|
||||||
فهرست اصلي فهرست: * حق آزادي بيان در نظام بين المللي و در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران-دكتررزا قراچورلو * حق آزادي بيان در نظام بين المللي و در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران-دكتررزا قراچورلو ( با تا كيد بر گزارش ۱۲ ژانويه ۲۰۰۴ آقاي آميبيو ليگابو گزارشگر ويژه موضوعي سازمان ملل متحد در رابطه با حق آزادي بيان ) الف فهرست مطالب : بند الف ــ تعريف واژه هاي حق ، آزادي و حق آزادي بيان بند ب ــ حق آزادي بيان در اسناد بين المللي جهاني و منطقه اي حقوق بشر ۱ ـ ب ـ در اسناد بين المللي جهاني حقوق بشر ۱ ـ ۱ ـ ب ـ در منشور سازمان ملل متحد ۲ ـ ۱ ـ ب ـ در اعلاميه جهاني حقوق بشر ۳ ـ ۱ ـ ب ـ در ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي ۴ ـ ۱ ـ ب ـ در اعلاميه هزاره ۵ ـ ۱ ـ ب ـ در كنفرانس جهاني حقوق بشر ۱۹۹۳ وين و سند مصوب آن ۲ ـ ب ـ در اسناد بين المللي منطقه اي حقوق بشر ۱ـ ۲ ـ ب ـ دركنوانسيون اروپايي حقوق بشر ( ۴ نوامبر ۱۹۵۰ رم ) ۲ ـ ۲ ـ ب ـ در كنوانسيون آمريكايي حقوق بشر ( ۱۹۶۹ ) ۳ ـ ۲ ـ ب ـ در منشور آفريقايي حقوق بشر و مردم ( ۲۶ ژوئن ۱۹۸۱ ) ۴ ـ ۲ ـ ب ـ در اعلاميه اسلامي حقوق بشر ( اعلاميه قاهره ۱۹۹۰ ) ۳ ـ ب ـ نتيجه گيري بحث حق آزادي بيان در اسناد بين المللي بند ج ـ حق آزادي بيان در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران بند د ـ تضمينات اعمال حق آزادي بيان در حقوق و قوانين دولت جمهوري اسلامي ايران ۱ ـ د ـ منع توقيف يا بازداشت غير قانوني ( خودسرانه ) ۲ ـ د ـ اصل برائت ۳ ـ د ـ اصل عطف بماسبق نشدن قوانين جزايي ۴ ـ د ـ اصل قانوني بودن جرائم و مجازاتها ۵ ـ د ـ حق داشتن وكيل ۶ ـ د ـ علني بودن محاكمات ۷ ـ د ـ حق برخورداري از يك محاكمه منصفانه ۸ ـ د ـ ممنوعيت شكنجه و سوء رفتار ب ۹ ـ د ـ مصونيت از تجسّس بند ه ــ قطعنامه هاي صادر شده توسط سازمان ملل متحد عليه دولت جمهوري اسلامي ايران به جهت نقض حقوق بشر بند و ــ گزارش آقاي آميبيو ليگابو ، گزارشگر ويژه موضوعي كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد در مورد آزادي بيان ( در خصوص وضعيت آزادي بيان در ايران ) ج حق آزادي بيان ( ۱ ) در نـظام بيـن الملـلي و در قانـون اساسي جمهوري اسلامي ايــران ( با تاكيد بر گزارش ۱۲ ژانويه ۲۰۰۴ آقاي آميبيو ليگابو ، گزارشگر موضوعي( ۲ ) سازمان ملل متحد در رابطه با حق آزادي بيان ) الف ــ تعريف واژه هاي حق ، آزادي و حق آزادي بيان حق آزادي بـيان يكي از مهمترين و بنيـادي ترين حـقوق بشر و از زمره حـقوق مدنـي و سياسي و به اصطلاح نسل اول حـقوق بشر ( ۳ ) است ، كـه در بسياري از اسناد بيـن الملـلي جهاني و منطقه اي مورد تا كيد و تصريح قرار گرفته است . قبل از پـرداختن بـه بـررسي حق آزادي بـيان ، لازم است تا دو واژه حق و آزادي مختصراً مورد توضيح قرار گيرد . حق از نظر توماس هابز عبارت است از :آزادي انجام يا عدم انجام يك عمل . ( ۴ ) هوگوگروسيوس دركتاب خود به نام قانون جنگ وصلح ، حق راچنين تعريف مي نمايد : « حـق ، كيفيت اخلاقي شخصي است كه صلاحيت داشتن يا انجام دادن چيزي را دارد . » در هـر حال براي حـق تعاريف بسياري ارائه شده است كه در اين مقـاله مـختصر ضرورتي براي ذكر همه آنها وجود ندارد ، و به همين اندازه قناعت مي گردد . اصطلاح انگـليسي حـقوق بـشـر ( Human Rights ) اولين بار توسط توماس پين ( ۵ ) در ترجمه اعلاميه حقوق بشر و شهروند بكار برده شده است . ( اعلاميه ۲۶ اوت ۱۷۸۹ انقلاب كبير فرانسه ) منشور كبير انگلستان ( ۶ ) ( سال ۱۲۱۵ ) هر دو اصطلاح حقوق ( Rights ) و آزادي ها ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۱- The Right Of Freedom Of Expression Or Speech . ۲- Ad . Hoc And Thematic . ۳- First Generation Of Human Rights . ۴ - فصل چها ردهم كتا ب لويا تا ن ا ثر توماس ها بز . ۵- Thomas Paine . ۱ ( Liberties ) را براي اولين بار در خود جاي داده است . ( ۷ ) در مورد تعريف واژه آزادي نيز به طور مختصر ، توضيحات ذيل ارائه مي گردد : از نـظر پروفسور آيـزيـابرليـن ( ۸ ) در مقاله معروف ايشان تحت عنوان « چـهار مـقالـه درباره آزادي » ، آزادي در يك تقسيم بندي كلان به دو نوع تقسيم مي شود : آزادي مثبت و آزادي منفي .آزادي منفي را در فارسي بايد رهايي از يا آزادي از ترجمه كنيم . يـعني آزاد بودن از يكسري منع ها ، زنجيرها و زورها . آزادي منفي يعني نبودن مانع بر سرراه تحقق حقوق بشر .از اين رو ، آزادي منفي در حوزه حق آزادي بيان يعني عدم مداخله دولت ، بديـن ترتيب كـه دولت و كليه دستگاههاي دولتي و حكومتي ، بـا وضع قوانين محـدود كننده يـا به هر عـنوان و شيوه اي ، مانـع اعمال حق آزادي بيان نشوند . اما بايد صريحاً اذعان داشت كه آزادي منفي يا آزادي از ، فقط رفع مانع است و رفـع مانـع اگر چه لازم است اما بهيچ وجه كافي نيست .آزادي يك هدف است ، وسيله نيست .مخالفان آزادي براي خواركردن و تخفيف آن و براي آنكه آزادي را چون موم در دست گيرند و به هر شكلي كه مي خواهند بتـوانند آن را تغيير دهند ، آزادي را وسيله مي نامند و آزادي چون وسيله رامطرح مي سازند تا آزادي چون حق وآزادي چون هدف رامـتروك ومفعول بنهند .ولي آزادي يك حق است و بايد آن را ادا كرد و حتّي تنها حق آدميان نيست . وقـتي آزادي يك حـق باشد ، بلافاصله حـقوق ديگر انسانـها و موضوع عدالت در ميان مي آيد . دكتر عبدالـكريم سروش درمـقاله خود تحت عنوان « آزادي و عـقل » درتـعريف آزادي ايـنگونه نوشته اندكه : «آزادي مسابقه است ، با مسابقه دانستن آن هم ماهيت وهم محدوده اش روشن ميگردد. محدوده اش اين است كه شما بايـد اولاً رقيب و ثـانيا ٌ قـواعد بازي را ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ Magna Carta . - ۶ ۷ - مارتين . پي . گلدنيك ، « مفهوم حق ، در آمدي بر تا ريخ » ترجمه دكتر محمد را سخ ، مجله كيا ن ، سا ل نهم ، شما ره ۵۰ ، دي ـ بهمن ۱۳۷۸ ، ص ۴۶ ـ ۴۵ . ۸ - پروفسور آيز يا برلين ، استاد روسي تبا ر دانشگا ه آ كسفورد است . كتا ب معروف ايشان به نا م « چها ر مقا له دربا ره آزادي » توسط دكتر محمد علي مو حد ّ ترجمه شده است . ۲ به رسميت بشناسيد . درمـسابقه آزادي ،كوشـش براي از مـيان بـرداشتن رقـيب ، نفهميدن مـعناي آزادي است. مـعناي آزادي اين است كه من آزادم تـا با شما مسابقه بدهم نـه اينكه آزادم تا شما را از ميان بردارم . لـذا آزادي مـشروط به شـروط و مـقيـد ّبـه قواعد مـسابقـه است و يكي از ايـن شروط هـم اين است كه حقوق و اختيارات هـمه بازيگران محفوظ و مساوي است . » ( ۹ ) بر مي گرديم به تعريف آزادي .آزادي در بعد منفي همانطـور كـه در پيش گفته شد يعـني نبودن مـانع و امكان بهره برداري از حـقوق شخـصي در يك چار چوب نسبتاً وسيع كـه حدود و محدوديتـهاي آن از طريق سلبي و ممنوعيتهاي قانوني مشخص و اعمال مي شود . آزادي در بـُعد منفي حاصل و دستاورد تفكـرات ليبرالهـا در زمان تصويب اعلامـيه جهاني بوده است كـه دولت و نهادهاي دولتي و حكـومتي را از مـداخله در اعمـال ايـن آزادي ها منع مي كردند . پس آنچه كه نـا مشخص است حدود آزادي است نه خود اصل آزادي ، ولي آنـچـه نمي توان از انسان سلب نمود همان اصل تصميم گـيري انسان است يـعني انسان آزاد است كه تصميم بگيرد ولو آن كه تصميم اشتباه بگيرد . و امـا آزادي در جنبه مثبت يعني تـوانايي انسان در بهره مندي از زندگي وآنچه كه عدالت طرح مي كند . يـعني دسترسي مساوي به مـنابع و امكانات . از اين حيث ، آزادي در جنبه مثبت حاصل و دستاورد تفكـرات سوسيـاليست ها در زمـان تصويب اعـلاميه جهاني ( و پس از آن ميثاقين حقوق بشر ) بوده است كه معتقد بودند آزادي نمي تواند تحقق يابد مگـر زمـاني كه منابع و امكانات بطور مساوي در اختيار همه قرار گيرد . در خصوص حق آزادي بـيان و ديگر حـقوق بشر ذكـر اين نكته مهم ضــروري است كـه صرف عدم مداخله دولت براي تحقق اين حقوق اگرچه لازم است اماكافي نيست ،گرچه برخي معتقدند كه حقوق حمايت شده تحت ميثاق بيـن المللي حـقوق مـدني و سياسي ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۹ - سروش دكتر عبدالكريم ، « آزادي عادلانه » ، مجله كيان ، سا ل دهم ، فرودين ـ ارديبهشت ۱۳۷۹ ، شماره ۵۱ ، ص ۵ . ۳ جنبه سلبي و منفي ( ۱۰ ) دارد و از جمله تعهـدات مـنفي دولتهاست ، ليكـن ايـن امـر به هيچ وجه از لحاظ حقوقي صحيح نيست ، بلكه تعهد دولتها براي اعمال اين حقوق داراي جنبه ايجــابي و مثبت ( ۱۱ ) نيز بوده و دولتها مـلزم هستند كه با وضع مـقررات و قوانين لازم و بـكارگيري تمامي روشها و راهكـارهاي مناسب ، در تحـقق هر چه بيشتر اين حقوق تلاش نمايند . حقوق مدني و سياسي( از جمله حق آزادي بيان ) از جمله تعهدات به نتيجه ( ۱۲ ) دولتهاست و در واقع دولتهاي عضو ميثاق ملزم هستند كه بدون توجه به قيد امكانات موجود يا شرايط و اوضاع و احوال حاكم بر جامعه ، اين حقوق را بطور مطلق اعمال نمايند ، تعهدات دولتها نسبت به اين حقوق مطلق و قطعي است . بـه عـقيـده جـان استـوارت ميـل در كـتـاب وي بـه نـام رسـالـه دربـاره آزادي ( ۱۳ ) ، آزادي بيان از مصاديق مهم آزادي انسانها و در واقع اولين قلمرو از سه قلمرو اصلي آزادي يعني آزادي عقيده و وجدان وآزادي فكر و انديشه است . از نظر وي آزادي بيان و انديشه و انتشار عقايد وآزادي گفتار و نوشتارو نگارش آن چنان مقدس است كه اگرهـمه انسانها يكسان بـينديشند و تنها يك نفر با نظر همه مخالف باشد ، كـار عـموم در خاموش كردن اجباري آن يك تن به همان اندازه نارواست كه اگر او قدرت داشت و نوع بـشر را به زور خاموش مي كرد . ب ـ حق آزادي بيان در اسناد بين المللي جهاني و منطقه اي حقوق بشر ۱ ـ ب ـ در اسناد بين المللي جهاني حقوق بشر ۱ ـ ۱ ـ ب ـ در منشور سازمان ملل متحد ( ۱۴ ) منشورملل متحد تنها به صورت كلي و فقط در برخي از مواد به حمايت از حقوق بشر و ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۱۰ – Negative . ۱۱ - Positive . ۱۲ - Obligation Of Result . ۱۳- استوارت ميل ، جا ن ، « رسا له دربا ره آزادي » ، ترجمه دكتر جواد شيخ الاسلامي ،مركز انتشارات علمي و فرهنگي، تهران ، سال ۱۳۶۳ ، ص ۵۰ به بعد ۱۴ – The Charter Of The United Nations . ۴ آزاديهاي اساسي و وظيفه دولتها در رعايت و اعمال آن اشاره نموده است . بند ج ماده ۷۶ منشور مقرر مي دارد : « تشويق احـترام به حـقوق بشر و آزاديهاي اساسي بـراي همه بدون تـمايز از حيث نــژاد ، جنس ، زبـان يا مذهب و تشويق شناسايي ايـن معني كـه ملل جـهان به يكـديگـر نيـازمند هستند . » همچنين در بند ب ماده ۱۳ منشور ، كمك به تحـقق حـقوق بشر و آزاديهاي اساسي براي همه بدون تبعيض از حيث نـژاد ، جنس ، زبـان و مذهب توسط مجمع عمومي به دولتـها توصيه شده است . در بـند ۳ ماده ۱ مـنشور تحت عنوان اهـداف مـلل متحد نيـز ، پيشبـرد و تشويق احـترام بـه حـقوق بشروآزاديهاي اساسي براي همگان بدون تمايزحيث نژاد ، جنس ، زبان يـا مذهب مورد تا كيد قرار گرفته است . طبق مـاده ۶۸ مـنشور نيز ، ترويج حـقوق بشر از وظايف شوراي اقتصادي و اجتمـاعي ( اكوساك ) است و شوراي اقتصادي و اجتماعي به همين منظور ، كميسيون حقوق بشر را تاسيس نموده است و مي توانـد در صورت نيـاز به همين منظور كميسيونهـاي ديگـري هم ايجاد نمايد . همينطــور مواد ۵۵ و ۵۶ مـنشور نيـز به احـترام جـهاني و رعايت حـقوق بشر وآزاديهاي اساسي و تعهدات دولتها براي اتخاذ تدابيرلازم در اين زمينه اشاره نموده است . ۲ ـ ۱ ـ ب ـ در اعلاميه جها ني حقو ق بشر حـق آزادي بيـان در ماده ۱۹ اعلاميه جـهاني حـقوق بشر ( ۱۵ ) كـه مهمترين سند بين المللي جهاني و اولين دستاورد كـميسيون حــقوق بشر سازمان مـلـل متحد ( تشـكيل شده در چارچوب ماده ۶۸ مـنشور مـلـل متحد توسط شوراي اقتصـادي و اجتمـاعـي سازمان مـلـل متحد ) بشمار مي رود ، تصريح شده است . اين ماده مقرر مي دارد : « هر كس حـق آزادي عـقيده و بيـان دارد و حق مزبور شامل آن است كه از داشتن عقايد خود بـيـم و اضطـرابي نداشته باشد و در كسب اطلاعات و افكار و در اخذ و انتشار آن به تمام وسايل ممكن و بدون ملاحظات مرزي آزاد باشد . » ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۱۵ - Universal Declaration Of Human Rights . ا ين اعلاميه در ۱۰ دسا مبر ۱۹۴۸ با حضور نما يندگان تمام ۵۰ كشورآ ن زما ن و بدون هيچگونه را ي مخا لف در مجمع عمومي سا زمان ملل به تصويب رسيده است و به جهت اهميت اين اعلاميه ، روز دهم دسامبر از سوي سازمان ملل متحد ، روز جها ني حقوق بشر نامگذاري شده است . ۵ اعلاميه جهاني حـقوق بشر ، اگـر چه در ظاهر به صورت يك اعلاميه ( Declaration ) تصويب شد ه است ولي بـا تـوجه بـه تكرار آن در اسناد بين المللي بعدي حقوق بشر ونيز تاكيد براهميت آن درتمام قطعنامه هاي حقوق بشري صادر شده توسط مجمع عمومي ملل متحد وكميسيون حقوق بشر، بخوبي روشن است كه مفاد آن جنبه حقوق بين الملل عرفي يافته است . در اين خصوص حتي لازم به توضيح است كه كميسيون حــقوق بشر در سال ۱۹۸۰در قضيه فيـلارتگا بـه صراحت بيان مي كند كه اين اعلاميه به عنوان يك منبع قواعد حقوق بين الملل عرفي تلقي مي گردد. ۳ ـ ۱ ـ ب ـ در ميثا ق بين المللي حقو ق مد ني و سيا سي ( ۱۶ ) دومين سند مهم بين المللي جـهاني در زمينه حـقوق بشر ، مـيثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي مصوب ۱۶ دسامـبر ۱۹۶۶ مـجمع عمومي سازمان مـلل متحد است كـه داراي يك مقدمه و ۶ بخش و ۵۳ مـاده مي باشد و از دسامبر ۱۹۷۶ لازم الاجرا شده است . لازم به توضيح است دولت ايران نيزدرسال ۱۳۴۷ بدون هيچگونه شرطي اين ميثاق را امضاءنموده و در سال ۱۳۵۴ به تصويب مجلس رسانده است . در بند ۲ ماده ۱۹ اين مـيثاق در خـصوص حق آزادي عـقيده و بـيان مقرر شده است : « هر كس ازحق آزادي عـقيده و بـيان بـدون هـيچگونه مداخله اي برخوردارمي باشد . اين حق مشتمل بر آزادي جستجو،دريافت ورساندن اطلاعات وانديشه ها از هرنـوع ، خواه شفاهي، كتبي ، چاپ يا به صورت هنري يا به هر وسيله ديگر فارغ از ملاحظات مرزي مي باشد .» بنابراين با توجه به آنكـه كشور ايران عضو اين ميثاق مي باشد ، لذا مـلزم است كه مفاد آن را بطوركامل رعايت نمايد و اگر چه در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران ( اصل ۲۴ ) آزادي بيـان به صراحت و بطـور كامل همچون عبارات مندرج در اين ميثاق ، ذكر نشده است و تـنها به ذكـر عبارت آزادي مطبوعات بسنده شده است ، ليكن بـا توجه به آنكه در ماده ۱۹ميثاق ياد شده ، عبارت آزادي بيان و اطلاعات ازهر نوع و قيد به صورت شفاهي ، كتبي ، چاپ يا به صورت هنري يا به هر وسيله ديگر ، بخوبي نشان مي دهدكه با توجه به ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۱۶ – The International Covenant On Civil and Political Rights . ۶ عضويت ايران در اين ميثاق ، اعمال حق آزادي بيان تمام مصاديق فوق را شامل مي گـردد و نيزلازم به تاكيد است كه در بند۱ ماده ۲ ميثاق متن انگليسي ميثاق ، عبارت (Ensure ) ( تضمين كردن ) بكار رفته است .اين واژه بخوبي تصريح مي كند كه دولتهاي عضو ميثاق ملزم هستند تا يكسري اقدامات ايـجابي و مثبت را بـراي تـحقق كـامل حقوق حمايت شده تحت ميثاق انجام دهند، درنتيجه كافـي نيست دولتي اظهار نمايدكه در اعمال اين حق مانع ايـجاد نكرده و مداخله ننموده است ، بلكه دولت مكلف است وسايل احـقاق حق را فراهم كند و بايد هم با وضع قوانين ومقررات ضروري دراين عرصه وهم با ايجاد و تقويت يك سيستم قضايي كارآوداراي كيفيت وقابل اتكاومبتني براصول دموكراسي وشايسته سالاري زمينه هاي لازم براي احقاق حـق افـراد نسبـت به حـقوق انــساني خـود را فراهم نمايد . در بـنـد ۳ ماده ۲ ميثاق ( شق ب ) نــيز تاكيد شده است هر دولت عضو اين مـيثاق متعهد مي شود تضميـن نمايد كـه مقامات صالح قضايي ، اداري يا مقننه يا هر مقام ديگري كه بموجـب مقررات قانـوني آن كشور صلاحـيت دارد دربـاره شـخص دادخواست دهنده احقاق حق نمايد و همچنين امكانات تظلم به مقامات قضايي را توسعه بدهد . ۴ ـ ۱ ـ ب ـ در اعلاميه هزاره ( ۱۷ ) در اعلاميه هـزاره مصوب ۸ سـپتامبر ۲۰۰۰ ( در بـند۱۱ ) تحـت عـنوان حقوق بشر، دموكراسي و حكومت مطلوب اشاره شده است : ــ به تمام اعلاميه جهاني حقوق بشر احترام بگذاريم و از آن حمايت كنيم . ــ براي حمايت كامل و ترويج حقوق مـدني ، سياسي ،اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي براي همه در كشور تلاش كنيم . ــ آزادي رسانه ها بـراي اجراي نـقش اسـاسي آنها و نـيز حق مـردم براي دسـترسي به اطلاعات را تضمين كنيم . ۵ ـ ۱ ـ ب ـ در كنفرانس جها ني حقو ق بشر ۱۹۹۳ و ين ( ۱۸ ) و سند مصّو ب آن ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۱۷ – Millinume , A / Res / ۵۵ / ۲ . ۱۸ – Viena Declaration And Program Of Action ۲۵ , June ۱۹۹۳ , Para . ۵ . ۷ در كنفرانس جهـاني حـقوق بشر كـه در ژوئن ۱۹۹۳ در وين برگزار شد و در سند مصوب آن مـعروف به بيـانيـه حـقوق بشر ويـن ، به آزادي بيـان به عنوان يك عنصر جهان مشمول اشاره شده است . در ايـن كنفرانس ، در خصوص ارتبـاط يك جـامعه دموكراتيك و مبتني بر مردم سالاري با آزادي بيـان وفـاقي عام حاصل شد و تا كيد گرديد كه تقويت و پيشبرد دموكراسي ، بر ابراز اراده آزاد افراد و انديشه ها و عقايد آنها مبتني مي باشد . ۲ ـ ب ـ در اسناد بين المللي منطقه اي حقوق بشر حق آزادي بـان درماده ۱۰ كنوانسيون اروپايي حقوق بشرمصوب ۴ نوامبر۱۹۵۰ رم ، در ماده ۱۴ اعلاميه آمريكايي حقوق و تكاليف بشر مصوب ۱۹۴۸ ، در ماده ۱۳ كنوانسيون آمريكايي حقوق بشر مصوب سال ۱۹۶۹ ، در ماده ۹ منشور آفريقايي حقوق بشر ومردم مصوب ۲۶ ژوئن ۱۹۸۱ و در ماده ۲۲ اعلامـيه اسلامي حقوق بشر ( مـعروف به اعلاميه قاهره مصوب ۱۹۹۰ ) مورد تصريح قرار گرفته است . ۱ـ ۲ ـ ب ـ در كنوانسيون اروپايي حقوق بشر ( ۱۹ ) در بند الـف ماده ۱۰ كنوانسيون اروپايي حقوق بـشر آمده است : « هر كس داراي حق آزادي بيان مي باشد . اين حق شامل آزادي داشتن عقيده ، دريافت ورساندن اطلاعات وانديشه بدون مداخله مـقامات دولـتي و بدون توجـه به ملاحـظات مرزي مي باشد ....» در بند ۲ ايـن ماده نيز محدوديتهاي وارد بر حق آزادي بيان در چارچوب قانون و در يك جامعه دموكراتيك و مردم سالار به نفع امنيت ملي ، تماميت سرزميني يـا رفاه عمومي ، بـراي جـلوگيري از بي نظمي وحفظ نظم عمومي وبراي حمايت از بهداشت واخلاق درصورتي كه ضروري باشد ، قيد شده است . دادگاه اروپايي حقوق بشردرتفاسيرخود از ماده۱۰، حق آزادي بيان را نه تنها شـرط اوليه و مقدماتي براي تحـقق دموكراسي مي داند بلكه آن را شرط لازم و اساسي براي بهره مندي ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۱۹ – The European Convention On Human Rights ۸ افراد از بسيـاري ديگـر از حـقوق و آزاديهاي حمايت شده تحت كنوانسيون اروپايي تـلقي مي كندوآن را با اعمال ماده ۶ همين كنـوانسيون يعني اصل دادرسي منصفانه بسيار مرتبـط مي داند و نيز آزادي مـطبوعات وآزادي بـيان در قـالب هنر و آثار هنري را مشمول اعمال ماده ۱۰ مي نمايد . علني بودن محاكم رسيدگي كننده به جـرائم مـطبوعاتي و جـرايم مـربوط به آزادي بيـان ، منصفانه بودن جريان دادرسي وبيطرف بودن قضات واستقلال دستگاه قضايي نـيزدر ارتباط با اعـمال اين حق مورد تاكيد دادگاه اروپايـي حـقوق بشر قرارگرفته است . ( ۲۰ ) همـچنين اعـمال ايـن حق ، بـا ماده ۹ كنوانسيون ( حق آزادي مذهب و عقيده ) و ماده ۵ كنوانسيون ( بازداشت موقت ) مرتبط دانسته شده است . ۲ ـ ۲ ـ ب ـ در كنوا نسيو ن آمريكا يي حقو ق بشر مصو ب ۱۹۶۹ ( ۲۱ ) در بـنـد ۱ ماده ۱۳ اين كنوانسيون تصريح شده است : « هـر كـس از حـق آزادي فـكـر و بـيـان بــرخـوردار مـي بـاشــد ، ايـن حـق مشتمل بر آزادي جستجو ، دريافت و رساندن اطلاعات و عـقايد از هر نوع بدون توجـه بـه مـحدوده مـرزي ، چه بـصورت شـفاهي ، نوشتاري ، چـاپي ، به شكل هنر يا به هر وسيله ديگر به انتخاب افراد مي باشد .» درشق الف بـنـد ۲ همين ماده نيز ، محدوديت هاي حـق آزادي بـيـان ذكر شده است كه عبارتند از : ــ احترام به حقوق و حيثيت ديگران ، ــ حمايت از امنيت ملي ، ــ حمايت از نظم عمومي يا رفاه همگاني واخلاق ، كه البته ضروري باشند و بوسيله قانون صريحا ًپيش بيني شده باشند . لازم به ذكراست اين كنوانسيون كه تـوسط سـازمان كشورهاي آمريكايي ( OAS ) مورد تصويـب قرار گرفـته است از اعلاميه آمريكـايي حـقوق و تكاليف بشر كه چند ماه قـبل به ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۲۰ – براي مطالعه بيشتر در مورد قضاياي رسيدگي شده توسط دادگاه اروپا يي حقوق بشر رجوع كنيد به : Gomein , Dona , ( Short Guide To The European Convention On Human Rights) , Council Of Europe Press , ۱۹۹۵ . ۲۱ – The American Convention On Human Rights . ۹ تصويب اعـلاميه جـهاني حـقوق بشر در سال ۱۹۴۸ تـوسط سازمان كشورهاي آمـريكايي رسيده بود ، الـهام گرفته است و مـفاد آن را به عنوان استانداردهاي خود دراين كنوانسيون مورد استفاده قرار داده است . اعـلاميه يـاد شده در نهمين كنفرانس دولتهاي آمريكايي در بوگوتاي كلمبيا مورد تصويب قرار گرفته است . ۳ ـ ۲ ـ ب ـ در منشور آفريقايي حقوق بشر و مردم مصوب ۱۹۸۱ ( ۲۲ ) درماده ۹ اين منشورآمده است : «۱ ــ هر فرد بايد حق دريافت اطـلاعات را داشته باشد . ۲ــ هرفرد بـايـد از حق بـيان و اشاعه عقايد خود در چـارچوب قانون برخوردار باشد . » ۴ ـ ۲ ـ ب ـ در اعلاميه اسلامي حقوق بشر ( اعلاميه قاهره ۱۹۹۰ ) در بند الف ماده ۲۲ اين اعلاميه آمده است : « هر انساني حق دارد نظر خود را به هر شكلي كه مـغاير بـا اصول شرعي نباشد ، آزادانه بيان كند . » بندهاي ب و ج اين ماده نيز به نوعي با حق آزادي بيان مرتبط هستند . طبق بند د همين ماده : برانگيختن احساسات قومي يا مذ هبي و يا هرچيزي كه منجر به برانگيختن هر نوع حس تبعيض نژادي گردد ، جايز نيست . لازم به توضيح است كـه اين اعلاميه جنبه شرعي ومذهبي دارد و بـه صراحت درماده ۲۴ آن ، ذكرشده است كه : «كليه حقوق وآزاديهاي مذكور در اين سند ،مشروط به مطابقت با احكام شريعت اسلامي است . » بـنابـراين محدوديت هاي مندرج در ديگر اسناد بين المللي جهاني و منطقه اي براي اعمال حقوق و آزاديها درايـن اعلاميه ذكر نشده است و تنها با احكام شريعت اسلامي ،مقايسه و منطبق مي شود . ۳ _ ب _ نتيجه گيري بحث حق آزادي بيان در اسناد بين المللي بـا بررسي اسناد بين المللي نتيجه گرفته مي شود كه حق آزادي بـيـان فقط در معناي خاص آن يـعني سخن گـفتن وآزادي كلام ( Freedom Of Speech ) بكـار نمي رود ، ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۲۲ _ The African Charter Of Human Rights And Peoples . ۱۰ بـلكه مصـاديق گوناگوني از جمله حق دسترسي به اطلاعات ، حق دسترسي به تكـنولوژي هاي جديد اطـلاع رسـاني از جـمله اينترنت و ديـگر شـبكه هاي خـبري ، حق دسترسي به ماهواره ، حق آزادي بيان در قالب آثار ادبي وهنري ( هـمچون نقاشـي ، فيلم ، سينما و تئاتر) ، حق آزادي مطبوعات و حق تبليغات تجاري ( ۲۳ ) را نيز شامل مي گردد ،در واقـع در مفهوم عـام عبارت ( Freedom Of Expression ) بكار مي رود . نكته مهم ديگري كه توضيح آن ضروري بنظرمي رسدآن است كه درتمام اسنادبين المللي جهاني ومـنطقه اي ( بـه جز اعلاميه قاهره ) ، تاكيد شده است كه محدوديت هاي وارد بر اعمال ايـن حـق بايـد مـطابق بـا قانون ايـجاد شده بــاشد واعمال آن محدوديت ها در يك جامعه دموكراتيك ضروري باشند، و نـيز ايـن محـدوديت ها حصري هستند نـه تمثيلي و دولت ها نمي توانند با تفسير موسع خود ، دامـنه مـحدوديت هاي وارد بر اعمال اين حق را گسترش دهند . همچنين بـايد به راي ديوان بين المللي دادگستري در سال ۱۹۷۰ در قضيه بارسلونا تراكشن اشاره نمود كـه در آن تعهدات دولتها براي رعايت حقوق اساسي بشر را از جمله مصاديق تعهدات بين المللي دولتها در قبـال كل جامعه بين المللي و از تعهدات لازم الاجرا بـراي همگان و عام الشمول ( Erga Omnes ) مـي داند و بـه صراحت تاكيد مي كـند كـه مسائل مربوط به رعايت حقوق بـنياديـن بشر ، امـروزه از صلاحيت داخـلي دولتهـا خـارج شـده است و بـه قـلمرو صلاحـيت جـامعه بـين المللي در آمده است و ايـن امـر از نــتايج تحولات حقوق بين الملل و اهميت جايگاه بشر در نظام بين المللي مي باشد . بنابراين حق آزادي بيان يك حق مطلق(۲۴) نيست بلكه مقيدبه قيود وشرايطي است وازجمله حـقوقي نيست كـه در فـهرست حـقوق مندرج در بـند ۲ ماده ۴ ميثاق بين المللي حـقوق مدني و سياسي به عنوان حقوق غير قابل عدول وتخطي ناپذير (۲۵) ذكر شده است و اگر چه اعمال اين حـق گـاهي مـمكن است با ديگر حـقوق ، تزاحم پيدا كند ولي اين ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ۲۳- Comercial Propaganda Or Advertisement . ۲۴ – Absolute Right . ۲۵ – NON – Derogable ۱۱ مقيد بودن آن هيچ مغايرتي با جـهان شمولي آن نخواهد داشت . از اين روحقهاي محدود ومقيد مثل آزادي بيـان هم مي توانند جـهان شمول باشند ، البته نقش فرهـنگها و مقتضيات خـاص ، نـظم عمومي ، بـهداشت عمومي و اخـلاق حسنه را نيز نبـايد نـاديده گرفت. اعلاميه جهاني حقوق بشر در بند ۲ مـاده۲۹ خود به همين مسئله تزاحم و تعارض حق ها با يكديگر ومحدود كردن آنها پرداخـته است . بند ۲ اين ماده مقرر مي دارد : (( هـركس در اجـرا ي حـقوق و اسـتفاده از آزاديـهـاي خـود فـقط تـابع محدوديت هايي اسـت كـه بـه وسيله قانون منحصرا به مـنظور تامين شناسايي و مراعات حقوق وآزاديهاي ديـگران وبراي رعـايت مقتضيات صحيـح اخـلاقـي و نـظم عمومي و رفاه همگانـي درشرايـط يك جامعه دموكراتيك وضع گرديده است .)) بـنابراين روشن است كه حق آزادي بـيان درشرايـط و اوضاع و احـوالي قابـل تـعليق است ليكن بايد در نظر داشت كه : اول ــ محدوديتـهايي كـه بـر اعـمال ايـن حـق وارد مي شود بـايد توسط قانـون ايجاد شده باشد ، ( ۲۶ ) دوم ــ اين مـحدوديت ها بـايد ضـروري بـاشند ، ( ۲۷ ) سوم ــ بـراي تـامين و تضمين شناسايي و احترام به حقوق وآزاديهاي ديگران اعمال شوند ، ( ۲۸ ) چـهارم ــ براي حمايت از امنيت ملي يا نظم عمومي يا بهداشت عمومي يا اخلاق باشند، و در نهايت آنكه اين محدوديت ها بايد بـا توجه به يـك جامـعه دموكراتيك ضـروري و لازم شناخته شوند يعني دريك جامعه مـبتني براصول دموكراسي، حاكميت قانون و حاكميت قانوني كه خود حامي ارزشهاي انسـاني وحقوق بشر و شان وكرامت انسان باشد و توسط يك دولت قانون مدار اعمال گردد كه درآن، قدر ت دولت تـوسط قـواعد حـقوقي صحيح محدودمي شود و بر اعـمال و اجراي قـانون و حقوق و آزاديها ، نـظارت قضايي صحيح وجود دارد. محـدوديت هاي مندرج در بند ۲ ماده ۲۹ اعلاميه ياد شده ، تـمامي حقوق حمايت شده تحت ايـن اعلاميه را در بر مي گيرد و با توجه به تكرار اعلاميه جهاني حقوق بـشر در تمام ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۲۶ – Prescribed Or Determined By Law . ۲۷ – Necessary . ۲۸ – For The Purpose Of Securing Due Recognition And Respect For The Rights And Freedoms Of Others . ۱۲ اسناد حقوق بشري بعدي ، بخوبي روشن است كه اعلاميه به قاعده عرفي حقوق بين الملل تبديل شده است و ديگرنمي توان به استناد اعلاميه بودن آن، عنوان نمودكه قدرت اجرايي و الزام آور ندارد . ايـن اعلاميه ، حـقيقتا يك اعلاميه جـهـانـي است و در زمـان تـصويب آن در سال ۱۹۴۸ ، نـمايـندگان تـمام ۵۰ كشور مـوجود در آن زمـان در امـضاي آن نقش داشته اند و آن نمايندگان تبلور نظامهاي حقوقي مختلف جهان و تمام مناطق جغرافيايي بوده اند . بند ج ــ حق آزادي بيان در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران به صراحت از عبارت آزادي بيان و انديشه ذكري به ميان نيامده است . در اصل ۲۴ قانون اساسي تنها به آزادي نشريات و مـطبوعات در بـيان مطالب اشاره شده است ، درحاليكه حق آزادي بيان علاوه برمطبوعات ونشريات (و نوشتار بطوركلي ) ، تـمامي بيانات و گفتارها ، و نـيز اعمال ايـن حق از طريق آثـار هنري همچون نقاشي ، فيلم و تئاتر و غيره را هم در بر مي گيرد . اصل ۲۴ قانون اساسي مـقرر مي دارد : « نشريات و مطبوعات در بيـان مطالب آزادنـد مگـر آنكه مخلّ به مباني اسلام يا حقوق عمومي باشند .تفصيل آن را قانون معين مي كند .» لازم بـه ذكر است كـه نظام حـقوقي مندرج در قـانون اساسي در اعمال حـق آزادي بـيان ، نظام تنبيهي ( ۲۹ ) است و نه يك نظام بازدارنده يا پيشگيرانه. ( ۳۰ ) نظام تنبيهي ، نظامي است كه با روح و فطرت آزاديخواهي هماهنگ تر و موافق تر است . در اين نـظام شهـروندان بدون هيچگونه مـحدوديتي ، آزادي هاي شناخته شده بـه مـوجب حـقوق و قوانين مـوضوعه را اعمال مي كنند بـدون آن كـه مكلف باشند از مقامات اداري يا قضايي،اجازه قبلي كسب نمايند ، تنها محدوديتي كه وجود دارد آن است كه شهروندان بـه هنگام اجـراي حقوق اساسي خود بايد محدوديت هاي مقرر شده به وسيله قـانون را رعايت نمـايند و اگـر ايـن محدوديت هـا را رعايت نكنند ، تـنها دادرس و مـقام قـضايـي است ( و نـه يك مقام اداري ) ، كـه ضمانت اجـراهاي مقرر در قانون را در مورد متخلّفان ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۲۹ – Repressive Regime . ۳۰ – Preventive Regime . ۱۳ اعمال مي كنند . در اينجا همچنين بـايد به اين نكته مهم اشاره نمود كه بموجب بند ۷ اصل سوم قانون اساسي ، تـامين آزاديهاي سياسي و اجتماعي در حدود قانون از وظايف دولت جمهوري اسلامي ايران است و دولت بايد براي نيل به آن تمام امكانات خود را بكار گيرد . بـنابراين در حوزه اعمال حق آزادي بيان در يك نظام تنبيهي ،انتشار يك روزنامه يا نشريه به كسب مجوز قبلي نياز ندارد و تحت هيچ سانسوري نيز قرار نخواهد گرفت . اما يك نظام باز دارنده ياپيشگيرانه ، نظامي است كه اعمال واجراي آزادي هادرآن مكلف به كسب مجوز قـبلي است و اين مجوز از يك مـقام اداري و نه يك مقام قضايي بايـد درخواست شـود و هميـن مـقام اداري در صورت لـزوم مـي تواند اجـرا ي حـقوق را مـتوقف سـازد . نـظام بـازدارنده رامـي توان بـخوبي در قانون كـنوني مـطبوعـات (مصوب اسفندماه سال ۱۳۶۴بـه همراه طرح اصلاحي مصوب سال۱۳۷۹ ) ملاحظه نمود . طبق ماده ۱۸ ايـن قانون : « انتشار نشريه به مـسئوليت اشخاص حقيقي يا حقوقي بـا سرمايه ايراني و با اخذ پروانه از وزارت ارشاد اسلامي آزاد است . » درهرحال طبق قانون ياد شده، انتشار مطبوعات نيـازمند كسب پروانه انتشار از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي است۰ (۱ ۳) در قوانين عادي ايـران همچون قانون مطبوعات ، قانون فعاليت احزاب ، جمعيت ها و انجمن هاي سياسي وصنفي وانجمن هاي اسلامي يـا اقليت هاي ديني مصوب۷ / ۶ / ۱۳۶۰ نظام كاملاً بازدارنده كه برخلاف روح آزادي خواهي و مـغاير با روح قانون اساسي است به چشم مي خورد . بند د ـ تضمينات اعمال حـق آزادي بـيان در حـقوق و قوانين دولت جـمهوري اسـلامـي ايــران بديهي است كه آزادي بيان نيازمند آزادي پس از بيان است و بايد براي اعمال صحيح و كامل اين حـق ، امنيت شخصي افراد نيز كه از حقوق فطري و طبيعي بشر است ، تضمين و تامين گردد . تـضمينات حق آزادي بيان ، بطوركلي يكسري از اصول محاكمات و آيين ـ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۳۱- براي مطا لعه بيشتر در مورد قا نون مطبوعا ت رجوع كنيد به : ۱- د كتر كا ظم معتمد نژاد ، « حقوق مطبوعا ت ، بررسي تطبيقي مبا ني حقوقي آزا دي مطبوعا ت و مقررا ت تا سيس و ا نتشا ر آنها » ، جلد اول ، مركز مطا لعا ت و تحقيقا ت رسا نه ها ، چا پ اول ، سا ل ۱۳۷۹ ۲- دكتر سيد محمد ها شمي، « حقوق ا سا سي جمهوري ا سلا مي ا يرا ن » ، قسمت سوم تحت عنوان حقوق ا سا سي مرد م ، ا نتشا را ت دا نشكده حقوق د ا نشگاه شهيد بهشتي ، پا ئيز ۱۳۶۳ ۱۴ دادرسي را تشكيل مي دهد كه بـطور خـلاصه به موارد مهم ذيـل در قانون اسـاسي اشاره مي شود : ۱ ـ د ـ منع توقيف يا بازداشت غير قانوني ( يا خودسرانه ) ( ۳۲ ) اصل ۳۲ قانون اساسي ايران مقرر مي دارد : « هيچ كس را نمي توان دستگيركرد مگـر بـه حكم و ترتيبي كه قانون معين مي كند . در صورت بازداشت موضوع اتهام با ذكر دلايل بلافاصله كتباً به متهم ابلاغ و تفهيم شود ، وحداكثرظرف مدت ۲۴ ساعت پرونده مقدماتي به مراجع صالح قضايي ارسال و مقدمات محاكمه در اسرع وقت فراهم گردد . مـتخلف از اين اصل طبق قـانون مـجازات مي شود . » ( ۳۳ ) امـا متاسفانه ايـن اصل در عمل چندان رعايت واجرا نمي شود وآقاي ليگابو نيز درگزارش بازديد خود از ايران ( درسال۲۰۰۴) به حبس هاي طولاني مدت و بازداشت هاي خودسرانه و غير قانوني وعدم دسترسي زنـدانيان زنداني شده به خاطر وجدان و عقيده ( يا بيان ) به مراجع صـالح قضايي اشاره مي نمايد .و حتي در برخي موارد اين حبس ها را نوعي مصداق شكنجه بر مي شمارد . اصل مهم منع بازداشت هاي غير قانوني ( يا خودسرانه ) ، در مواد ۳ و ۹ اعلاميه جهاني حقوق بشر ، مواد ۱ و ۱۵ اعلاميه آمريكايي حقوق بشر ، مواد ۹ و ۱۰ ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي ، ماده ۵ كنوانسيون اروپايي حقوق بشر ، ماده ۱ پروتكل ۴ الحاقي به كنوانسيون اروپايي حقوق بشر ، مواد ۵ و ۷ كنوانسيون آمريكايي حقوق بشر و ماده ۶ و بند ۲ ماده ۷ منشور آفريقايي حقوق بشر و مردم مورد تا كيد قرار گرفته است . ۲ ـ د ـ اصل برائت ( ۳۴ ) اين اصل در ماده ۱۱ اعلاميه جهاني حقوق بشر به اين شرح مورد تاكيد قرار گرفته است : « هركس كه به بزهكاري متهم شده باشد،بيگناه محسوب خواهد شدتا زماني كه در جريان يك دعواي عمومي كه درآن كليه تضمينهاي لازم براي دفاع وي تامين شده باشد، تقصير ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۳۲ – Arbitrary Detention Or Arrest . ۳۳ - مواد ۵۷۰ تا ۵۷۷ قا نون مجا زا ت ا سلا مي نيز با زد ا شت غير قا نوني را مطرح نموده و آ ن را جرم تلقي كرده ا ست ، و متخلفا ن از رعا يت اين امر را مجرم و قا بل مجا زا ت مي د ا ند ، اما در قا نون آ يين دا د رسي كيفري كنوني ، متن صريحي كه متخلفا ن از اين اصل را مجرم و قا بل مجا زا ت بداند وجود ندارد . ۳۴ – The Principle Of Innocence . ۱۵ او قانوناً محرز گردد . » طبق اصل ۳۷ قانون اساسي : « اصل ، برائت است و هيچ كس از نظر قانون مجرم شناخته نمي شود مگر اينكه جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد . » اصل برائت از مهمترين اصول بنيادين حـقوق بشري است كـه در واقـع مكمل اصل قانوني بودن جرائم است . ۳ ـ د ـ اصل عطف بماسبق نشدن قوانين جزايي ( ۳۵ ) قانون اساسي ايران در اصل ۱۶۵ به صراحت مقرر مي دارد : « هيـچ فعل يا تـرك فعلي بـه استناد قـانوني كـه بعد از آن وضع شده است جرم محسوب نمي شود » اين اصل در بند ۲ ماده ۱۱ اعلاميه جهاني حقوق بشر و بندهاي ۱ و ۲ ماده ۱۵ ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي ، بندهاي ۱ و ۲ ماده ۷ كنوانسيون اروپايي حقوق بشر ، ماده ۹ كنوانسيون آمريكايي حقوق بشر، و ماده ۲ منشور آفريقايي حقوق بشر و مردم ذكر شده است . ۴ ـ د ـ اصل قا نو ني بودن جرا ئم و مجازا تها (۶ ۳) در قانون اساسي ايران به صراحت از اصل قانوني بودن جرائم سخني به ميان نيامده است اما اصل ۳۶ قانون اساسي بـه قاعده مكمل اصل قـانوني بودن جرائـم يعني اصل قـانوني بـودن مجازاتها اشـاره مي كند : « حكم بـه مـجازات و اجراي آن بايد تنها ....... به موجب قانون باشد .» لازم به ذكر است كه از نتـايج مهم ايـن اصل ، تفسير محدود ومضيق قوانين كيفري است . اين اصل علاوه بر مجازاتها درمورد اقدامات تاميني وتربيتي نيز بايد دقيقاً اعمال گردد. (۷ ۳) ۵ ـ د ـ حق داشتن وكيل حـق بـر خورداري از وكيل در واقع يكي از تبعات و آثار دادرسي منصفانه بشمار مي رود. در اين مورد اصل ۳۵ قانون اساسي مقرر مي دارد : « در همه دادگاهها طرفين دعوا حق ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۳۵ – The Principle Of NON – Retroactivity Of Penal Laws . ۳۶ - No Crime Or Punishment Except In Accordance With The Law : Nulla Poena Sine Lege ( Lat ) , Nullum Crimen Sine Lege ( Lat ) . ۳۷ – اين اصل در ماده ۲ قانون مجازات اسلامي نيز تصريح شده است . ۱۶ دارند براي خود وكيل انتخاب نمايند و .... » قانون اساسي به حق برخورداري متهم از وكيل در مرحله تحقيقات مقدماتي تصريح نكرده است . طبق تبصره ۱۱۲ قانون آيين دادرسي كيفري سابق ، متهم حق داشت كه در مرحله تحقيقـات مـقدماتي از حضور وكيل بهره مند شود ، ولي وكيل حـق اظهار نظر در مرحله مقدماتي را نداشت.متاسفانه به موجب تبصره ماده ۱۲۸ قانون آيين دادرسي كيفري جديد ، حق متهم به بهره مندي از حضور وكيل درمرحله تحقيقات مقدماتي به اخـتيار و تشخيـص قاضي محول شده است و به نظر مي رسد كه تبصره ياد شده مخالف قانون اساسي باشد . ۶ ـ د ـ علني بو دن محاكما ت ( ۸ ۳) عـلني بـودن مـحـاكمـات نـيـز يكـي ديگـر از تـبعـات اصل دادرسـي مـنصـفـانـه است . علني بودن محاكمات بايد در هر دو مورد ذيل وجود داشته باشد : ۱- جريان دادرسي ۲ - اعلام و انتشار حكم توسط دادگاه . اصل ۱۶۵ قا نون اساسي در اين خصوص مقرر مي دارد : « مـحـاكمـات ، علني انجام مي شود و حضور افراد بلامانع است مگرآنكه به تشخيص دادگاه علني بودن آن منافي عفت عمومي يا نظم عمومي باشد ...» اصل ۱۶۸ قانون اساسي نيز مقرر مي دارد : « رسيدگي به جرايم سياسي و مطبوعاتي علني است ..... » و كاملاً روشن است كـه بـراي علني بـودن اينگونه محاكمات هيچ محدوديتي پيش بيني نشده است . بـنابـرايـن تمام جرايم سياسي و مطبوعاتي كه تقريباً اكثر جرايم مربوط به آزادي بيان را شامل مي شود ، بـايـد لـزوماً بـه صورت علني و با حضور هيات منصفه انجام شود . تبصره ۱ ماده ۱۸۸ قـانون آيين دادرسي كيفري نيز در مورد عـلني بودن محاكمات بيان مي دارد : « منظور از علني بـودن محاكمه عدم ايجاد مانـع جهت حضور افراد در دادگاه مي باشد ، لكن انتشار آن در رسانه هاي گروهي قبل از قطعي شدن حكم مجاز نخواهدبود و متخلف ..... به مجازات مفتري محكوم خواهد شد . » ۷ ـ د ـ حق برخورداري از يك محاكمه منصفا نه ( ۳۹ ) ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۳۸ – Publicity Of Trials . ۳۹ – Fair Trial . ۱۷ « هركس حق دارد با رعايت مساوات كامل در يك دادگاه مستقل و بيطرف ، كه بموجب قانون صالح ايجاد شده باشد ، بـطور مـنصفانه و بـه صورت علني محاكمه شود . » اين حق در ماده ۱۰ اعلاميه جـهاني حقوق بشر ، بـند ۱ ماده ۱۴ مـيثاق بين المللي حقوق مدني و سـياسي ، بند ۱ ماده ۶ كنوانسيون اروپايـي حقوق بـشر ، بنـدهاي ۱ و ۲ ماده ۸ كنوانسيون آمريكايي حقوق بشر و بند ۱ ماده ۷ و ماده ۲۶ منشور آفريقايي حقوق بشر و مردم درج شده است . درقانون اساسي ايـران نيز همانطور كـه قبلاً اشاره شد ، طبق اصل ۱۶۸ ، بـراي رسيدگي بـه جرايـم سياسي و مطبوعاتي هيات منصفه پيش بينـي شده است و هيات منصفه يك نهاد مردمي است كه بـه عنوان نماينده جـامعه و وجدان عمومي تـصميم مي گيرد كـه آيـا مرز آزادي بيـان رعايت شده است يا خير و آيا جامعه از بيان آزاد انديشه ها و افكار زيان ديده است يا نه . طـبق مـاده ۳۲ اصلاحي قـانون مـطبوعات ( مـصوب ۱۳۷۹ ) در هـر صـورت علني بودن و حضور هيات منصفه الزامي است . ليكن بايـد تاكيدكرد كه آزادي بـيان تنها با وجود يك هيات منصفه واقعاً مردمي و غيروابسته بـه حاكميت مي تواند نـه فقط در نظريه بلكه تـا حد زيادي در عمل محقق و اعمال گردد. آقـاي آميبيو ليگابو ، گزارشگر ويژه موضوعي سازمان ملل متحد در خصوص حق آزادي بيان درگزارش خود در اين مورد به صراحت تاكيد مي نمايد كه زندانيان زنداني شـده به خاطر افكار و عقايد و وجدان خود در واقع دو بار در ايران مجازات مي شوند و دو حق اساسي بشري نسبت به آنـها نـقض مي گردد : ۱- حق آزادي بـيان و عـقايد و افـكارشان ۲- حق برخورداري از تضمينات اساسي ،براي حق دفاع منصفانه در يك دادگاه مستقل ، صالح و بيطرف كه طبق قانون صالح ايجاد شده باشد . ايشان هم درمقدمه وهم دربند نهايي گزارش خود تاكيد مي نمايد كه دادگاههاي انـقلاب حق رسيدگي بـه جرايـم مربوط بـه آزادي بـيان و جرايـم سياسي و مـطبوعاتي را ندارند و ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۱۸ اساساً ايـن محاكم در اعمال ايـن حق اثر منفي از خود بجا مي گذارند زيرا موضع شديدي را درمقابل مطبوعات و جرايم مرتبط با آزادي بيان اتخاذ مي كنند . لـذا ايشان مجدداً در نتيجه گيري خـود در گزارش ياد شده بـه صراحت بـيان مي دارند كـه دادگاههاي انقلاب بايـد از رسيدگي بـه اين گونه جرايم ممنوع شوند چون اثرمنفي براعمال آنها مي گذارند . در خصوص اعمـال اصل بنيادين محاكمه مـنصفانه ،ايشان در بنـد نهايـي گزارش خـود در قسمت نتيجه گيري به اهميت آموزش قضات و مسئولان دستگاه قضايي و ديگر مقامات رسمي حـقوقـي و قضايي دولت جمهوري اسلامي ايـران براي اجراي بهتر عدالت و نـيز براين نكته مهم كه اين آموزش بايد بـر اصول واستانداردهاي حاكم بر اعمال حق محاكمه منصفانه و اعمال موثر حق آزادي فـكـر و بيان متمركز باشد ،تاكيد مي نمايد . ۸ ـ د ـ ممنوعيت شكنجه و سوء رفتار ( ۴۰ ) ممنوعيت شكنجه و هر گـونه رفتار غيـر انساني بـه عنوان يك اصل مهم و بـنيادين حـقوق بشري و نـيز يك قاعده آمره ( ۴۱ ) و الـزام آور بين المللي و عدول نـاپذيـر تـوسط دولتهـا حـتي در زمانهـاي استثنايي و شرايـط فوق العـاده ملي و ضروري ( و حـتي در جـنگ ) در ماده ۵ اعلاميه جهاني حقوق بشر ، مواد ۱۵ و ۱۶ اعلاميه آمريكايي حقوق بشر ،مواد ۷ و بند۱ ماده ۱۰ ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي ، ماده ۳ كنوانسيون اروپايي حقوق بشر ، بند ۲ ماده ۵ كنوانسيون آمريكايي حقوق بشر و ماده ۵ منشورآفريقايي حقوق بشر و مردم مورد تاكيد قرار گرفته است . كنوانسيون مـنع شكنجه و رفـتارهاي غيـر انساني مصوب سال ۱۹۸۴ مجمع عمومي سازمان ملل متحد كـه از ۲۶ ژوئن ۱۹۸۷ لازم الاجـرا شده است ، مـي تواند بـه عــنوان مهمترين دستـاورد سازمان ملل متحد در ايـن زمينه مورد اشـاره قرار گيردكه متاسفانه هـنوز توسط دولت جمهوري اسلامي ايران به تصويب نرسيده است ، زيرادركنوانسيون ياد شده شكنجه ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۴۰ – Torture And ILL – Treatment . ۴۱ - Jus Gogens . منظور ا ز قا عده آمره و الزام آور حقوق بين الملل عمومي ا ست كه طبق مفا د ما ده ۵۳ كنوا نسيون حقوق مـعا هدا ت وين مصوب ۱۹۶۹ ، دولتها حق تخطي از آن را ندارند و ا ين قا عده عد ول نا پذير ا ست و از بين نمي رود مگر با تصويب يك قاعد ه آمره حقوق بين الملل عا م در هما ن موضوع . ۱۹ تعريف ومصاديق آن ذكرشده است كه بسياري از مجازاتهايي كه طبق قوانين جزايي ايران اعمال مي شود،براساس آن كنوانسيون شكنجه محسوب خواهد شدولذا درصورت پيوستن ايران به آن كنوانسيون وامضاء وتصويب آن ، قطعاً از لحاظ حقوق بين الملل بخاطر نقض مفاد آن بايد پاسخگو باشد و مسئوليت بين المللي خواهد داشت . اصل ۳۸ قانون اساسي بيان مي دارد كه : « هرگونه شكنجه براي گرفتن اقرار و ياكسب اطلاع ممنوع است ...... و متخلف از اين اصل طبق قانون مجازات مي شود . » اصل ۲۳ قانـون اساسي نيزكه درخصوص منع تفتيش عقايد است به صراحت تا كيد مي نمايدكه : «هيچـكس را نمي توان بـه صرف داشتن عقيده اي مورد تعرض و مواخذه قـرار داد .»كـه در اينجا شكنـجه بـخوبي از مصاديق تعرض بوده و لـذا در چارچوب ايـن اصل نـيز ممنوع شده است . در ماده ۵۷۸ قانون مجازات اسلامي نيز مقرر شده است كه : « هـر يك از مستخدميـن و مامورين قضايي يـا غير قضايي دولتي بـراي اينكه متهمي را مجبور بـه اقراركند او را اذيت و آزار بدني نمايد ، علاوه بر قصاص يا پرداخت ديه حسب مورد به حبس از ۶ ماه تا ۳ سال محكوم مي گردد و .... » بايد توجه نمود كـه ماده فوق نمي تواند ضمانت اجراي كاملي براي اصل۳۸ قانون اساسي تلقي شود ، زيرا فقط شكنجه جسمي را مورد توجه قرار داده و به شكنجه روحـي و رواني اشاره نكرده است و تنها شـكنجه بـه مـنظور اخـذ اقـرار را جـرم دانـسته اما شـكنجه بـراي اخذ شهادت و سوگند را مورد تصريح قرار نداده است . لازم بـه ذكـر است يـكي از مـهـمترين دلايلي كـه ايـران بـه مـوجب قـطعنامه هاي صادره كميسيون حـقوق بشر و قـطعنامه ۱۲ ژانويه ۲۰۰۴ مجمع عمومي ملل متحد به جهت نقض حـقوق بشر محكوم شده است ، هـمين مورد شـكنجه و ديگـر اشكال مجازاتهاي ظالمانه ، غير انساني و تحقير كننده به ويژه قطع اعضاي بدن بوده است . آقاي آميبيو ليگابو ،گزارشگر ويـژه موضوعي سازمـان ملل متحد در خصوص حق آزادي بيان به صراحت در گزارش خود اشاره مي كند كه اعمال حبسهاي طولاني مدت در ايـران و زنـدانهايي كه فاقد شرايط لازم بهداشتي وانساني براي نگهداري زندانيان هستند ، نوعي ۲۰ شكنجه زندانيان تلقي مي شود و همچنين تاكيد مي نمايند كه بازديد وي از ايـران بـه هيچ وجه كافي نخواهد بود بلكه بايد گزارشگرويژه شكنجه و گزارشگر ويژه مربوط به بررسي استقلال قضات و دستگاه قضايي نيز براي بازديد و ملاقات به ايران سفر نمايد . ايشان در اين خصوص به قطعنامه شماره۳۲ كميسيون حقوق بشرسازمان ملل متحد مصوب سال ۲۰۰۳ اشاره مي كنند كه در آن كـميسيون حـقوق بشر از دولـتها خواسته است تـا حبس هاي طولاني مدتي را كه ممكن است منجر به شكنجه يارفتارهاي غيرانساني وموهن گردد ، متوقف سازند. همچنين در گزارش خود با اشاره به وضعيت بهايي ها در ايران بيان مي دارند كه اعمال مجازات حبس و زندانهاي طولاني مدت بدون رعايت تشريفات دادرسي عليه بهايي ها به اتهام ارتداد آنها ، نوعي شكنجه محسوب خواهد شد . ۹ ـ د ـ مصو نيت از تجسس مصونيت از تجسس در ماده ۱۲ اعلاميه جهاني حقوق بشر بـه ايـن شرح تاكيد شده است : « احـدي در زندگي خصوصي و امورخانوادگي يا مكاتبات خـود نبايد مورد مـداخله هاي خـود سرانه واقع شود و ....... وهركس حق دارد در مقابل اينگونـه مداخلات مورد حمايت قانون قرار گيرد . » طبق اصل ۲۵ قانون اساسي : « بـازرسي و نـرساندن نامه ها ، ضبط و فـاش كـردن مكالمات تلفني ، افشاي مخابرات تلگرافي و تلكس ، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها ، استراق سمع و هرگونه تجسس ممنوع است مگر به حكم قانون . » مصونيت از تجسس مسكن در اصل۲۲ قانون اساسي تصريح شده است . احترام به زندگي خصوصي يـا خلوت افـراد ( ۴۲ ) در بسياري از اسناد بين المللي جهاني و مـنطقه اي حـقوق بشر نيـز مـورد تاكيد قـرار گـرفته است كـه از جـمله آنهـا مـي توان بـه ماده ۱۲ اعلامـيه جهاني حقوق بشر ، مواد ۵ و ۹ اعلاميه آمريكايي حقوق بشر ، ماده ۱۷ ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي ، ماده ۸ كنوانسيون اروپايي حقوق بشر ، ماده ۱۱ ( بند ۱ ) و ماده ۱۴ كنوانسيون آمريكايي حقوق بشر اشاره نمود . ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ۴۲ – Privacy Right . ۲۱ بند ه ــ قعطنا مه هاي صادر شد ه توسط سازمان ملل متحد عليه دولت جمهوري اسلامي ايران به جهت نقض حقو ق بشر ـــ در سازمان ملل متحد ، غالباًدر چار چوب كميسيون حـقوق بشر ( ۴۳ ) سازمان ملل متحد كه اززيرمجموعه هاي شوراي اقتصادي و اجتماعي ( اكوساك ) سازمان ملل متحد است ، قطعنامه هاي مربوط به نقض حقوق بشر عليه ايران صادر شده است . اين كميسيون در حال حاضرداراي ۵۳ عضـو مي باشد كه اعضاي آن نمايندگـان دولتهـاي متـبوع خود هستند و در واقع نظرات سياسي دولتهاي متبوع خود را اعمال مي نمايند . كميسيون در سال ۲۰۰۱ در پـنجاه و هفتمين نشست خود ، قطعنامه اي مـربوط بـه نقض حقوق بشر در ايران را كه پيش نويس آن را اروپايي ها همراه بـاكانادا ، ايالات متحده آمريكا ، مكزيك و گواتمالا تـهيه كرده بودند به راي گيـري گذاشت و با ۲۱ راي موافق در مقابل ۱۷ راي مخالف و ۱۵ راي ممتنع به تصويب رسانده شد . درآن قـطعنامه بـا اشاره بـه عـضويت ايـران در ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي و با تاكيد بـه قطعنامه هاي قبـلي مجـمع عمومي و كميسيون حـقوق بشر به ويژه قطعنامه شماره ۱۱۴ / ۵۵ مورخ ۴ دسامبر ۲۰۰۰ ، دولت جمهوري اسلامي ايـران بـه جهت نقض حقوق بشر از حيث موارد ذيل محكوم گرديد : ۱ - نقض حقوق اقليت هاي مذهبي به ويژه بهايي ها ، ۲ - اعدامهاي مستمرو بدون رعايت واحترام به تضمينات به رسميت شناخته شده بين المللي ، ۳ - قتلهاي مشكوك وكشتار روشنفكران و فعالان سياسي ، ۴ - عدم مطابقت وضعيت موجود با استانداردهاي بين المللي در اجراي عدالت ، ۵ - نبود رويه هاي مقتضي قانون و استفاده از قوانين امنيت ملي براي نقض حقوق افراد ، ۶ - نـقض آزادي بـيـان و عقيده بـه ويژه بـه جهت حملات عليه مطبوعات و احكام شديد صادر شـده عليه شركت كنندگـان در كـنفرانسهاي برلين و واكنش شديـد عليه تـظاهرات دانشجويان ، ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۴۳ – Human Rights Commission ( HRC ) ۲۲ ۷ - شـكنجه و سايـر اشكال مجازاتهاي ظالمانه ، غيـر انساني و تحقير كننده بـه ويژه رويـه قطع اعضاء بدن . ضمناً در آن قطعنامه از كميسيون حقوق بشر اسلامي خواسته است تـااقدامات خود را براي بهبود وضعيت حـقوق بشر درجمهوري اسلامي ايران ادامه دهدودرخاتمه تصميم مي گيرد كه به مدت يكسال ديگربررسي وضعيت جمهوري اسلامي ايران را در دستوركاركميسيون و تحت نظارت گزارشگر ويژه خود قرار دهد . لازم به ذكراست كه نماينده جمهوري اسلامي ايران به شدت درمقابل آن قطعنامه واكنش منفي نشان داد و معتقد بود كه در مسايل سياسي و اجـتماعي ايران روندهاي مثبتي صورت گرفته است . ضمناً در آن قطعنامه كميسيون حقوق بشر ، دولت جمهوري اسلامي ايـران را به جهت آن كه از سال ۱۹۹۶ تا سال ۲۰۰۱ هيچ دعوتنامه اي را براي گزارشگر ويژه جهت بازديد از ايران ارسال نكرده است ، مورد انتقاد قرار مي دهد و از ايران مي خواهد كه نماينده ويژه را دعوت كند و همكاري كامل با وي داشته باشد . آخرين قطعنامه مربوط بـه نقض حـقوق بشر در ايـران در مجمع عمومي سازمان ملل متحد مصوب ۲۰ دسامبر ۲۰۰۴ ، در اجلاس پنجـاه و نهم آن ( GA / ۱۰۳۲۱ ) تحت عنوان وضعيت حقوق بشر در ايــران ، جمهوري كنگو و تركمنستان به تصويب رسيده است كه در خصوص نقض حـقوق بشر عليه ايـران بـا ۷۱ راي مـوافق ، ۵۴ راي مخالف و ۵۵ راي ممتنع تصويب شده است . اين قطعنامه درمورد موضوعات متعددي صحبت مي كند ازجمله حقوق مردم بومي،حقوق كودكان و زنان ، حـق توسعه ، حـق امـنيت غـذايي ،( ۴۴ ) حـذف اشـكال تـبعيض نژادي و راسيسم ، حق تعيين سرنوشت مردم و نيز مسائل مربوط بـه حقوق بشر و اجـراي مفاد اسناد حقوق بشرو بهره مندي كامل ازحقوق بشر وآزاديهاي بنيادين و همكاري هاي بين الملـلي در زميـنـه حـقـوق بـشر ، حمايت از كارگران مهاجر ، مـبارزه با تـروريسم و ارتباط آن با ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۴۴ – Food Security . ۲۳ نقض حقوق بشر ، اعدامهاي خودسرانه و بدون رعايت تـشريفات دادرسي ، حذف اشكال نابردباري هاي مذهبي ، ناپديد شدنهاي اجباري و ....... مي تواند مورد اشاره قرار گيرد . درقسمتي از قطعنامه فـوق ، وضعيت حـقوق بشر در ايران مورد انتقاد قرار مي گيرد و ايران به جهات ذيل مـحكوم مي گردد : ۱ - عدم آزادي فكر و بيان و اطلاعات ،۲ - شكنجه و رفتارهاي غير انساني و مجازاتهاي موهن ، ۳ - كوتاهي از رعايت استانداردهاي بين المللي براي اجـراي عـدالت ، ۴ - انحلال قهر آميز احزاب سياسي ، ۵ - تبعيض سيستماتيك و سازمان يافته عليه زنان و دختران ،۶- تبعيض سيستماتيك عليه اشخاص متعلق به اقليت ها ، ۷ - محدوديت هاي مستمر نسبت به اجتماعات آزاد . ايـن قطعنامه ، اوليـن قطعنامه نقض حقوق بشر عليه ايران در مجمع عمومي است و پيش از آن ، قطعنامه هاي قبلي عليه ايـران در كميسيون حـقوق بشر صادر مي شده است . تصويب اين قطعنامه در مجمع عمومي به دنبال قطعنامه نقض حـقوق بشر عليه ايـران مـصوب ۱۲ ژانويه ۲۰۰۴ درشصتمين نشست كميسيون حقوق بشر، بخوبي نشانگروضعيت حـقوق بشردرايران از نظرعدم مطابقت آن با استانداردهاي بين المللي از ديدگاه سازمان ملل متحد است . بند و ـ گزارش آقـاي آميـبـيو ليگا بو ، گـزارشـگر ويـژه موضوعـي كميسيو ن حـقوق بشر سازمان ملل مـتحد درموردآزادي بـيـان ( در خصوص وضعيت آزادي بيان در ايران ) آقاي ليگابو ، گزارشگر كنيايي الاصل كميسيون حقوق بشر پس از آقاي عبيد حسين ( گزارشگر قبلي ) و از سال ۲۰۰۲ به اين سمت منصوب شده است . اين گزارش حاصل ملاقات ايشان بـا مقامات جمهوري اسلامي ايران و بازديد وي از ايران در تاريـخ چهارم تا دهم نوامبر ۲۰۰۳ مي باشد كه بـا نهادهاي دولـتي و غيردولـتي وافـراد زنداني ملاقات و گفتگو داشته اند . گزارش ايشان ۲۱ صفحه و ۱۱۱ بند مي باشد . ( ۴۵ ) ايشان در ابتداي گزارش خـود تـصريح مي نمايد كه در مـيان نـمايندگان مـجلس( مجلس ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۴۵ – با توجه به آ نكه ترجمه كا مل گزارش مذكور در ا ين مقا له مختصر نه تنها از حوصله مقا له خا رج ا ست بلكه اصولاً ضرورتي هم ندارد ، از ا ين رو تنها به مهمترين قسمتهاي آ ن در را بطه با وضعيت حق آزا دي بيا ن در ايران اشا ره مي گردد ، براي مطا لعه كا مل متن گزارش رجوع كنيد به : E / CN . ۴ / ۲۰۰۴ / ۶۲ / Add . ۲ , ۱۲ Junuary ۲۰۰۴ ۲۴ ششم ) و جامعه مدني ايران ودرسطوح عالي دولت،تمايل به اصلاحات وجود دارد به ويژه درمورد حق آزادي بـيان و حتي گام اساسي در جهت اصلاحات نيز برداشته شده است و دولت و مجلس درسطح قانونگذاري بسيار فعال هستند و درارتباط با حمايت بيشترازحقوق بشر و آزادي هاي اساسي در چار چوب حقوقي مشوق فعاليت ها مي باشند . ليكن گزارشگر ويژه يك مانع اساسي و عمده بر سر راه اعمال حق آزادي بيان در ايـــران را دادگــاههاي انـقلاب مـي داند و مـعتقد است كـه متاسفانه ايـن محاكم در مقابـل مـردم پاسخگو نيستند و در بنـدهاي ۸۹ تا ۱۱۱ گـزارش خـود ( در قسمت نـتيجه گيري نهايي ) به صراحت از دولت ايران مي خواهد تا رسيدگي به جرايم مـطبوعاتي و جرايـم مربوط به حق آزادي بيان را از صلاحيت اين دادگاهها خارج نمايد ، زيرا معتقدندكه اين محاكم اثر منفي بر اعمال اين حق مي گذارند. ايـشان درگزارش خود اشاره مي نمايد كه بسياري ازمـحدوديت هاي وارد بـرحق آزادي بيان كه در قـانون مطبوعات مقرر شده است و نيز قوانين كيفري ايران نسبت به مطبوعات، با محدوديت هاي مـندرج در اسناد بين المللي حقوق بشر و بخصوص بـا بند ۳ ماده ۱۹ ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي تطابق ندارند ، اولاً به خاطر آنكه بسياري از قـوانين كيفري ايـران ، فراتر ازشروط و قيود فهرست شده درماده ۱۹ هستند ، ثانيــاً به جهت آنكه در اكثر موارد ، دلايل اعمال اين محدوديت ها نسبت به مطبوعات و آزادي بيان آنها فـاقد هر گونه معياروملاك عيني و موضوعي كه داراي تعريف روشني باشد هستند و بنـابرايـن ، معيارها بسيار ذهني بوده و مورد تفسير موسع و خود سرانه توسط قضات قرارمي گيرند . ايشان در گزارش خود از عبارت « مخلّ به مباني اسلام » و « مخالف با نظم عمومي » بـه عنوان معيارهاي مبهم و موسع و ذهني نام مي برد و تـاكيد مي نمايد كه نياز فوري وجود دارد تا هر چه سريعتر در چار چوب قـانون ، بـطور روشن تري اصول و قواعد اسلامي مشخص شود زيرا حتي در ميان روحانيون هم در ايـن مورد اختـلاف نـظر وجود دارد و متاسفانه تفسيرهاي مختلف و موسعي از اين عبارت ارائه مي گردد . ايـشان از دولت ايران مـي خواهند كـه مـتون حـقوقي خـود را در ايـن راسـتا بـا قـواعد و استاندارد هاي اصلي حـقوق بـشر مـربوط بـه آزادي فكر و بـان همسو نمايند . همچنين در ۲۵ همين راستابـه نقش مهم شوراي عـالي تـوسعـه قضايي اشـاره مي كنند و ايـنكه ايـن شـورا بايد قوانين كيفري وقانون مطبوعات ايران رابررسي نموده و بـه جـاي زنـدان هاي طولاني مدت مـجازات جايگزيني را در نظر بگيرد و نيز تاكيد مي نمايند كه حبس هاي طـولاني مدت و در شـرايط نا مناسب وغـير بهداشتي ، نـوعي شكنجه تلقي مي شود واينكه جرايم مطبوعاتي نبايد مشمول اقدامات پيشگيرانه بازدارنده شوند زيرا اين اقـدامات تنها براي جرايم شديد( Serious) هـستند وجرائم مطبوعاتي به عنوان جرم شديد تلقي نمي شوند. همچنين ايشان اشـاره مي نمايند كه فضاي نا امني و ترسي كه در اين زمينه وجود دارد ، باعث شده است تـا روزنامه نگاران ، نويسندگان ، وكلا و ديگـر فعالان حقوق بشر ، دچار خودسانسوري( ۴۶ ) شوند و در گزارش خود از مـقامـات مـسئول مرتبط مي خواهند كه به تمام زندانياني كه تحت تعقيب يـا مجازات بـه خاطر جرايم مرتبط بـا آزادي بيان هستند ، عفوكامل( ۴۷ ) اعطاء نمايند . وي در گزارش خود به ملاقات وگفتگو با نهادهاي دولتي ازجمله دبير شوراي عالي توسعه قضايي ، وزير پست وتلگراف و تلفن ، رئيس مركز مشاركت زنان ، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي ، رئـيس دادگاه مـطبوعات ، رئيس كـل دادگستري اسـتان تهران ، دادسـتان كـل دادگاههاي عمومي و انقلاب ، خبرگزاري جـمهوري اسلامي ايران ( ايرنا ) ، و نيز برخي نـهادهاي مـدني و غير دولتي همچون كانون وكلاي دادگستري تهران ، انـجمن روزنامـه نگاران ، كميسيون حقوق بشر اسلامي و هـمچنين كميسيونهاي تخصصي مجلس از جـمله كميسيون اصل ۹۰ مجلس و كميسيون حقوقي و قضايي مجلس اشاره مي نمايند . ايشان در بـازديد خود از ايران ، بـا هفت نفر از زنـدانيان آزادي بـيـان مـلاقات حـضوري داشته اند ، ازجمله با آقاي دكترهاشم آغاجري ، رضاعليجاني ، عباس دلدار ، اكبرگنجي ، ايرج جمشيدي ، مهرداد سهرابي ، سيامك پورزند و اظـهار تاسف مي كنند از اينكه وقـت كافي براي ملاقات با تقي رحماني، هدي صابر، بهروزجاويد تهراني پيدا نمي كنند و ضمناً ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۴۶ – Self Censorship . ۴۷ - Absolute Amnesty . ۲۶ اشاره مي نمايند كه اجازه ملاقـات با عباس عبدي به ايـشان داده نمي شود زيرا نـام وي در فـهرست زندانياني كه مقامات زندان اجازه ملاقات به او را داده انـد ذكر نشده است . همينطور ايشان در نتيجه گيري نهايي خود به آموزش قضات وديگر مقامات رسمي مربوط به اجراي قانون تاكيد مي كنند وآن را امري ضروري بر مي شمارند و با اشاره به ماده ۲۵ ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي به مسئله انتخابات در ايران و اين امركه افراد بـايد حق داشته باشندكه دريك انتخابات آزاد كانديدا شوند ودرامورسياسي كشور خودآزادانه مشاركت كنند ، تصريح مي نمايند . درگـزارش خـود به مصونيت سـران از مجازات ( Impunity Of Officials )اشـاره مي كنند و اينكه اين امـر باعث شده است تا آنـها در مقابل مردم پاسخگو نباشند و نيز به سانسور كتابها ، كارهاي هنري ، آهنگ ها و فيلم ها و ترجمه ها توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تصريح مي نمايند . درگزارش خـود به عدم مـصونيت نمايندگان مجلس يا كـانديداها بـراي اظـهارات ايشان اشاره مي كنند و در نـيز با ذكراصل هاي ۱۱۰ ، ۱۵۶ ، ۱۵۷ و ۱۵۸ قـانون اسـاسي تـاكيد مي نمايند كه دستگاه قضايي ايران بايد مستقل عمل كند . در بندهاي ۱۴ تا ۲۰ گزارش خود بيان مي دارند كه در ايران به دو نهاد شوراي نگهبان و مجمع تشخيص مصلحت نظام اختيارات بسيار وسيعي اعطاء شده است در حاليكه اين اختيارات بايد به مجلس نمايندگان كه نمايندگان آن از لحاظ دموكراتيك بـه شيوه آزادانه تري توسط مردم انتخاب مي شوند ، اعطاء گردد. آقاي ليگابو در بخش D گـزارش خود در بـندهاي ۶۳ تا ۶۷ به حـق دفاع وكلا و حـقوقدانان و عـدم مصونيت آنها در مقام دفـاع اشاره مـي نمايد و از ماده ۱۸۷ برنامه سوم توسعـه و صدور پروانه وكالت توسط قوه قضائيه انتقاد مي كنند وتاكيـد مي نمايند كه اين امر باعث مي شود نه تنها وكلا در دفاع از موكلان خود به ويژه موكلان سياسي خود دچار ترس از آزار و اذيت و تعقيب كيفري شوند بـلكه حـتي ممكن است پـروانه وكالت ايـشان ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۲۷ توسط قوه قضائيه تمديد نشود .در اين خصوص ايشان با اشاره به وضعيت دكتر ناصر زر افشان به عنوان يك مدافع حقوق بشرو يك حقوقدان بيان مي دارندكه اتهام وي جنبه سياسي دارد درحاليكه در يك دادگاه نظامي و بصورت غيرعلني محاكمه شده است ، درصورتي كه طبق اصل ۱۷۲ قانون اساسي دادگاه نـظامي بـايد بـه جـرايم مربوط به اشخاص نظامي يـا در ارتباط بـا وظايف پليس يـا اعضاي ارتش و نيروهاي انقلابي رسيدگي كند و نه به اتهامات يا جـرايم شـهروندان غير نظامي يا سيويل . در بندهاي۷۱ تا۸۰ گزارش خود راجع به قضيه قتل خانم زهرا كاظمي چنين بيان مي دارند كه مشاراليها در ۲۳ ژوئن ۲۰۰۳ به جهت عكسبـرداري در مقابل زندان اوين بازداشت شد و سپس به قتل رسيد .آقاي ليگابو در اين بند تاكيد مي كنند كه گزارشهاي مجلس و دفتر دادستاني دراين مورد داراي تناقضات و بي نظمي است وتاكيد مي كنندكه باخانم كاظمي در زندان بدرفتاري شده كـه منجر به مرگ ايشان شده است و در نهايت نتيجه مي گيرنـد كه خانم كاظمي به قتل رسيده است و درخصوص اين جنايت نفرت انگيزهم هيچ پاسخي از سوي مقامات مسئول ابراز نشده است . آقاي ليگابو در گزارش خود و بـه ويژه در بند نتيجه گيـري آن چندين بـار به اهميت آموزش قضات و ديگـر مقامات رسمي نسبت بـه اصول و قواعد استـاندارد حـقوق بشري براي اجراي بهتر عدالت و قانون تاكيد مي كنند . ۲۸ بالا فهرست اصلي |
*English
Lawyer Search < Francias* *كانون جهاني (IBA) اتحاديه كانونها *سوابق و اساسنامه *همايش و بيانيهها *كميسيونانفورماتيك كانونهاي وكلا *فارس و بنادر *آذربايجان شرقي *آذربايجان غربي *اصفهان *مازندران *خراسان *گيلان *قزوين و زنجان *كرمانشاه و ايلام *خوزستان و لرستان *همدان *قم *كردستان *گلستان *اردبيل *مركزي امور وكلا و كارآموزان *مصوبات کانون *كميسيون حقوقي *كارآموزي و اختبار *آزمون وكالت *نظرات وكلا *انتخابات كانون نشريه داخلي مجله حقوقي منابع حقوقي *بانك قوانين *آراء قضائي *نظرات مشورتي *كتابخانه *مقالات حقوقي *تازههاي حقوقي امور حقوقي *مراجع قضايي *لوايح و اوراق *نكتهها و لطائف *دانشكدههاي حقوق *چهرههاي تاريخي سايتهاي اطلاع رساني *حقوقي و داخلي *حقوقي خارجي گوناگون *انجمنهاي حقوقي *آموزش غيرحضوري *پرسش و پاسخ *نيازمنديها *امور ورزشي | |||||
|
All Rights Reserved. © 2003 Iranian Bar Associations Union No. 3, Zagros St., Argentina Sq., Tehran, Iran Phone: +98 21 8887167-9 Fax: +98 21 8771340 Site was technically designed & developed by Nima Norouzi | ||||||