشت خلاصه اي از اقدامات طراحان و هدايت كنندگان داخلي پروژه شكست خورده كودتاي مخملي بود. در بخش دوم به نقش و اتهامات عوامل ميداني اين پروژه اشاره مي شود:

محاربه و افساد في الارض از طريق تلاش و فعاليت موثر در راستاي پيشبرد

اهداف گروهك تروريستي منافقين

تعدادي از متهمان بازداشت شده كه داراي سابقه محكوميت كيفري وعضويت در سازمان منافقين هستند در اين فتنه دستگير و يكي از آنان در اعترافات خود مي گويد: «در سال ۱۳۷۹ جذب سازمان منافقين شدم و در اولين اقدام جدي در سال ۱۳۸۳ وارد فاز نظامي شدم.

در اين سال براي بمب گذاري در يك مكان حساس در شهر تهران مشاركت پيدا كردم و سپس فعاليت هاي خود را در توزيع اعلاميه و جمع آوري و ارائه اخبار واطلاعات به سازمان منافقين گسترش دادم تا اينكه در صحنه تجمعات و اغتشاشات پس از انتخابات به صورت فعالانه اي شركت كردم. ماموران انتظامي زماني اقدام به دستگيري ام كردند كه در حال پرتاب كوكتل مولوتف به يكي از مراكز دولتي در تهران بودم.»

ماموريت عضو گروهك نفاق براي حضور فعال در اغتشاشات

«رضا. خ» با نام مستعار حبيب فرزند عباس متهم است كه به واسطه برقراري ارتباط با گروهك تروريستي منافقين عليه امنيت جمهوري اسلامي ايران اقدام نموده است.

متهم مزبور به صورت غيرقانوني از كشور خارج و با حضور در قرارگاه اشرف در عراق و گذراندن دورههاي مختلف آموزشي نظامي و جمع آوري اخبار و اطلاعات به كشور بازگشته است.

از ديگر اتهامات وي جذب نيرو براي گروهك منافقين و اعزام آنها به عراق است. متهم همچنين در دوران انتخابات اقدامات تبليغي متعددي به نفع منافقين از جمله هوا كردن بالن با عكس سركردگان گروهك منافقين و نصب تراكت و بيانيه در تهران نموده است.

وي با «ناصر.ع»،«محمد. ن» و «حسين. ش» از ديگر اعضاي منافقين در ارتباط بوده است و اقدام به جمع آوري پنهان اخبار و گزارش هاي مربوط به اغتشاشات پس از انتخابات و حضور فعال در تجمعات غيرقانوني نموده است.

دستگيري عضو گروهك نفاق هنگام پرتاب كوكتل مولوتف به سمت نيروهاي انتظامي

«عذرا سادات. ق» فرزند حسن داراي سابقه محكوميت كيفري و عضويت در سازمان منافقين است.

اتهام وي محاربه و افساد في الارض از طريق تلاش و فعاليت موثر در راستاي پيشبرد اهداف گروهك تروريستي منافقين و همكاري با اين سازمان است.

دستگيري متهمه در صحنه ارتكاب جرم و پس از شناسايي وي به عنوان يكي از عوامل اصلي اغتشاش توسط مامورين امنيتي حين پرتاب كوكتل مولوتف صورت گرفته است.

متهمه در سال ۸۳ در بمب گذاري تهران مشاركت داشته و در انتخابات اخير اقدام به توزيع اعلاميه به نفع گروهك تروريستي منافقين و جمع آوري و ارائه اخبار و اطلاعات به اين گروهك كرده است.

سوابق سياسي و حزبي متهمه از جمله اقرار وي به عضويت در سازمان منافقين در سال ۱۳۷۹ و فعاليت هاي وسيع متهمه در جهت اهداف سازمان مورد اشاره محرز است.

حضور عضو گروهك نفاق در ستاد آقاي كروبي و جمع آوري اطلاعات براي منافقين

«ناصح. ف» فرزند محمد، از طريق تلفن و اينترنت با گروهك منافقين وصل مي شود و سپس با شركت فعال در تجمعات دانشجويي و صنفي، اقدام به تهيه و ارسال عكس و فيلم و اخبار به گروهك نفاق مي كند.

متهم مزبور همچنين ماموريت داشته است اخبار و اطلاعات زندانيان گروهك نفاق را پيگيري و اين اطلاعات را به خانواده هاي آنان و گروهك منافقين ارسال نمايد.

وي با حضور در اغتشاشات و تشويق دانشجويان به حضور در تجمعات غيرقانوني، اطلاعات اين تجمعات و آشوب ها را براي منافقين ارسال مي كرده است.

متهم ضمن ارتباط گيري با خانواده زندانيان و مصاحبه با آنان، نوارهاي مصاحبه را براي سيماي آزادي، صداي آمريكا، راديو فردا و ... ارسال كرده است.

وي همچنين خانواده «شبنم. م» از اعضاي گروهك را به سرپل منافقين وصل نموده است.

متهم مزبور در ستاد انتخاباتي آقاي كروبي حضور داشته است.

دستگيري اعضاي گروهك نفاق در جلسه ساماندهي آشوب ها

- «اميرحسين. ف» فرزند حسن، از عناصر فعال گروهك منافقين است كه در اغتشاشات اخير نقش موثري داشته و در جلسه تشكيلاتي گروهك دستگير شده است.

- «مهدي. ش» فرزند احمد از ديگر اعضاي گروهك تروريستي منافقين است كه در جلسه سازماندهي اعضاي گروهك منافقين جهت دامن زدن به آشوب ها و اغتشاشات دستگير شده است.

همكاري و ارتباط با اعضاي گروهك منافقين در اغتشاشات اخير

«حسام. س» فرزند محمد، متهم به همكاري و ارتباط داشتن با «ضياء. ن» از عناصر مرتبط با گروهك منافقين در داخل كشور است.

وي همچنين ارتباط نزديكي با شوراي محرومين از تحصيل دارد كه اين شورا تحت نفوذ و هدايت منافقين ميباشد. متهم مزبور از فعالين و محركين شركت در تجمعات غيرقانوني پس از انتخابات رياست جمهوري بوده است و اخبار و گزارشهاي مربوط به اغتشاشات را از طريق «مجيد. د» كه از سرپل هاي منافقين در داخل است، براي رسانه هاي بيگانه و منافقين ارسال كرده است.

اقدامات يك شبكه تروريستي وابسته به سرويسهاي امنيتي آمريكا و اسرائيل در آستانه انتخابات رياست جمهوري

يكي از اعضاء شبكه تروريستي مذكور به نام «محمدرضا. ع» فرزند اسماعيل مي باشد كه داراي سابقه محكوميت كيفري در جرايم كلاهبرداري، جعل مهرهاي سپاه، دادگستري و قوه قضائيه است.

فرد متهم به همراه «حامد. ر» و «احمد. ك» در اسفند ۱۳۸۵ به عراق سفر مي كنند و از اين تاريخ ارتباط سازمان يافته اي را با نيروهاي آمريكايي و اسرائيلي برقرار مي نمايند.

متهمان جلسات متعددي را در دهوك اربيل، منطقه ربيعه در مرز سوريه و سليمانيه با مقامات آمريكايي برقرار مي نمايند و با دريافت پول از آنان، جهت ادامه ماموريت خود به تهران باز مي گردند. ترور يكي از مسئولان شهر پاوه، جمع آوري اطلاعات مربوط به نيروهاي بسيجي در تهران، دامن زدن به تجمعات، كارگري، تهيه بمبهاي قوي آتش زا، مشخص كردن اماكن سياسي و مذهبي براي ايجاد انفجار، جمع آوري اطلاعات درباره ساختار و سازمان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، نحوه قاچاق سلاح به كردستان عراق، جمع آوري اطلاعات از پادگان امام حسين(ع)، انجام عمليات تروريستي در جريان برگزاري نماز عيد فطر در مصلاي تهران و همكاري اطلاعاتي جهت انفجار در برخي مراكز مذهبي در فروردين ۱۳۸۷ از مهمترين ماموريت هاي محوله به متهم و تيم همراه وي بوده است.

طراحي بمب گذاري در حوزه هاي راي گيري و اقدام عليه امنيت ملي و دامن زدن به آشوب و اغتشاش از ديگر ماموريت هاي متهم بود كه قبل از هرگونه اقدامي توسط نيروهاي امنيتي دستگير شده است امنيتي گرفتار شد.

همكاري با نيروهاي آمريكايي جهت به اغتشاش كشيدن كشور

«احمد. ك» فرزند محمود عضو ديگري از شبكه تروريستي وابسته به سرويس هاي اطلاعاتي آمريكايي است كه به همراه دو متهم ديگر يعني «حامد. ر» و«محمدرضا. ع» براي ديدار، توجيه و دريافت ماموريت از مقامات آمريكايي و اسرائيلي به صورت غيرقانوني از كشور خارج شده، به سليمانيه عراق مي روند.

متهم نامبرده در جريان ملاقات و تماس با افسران اطلاعاتي آمريكا و برقراري جلسات متعدد، آمادگي خود را براي هرگونه اقدام عليه جمهوري اسلامي ايران اعلام مي نمايد. متهم و تيم همراه، پس از دريافت پشتيبانيهاي لازم از جمله پول و تجهيزات مخابراتي، جهت انجام عمليات بمب گذاري و تروريستي در اماكن دولتي، مذهبي، جمع آوري اطلاعات از مراكز نظامي به ويژه سپاه و بسيج و تهيه چارت سازماني نيروهاي مسلح وارد كشور مي شوند.

متهم نامبرده به همراه ديگر اعضاي شبكه، پروژه هاي مختلفي را جهت ايجاد آشوب و ناامني در كشور در برهه برگزاري انتخابات دهم و پس از آن تدارك ديده بودند كه قبل از موفقيت در انجام انفجار و عملياتهاي تروريستي دستگير شدند.

ورود به صحنه آشوب هاي پس از انتخابات

«حامد. ر» يكي ديگر از اعضاء اين شبكه تروريستي حدود يك سال و نيم در عراق اقامت داشته است. وي در اواخر سال گذشته از سوي افسر آمريكايي رابط اطلاعاتي خود ماموريت پيدا مي كند كه به تهران آمده از طريق بمب گذاري و ترور صحنه انتخابات ايران را ناامن و به آشوب بكشد كه قبل از موفقيت در عمليات مذكور، توسط نيروهاي امنيتي دستگير و در اين پرونده بازداشت مي باشد.

طرح بمبگذاري در حوزه هاي راي گيري انتخابات رياست جمهوري

«اميررضا.ع» فرزند احمد عضو ديگر اين شبكه از طريق ارتباط با فردي به نام «فرود. ف» با سرويس اطلاعاتي آمريكا مرتبط بوده است.

نامبرده به همراه يكي ديگر از متهمان اقدام به ساخت بمبي قوي آتش زا مي نمايد و در چند مرحله شدت انفجار آن را در بيابانهاي اطراف تهران آزمايش مي كند.

نامبردگان با تهيه فيلمي از اين آزمايشات و ارسال آن به آمريكا، طرح هاي خود را براي انفجار در امامزاده زيد(ع) بازار، امام زاده علي اكبر(ع) چيذر، حسينيه فاطميون در خيابان مجاهدين اسلام، نصب بمب روي تانكر انتقال بنزين و برخورد آن با پمپ بنزين مقابل مجلس شوراي اسلامي، بمبگذاري در حسينيه شهرك وليعصر و مرقد مطهر حضرت امام خميني(ره) اعلام ميكنند.

با تاييد اين طرح از افسران رابط، متهم نامبرده اقدام به طراحي ساخت بمب هاي قوي براي كارگذاشتن در حوزه راي گيري حسينيه ارشاد و مسجدالنبي نارمك مي نمايد تا در روز انتخابات با انفجار آن، ضمن كشته و مجروح كردن صدها راي دهنده، روند برگزاري انتخابات را دچار مشكل نمايند كه در نهايت پيش از هر اقدامي، متهم و تيم همراه وي توسط نيروهاي گمنام آقا امام زمان(عج) بازداشت مي شوند.

تلاش براي تضعيف نظام اسلامي و به قدرت رساندن گروهك نهضت آزادي

«عماد. ب» فرزند محمد حسين، مسئول شاخه جوانان گروهك نهضت آزادي و عضو دفتر سياسي گروه است. نامبرده از سوي نهضت آزادي ماموريت پيدا مي كند تا به صورت نفوذي از سوي نهضت آزادي در ستاد ۸۸ و كمپين دعوت از موسوي فعال شود و خطوط نهضتي ها را به اين ستاد منتقل نمايد.

از جمله اقدامات وي تشكيل ستاد جوانان آقاي موسوي در ستاد قيطريه، برگزاري همايشهاي سه گانه موج سوم، سازماندهي ستاد ۸۸ در استانها و هماهنگ نمودن نهضتيها در استانها با اين ستادها و انتشار و توزيع جزوات انتخاباتي است.

ديدار اعضاي شاخه جوانان نهضت آزادي به همراه «امير.خ» از اعضاي شوراي مركزي نهضت آزادي با قربان بهزاديان نژاد مسئول ستاد انتخاباتي آقاي موسوي در راستاي همكاري و هماهنگي نهضتيها با ستاد موسوي، با هماهنگي متهم مزبور صورت گرفته است.

وي در راستاي كار تبليغي هماهنگ و در يك اقدام تشكيلاتي اقدام به تهيه فيلم تبليغاتي در حمايت از موسوي و كروبي با آرم نهضت آزادي مي كند. اين فيلم ها در تيراژ بالا و حمايت مالي فردي ناشناس منتشر و توزيع مي شود.

متهم مزبور با اظهارات كذب و با درج مقالات و مصاحبههايي در روزنامه ها و سايت هاي خبري اقدام به سياه نمايي از اوضاع جاري كشور، تخريب اقدامات نظام، تشويش اذهان عمومي، ايراد افترا به مسئولان برگزار كننده انتخابات و گسترش فضاي ياس و نوميدي در جامعه از طريق تكرار ادعاهاي واهي درخصوص عملكرد نظام نموده است.

متهم مزبور همچنين نقش فعالي در راه اندازي تلويزيوني اينترنتي موج در ستاد قيطريه در ايام انتخابات داشته است.

وي علل و انگيزههاي خود را از اين فعاليت ها، ترويج افكار سكولاريستي و تضعيف نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و به قدرت رساندن گروهك نهضت آزادي عنوان كرده است.

ارتباط با شبكهها و رسانههاي بيگانه و ارسال اطلاعات و عكس جهت تهييج آشوبگران

ارسال خبر، گزارش، عكس و فيلم از صحنههاي آشوب و اغتشاش به رسانههاي بيگانه از ديگر اتهام بازداشت شدگان حوادث اخير است.

اين افراد با ارسال اخبار و تصاوير آشوبهاي خياباني به شبكه هاي تلويزيوني و خبري، نقشي مهم در تحريك و تهييج افكار عمومي به ويژه ايرانيان مقيم خارج كشور عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران داشته اند.

متهمان ابراز داشتهاند با دريافت پول از رسانه هاي خارجي، اقدام به تشكيل خانه هاي تيمي و مجردي كرده اند و از طريق اينترنت پر سرعت اقدام به ارسال عكس و فيلم نموده اند.

در تصاوير و فيلمهاي ارسال شده، چهره هاي آشوب زده و بحراني از كشور ارائه شده و بينندگان تصور مي كنند آشوبگران، مردم ايران هستند كه در اعتراض به نتايج انتخابات به خيابانها آمده اند.

«مجيد. س» فرزند ناصر، يكي از عكاسان بازداشت شده مي گويد: «بنده در تجمعات غيرقانوني ميدان انقلاب، ميدان آزادي، ميدان هفت تير، ميدان ولي عصر(عج) و ميدان بهارستان اقدام به گرفتن عكس از تجمعات غيرقانوني كردم و سپس اين تصاوير را از طريق خانه اي تجهيزشده در حوالي ميدان هفت تير به گروهك ضدانقلابي مرز پرگهر در آمريكا، آژانس گيتي ايميج در انگلستان و دفتر سيپا در فرانسه ارسال كردم.

ضمنا نامبرده اعتراف كرده است طبق قراردادي كه با موسسه گيتي ايمِيج داشته، قرار بوده در قبال ارسال تصاوير اغتشاشات روزانه ۲۲۵ دلار دريافت نمايد. عكاس نامبرده هيچ گونه مجوزي براي عكاسي از اغتشاشات نداشته و با عناصر خارج كشور همكاري داشته است.

يكي ديگر از متهمان «ساتيار.الف» فرزند عبدالصمد، در تشريح اقدامات ضدامنيتي خود ميگويد: «به درخواست «آلفرد. ي» از عكاسان دفتر سيپا فرانسه، در تجمع غيرقانوني ۱۸ تير در ميدان انقلاب شركت كرده و عكس هاي اين تجمع را همان شب به فرانسه ارسال كردم و روز بعد اين عكسها در نشريات ضد انقلاب و سايت هاي خبري ضد انقلاب به منظور تهييج گروه هاي آشوبگر عليه امنيت كشور و تبليغ عليه نظام منتشر گرديد.»

تهيه تصاوير از مراكز نظامي و هسته اي كشور و ارسال آن به خارج كشور از ديگر موارد اتهامي «ساتيار. الف» است كه در اين باره مي گويد: «در قبال ۱۰۰۰ يورويي كه از «آلفرد. ي» دريافت كردم، اقدام به ارسال تصاويري از نيروگاه اتمي بوشهر به فرانسه نمودم.»

«مازيار. ب» از ديگر متهمان دستگير شده، در اعترافات خود مي گويد: «در جريان آشوبهاي پس از انتخابات، دو مقاله براي مجله نيوزويك به رشته تحرير در آوردم و در آن به دفاع از آشوبگران و حمله به نظام اسلامي پرداختم. براي فعاليت خود در نيوزويك روزانه ۲۰۰ دلار دريافت مي كردم. همچنين پس از ارسال فيلم حمله به پايگاه بسيج در خيابان محمد علي جناح، مسئولان شبكه ۴ انگليس متعهد شدند به خاطر ارسال اين فيلم دو دقيقه اي، ۲۱۰۰ پوند به بنده پرداخت نمايند.»

همچنين «محمد. ر» فرزند حسين، كه در تجمع غيرقانوني ميدان آزادي و در حين فيلمبرداري از اغتشاشات دستگير شده است مي گويد: «در تجمعات پس از انتخابات به صورت فعال شركت مي كردم. يكي از مهمترين اهداف من براي شركت در اين تجمعات، تهيه فيلم از اغتشاشات و ارائه آن به شبكه هاي ماهواره اي از جمله بي بي سي بود كه در چند مورد فيلم هاي ارسالي ام از بي بي سي پخش گرديد.»

شركت در تجمعات غيرقانوني همراه با سلاح سرد و آلات مجرمانه

«عليرضا. الف» فرزند محمد جواد كه در حين تحريق و تخريب بانكها و اماكن دولتي در خيابان كريمخانزند توسط ماموران امنيتي و انتظامي دستگير شده، در اعترافات خود مي گويد: «در تمامي تجمعاتي كه پس از انتخابات برگزار شد، با قمه و سلاح سرد حضور داشتم. در روزهاي اوليه آشوبها، تصميم گرفتم سلاحي بسازم كه بتوانم دوربين بانكها و اماكن دولتي را تخريب كند و البته در اين كار هم موفق بودم و با ساخت تيركمان دست سازي كه تيرهاي آن از ميخ هاي پاشنه كفش بود، اقدام به ضرب و جرح مامورين و تخريب دوربينهاي مدار بسته بانك ها و اماكن دولتي مي كردم.»

ساخت و پرتاب نارنجك دست ساز و آتش زا با استفاده از لباس فرم سپاه پاسداران انقلاب اسلامي

«ميثم. ق» فرزند حجت الله كه يكي از متهمان اغتشاشات پس از انتخابات است در اعترافات خود مي گويد: «براي به آشوب كشانيدن تجمعات خياباني، تصميم گرفتم مواد لازم را براي ساخت نارنجك دست ساز فراهم كنم كه در اين كار موفق بودم. پس از ساخت اين نارنجكها، آنها را در آشوبهاي خياباني مورد استفاده قرار دادم اما از آنجا كه نگران شناسايي و بازداشت خود همراه با نارنجك بودم، اقدام به تهيه لباس فرم سپاه كردم تا از اين پوشش بتوانم براي اهداف خود سود ببرم.»

تمرد و حمله به مامورين نيروي انتظامي در حين انجام وظيفه

«حسين. ب» فرزند شريف، از متهمان بازداشت شده در صحنه درگيري هاي خياباني مي گويد: «از لحاظ سوابق سياسي جزو هواداران حزب توده هستم. تجمعات خياباني پس از انتخابات بستري براي حضور و فعاليت هر چه بيشتر من بود. در اكثر تجمعات غيرقانوني به عنوان يكي از محركان آشوب ها حضور داشتم و در حمله به نيروهاي انتظامي و بسيج مشاركت داشتم.»

دستگيري نامبرده پس از آن صورت پذيرفت كه تصاويري از متهم در حال حمله و سنگ پراني به نيروهاي انتظامي در سيماي جمهوري اسلامي ايران پخش شد و از طريق اطلاعات مردمي، محل اختفاي متهم به نيروهاي امنيتي گزارش و وي دستگير مي شود.

اسامي ساير متهمين كه داراي اتهام مشابه هستند در پروژه منعكس مي باشد.

حمله به مراكز نظامي با مواد آتش زا به قصد ايجاد فتنه و بلوا در جامعه

«مهدي. ف» فرزند هادي كه در حين ارتكاب جرم دستگير شده، اظهار مي دارد: «در تجمع غيرقانوني خيابان آزادي اقدام به سنگ پراني و حمله به ماموران نيروي انتظامي كردم. سپس به اتفاق جمعي از اغتشاشگران به سمت يكي از پايگاه هاي بسيج حركت كرديم و با پرتاب سنگ و مواد آتش زا، كانكس پايگاه ثامن الائمه(ع) حوزه ۱۱۵ ليله القدر بسيج را به آتش كشيديم كه در حين ارتكاب جرم توسط ماموران انتظامي و امنيتي بازداشت شدم.»

- در ميان متهمين «موسي. ش» فرزند ابراهيم، با حمل كوكتل مولوتف و سنگ پراني به مامورين انتظامي، موجبات اقدام عليه امنيت كشور را فراهم آورده است.

- همچنين «امير. ش» فرزند خليل، كه داراي پيشينه محكوميت كيفري است، اقدام به سنگ پراني و تمرد نسبت به ماموران نيروي انتظامي در حين انجام وظيفه نموده است. متهم با تاثيرپذيري از شبكه هاي ماهواره اي اقدام به آتش زدن اموال عمومي و خصوصي در جهت اخلال در نظم و امنيت شهر نموده است.

كشف چند قبضه كلت كمري و تعداد زيادي فشنگ جنگي و اسناد ارتباط با گروه هاي خارج كشور جهت سند سازي عليه نظام اسلامي ايران

از منزل و محل كار محمد علي دادخواه سخنگوي كانون غيرقانوني مدافعان حقوق بشر كه نقش مهمي در راهاندازي آشوبها داشته است، تعداد دو قبضه كلت كمري همراه با مقاديري فشنگ، مواد مخدر، اسناد ارتباط با گروه هاي خارج از كشور جهت ايجاد اغتشاش و مدارك و اطلاعيههايي دال بر تحريك مردم به آشوب و بلوا كشف گرديد.

حادثه كوي دانشگاه؛ بستري براي حضور نيروهاي خودسر در اغتشاشات

رخدادهاي تلخي كه در دوران تبليغات انتخاباتي و پس از آن اتفاق افتاد، بسترهاي لازم را براي مانور نيروهاي آشوبگر و خودسر در مراكز حساس فراهم آورد.

حادثه تلخ كوي دانشگاه نمونه بارزي از حضور و مانور اين عناصر خودسر و فتنه انگيز است. در پروژه هايي كه ستادهاي آشوب و بحران سازي تعريف كرده بودند، دانشگاه ها و خوابگاه هاي دانشجويي از جايگاه ويژه اي برخوردارهستند. طراحان و بازيگردانان پروژه براندازي نرم با درك پيوندي عاطفي كه ميان اقشار مردم و طيف دانشگاهي وجود دارد، زمينه خياباني كردن و راديكاليزه نمودن اعتراضات را فراهم آوردند.

بدون ترديد حادثه دانشگاه بايد از منظر توطئه حساب شدهاي كه در آن گروهي بازي خورده و غافل ايفاي نقش كردند، بررسي شود. در اين حادثه گروه هايي از فدائيان خلق، دفتر تحكيم وحدت، پان تركيست ها، برخي اعضاي انجمن اسلامي دانشگاههاي تهران و نيروهاي خودسر حضور داشتند.

بررسي آماري افراد ضرب و شتم شده و زخمي هاي بستري در بيمارستان ها نشان مي دهد كه طراحان و مجريان پروژه فتنه گري و آشوب براي رسيدن به اهداف شوم خود حاضرند فرزندان پاك اين مرز و بوم را نيز قرباني نمايند.

اقدام عليه امنيت كشور از طريق آشوب اجتماعي و تباني به قصد برهم زدن امنيت عمومي

- «اميد. ج» فرزند عباس كه داراي پيشينه محكوميت كيفري است، ضمن حضور در تجمعات غيرقانوني، اقدام به درگيري با نيروهاي انتظامي و امنيتي نموده است.

- همچنين «محسن. ج» فرزند محمد حسن كه داراي دو فقره پيشينه محكوميت كيفري در رابطه با مواد مخدر است، از طريق آشوب اجتماع و تباني به قصد برهم زدن امنيت عمومي، عليه امنيت كشور اقدام نموده است. نامبرده با حمله و پرتاب سنگ به مامورين و سردادن شعار عليه نظام جمهوري اسلامي ايران، در درگيري ها و تحريق اموال عمومي و خصوصي مشاركت فعال داشته است.

- «محمدرضا. الف» فرزند قاسم كه اعتياد به مواد مخدر كراك دارد، با حضور در تجمعات غيرقانوني واغتشاشات خياباني، اقدام عليه امنيت كشور كرده است.

- «حامد. م» فرزند حميد كه اعتياد به مواد مخدردارد، از ديگر متهمان اقدام عليه امنيت كشور است كه در تجمعات غيرقانوني و اغتشاشات خياباني مشاركت داشته است.

- همچنين آقايان «فرشيد. ق» فرزند علي اكبر، «سعيد. پ» فرزند حسن، «رحيم. ه» فرزند جمشيد، «احسان. ه» فرزند رضا، «فرشيد. ك» فرزند علي، «ميثم. ص» فرزند محمود، «عليرضا. ق» فرزند محمد اسماعيل، «اكبر. ق» فرزند براتعلي، «محمد حسين. ك» فرزند علي اكبر، «آدرين. ك» فرزند رستم، «عباس. گ» فرزند قاسم، «سهند. ص» فرزند محمد حسين، «حسين. الف» فرزند حسن، «سيد هادي. ش» فرزند احمد، «محمد. ق» فرزند نقدعلي، «مهران. الف» فرزند صادق، «سعيد. ق» فرزند غلامرضا، «احمد. ش» فرزند عبدالله، «اصغر. م» فرزند علي حسين، «فرزين. ه» فرزند فرامرز، «ناصر. ع» فرزند غلامرضا، «حميد. ص» فرزند رضا، «محسن. ش» فرزند پنجعلي، «عليرضا. ق» فرزند فضلالله، «رامين. س» فرزند عادل، «امير.ر» فرزند شعبانعلي، «افشين. خ» فرزند حسين، «سيدعلي. س» فرزند جلال، «محمد. ن» فرزند احمد و «مائده سادات. ذ» فرزند ابوالفضل كه همگي داراي پيشينيه كيفري هستند، با شركت در تجمعات غيرقانوني، اخلال در نظم عمومي، فعاليت تبليغي عليه نظام، ايجاد شبهه جعل و تقلب در نتيجه انتخابات و سلب اعتماد عمومي نسبت به حاكميت و مراجع رسمي كشور، اقدام عليه امنيت كشور از طريق اجتماع و تباني به قصد برهم زدن امنيت عمومي نموده اند.

حضور در محلهاي اغتشاش و پخش سي دي و اعلاميه هاي تحريك آميز

-«ايمان. س» فرزند كاووس، با حضور در محلهاي اغتشاش، اقدام به پخش ي دي و اعلاميه هاي تحريك آميز بين مردم كرده است.

- متهم ديگر «سعيد. س» فرزند ابوالفضل كه داراي سابقه كيفري است با حضور در تجمعات غيرقانوني، اقدام به پخش تصاوير تحريك آميز كرده است.

همچنين «حميدرضا. ب» فرزند علي، با حضور در تجمعات غرقانوني و حمل پلاكارد، اقدام به تحريك ديگران جهت حضور در تجمعات غيرقانوني نموده است.

- متهم ديگر «عباس. ي» فرزند عظيم الله با حمل و توزيع اعلاميه هاي غيرقانوني، اقدام به تحريك آشوبگران نموده است.

- «مهرداد. الف» فرزند غلامرضا، با ارسال پيام به شبكه تلويزيوني بي بي سي در تحريك به آشوب ايفاي نقش نموده است. از ديگر اتهامات وي شركت در اغتشاشات است.

- «مرتضي. ب» فرزند رحيم با شركت در تجمعات غيرقانوني و فيلمبرداري از اغتشاشات، با افرادي كه داراي تابعيت خارجي هستند ارتباط برقرار كرده است.

ايراد ضرب و شتم مامورين بسيج در حين انجام وظيفه

- «مهرداد. و» فرزند ناصر، داراي سابقه كيفري اقدام به ايراد ضرب و جرح مامورين بسيج در خيابان آزادي تهران كرده كه تصاوير متهم در حين ارتكاب جرم در رسانه هاي عمومي نمايش داده شده است.

- همچنين «فرامرز.ع» فرزند رحيم، به عنوان يكي از عوامل اغتشاش در حمله و تمرد نسبت به مامورين بسيج در خيابان آزادي مشاركت داشته است. عكس متهم حين ارتكاب جرم توسط رسانه هاي خبري منتشر شده است.

اقدام عليه امنيت كشور از طريق حمل و نگهداري نارنجك جنگي

«زيبا. ع» فرزند يدالله، در تجمع غيرقانوني خيابان آزادي نارنجك جنگي همراه داشته است.

همچنين «محسن. ع» فرزند مظفر، به همراه «زيبا.ع» ضمن حضور در تجمعات و اغتشاشات، در حمل و نگهداري نارنجك جنگي با متهمه مشاركت داشته است.

مشاركت در تخريب و تحريق اموال دولتي، عمومي و خصوصي

- «كامران. ج» فرزند مهديقلي، به عنوان يكي از عوامل اغتشاش به ايجاد تحريق عمدي در سطح خيابان ها و معابر تهران اعتراف مي كند.

- «مهدي. م» فرزند علي كه داراي دو فقره سابقه محكوميت كيفري است، به عنوان يكي از عوامل اغتشاش در آتش زدن اموال عمومي و خصوصي در خيابان نواب حضور داشته است. تصاوير متهم در حين آتش زدن اموال عمومي و خصوصي در رسانه ها منتشر شده است.

- «علي. ص» فرزند يدالله كه ساكن آمريكا بوده، در تجمعات و اغتشاشات از جمله تحريق اتوبوس شهرداري در خيابان لارستان حضور داشته و همچنين از منزل متهم مواد روان گردان، شيشه و مشروبات الكلي كشف شده است.

اخلال در نظم عمومي از طريق بلوا و آشوب

- «رامتين. ت» فرزند منصور كه بهايي است، با حضور در تجمعات غيرقانوني موجبات اخلال در نظم عمومي از طريق بلوا و آشوب و حركات غيرمتعارف و ايجاد ترس و وحشت در جامعه را فراهم آورده است.

- همچنين «فريد. الف» فرزند جلال كه داراي پيشينه محكوميت كيفري سابقه شركت در جريان ۱۸ تير سال ۱۳۷۸ را داراست، با شركت در تجمعات غيرقانوني، موجبات اخلال در نظم عمومي را فراهم آورده است.

- «اكبر. الف» فرزند علي كه در هنگام دستگيري با خود مواد روان گردان از نوع شيشه داشته با حضور در اغتشاشات به سمت مامورين انتظامي اقدام به پرتاب سنگ نموده است.

- همچنين «حسام ت» فرزند حميد، با حضور در تجمعات غيرقانوني، به سنگ پراني عليه مامورين نيروي انتظامي اقدام كرده است.

- «فرناش. ف» فرزند عبدالحسين با حضور در تجمعات غيرقانوني اقدام به پرتاب سنگ به سمت مامورين انتظامي نموده است.

- «مسعود. ش» از ديگر متهمان است كه با حضور در اغتشاشات، اقدام به پرتاب سنگ به سمت نيروهاي انتظامي نموده است.

حضور در تجمعات غيرقانوني و دعوت به اعتصاب و تحصن

«علي. م» فرزند احمد با حضور در تجمعات غيرقانوني از اساتيد دانشگاه تهران واميركبير براي تحصن و حضور در تجمعات غيرقانوني دعوت به عمل آورده است. نامبرده در تحصن دانشگاه تهران و اميركبير حضور داشته است.

فعاليت تبليغي عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران از طريق شركت در تجمعات غيرقانوني و ارسال عكس و اخبار مربوط به اغتشاشات به خارج كشور جهت تدارك خوراك تبليغاتي رسانههاي معاند

- «كيانا. س» فرزند ابراهيم، به عنوان يكي از عوامل اغتشاش در تجمعات غيرقانوني شركت داشته و به تهيه خبر جهت انتقال به شبكه هاي ماهواره اي اقدام نموده است.

- «محمد. د» فرزند عباس متهم به توهين به مسئولان نظام، تشويش اذهان عمومي، تشويش و تحريك سايرين در تجمعات، هدايت اغتشاشگران در قالب طراحي شعار و ارتباط با شبكه ها و رسانه هاي بيگانه از طريق ارسال عكس و خبر مي باشد.

نامبرده با افرادي در كشور آمريكا، كانادا، ايتاليا، آلمان و تركيه مرتبط بوده و اطلاعات مربوط به اغتشاشات را براي آنها ارسال مي كرده است.

- «مهدي. م» فرزند محمد حسين با حضور در تجمعات غيرقانوني اقدام به فيلمبرداري از صحنه درگيري ها نموده است.

- «سارا. الف» فرزند محمد جواد كه كارشناس دفتر سازمان ملل متحد در تهران است، ضمن حمل اعلاميه هاي گروهك هاي ضد انقلاب و مشاركت در تجمعات غيرقانوني، از صحنه اغتشاشات و درگيري ها عكسبرداري كرده است.

- متهم ديگر «شاهور. ص» فرزند محسن كه داراي پيشينه محكوميت كيفري است با حضور در اغتشاشات اقدام به فيلمبرداري از صحنه درگيري ها كرده است.

- «محمد. س» فرزند نصرت الله با حضور در تجمعات غيرقانوني و دعوت ديگران به شركت در راهپيمايي هاي غيرقانوني، اقدام به تهيه عكس و تصوير از تجمعات براي اهداف خاص نموده است.

رياست محترم دادگاه انقلاب اسلامي تهران

پس از بيان شرح توطئه و فتنه اخير كه شامل طراحان، محركين، برنامه ريزان، مرتبطين گروهكهاي معاند وضد انقلاب و نيز مداخله و حمايت و هدايتِ سرويس هاي اطلاعاتي بيگانه واقدامات مخرب افراد فرصت طلب و آشوبگر بود اجازه مي خواهم در فرصتي كه اعلام مي فرماييد كيفرخواست انفرادي هر يك از متهمين را با ذكر نوع اتهامات و دلايل و مستندات جهت صدور حكم شايسته به استناد مواد ۵۰۰، ۶۱۰، ۶۱۸، ۶۷۷، ۶۸۷ و ۶۸۹ قانون مجازات اسلامي بيان نمايم.

والسلام علكيم و رحمت اله و بركاته

معاون دادستان عمومي وانقلاب تهران

انتهاي پيام - كد خبر: ۸۸۰۵-۰۴۸۳۹
بالا
فهرست اصلي


 *English
Lawyer Search <  
Francias* 

 *كانون جهاني (IBA)
اتحاديه كانونها
 *مصوبات
 *مجمع عمومي
 * شوراي اجرائي
 *كميسيون‌انفورماتيك

كانونهاي وكلا
 *مركز
 *فارس
 *آذربايجان شرقي
 *آذربايجان غربي
 *اصفهان
 *مازندران
 *خراسان
 *گيلان
 *قزوين
 *كرمانشاه و ايلام
 *خوزستان
 *همدان
 *قم
 *كردستان
 *گلستان
 *اردبيل
 *مركزي
 *بوشهر
 *زنجان
 *لرستان
 *کرمان


امور وكلا و كارآموزان  *فهرست اسامي
 *مصوبات كانون
 *كميسيون حقوقي
 *كارآموزي و اختبار
 *آزمون وكالت
 *نظرات وكلا

طرح‌ها و لوايح وكالت
 *كتابخانه
 *مقالات حقوقي
 *مجله حقوقي
 *نشريه داخلي

منابع حقوقي
 *بانك قوانين
 *آراء قضائي
 *نظرات مشورتي
 *لوايح و اوراق
 *مراجع رسيدگي
 *پرسش و پاسخ

سايتهاي‌اطلاع‌رساني
 *حقوقي و داخلي
 *حقوقي خارجي
  لطفا برای مشاهده بهتر تارنما قلم فارسی موجود را دریافت کنید.  كاوش پيشرفته
All Rights Reserved.
© 2003 Iranian Bar Associations Union
No. 3, Zagros St., Argentina Sq., Tehran, Iran
Phone: +98 21 8887167-9     Fax: +98 21 8771340    
Site was technically designed & developed by Nima Norouzi