|
||||||
خبرنامه كانون وكلاي دادگستري كرمانشاه و ايلام (صفحه۱۴)فهرست اصلي فهرست: * پيشگيري وضعي از جرائم سايبر در پرتو موازين حقوق بشر (۱) * پيشگيري وضعي از جرائم سايبر در پرتو موازين حقوق بشر (۱)
گرچه فضاي سايبر ـ اين پديده شگفتانگيز قرن بيست و يكم ـ بسياري از عرصهها را با تحولات بنيادين مواجه كرده، سوء استفادههاي فراوان از آن موجب پيشبيني تدابير كيفري در اين زمينه شده است. اما با توجه به مشكلات بسياري كه فراروي تدابير كيفري وجود دارد، سياست پيشگيري از وقوع اين جرائم مناسبترين تدبير سياست جنايي است. در اين ميان، پيشگيري وضعي يكي از اقدامات مهم محسوب ميشود، اما با محدوديتهايي مواجه است كه از جمله آنها نقض موازين حقوق بشر است. ماهيت فضاي سايبر به گونهاي است كه تجلي هرچه بيشتر آزادي بيان و جريان آزاد اطلاعات را موجب شده و همچنين با امكاناتي كه جهت برقراري انواع ارتباطات ايمن فراهم آورده، به نوعي در جهت حفظ حريم خصوصي افراد گام برداشته است. اما تدابير پيشگيرانه وضعي از جرائم سايبر، عمدتاً به گونهاي اجرا ميشوند كه اين سه اصل حقوق بشري را نقض ميكنند. اين مقاله درصدد است ضمن تبيين انواع تدابير پيشگيري وضعي از جرائم سايبر، به تبيين چالشهاي حاكم بر اين تدابير با موازين حقوق بشر بپردازد. واژگان كليدي: جرائم سايبر، پيشگيري از جرم، پيشگيري وضعي، آزادي بيان، جريان آزاد اطلاعات، حريم خصوصي، حقوق بشر مقدمه بشر در طول حيات خود با دورههاي گوناگوني از تحول و تكامل مواجه بوده است. زماني كشاورزي محوريت داشت، اما بشر پس از مدتي به اين نتيجه رسيد كه با تحقق يك جامعه صنعتي ميتواند به آرزوهاي خود دست يابد. لذا تمام همّ خود را در اين راه نهاد و دوراني صنعتي را رقم زد كه اوج آن را در سده نوزدهم ميلادي شاهد هستيم. اما از اواخر اين قرن و اوايل قرن بيستم، زمزمههاي محوريت يافتن عنصر ديگري شنيده شد. اين عنصر كه در همان دوران صنعتي واجد ارزش بودن خود را به اثبات رسانيده بود، به تدريج با پا گذاشتن به سده بيستم موقعيت خود را تثبيت كرد و تا آنجا پيش رفت كه به دوران صنعتي پايان داد و بشر را وارد عصر پساصنعتي يا پسامدرن كرد. (شوراي عالي انفورماتيك، شماره ۵۲: ۷۲) آري، اين عنصر با ارزش اطلاعات نام دارد وحدود يك قرن است كه بشر تلاش خود را صرف تجلي آن در تمامي عرصههاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كرده است. بيترديد هر كاري ابزاري ميخواهد و ابزار تحقق يك جامعه به واقع اطلاعاتي (Information Society)، فناوري اطلاعات و ارتباطات (Information and Communication Technology) است. دليل اشاره به عامل ارتباطات در كنار اطلاعات، به لحاظ جايگاه ويژه آن در توسعه و تكامل اطلاعات است. ارتباط و به تبع آن ابزارهاي ارتباطي، از همان ابتدا از عناصر حياتي محسوب ميشدند و ميتوان گفت اگر وجود نداشتند، بشر هيچگاه نميتوانست به اين حد از رشد و بالندگي برسد. دو فناوري در عرصه فناوري اطلاعات و ارتباطات نقش تعيينكنندهاي به عهده داشتهاند كه عبارتاند از: رايانه (Computer) و مخابرات (Telecommunication). هدف از اختراع رايانه، تسريع و تسهيل پردازش اطلاعات بود كه به خوبي به ثمر نشست و مخابرات نيز به عنوان مهمترين ابزار ارتباطي، در نشر اين اطلاعات پردازش شده نقش بسزايي ايفا كرده است. از حدود نيمقرن اخير، به تدريج با كشف قابليتهاي شگرف ناشي از تلفيق اين دو فناوري، انقلابي در عرصه فناوري اطلاعات و ارتباطات رقم خورد. اوج اين انقلاب را ميتوان در ظهور شبكههاي اطلاعرساني رايانهاي جهاني دانست كه از دهه نود ميلادي به بعد، تحولي بنيادين را در اين حوزه رقم زدهاند. اين شبكهها كه خود از بسياري سيستمهاي رايانهاي متصل به يكديگر تشكيل شدهاند، به مدد فناوريهاي پيشرفته مخابراتي با يكديگر ارتباط برقرار كرده و فضايي با ويژگيهاي كاملاً متمايز از دنياي فيزيكي به وجود آوردهاند كه عدهاي آن را فضاي مجازي (Virtual Space) ناميدهاند و عدهاي هم عنوان فضاي سايبر (Cyber Space) را براي آن برگزيدهاند.* اما ناگفته پيداست كه فضاي سايبر همانند ديگر عناصر زندگي اجتماعي، از گزند يك پديده بسيار انعطافپذير و لاينفك از اجتماع به نام جرم در امان نمانده است. به طور كلي، آنچه امروز تحت عنوان جرم سايبر (Cyber Crime) قرار ميگيرد، دو طيف از جرائم است: گروه اول جرائمي هستند كه نظاير آنها در دنياي فيزيكي نيز وجود دارد و فضاي سايبر بدون تغيير اركان مجرمانهشان، با امكاناتي كه در اختيار مجرمان قرار ميدهد، ارتكابشان را تسهيل ميكند. جرائم تحت شمول اين حوزه بسيار گستردهاند و از جرائم عليه امنيت ملي و حتي بينالمللي نظير اقدامات تروريستي گرفته تا جرائم عليه اموال و اشخاص را در برميگيرند. نمونهاي از اين طيف، تشويش اذهان عمومي از طريق سايبر است. اما طيف ديگر جرائم سايبر، به سوء استفادههاي منحصر از اين فضا مربوط ميشود كه امكان ارتكاب آنها در فضاي فيزيكي ميسر نيست. جرائمي نظير دسترس غيرمجاز به دادهها يا سيستمها يا پخش برنامههاي مخرب نظير ويروسها، جز در فضاي سايبر قابليت ارتكاب ندارند و به همين دليل به آنها جرائم سايبري محض (Pure Cyber Crime) نيز گفته ميشود. (Casey, ۲۰۰۱: ۸) همانگونه كه ملاحظه ميشود، به لحاظ امكان سوء استفاده دوجانبهاي كه از فضاي سايبر وجود دارد، ضروري است براي آن چارهاي انديشه شود. با توجه به رويكرد كلي مقابله با جرائم كه در دهههاي اخير شاهد تحولات شگرفي نيز بوده است، ميتوان دو گزينه را پيش رو قرار داد كه عبارتاند از: اقدامات كيفري و غيركيفري. در زمينه اقدامات كيفري سعي ميشود از طريق جرمانگاري هنجارشكنيها و سوء استفادههاي جديد و يا تجديد نظر در قوانين كيفري گذشته، ارعابانگيزي موثري درباره مجرمان بالقوه يا مكرر صورت گيرد تا به اين ترتيب، از ارتكاب جرم بازداشته شوند. (نيازپور، ۱۳۸۲: ۱۲۴) اما رويكرد دوم كه در بستر جرمشناسي تبلور يافته و با الهام از علوم ديگر نظير پزشكي، روانشناسي، جامعهشناسي و .... پديد آمده، اتخاذ تدابير پيشگيرانه را در دستور كار خود قرار داده است. در اين زمينه، تاكنون الگوهاي مختلفي در عرصه جرمشناسي پيشگيرانه ارائه شده و مورد آزمون قرار گرفته است. از مهمترين و موثرترين اين الگوها ميتوان به پيشگيري اجتماعي (Social Prevention) و پيشگيري وضعي (Situational Prevention) از جرائم اشاره كرد. به طور خلاصه، در پيشگيري اجتماعي سعي بر اين است كه با افزايش آگاهي افراد و تربيت صحيح آنها، به ويژه قشر جوان و نوجوان جامعه، و همچنين از بين بردن زمينههاي اجتماعي وقوع جرم، نظير فقر و بيكاري، انگيزههاي مجرمانه از مجرمان سلب گردد. اما در پيشگيري وضعي، هدف سلب فرصت و ابزار ارتكاب جرم از مجرم با انگيزه است. (نجفي ابرندآبادي، ۱۳۸۲: ۱۲۰۸) راجع به اين مدل كه موضوع اين تحقيق نيز است، در جاي خود بيشتر بحث خواهد شد. با اينكه اتخاذ تدابير پيشگيرانه نسبت به اقدامات كيفري از محاسن بسياري برخوردار است، نبايد از ياد برد كه در اينجا نيز بايد اصول و هنجارها را رعايت كرد. سياستهاي پيشگيري، به ويژه پيشگيري وضعي، برخلاف سياستهاي كيفري، تمامي افراد جامعه را دربرميگيرند، زيرا پر واضح است كه شناسايي مجرمان بالقوه امكانپذير نيست. لذا اين اقدامات بايد به نحوي اجرا شوند كه افراد جامعه از حقوق اساسيشان محروم نگردند. (نجفي ابرندآبادي، ۱۳۸۳: ۵۵۹) آنچه در اين مقاله مورد بررسي قرار ميگيرد، تدابير پيشگيري وضعي از جرائم سايبر و چالش آنها با رعايت موازين حقوق بشر است. اين موضوع از آن جهت مورد توجه قرار گرفته كه دو نكته اساسي را ميتوان راجع به فضاي سايبر برشمرد: ۱. اين فضا با امكاناتي كه در اختيار مجرمان قرار ميدهد، از يك سو ارتكاب جرائم را سهلتر ميسازد و نسبت به دنياي فيزيكي خسارات بسيار بيشتري را وارد ميكند و از سوي ديگر، به لحاظ فرامرزي بودن آن و امكان ارتكاب جرم بدون نياز به حضور فيزيكي مجرمان، تعقيب و پيگرد و در نهايت دستگيري آنها با مشكلات بسياري همراه شده است. به اين ترتيب، پيشگيري از وقوع اين جرائم بسيار باصرفهتر و كمهزينهتر از طي فرايند رسيدگي كيفري آنها و تحمل خسارات بيشمار است. ۲. همچنين نبايد از خاطر دور داشت كه هدف اصلي از ايجاد فضاي سايبر، نزديك شدن به آرمانهاي جامعه اطلاعاتي است. لذا مبارزه با سوء استفادههاي اين فضا، به هر شكل كه باشد، نبايد در تحقق اين هدف خدشهاي ايجاد كند.* بنابراين، آنچه در اينجا واجد اهميت است اينكه ميان اين دو دغدغه بزرگ گونهاي تعادل حقوقي واقعگرايانه و منصفانه برقرار شود كه اين خود نيازمند تجزيه و تحليل مسائل گوناگوني است كه سعي ميشود در حد اين مقاله به آنها پرداخته شود. براي نيل به اين مقصود لازم است ابتدا به مفهوم پيشگيري وضعي (الف) و ماهيت جرائم سايبر (ب) اشارهاي شود. سپس از انواع اقدامات و تدابير پيشگيري وضعي از چنين جرائمي (ج) بحث به ميان آيد و در نهايت ضمن بررسي انعكاس موازين حقوق بشر در فضاي سايبر (د)، به تبيين چالشهاي پيشگيري وضعي از جرائم سايبر با موازين حقوق بشر (هـ) پرداخته شود. الف. مفهوم پيشگيري وضعي همانگونه كه در مقدمه اشاره شد، كاركرد پيشگيري وضعي از جرم در اين است كه ابزار و فرصت ارتكاب جرم را از مجرم سلب ميكند. توجه به مثلث جرم ميتواند به درك اين موضوع كمك كند. براي ارتكاب يك جرم، سه عامل بايد جمع شوند. مهمترين آنها كه قاعده مثلث جرم را هم تشكيل ميدهد، انگيزه مجرمانه (Motive) است. انگيزه باعث بيدار شدن ميل دروني در افراد و به تبع آن قصد مجرمانه (Intention) ميشود. براي از بين بردن اين عامل، ضروري است تدابير پيشگيرانه اجتماعي اتخاذ گردد. اما اگر به هر دليل مجرمان واجد انگيزه شدند، بايد از اجتماع دو ضلع ديگر اين مثلث، يعني فرصت (Opportunity) و ابزار ارتكاب جرم (Means) جلوگيري كرد. از ميان اين دو، سلب فرصت از مجرمان اهميت بيشتري دارد. زيرا متصديان امر هرچه بكوشند ابزارهاي ارتكاب جرم را از سطح جامعه جمعآوري كنند، باز هم مجرمان باانگيزه خواهند توانست به آنها دست يابند. هرچند در عين حال نبايد اهميت جمعآوري اين ابزارها را در كاهش جرائم ناديده گرفت.** به هر حال، آنچه در پيشگيري وضعي از جرائم اولويت دارد، حفظ آماجها (Targets) و بزهديدگان از تعرض مجرمان است. (صفاري، ۱۳۸۰: ۲۹۲) در اين زمينه، شيوههاي مختلفي از سوي جرمشناسان ارائه شده كه از مهمترين آنها ميتوان به شيوههاي دوازدهگانه كلارك، جرمشناس انگليسي، اشاره كرد كه آنها را در سه گروه چهارتايي قرار داده است (ابراهيمي، ۱۳۸۳: ۱۸): ۱. دشوار ساختن ارتكاب جرم از طريق: الف. حفاظت از آماجها و قربانيان جرم؛ ب.كنترل و ايجاد محدوديت در دسترس به موقعيتهاي جرمزا؛ ج. منحرف كردن مجرمان؛ و د. برچيدن ابزار ارتكاب جرم. ۲. افزايش خطرپذيري مجرمان از طريق: الف. مراقبت از وروديها و خروجيها؛ ب. مراقبت رسمي؛ ج. مراقبت غيررسمي؛ و د. مراقبت طبيعي. ۳. كاهش جاذبه از آماجها و قربانيان جرم از طريق: الف. حذف آماجهاي جرم؛ ب.علامتگذاري اموال؛ ج. تقليل فرصتهاي وسوسهانگيز؛ و د. وضع قواعد خاص. بديهي است بحث راجع به هر يك از اين شيوهها خود مجال ديگري ميطلبد و در اينجا فقط براي آشنايي با اين حوزه و همچنين تطبيق آنها با شيوههايي كه نسبت به جرائم سايبر به اجرا درميآيند، به آنها اشاره شد. ب. ماهيت جرائم سايبر همان گونه كه در مقدمه اشاره شد، فضاي سايبر از تلفيق فناوريهاي رايانه و مخابرات به وجود آمده است. شوراي اروپا در يكي از جزوات آموزشي خود، مفهوم فضاي سايبر را تركيبي از رايانه، مودم (Modem) و ابزار مخابراتي دانسته كه از قابليت شبيهسازي (Simulation) و مجازيسازي (Virtualization) برخوردار باشد. اما نكته قابل توجه در اينجا اين است: هنگامي كه پيشينه جرائم سايبر بررسي ميگردد، ملاحظه ميشود بيشتر بر روي جرائم مرتبط با رايانه (Computer- Related Crime) بحث شده است. (United Nations; ۱۹۹۲) جرائم رايانهاي ـ سايبري را در قالب سه نسل مورد بررسي قرار ميدهند كه در اينجا به فراخور هر يك با رويكرد پيشگيري مطالبي عنوان ميشود*. پيش از هر چيز بايد خاطرنشان كرد كه طبقهبندي اين جرائم در قالب سه نسل، بر اساس نسلهاي تكاملي سيستمهاي رايانهاي نبوده و معيارهاي ديگري مدنظر قرار گرفته است (انزالي، ۱۳۷۴: ۳۷) ۱. نسل اول جرائم رايانهاي: همان گونه كه از عنوان پيداست، اين نسل به ابتداي ظهور سيستمهاي رايانهاي، به ويژه زماني كه براي اولين بار در سطح گستردهاي در دسترس عموم قرار گرفتند، مربوط ميشود. اولين سيستم رايانهاي به مفهوم امروزي ENIAC نام داشت كه سوئيچ آن در فوريه ۱۹۴۶ چرخانيده شد. اما حدود سه دهه طول كشيد كه امكان توليد انبوه اين سيستمها در قالب سيستمهاي شخصي (Personal Computer) و روميزي (Desktop) فراهم گشت و تعداد بيشتري از مردم توانستند آنها را بخرند و در امور مختلف از آنها استفاده كنند. بديهي است سوء استفاده از اين سيستمها از اين زمان مورد توجه قرار گرفت و تلاشهايي جهت مقابله با آنها به عمل آمد. گفتني است سوء استفادههايي كه در اين دوره از سيستمهاي رايانهاي ميشد، از لحاظ نوع و حجم خسارات محدود بود كه آن هم از قابليت محدود اين سيستمها نشات ميگرفت. در آن زمان، عمده اقدامات غيرمجاز، به ايجاد اختلال در كاركرد اين سيستمها و به تبع آن دستكاري دادهها مربوط ميشد. لذا تدابيري كه جهت مقابله با آنها اتخاذ ميگرديد، بيشتر رويكردي امنيتي داشت. به عنوان مثال، براي حفظ امنيت پردازشگرهاي دادههاي الكترونيكي (EDP) هفت مولفه تعيين شده بود كه عبارت بودند از: ۱. امنيت اداري و سازماني؛ ۲. امنيت پرسنلي؛ ۳. امنيت فيزيكي؛ ۴. امنيت مخابرات الكترونيكي؛ ۵. امنيت سختافزاري و نرمافزاري؛ ۶. امنيت عملياتي؛ و ۷. برنامهريزي احتياطي. (دزياني، ۱۳۷۶: ۷۴) چنين رويكردي را ميتوان در قوانين كيفري راجع به جرائم رايانهاي نيز مشاهده كرد. به عنوان مثال، فهرست سازمان توسعه و همكاري اقتصادي كه در سال ۱۹۸۶ راجع به جرائم رايانهاي منتشر شد، حاوي اين سوء استفادههاي عمده از سيستمهاي رايانهاي و مخابراتي در آن زمان بود كه از دولتها خواسته شد براي مقابله با آنها قوانين كيفري مناسبي وضع كنند: الف. ورود، تغيير، پاك كردن و يا متوقف كردن عمدي دادهها يا برنامههاي رايانهاي كه به قصد انتقال غيرقانوني وجه يا هرچيز با ارزش ديگري صورت گرفته باشد؛ ب. ورود، تغيير، پاك كردن و يا متوقف كردن عمدي دادهها يا برنامههاي رايانهاي كه به قصد جعل صورت گرفته باشد؛ ج. ورود، تغيير، پاك كردن و يا متوقف كردن عمدي دادهها يا برنامههاي رايانهاي يا هرگونه ايجاد اختلال ديگر كه به قصد جلوگيري از كاركرد سيستمهاي رايانهاي يا مخابراتي صورت گرفته باشد؛ د. نقض حقوق انحصاري مالك يا برنامه رايانهاي حفاظت شده به قصد بهرهبرداري تجاري از آن و ارائه به بازار؛ هـ . شنود يا دستيابي عمدي و غيرمجاز به سيستمهاي رايانهاي يا مخابراتي، چه با نقض تدابير امنيتي و چه با هدف سوء يا مضر صورت گرفته باشد. (دزياني، ۱۳۸۴: ۷) همان گونه كه ملاحظه ميشود، اين توصيهنامه كه مبناي قانونگذاريهاي بعدي قرار گرفت، كاملاً در مسير تامين امنيت سيستمهاي رايانهاي تدوين شده بود. به اين ترتيب ميتوان گفت، منظور از پيشگيري از جرائم رايانهاي در آن زمان، تكيه بر ابعاد امنيتي با رويكرد فني و پرسنلي بوده كه البته نبايد عدم رشد و شكوفايي خود پيشگيري را در مباحث جرمشناختي آن زمان بيتاثير دانست. ۲. نسل دوم جرائم رايانهاي: نكته قابل توجهي كه ميتوان در باره اين نسل از جرائم بيان كرد اين است كه پيش از آنكه به عنوان يك نسل از جرائم با ويژگيهاي خاص مورد توجه قرار گيرد، پل ارتباطي ميان نسل اول و سوم بوده است. دليل بارز آن هم عمر بسيار كوتاه اين نسل است كه به سرعت با ظهور نسل سوم منتفي شد. آنچه اين نسل از جرائم را از دو نسل ديگر متمايز ميسازد، توجه به «دادهها» سواي از «واسط» آنهاست. اين رويكرد كه از اواخر نسل اول زمزمههاي آن شنيده ميشد، به دليل محوريت يافتن دادهها اتخاذ گرديد. دليل آن هم اين بود كه در دوران نسل اول، سيستمهاي رايانهاي به تازگي پا به عرصه گذاشته بودند و عمدتاً به شكل سيستمهاي شخصي يا روميزي بودند و به همين دليل به تنهايي مورد توجه قرار گرفته بودند. اما به تدريج با توسعه و ارتقاي فناوري رايانه و به كارگيري آن در بسياري از ابزارها و به عبارت بهتر رايانهاي شدن امور، به تدريج ابزارهاي رايانهاي جايگاه خود را از دست دادند و محتواي آنها يعني دادهها محوريت يافت. بديهي است در اين مقطع مباحث حقوقي و به تبع آن رويكردهاي مقابله با جرائم رايانهاي نيز تغيير يافت، به نحوي كه تدابير پيشگيرانه از جرائم رايانهاي با محوريت دادهها و نه واسطشان تنظيم شدند. حتي اين رويكرد در قوانيني كه در آن زمان به تصويب ميرسيد نيز قابل مشاهده است (دزياني، ۱۳۸۳: ۴) به اين ترتيب، سيستمهاي رايانهاي در صورتي در دوران نسل دوم ايمن محسوب ميشدند كه دادههاي موجود در آنها از سه مولفه برخوردار بود: ۱. محرمانگي (Confidentiality): دادهها در برابر افشا يا دسترس غيرمجاز حفاظت شده باشند؛ ۲. تماميت (Integrity): دادهها در برابر هرگونه تغيير يا آسيب حفاظت شده باشند؛ و ۳. دسترسپذيري (Accessibility): با حفظ كاركرد مطلوب سيستم، دادهها همواره در دسترس مجاز قرار داشته باشند. هم اكنون، اين سه مولفه در حوزه جرائم نسل سوم از جايگاه ويژهاي برخوردار شدهاند و حتي در اسناد قانوني به صراحت به آنها اشاره شده است. براي مثال، عنوان اول از بخش اول فصل دوم كنوانسيون جرائم سايبر (بوداپست، ۲۰۰۱)، به جرائم عليه محرمانگي، تماميت و دسترسپذيري دادهها و سيستمهاي رايانهاي اختصاص دارد. در ذيل اين عنوان، پنج مادّه به طور مفصل جرائم اين حوزه را برميشمرند كه عبارتاند از: دسترس غيرقانوني، شنود غيرقانوني، ايجاد اختلال در سيستم، و سوء استفاده از دستگاهها*. اين دوره با وجود عمر كوتاه خود، تاثير بسزايي در تحول نگرش به جرائم رايانهاي داشت. حتي ميتوان گفت، تقريباً از اين زمان بود كه اصطلاحاتي نظير جامعه اطلاعاتي يا حقوق كيفري اطلاعات به طور رسمي در اسناد قانوني وارد شد (Sieber, ۱۹۹۵). در ادامه به بررسي نسل سوم از اين جرائم ميپردازيم. ۳. نسل سوم جرائم رايانهاي: از اوايل دهه نود، با جدي شدن حضور شبكههاي اطلاعرساني رايانهاي در عرصه بينالملل و به ويژه ظهور شبكه جهاني وب (World Wide Web)كه به فعاليت اين شبكهها ماهيتي تجاري بخشيد، بحث راجع به ابعاد گوناگون فضاي سايبر به ويژه مسائل حقوقي آن، وارد مرحله جديدي شد. زيرا تا آن زمان شبكههاي رايانهاي در ابعاد منطقهاي و محلي و در حوزههاي محدودي نظير سيستمهاي تابلوي اعلانات (Bulletin Board System) كه عمدتاً جهت بارگذاري (Loading) و پيادهسازي (Downloading) برنامهها و پيامها و همچنين ارتباطات پست الكترونيك به كار ميرفتند به فعاليت ميپرداختند. به همين دليل، همانند آنچه در سند سازمان توسعه و همكاري اقتصادي آمده، به صورت كاملاً محدود به آنها اشاره كردهاند. در حال حاضر، فضاي سايبر از قابليتهايي برخوردار است كه پيش از آن يا وجود نداشته يا به شكل محدودتري قابل بهرهبرداري بودهاند. مهمترين اين ويژگيها عبارتاند از: الف.مهمترين خصيصه فضاي سايبر، بينالمللي بودن يا به عبارت بهتر فرامرزي بودن آن است. شبكههاي پيشين به صورت محلي يا حداكثر منطقهاي(Local Area Network) قابل بهرهبرداري بودند. اما به مدد سيستمهاي ارتباطي بيسيم و باسيم، نظير شبكههاي ماهوارهاي يا خطوط فيبر نوري، اين امكان فراهم گشته است. ب. ويژگي مهم ديگر فضاي سايبر، برخورداري از قابليتهاي چندرسانهاي (Multimedia) در سراسر جهان است. برگزاري جلسات كنفرانس زنده با قابليت انتقال صوت و تصوير با كيفيت و وضوح بالا از طريق شبكههاي اطلاعرساني رايانهاي، يكي از جلوههاي نوين اين فضاست كه پيش از اين حداقل به اين شكل وجود نداشت. ج. ديگر مزيتي كه ميتوان براي فضاي سايبر يا به عبارت بهتر شبكههاي اطلاعرساني رايانهاي كنوني برشمرد، ظرفيت بالاي آنهاست؛ تا حدي كه ارائه خدمات ذخيره دادهها در نقاط دوردست (Remote Computing Service) به يكي از فعاليتهاي متداول در فضاي سايبر تبديل شده است. (USDOJ, ۲۰۰۲: ۵۲) اين ويژگيها و خصوصيات منحصر به فرد اين فضا، همگي باعث شدهاند جرائم رايانهاي كه پيش از اين گستره محدودي را در برميگرفتند و خسارات نسبتاً ناچيزي را هم به بار ميآوردند، اكنون به جرائم سايبري تبديل شوند كه به راحتي امكان ارزيابي گستره اين جرائم و خسارات ناشي از آنها وجود ندارد. آنچه امروز تحت عنوان تروريسم سايبر (Cyber Terrorism) مورد توجه قرار گرفته، از همين واقعيت نشات ميگيرد. تعرض به شبكههاي حياتي متصل به فضاي سايبر، نظير بيمارستانها و نيروگاههاي بزرگ و تخريب آنها ميتواند خساراتي معادل جنگهاي تسليحاتي يا حتي فراتر از آن را به بار آورد*. هم اكنون بحث هرزهنگاري در عرصه اينترنت، به ويژه هرزهنگاري كودكان (Child Pornography)، به يك معضل بينالمللي تبديل شده است، به نحوي كه در سال ۱۹۹۹، اجلاس يونسكو با بررسي آن، اعلاميهاي را جهت مقابله با آن صادر كرد. (حسيني، ۱۳۸۲: ۷۵) انواع سوء استفادههاي مالي از اين فضا نيز بسيار گسترده است. از پولشويي الكترونيكي به عنوان يك جرم سازمانيافته گرفته (جلالي فراهاني، ۱۳۸۴: ۱۰۹) تا تعرض به شبكههاي بنگاههاي اقتصادي و بانكها، از جمله جرائم شايع در اين فضا هستند. اين مثالها و بسياري مصاديق ديگر حاكي از اين است كه ضرورت اتخاذ تدابير پيشگيرانه براي مقابله با جرائم سايبر بيش از پيش احساس ميشود. در اين مقطع، به لحاظ پيشرفت علوم مرتبط با جرمشناسي و تنوع تدابير پيشگيرانه، ميتوان بهتر از گذشته در اين زمينه تصميمگيري كرد. اما اين نكته بسيار مهم را نيز نبايد از خاطر دور داشت كه به لحاظ ماهيت فني فضاي سايبر و آنچه بايد و ميتوان انجام داد، در اينجا نيز عمده تدابير رويكرد امنيتي دارند كه البته بر پايه مطالعات جرمشناختي در مورد مجرمان و بزهديدگان و همچنين بستر ارتكاب اين جرائم به اجرا درميآيند. به هر حال، با توجه به اينكه اكنون با جرائم سايبر مواجه هستيم و تدابير مورد بحث جنبه تاريخي ندارند و به اجرا درميآيند، گفتار بعد به بررسي انواع و نحوه كاركرد آنها اختصاص يافته است. ادامه دارد... بالا فهرست اصلي |
*English
Lawyer Search < Francias* *كانون جهاني (IBA) اتحاديه كانونها *مصوبات *مجمع عمومي * شوراي اجرائي *كميسيونانفورماتيك كانونهاي وكلا *مركز *فارس *آذربايجان شرقي *آذربايجان غربي *اصفهان *مازندران *خراسان *گيلان *قزوين *كرمانشاه و ايلام *خوزستان و لرستان *همدان *قم *كردستان *گلستان *اردبيل *مركزي *بوشهر *زنجان امور وكلا و كارآموزان *فهرست اسامي *مصوبات كانون *كميسيون حقوقي *كارآموزي و اختبار *آزمون وكالت *نظرات وكلا پيشنويسلايحهوكالت *كتابخانه *مقالات حقوقي *مجله حقوقي *نشريه داخلي منابع حقوقي *بانك قوانين *آراء قضائي *نظرات مشورتي *لوايح و اوراق *مراجع رسيدگي *پرسش و پاسخ سايتهاياطلاعرساني *حقوقي و داخلي *حقوقي خارجي | |||||
|
All Rights Reserved. © 2003 Iranian Bar Associations Union No. 3, Zagros St., Argentina Sq., Tehran, Iran Phone: +98 21 8887167-9 Fax: +98 21 8771340 Site was technically designed & developed by Nima Norouzi | ||||||