|
||||||
خبرنامه كانون وكلاي دادگستري كرمانشاه و ايلام (صفحه۱۵)فهرست اصلي فهرست: * پيشگيري وضعي از جرائم سايبر در پرتو موازين حقوق بشر (۲) * پيشگيري وضعي از جرائم سايبر در پرتو موازين حقوق بشر (۲)
به طور كلي، تدابير پيشگيرانه وضعي از جرائم سايبر را ميتوان در چهار گروه بررسي كرد: ۱. تدابير محدودكننده يا سلبكننده دسترس: اين تدابير، در زمره مهمترين تدابير پيشگيرانه وضعي از جرائم سايبر قرار دارند كه نمونههاي اوليه آن براي جلوگيري از جرائم نسل اول نيز به كار ميرفت. در اينجا سعي ميشود با نصب سيستمها يا برنامههاي خاص بر روي گرههاي (Nodes) دسترس به شبكه، يعني كامپيوترهاي شخصي، مسيريابها (Routers)، سيستمهاي ارائهدهندگان خدمات شبكهاي و از همه مهمتر ايجادكنندگان نقطه تماس بينالمللي، از ورود يا ارسال برخي دادههاي غيرمجاز يا غيرقانوني جلوگيري شود. اين سيستمها و برنامهها عمدتاً در سه قالب ديوارهاي آتشين (Firewall)، فيلترها (Filtering) و پراكسيها (Proxy) هستند. اين ابزارها حاوي فهرستي از موضوعات مجاز (White List) يا غيرمجاز (Black List) هستند و بر اساس فرايند انطباق عمل ميكنند. (Thornburgh, ۲۰۰۴: ۵۱) بعضي از آنها مانند فيلترها و ديوارهاي آتشين يك سويه عمل ميكنند، يعني فقط از وروديهاي غيرمجاز جلوگيري ميكنند، اما بعضي ديگر دوسويه عمل ميكنند و علاوه بر وروديها، از خروجيها هم مراقبت مينمايند. (Shinder, ۲۰۰۲: ۳۴۹) ۲. تدابير نظارتي (Monitoring Measures): نظارت شبكهاي شايد بيش از آنكه يك اقدام پيشگيرانه (Preventive) باشد، از لحاظ بازدارندگي (Deterrence) مورد توجه قرار ميگيرد. اين اقدام به دو شكل فني و انساني قابل اجراست. در حالت فني، ابزارها يا برنامههايي بر روي سيستم نصب ميشوند و كليه فعاليتهاي شبكهاي اشخاص، حتي ضرباتي كه بر روي صفحه كليدشان زدهاند يا نقاطي را كه به وسيله ماوس بر روي آنها كليك كردهاند ضبط ميكنند. سپس مامور مورد نظر ميتواند با بررسي اين سوابق، موارد غيرقانوني را تحت پيگرد قرار دهد. شايان ذكر است در صورتي نظارت شبكهاي اثر بازدارنده خواهد داشت كه كاربر بداند فعاليتهايش تحت نظارت قرار دارد، زيرا همانطور كه ميدانيم، نظارت مخفي فقط براي جمعآوري ادله عليه متهم به كار ميرود و هيچ اثر پيشگيرانهاي ندارد. اكنون بسياري از محيطهاي گپ شبكهاي (Chat Rooms)، به ويژه آنها كه مورد اقبال قشر جوان و نوجوان است، تحت نظارت فني يا زنده قرار دارند. اما مهمترين مزيت اين اقدام نسبت به اقدامات محدودكننده يا سلبكننده دسترس اين است كه در عين اثرگذاري بازدارنده كه پيشگيرانه نيز تلقي ميشود، در فعاليت كاربران خللي ايجاد نميكند و از اين لحاظ اشكالي به وجود نميآورد، اما خود آن با ايرادات مهم حقوقي مواجه است كه در جاي خود به آن خواهيم پرداخت. ۳. تدابير صدور مجوز (Verification or Authentication Technologies): در اينجا تلاش ميشود بر اساس معيارهايي خاص، از ورود اشخاص ناشناس يا فاقد اعتبار جلوگيري شود. نمونه ساده اين اقدام، به كارگيري گذرواژه (Password) است كه در گذشته و اكنون جايگاه خود را حفظ كرده است. به اين ترتيب، تنها كساني حق بهرهبرداري از يك سيستم يا سايت را خواهند داشت كه پس از طي مراحل شناسايي و كسب اعتبار لازم، گذرواژه مربوط را دريافت كنند. ممكن است اين مجوز بر اساس سن، جنس، مليت، مذهب يا گرايشهاي خاص فكري داده شود. امروزه در اين حوزه پيشرفتهاي بسياري صورت گرفته است. به عنوان مثال، براي ارتقاي هرچه بيشتر امنيت، چندي است از شيوههاي بيومتريك نيز استفاده ميشود. به عنوان مثال، به جاي يا علاوه بر گذرواژه، از اسكن عنبيه يا شبكيه چشم يا اثر انگشت نيز براي شناسايي فرد استفاده ميشود تا ضريب خطا به حداقل برسد. به نظر ميرسد تدابير اين حوزه نسبت به دو حوزه ديگر ايرادات اساسي ندارد، اما خالي از اشكال هم نيست و حداقل به دو نقص مهم آن ميتوان اشاره كرد: ۱. نسبت به تمامي حوزههاي فضاي سايبر قابل اجرا نيست و موارد استفاده آن بسيار محدود است. ۲. اين ايراد كه البته راجع به ديگر ابزارهاي پيشگيرانه نيز صادق است، به پيشرفت لحظهشمار فناوريهاي موجود در فضاي سايبر مربوط ميشود. ممكن است يك سيستم اكنون با بهرهگيري از ابزارهاي صدور مجوز، از ايمني قابل قبولي برخوردار باشد، اما به نظر نميرسد هيچ متخصصي بتواند اين ايمني را تا مدت مشخصي تضمين نمايد، زيرا اين فناوري در معرض آزمون و خطاي هزاران نفر از سراسر جهان قرار دارد و به زودي نقاط ضعف آن كشف ميشود. (Board On Children, Youth, And Families, ۲۰۰۴: ۵۰) ۴. ابزارهاي ناشناسكننده (Anonymizers) و رمزگذاري (Encryption): اين دو اقدام تا حدي از لحاظ كاركرد با يكديگر تفاوت دارند، اما از آنجا كه يك هدف را دنبال ميكنند، در اينجا با هم بررسي ميشوند. همان گونه كه از اين اصطلاحات پيداست، اين ابزارها ماهيت اصلي يك مفهوم را پنهان يا غيرقابل درك ميكنند تا غيرقابل شناسايي و تشخيص گردد. ناشناسكنندهها هويت اشخاص را در فضاي سايبر پنهان ميكنند و از اين طريق به آنها امكان ميدهند با ايجاد حريم بيشتر به فعاليت شبكهاي بپردازند. اين اقدام به ويژه براي زنان و كودكان يا به طور كلي اشخاصي كه به هر دليل آسيبپذيرند سودمند است، زيرا بيآنكه فرصت شناسايي خود را به مجرمان سايبر بدهند، ميتوانند به فعاليتهاي شبكهاي بپردازند. (Thornburgh, ۲۰۰۱: ۶۶) اما از ابزارهاي رمزنگاري بيشتر براي محتواي ارتباطات استفاده ميشود. در اينجا بر اساس كدهاي خاصي متن اصلي به رمزنوشته (Cipher Text) تبديل ميشود و گيرنده در مقصد به وسيله كليدي كه در اختيار دارد، آن را رمزگشايي (Decryption) ميكند. متاسفانه ابزارهاي متنوع و بسياري در فضاي سايبر براي شنود و دستيابي به ارتباطات افراد وجود دارد كه بهرهگيري از برنامههاي رمزنگاري ميتواند خطر اين گونه تعرضات را كاهش دهد. (Shinder, ۲۰۰۲: ۳۷۸) با اين حال، نبايد از ياد برد كه امكان استفاده از اين ابزارها براي مجرمان نيز وجود دارد. آنها با پنهان كردن هويت يا رمزنگاري محتواي مجرمانه ارتباطاتشان، امكان شناسايي خود را كاهش ميدهند. لذا اين گزينه نسبت به سه تدبير پيشگيرانه قبل از اين ضعف برخوردار است كه در كنار از بين بردن برخي از فرصتهاي ارتكاب جرم، زمينه ارتكاب ايمن برخي ديگر از جرائم را هم فراهم ميآورد*. د. انعكاس موازين حقوق بشر در فضاي سايبر پس از آشنايي با ماهيت جرائم سايبر و نيز پيشگيري وضعي و انواع تدابير آن در زمينه جرائم مزبور، اينك نوبت بررسي چالشهاي تدابير پيشگيري وضعي با موازين حقوق بشر است. اما لازم است ابتدا ببينيم اتخاذ تدابير پيشگيري وضعي ممكن است به رعايت نشدن كدام موازين حقوق بشري بينجامد. پيش از هر چيز، در خور ذكر است منظور از موازين حقوق بشر، اصول و هنجارهايي است كه در اعلاميه جهاني حقوق بشر (۱۹۴۸) و ميثاق بينالمللي حقوق مدني و سياسي (۱۹۶۶) منعكس شدهاند. سه اصل از اصول اين اسناد به طور قابل توجهي تحت تاثير فضاي سايبر قرار گرفتهاند كه در اينجا به آنها پرداخته ميشود. ۱. تاثير فضاي سايبر بر آزادي عقيده و بيان (Freedom of Expression): يكي از اصول مهمي كه در اعلاميه حقوق بشر و شهروند فرانسه مصوب ۲۶ اوت ۱۷۹۶ مورد تاكيد تدوينكنندگان آن قرار گرفته است، آزادي عقيده و بيان است. همانطور كه ميدانيم، يكي از اهداف انقلاب كبير فرانسه، برپايي يك جامعه مردمسالار بود؛ يعني جامعهاي عاري از استبداد و خودكامگي تا هر كس بتواند با ابراز عقايد و ديدگاههاي خويش، در سرنوشت مملكتش سهيم باشد. بيترديد تحقق اين مهم منوط به آزادي انجام چنين كاري بود و به همين دليل به صراحت از سوي انقلابيون در اين منشور مورد تاكيد قرار گرفت و پس از آن در اعلاميه جهاني حقوق بشر و ديگر اسناد مربوط به رسميت شناخته شد. (بستهنگار، ۱۳۸۰: ۵۱) در اين زمينه، مادّه ۱۹ اعلاميه اشعار ميدارد: هركس حق آزادي عقيده و بيان دارد و اين حق مستلزم آن است كه از داشتن عقيده بيم نداشته باشد و در دريافت و انتشار اطلاعات و افكار، به تمام وسايل ممكن، بدون ملاحظات مرزي، آزاد باشد. اين مادّه چنان صراحت و جامعيتي دارد كه به نظر ميرسد نيازي به تفسير و روزآمد كردن آن نيست و به حتم در هر زمان و در تمامي شرايط و اوضاع و احوال صادق است. از آنجا كه اين اعلاميه جنبه الزامآور نداشت و از طرف ديگر، ضرورت ايجاب ميكرد اين اصول از سوي كشورها رعايت گردد، در سال ۱۹۶۶ سند بينالمللي ديگري به نام ميثاق بينالمللي حقوق مدني و سياسي به تصويب رسيد و در ۲۳ مارس ۱۹۷۶ لازمالاجرا شد. اما از آنجا كه برخي از الزامات به كشورها تحميل شده بود، تمامي اصول و هنجارهاي مورد بحث از آن قالب مطلق خود كه اعلاميه حقوق بشر بر آن تاكيد داشت خارج شدند و به كشورها اجازه داده شد در برخي موارد مهم محدوديتهايي را اعمال كنند*. به عنوان مثال، در بند يك مادّه ۱۸ ميثاق آمده: «۱. هركس حق آزادي فكر، وجدان و مذهب دارد. ... .» اما در بند ۳ آن نيز قيد شده: آزادي ابراز مذهب يا معتقدات را نميتوان تابع محدوديتهايي نمود، مگر آنچه منحصراً به موجب قانون براي حمايت از امنيت، نظم، سلامت يا اخلاق عمومي يا حقوق و آزاديهاي اساسي ديگران ضرورت داشته باشد. همان گونه كه ملاحظه ميشود، در اينجا به استثنائات كلي و مهمي اشاره شده كه هر دولتي ميتواند براي توجيه اقدامات خود به آنها تمسك جويد. (ساندرا كوليور، ۱۳۷۹: ۱۷۷) با اينكه در اين سند قيد شده كليه اقدامات بايد به موجب قانون و با توجه به ساير الزامات حقوق بينالملل باشد، به نظر ميرسد ابزار بازدارنده مهمي تلقي نشود. لذا براي اينكه اين اقدامات تحت ضوابط دقيقتري اجرا شود، در اول اكتبر ۱۹۹۵، گروهي از متخصصان حقوق بينالملل، امنيت ملي و حقوق بشر، بيانيه ژوهانسبورگ را درباره نحوه تعامل امنيت ملي با آزادي بيان و دسترس به اطلاعات منتشر كردند. (نمكدوست تهراني، ۱۳۸۴) اين بيانيه كه مشتمل بر ۲۵ اصل است، تلاش كرده حدود و ثغور اصول حقوق بشر راجع به آزادي بيان و دسترس به اطلاعات را در تقابل با ضرورت حفظ امنيت و مصلحت ملي مشخص كند. اصل اول اين بيانيه، همانند اصول پيشبيني شده در اعلاميه حقوق بشر و ميثاق، آزادي عقيده، بيان و اطلاعات را به رسميت ميشناسد، اما در همان جا اشاره ميكند كه ممكن است تحت شرايط خاصي، مانند حفظ امنيت ملي، محدوديتهايي وضع شود، ولي در ادامه ميكوشد اين محدوديتها را در قالب زير اصلهاي ۱ـ۱، ۱ـ۲، و ۱ـ۳ تشريح نمايد و از ابهام خارج كند. حال بايد ديد با ظهور فضاي سايبر، اين اصل در چه وضعيتي قرار ميگيرد. بيترديد اين فضا با گستره نامحدود و قابليتهاي بيشمار خود، موثرترين كمك را به تحقق هرچه كاملتر اين اصل كرده است. زيرا اگر در گذشتهاي نه چندان دور شخصي ميخواست عقيده خود را به اطلاع ديگران برساند، يا بايد به اطرافيان خود اكتفا ميكرد يا با صرف هزينه و وقت بسيار، به تدريج به گوش ديگران ميرساند. اما اكنون اين امكان فراهم آمده كه كلام خود را از پشت سيستم رايانهاي در منزل خود، آن هم به شكل دوسويه، به اطلاع تمامي جهانيان برساند، يعني به طور همزمان از نظرها و ديدگاههاي مخاطبان خود نيز بهرهمند شود. اين ويژگي مزيت بزرگي است كه ديگر رسانههاي ارتباط جمعي از آن بيبهرهاند. از سوي ديگر، اين فضا با چالشهايي در خصوص سوء استفادههاي بسيار متنوع مواجه است كه ضروري است با آنها مقابله شود تا امنيت، نظم، سلامت يا اخلاق عمومي يا حقوق و آزاديهاي ديگران حفظ شود. حال بايد ديد تا چه اندازه ميتوان اين دو دغدغه به ظاهر يا واقعاً متناقض را با يكديگر جمع كرد. گفتار بعد به بررسي اين موضوع اختصاص دارد. ۲. تاثير فضاي سايبر بر جريان آزاد اطلاعات (Free Flow of Information): يكي از اصولي كه همواره در اسناد بينالمللي حقوق بشر در كنار و همارز آزادي عقيده و بيان به آن تاكيد شده، جريان آزاد اطلاعات است. بيترديد آزادي عقيده و بيان زماني در معناي واقعي خود تحقق خواهد يافت كه بتوان اطلاعات را بيهيچ محدوديتي در جامعه منتشر كرد. در اعلاميه جهاني حقوق بشر به صراحت به اين اصل اشاره نشده، اما از مفاد مربوط به آزادي بيان و ديگر موارد پيشبيني شده، كاملاً لزوم رعايت چنين قاعدهاي استنباط ميشود. به عنوان مثال، در مادّه ۱۹ به اشخاص حق داده شده در دريافت و انتشار اطلاعات و افكار به تمام وسائل ممكن و بدون ملاحظات مرزي آزاد باشند. بيترديد تا زماني كه اطلاعات كه مظهر تجلي عقايد و افكار در جامعه است، آزادانه جريان نداشته باشد، نميتوان تحقق اهداف متعالي آزادي عقيده و بيان را انتظار داشت. اما نكته مهمي كه بايد در اينجا مد نظر قرار داد اين است كه در اين حوزه ما با دو اصطلاح مواجهيم كه با وجود تشابه ظاهري، از لحاظ ماهيت با يكديگر تفاوت دارند. يك اصطلاح جريان آزاد اطلاعات بود كه در فوق توضيحاتي راجع به آن داده شد. اما اصطلاح دوم، آزادي اطلاعات (Freedom of Information) يا به عبارت بهتر حق دسترس به اطلاعات است كه آن نيز نقش مهمي در تحقق اهداف آزادي بيان دارد كه مهمترين آن نهادينه شدن مردمسالاري است. منظور از قاعده دوم، كه اتفاقاً در اسناد حقوق بشر نيز به آن اشاره شده، اين است كه دولت حق ندارد جامعه را از دسترس به اطلاعات مربوط به امور حكومتي و دولتي محروم سازد و حتي موظف است به بهترين وجه آن را تامين كند. به عنوان مثال، مادّه ۱۱ بيانيه ژوهانسبورگ اشعار ميدارد: هر كس حق كسب اطلاعات از مقامات دولتي را داراست، اگرچه مربوط به امنيت ملي باشد... . اما همان گونه كه درباره آزادي بيان نيز اشاره شد، بهرهبرداري از اين حقوق مطلق نيست و در هر صورت بايد خط قرمزهايي رعايت شود. اما براي روشن بودن اين حدود و ثغور، همان مادّه در ادامه مقرر ميدارد: ... مگر آنكه دولت بتواند اثبات كند اعمال محدوديت به موجب قانون بوده و براي حفظ مصلحت مشروع امنيت ملي در يك جامعه مردمسالار ضروري است. اين بيانيه در مواد قبل و بعد خود اين مفاهيم را به خوبي موشكافي كرده است كه مجال پرداختن به آنها در اينجا فراهم نيست.* اما از نظر فضاي سايبر، بايد گفت از آنجا كه ابزار خوبي براي ابراز عقيده و بيان محسوب ميشود، بالطبع نقطه عطفي را در جريان آزاد اطلاعات فراهم آورده است. اين فضا با قابليتهاي شگفتآور خود، آنچه را يك جامعه اطلاعاتي تمام عيار براي به جريان انداختن آزاد اطلاعات نياز دارد در اختيارش گذاشته است. همچنين فضاي سايبر تحقق اصل آزادي اطلاعات را نيز با چشمانداز جديدي مواجه كرده است. امروزه آنچه از دولت الكترونيك (E-government) به مفهوم واقعي آن خواسته ميشود، چيزي جز اين نيست كه با در دسترس قرار دادن اطلاعات راجع به امور اداري و جاري كشور، مردم بتوانند بدون مراجعه به نهادهاي دولتي يا خصوصي و پشت سر گذاشتن مشكلات بسيار، از طريق سيستمهاي رايانهاي خود و اتصال به سايتهاي مربوط، نيازهايشان را برآورده سازند. در همين حد اشاره ميگردد كه اجرايي شدن دولت الكترونيك در تمامي عرصهها، خود ميتواند به عنوان عامل پيشگيرانه از جرائم مهم محسوب شود. آنچه امروز تحت عنوان جرم فساد (Corruption) در عرصه بينالملل مطرح است، يكي از راهكارهاي مهم پيشگيري از آن شفافسازي امور دولتي و خصوصي از طريق در دسترس قرار دادن اطلاعات صحيح و اطلاعرساني دقيق و به موقع به مردم است كه هر دوي آنها با تحقق دولت الكترونيك ميسر ميشود. (United Nations, ۲۰۰۳: ۲۴) ۳. تاثير فضاي سايبر بر حريم خصوصي: يكي ديگر از اصول اساسي حقوق بشر كه زمينههاي توجه به آن به قبل از اعلاميه جهاني حقوق بشر برميگردد، رعايت حريم خصوصي افراد است*. حدود صد سال پس از تصويب قانون اساسي ايالات متحده به سال ۱۸۹۰، يكي از مسائلي كه شهروندان ايالات متحده را به شدت نگران كرد، سوء استفاده ماموران و مجريان قانون از اختياراتشان براي مداخله در امور خصوصي مردم بود. دو قاضي به نامهاي ساموئل وارن (Samuel Warren) و لوئيس برانديس (Louis Brandis)، مطالبي راجع به آن نوشتند و به دولت هشدار دادند نبايد با توسل به معاذيري چون اجراي قانون، در امور خصوصي ديگران دخالت كند و بدون اجازه به محيطي پا گذارد كه صاحبش حق دارد در آن خلوت كند**. تقريباً در همان زمان در كشورهاي اروپايي نظير سوئد نيز حركتهاي مشابهي آغاز شد. اما تا اوايل دهه ۱۹۷۰ قانون صريحي راجع به آن در اين كشورها به تصويب نرسيد. (Smith, ۲۰۰۲: ۳۶۷) در اين زمينه، مادّه ۱۲ اعلاميه حقوق بشر اشعار ميدارد: زندگي خصوصي، امور خانوادگي، اقامتگاه يا مكاتبات افراد نبايد مورد مداخله خودسرانه قرار گيرد يا به شرافت، آبرو يا اعتبار آنها تعرض شود. اين افراد حق دارند در برابر چنين تعرضاتي از حمايت قانون برخوردار باشند. مادّه ۱۷ ميثاق نيز از لسان مشابهي برخوردار است. با اينكه فضاي سايبر ابزارهاي متنوعي را جهت برقراري ارتباطات ايمن فراهم آورده، بر فرصتها و ابزارهاي تعرض به آن نيز افزوده است. حريم خصوصي افراد در فضاي سايبر را ميتوان در دو حوزه بررسي كرد: ۱. ارتباطات خصوصي يا غيرعمومي كه به اشكال مختلف مكتوب، صوت، تصوير يا حتي چندرسانهاي به صورت همزمان يا غيرهمزمان در سراسر جهان برقرار ميشوند؛ و ۲. پايگاههاي دادهاي (Databases) كه حاوي اطلاعات شخصي (Personal Informations)اند يا حتي اطلاعات شخصي حساس (Sensitive Personal Informations) افراد را نگهداري ميكنند و دسترس به آنها تقريباً با مشكلي مواجه نيست*. امروزه با وفور ابزارها و برنامههاي شنود و دستيابي به ارتباطات و همچنين در دسترس قرار داشتن پايگاههاي داده كه البته بخشي از آن به ناچار براي تحقق اهداف و برنامههاي دولت الكترونيك صورت ميگيرد، رعايت اين اصل در فضاي سايبر به مراتب مشكلتر از دنياي فيزيكي است. هـ . چالشهاي پيشگيري وضعي از جرائم سايبر با موازين حقوق بشر در اين گفتار، تدابير پيشگيرانهاي را كه راجع به جرائم سايبر معرفي شده بود، در تقابل با موازين حقوق بشر بررسي ميكنيم. ۱. تقابل پيشگيري وضعي از جرائم رايانهاي با آزادي بيان و جريان آزاد اطلاعات از آنجا كه اين دو اصل از لحاظ ماهيت تقريبا مشابه يكديگرند و حتي ميتوان آنها را لازم و ملزوم يكديگر برشمرد و چون تدابير پيشگيرانه از جرائم سايبر به يك شكل به آنها تعرض ميكنند، در اينجا با يكديگر بررسي خواهند شد. همانگونه كه اشاره شد، ماهيت آزادي بيان به گونهاي است كه بايد ديدگاهها و عقايد افراد بدون محدوديت در اختيار همگان قرار گيرد. اين مبنا كاملاً با آنچه فضاي سايبر فراهم ميآورد منطبق است و حتي زمينههاي شكوفايي آن به مراتب فراتر از آنچه تصور ميرفت به وجود آمده است. از سوي ديگر، تدابير محدودكننده يا سلبكننده دسترس، به ويژه فيلترينگ، مانع بزرگي در تحقق اين اصل محسوب ميشوند، زيرا از جريان آزاد اطلاعات جلوگيري ميكنند. دلايل مختلفي باعث ايجاد محدوديت از سوي اين ابزارها ميشود كه در اينجا به دو عامل مهم اشاره ميشود: الف. مراجع تدوينكننده فهرستها: معمولاً كساني مبادرت به تدوين فهرست فيلترها ميكنند كه درباره برخي موضوعات مانند مسائل مذهبي، اخلاقي يا سياسي تعصب دارند و ميكوشند از دسترس ديگران به سايتهايي كه مغاير با اعتقاداتشان است جلوگيري كنند. اما آنچه بيشتر به گستره اعمال اين محدوديتها دامن ميزند، گنجانيدن طيف وسيعي از موضوعات مشكوك يا به اصطلاح خاكستري در فهرستهاي سياه است. مراجع مذكور اين كار را براي تحقق هرچه بيشتر اهدافشان انجام ميدهند، فارغ از اينكه اين اقدام تا چه حد ميتواند از دسترس افراد به مطالب معتبر و مجاز جلوگيري نمايد. ب. كاركرد انطباقي: دومين مانع بزرگ، كاركرد انطباقي و نه هوشمندانه اين ابزارهاست. همانطور كه ميدانيم، اصطلاحات يا تصاوير مندرج در فهرستهاي سياه، تنها در متون يا محتواهاي غيرمجاز به كار نميروند و بسيار اتفاق ميافتد كه به لحاظ كاربرد آنها در محتواهاي مجاز، از دسترس به آنها جلوگيري ميشود. به عنوان مثال، با درج واژه sex در موتورهاي جستوجو كه يكي از واژگان پر بسامد در اينترنت است، فيلترها به سرعت فعال ميشوند، در حالي كه بسيار اتفاق ميافتد كه از آن واژه در متون معتبر علمي و ادبي نيز استفاده شود. اما جالب اينجاست كه چنانچه در فهرست فيلترها شقوق ديگر نگارش اين كلمه، نظير esx، درج نشده باشد، با وجود دارا بودن محتواي غيرمجاز، آن فيلترها فعال نخواهند شد و از دسترس به آنها جلوگيري نخواهند كرد. (Thornburgh, ۲۰۰۴: ۲۶۷) امروزه در بسياري از كشورها حفظ امنيت ملي، نظم، سلامت يا اخلاق عمومي و احترام به حقوق يا آزاديهاي اساسي ديگران، جزء مولفههايي است كه به رسميت شناخته شده و دولتها تلاش ميكنند از آنها به بهترين وجه پاسداري كنند. از سوي ديگر، فضاي سايبر جلوه ديگري به اين مفاهيم بخشيده و بايد مطابق با ويژگيهاي خاص آن برنامهريزي كرد. اگر تعداد بسيار كمي از گروههاي يك جامعه به فكر تهيه انواع ابزارهاي محدودكننده يا سلبكننده دسترس هستند، خيل عظيمي هم براي خنثا كردن آن ابزارها تلاش ميكنند و در ميان اين گروه ميتوان چهرههاي موجه بسياري نظير دانشجويان و دانشپژوهان را يافت كه براي احقاق حق خود، يعني بهرهبرداري علمي و سودمند از اين فضا، سعي ميكنند دست به كاري بزنند كه شايد غيرقانوني نيز تلقي شود. آنچه نبايد از نظر دور داشت اينكه در تمامي كشورها، حتي آنهايي كه خود را مهد مردمسالاري ميدانند، خط قرمزهايي وجود دارد. در كشوري مثل ايالات متحده يا كشورهاي اروپايي، از ابزارهايي نظير فيلترها به وفور استفاده ميشود، اما براي كاستن از مضرات آنها، سعي شده برنامهريزي مفصلي در زمينه مخاطبشناسي (كساني كه اين ابزارها براي آنها به كار ميرود)، شناسايي هرچه دقيقتر محتواهاي غيرمجاز و پرهيز از گنجانيدن موارد مشكوك به آنها و در نهايت بهرهگيري چندبعدي از اين ابزارها انجام شود. به عنوان مثال، در كنار فهرستهاي متني، از فهرستهاي تصويري يا ديگر شناسهها استفاده ميشود تا ضعف اين ابزارها به حداقل برسد. از جمله در ايالات متحده براي هر طيف و گروه سني از افراد جامعه، ابزار خاصي به كار ميرود. بنابراين، فيلتري كه در يك مدرسه براي كودكان به اجرا درميآيد، براي سيستمهاي رايانهاي دانشگاه به كار نميرود و در آنجا سعي ميشود از ابزارهاي كمتر محدودكننده استفاده شود تا در فعاليتهاي پژوهشي دانشجويان خللي وارد نشود. به نظر ميرسد با يك برنامهريزي صحيح و اقتباس از الگوهاي مفيدي كه اكنون در ديگر كشورها به اجرا درميآيد، علاوه بر حفظ ارزشهاي مورد قبول جامعه، ميتوان به گونهاي موثر از جرائم سايبر پيشگيري كرد. ۲. تقابل پيشگيري وضعي از جرائم رايانهاي با حريم خصوصي همانگونه كه اشاره شد، فضاي سايبر بر خلاف اصول گذشته، زمينههاي تهديد و تعرض به اين اصل را بيشتر كرده است. از آنجا كه اين اصل به حريم و خلوت افراد مربوط ميشود، نسبت به ديگر اصول بيشتر مورد توجه قرار گرفته و در اين زمينه قوانين و مقررات سخت و لازمالاجرايي به تصويب رسيده كه آنها را به اجمال بررسي خواهيم كرد. اما پيش از پرداختن به قوانين و مقررات حمايتي از حريم آنلاين افراد، به تاثير ابزارهاي پيشگيرانه از جرائم سايبر آن اشاره ميشود. به طور كلي، دو ابزار پيشگيرانه از چهار ابزار فوق، حريم الكترونيكي افراد را تهديد ميكنند: ۱. ابزارهاي نظارتي كه با توجه به توضيحاتي كه درباره آنها داده شد، ترديدي در تعرضآميز بودن آنها نيست. اين اقدام پيشگيرانه كه در عين حال بازدارنده نيز ميباشد، تاثيرات سوء مستقيم و غيرمستقيم بسياري بر فعاليتهاي شبكهاي ميگذارد. چنانچه در محيطي اين حس در مردم بيدار شود كه به دليل بياعتمادي به آنها، همواره تحت نظارت قرار دارند، اين امر به شدت در نحوه فعاليت آنها تاثير خواهد گذاشت. اكنون فعاليتهاي مختلف اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي بسيار متنوعي در فضاي سايبر جريان دارد كه تمامي آن به خاطر آزاد و عاري بودن اين فضا از هرگونه محدوديت است. اما چنانچه كاربران شبكهاي احساس كنند فعاليتهاي آنها تحت نظارت مستمر زنده يا غيرزنده قرار دارد، بيترديد در نحوه فعاليت خود تجديدنظر خواهند كرد كه اين خود به معناي ناكام ماندن اهدافي است كه از ظهور اين فضا دنبال ميشد. به هر حال، با اذعان به اينكه ضروري است براي مقابله با جرائم بسيار متنوع سايبر اقدامات نظارتي اعمال شود، اين نظارت بايد به نحوي باشد كه اعضاي اين فضا احساس نكنند به آنها به ديد مجرم نگريسته ميشود. دومين ابزاري كه البته به صورت غيرمستقيم حريم افراد را تهديد ميكند، سيستمهاي تاييد هويت است. در فضاي سايبر، براي اينكه به اشخاص اجازه ورود به محيطهاي خاصي داده شود، برخي اطلاعات كه شامل اطلاعات شخصي يا حتي اطلاعات شخصي حساس ميشود، از آنها اخذ ميگردد. نگرانياي كه در اينجا وجود دارد، راجع به امكان سوء استفاده متصديان اين سايتها از اين اطلاعات يا امكان افشاي آنها به دلايل مختلف، نظير فقدان يك سيستم امنيتي كارآمد جهت حفاظت از اين اطلاعات، است. (Kent, ۲۰۰۴: ۵۵) اين موضوع تا آن حد جدي تلقي شده كه براي حمايت از كودكاني كه چنين اطلاعاتي از آنان اخذ ميگردد، در سال ۱۹۹۹ در ايالات متحده قانون حمايت از حريم آنلاين كودكان (The Children's Online Privacy Protection Act) به تصويب رسيد. اما راجع به اسناد بينالمللي و منطقهاي درباره حمايت از اين اصل، ابتدا بايد به مادّه ۱۵ كنوانسيون جرائم سايبر اشاره كرد كه با رويكردي عام از دول عضو خواسته است قوانين و مقررات خود را براي حمايت از حقوق و آزاديهاي بشر كه در كنوانسيون شوراي اروپا، ميثاق بينالمللي حقوق مدني و سياسي و ديگر اسناد لازمالاجراي بينالمللي منعكس شده تصويب كنند و به اجرا درآورند. اين حاكي از توجه كامل واصفان اين كنوانسيون به رعايت موازين حقوق بشر در فضاي سايبر است. همچنين ميتوان به اسناد ۹۰/۳۱۳/EEC و ۲۰۰۱/۲۹/EC شوراي اروپا راجع به قواعد جامعه اطلاعاتي اشاره كرد. در حوزه حريم خصوصي، مراجع قانونگذاري اروپا پيش از اين دستورالعملهاي مختلفي براي حمايت از حريم الكترونيكي اشخاص به تصويب رساندهاند كه به طور فهرستوار به آنها اشاره ميگردد: ۱. كنوانسيون شوراي اروپا راجع به حمايت از اشخاص در برابر پردازش خودكار اطلاعات شخصي (۱۹۸۱) ؛ ۲. دستورالعمل اتحاديه اروپا راجع به حمايت از دادهها (۹۵/۴۶/EC)؛ ۳. دستورالعمل مخابرات اتحاديه اروپا براي حمايت از پردازش دادههاي شخصي و حريم افراد در حوزه مخابرات كه در آن مباحث مربوط به شبكههاي اطلاعرساني رايانهاي را هم مطرح كرده است (۹۷/۶۶/EC)؛ و ۴. دستورالعمل پارلمان و شوراي اروپا در خصوص پردازش دادههاي شخصي و حمايت از حريم ارتباطات الكترونيك (۲۰۰۲/۵۸/EC). اما در ايالات متحده، اولين قانون فدرال حمايت از حريم ارتباطات الكترونيك (Electronic Communication Privacy Act - ۱۸ USC ۲۷۰۱-۲۷۱۲)، در سال ۱۹۸۶ به تصويب رسيد. ويژگي بارز اين قانون اين بود كه بر خلاف اصلاحيه چهارم قانون اساسي، تمامي افراد مرتبط با حوزه ارتباطات الكترونيك، به ويژه ارائهدهندگان خدمات شبكهاي را تحت شمول خود قرار داده و براي نقض حريم افراد از سوي آنان، ضمانت اجراهاي كيفري و غيركيفري مقرر كرده است*. البته اين قانون استثناهايي را در اين زمينه برشمرده كه از جمله آنها ميتوان به مجاز بودن ارائهدهندگان خدمات در نقض حريم افراد براي حفاظت از اموال، حقوق و داراييهايشان اشاره كرد. همچنين قانون نحوه استفاده از ابزارهاي ثبتكننده و ردياب (Pen Register And Trap And Trace Devices Statute - ۱۸USC ۳۱۲۱-۳۱۲۷) ، راجع به نحوه شنود و نظارت مجريان قانون بر ارتباطات مخابراتي و الكترونيكي است. (USDOJ,۲۰۰۲: ۴) اما مهمترين نكتهاي كه بايد راجع به قوانين مصوب در ايالات متحده به آن اشاره كرد، مواردي است كه اين كشور پس از واقعه يازدهم سپتامبر در سال ۲۰۰۱ اعمال كرده است. كمتر از دو ماه از اين واقعه نگذشته بود كه قانون بسيار مفصلي تحت عنوان قانون پاتريوت (Patriot Act) * براي مبارزه با تروريسم و حفظ امنيت ملي به تصويب رسيد كه به موجب آن تمامي قوانين گذشته حمايت از حقوق بشر اصلاح شد و به مجريان قانون و ديگر اشخاص دست اندركار، نظير متصديان شبكهها، اجازه داده شد به حريم اشخاص، به ويژه حريم آنلاين آنها تعرض كنند. البته شايان ذكر است كه اين واقعه، خواسته يا ناخواسته، ديگر اهداف ايالات متحده را در خصوص فضاي سايبر تامين كرد (Cyber Democracy). پيشتر، اين كشور مدعي برقراري مردمسالاري و رعايت حقوق تمامي كشورها در اين فضا بود، اما با وقوع اين حادثه از ادعاي خود عدول نموده و حتي با دستاويز قرار دادن مبارزه با تروريسم و حفظ امنيت بينالملل، تدابير امنيتي شديدي (Cyber Security) را در مورد آن اعمال كرده است (United Nations, ۲۰۰۴: ۴۰). نتيجه با توجه به خسارات هنگفت و زيانباري كه جرائم سايبر بر جوامع تحميل ميكنند، لازم است تدبيري اساسي درباره آنها انديشيده شود. با اينكه در حال حاضر بسياري از كشورها سعي كردهاند با وضع قوانين كيفري جديد يا اصلاح قوانين پيشين خود، امكان تعقيب و پيگرد و مجازات مجرمان سايبر را فراهم آورند، اما اجراي اين قوانين با مشكلات عديدهاي مواجه بوده و همين امر باعث شده است بحث پيشگيري از جرائم سايبر اهميت ويژهاي يابد. (جلالي فراهاني، ۱۳۸۳: ۸۷) در اين ميان، از آنجا كه پيشگيري وضعي حتي در دنياي فيزيكي نيز ماهيتي فني دارد، در حوزه جرائم سايبر به طور خاص مورد توجه قرار گرفته است. البته بايد گفت اين اقدام با محدوديتهاي فراواني مواجه است كه ميتوان آن را از ابعاد مختلف بررسي كرد. اما به طور كلي، در عمل سه عامل مانع تحقق اهداف پيشگيري وضعي از اين جرائم ميشوند كه عبارتاند از: ۱. مجرمان سايبر، طيف خاصي از اشخاص را تشكيل ميدهند. گروهي از آنها كه از لحاظ تخصص و مهارت در سطح بالايي قرار دارند، واقعاً خطرناك هستند و متاسفانه تدابير پيشگيرانه در برابر آنها ياراي مقاومت ندارد. بنابراين، تنها انتظاري كه ميتوان داشت اين است كه تلاش شود از ارتكاب جرم افراد نيمهحرفهاي يا آماتور جلوگيري گردد يا زمينه بزهديدگي افراد كاهش يابد. ۲. متاسفانه فضاي سايبر با ويژگيهاي منحصر به فرد خود، في نفسه مانع تحقق اهداف پيشگيرانه وضعي است. در اين فضا انواع ابزارهاي ارتكاب جرائم سايبر در اختيار همگان قرار دارد و هركس ميتواند به فراخور تخصص و مهارت خود از آنها استفاده نمايد. انتقال سريع و بسيار ساده اطلاعات و تجربيات حاصل از ارتكاب جرائم سايبر نيز ميتواند مزيد بر علت محسوب شود. ۳. از آنجا كه اين تدابير صبغه فني دارند، چندان قابل اتكا نيستند، زيرا چندي نميگذرد كه ضعفها و نحوه دور زدن آنها در فضاي سايبر منتشر ميشود؛ كما اينكه در كشورمان آنان كه قصد خنثا كردن فيلترهاي شبكهاي را دارند، در عمل با مشكلي مواجه نيستند. علاوه بر اين محدوديتها، موانع حقوق بشري بسياري نيز سد راه تدابير پيشگيرانه وضعي قرار دارد. در اين مقاله سعي شد موانع حقوق بشري بررسي شود و در اين زمينه، سه اصل مهم آزادي بيان، جريان آزاد اطلاعات و حريم خصوصي انتخاب شد. در حال حاضر كمتر كشوري را ميتوان يافت كه در قانون اساسي يا قوانين عادي خود به اين اصول نپرداخته باشد. قانون اساسي كشور ما كه به حق يكي از مترقيترين قوانين اساسي دنياست، به اين اصول توجه ويژهاي داشته است. به عنوان مثال، اصل سوم قانون اساسي به بهترين وجه لزوم تحقق آزادي بيان و جريان آزاد اطلاعات را تبيين كرده و دولت را مكلف به اجراي آن كرده است: دولت جمهوري اسلاي ايران موظف است براي نيل به اهداف مذكور در اصل دوم، همه امكانات خود را براي امور زير به كار برد: .... ۲. بالا بردن سطح آگاهيهاي عمومي در همه زمينهها با استفاده صحيح از مطبوعات و رسانههاي گروهي و وسايل ديگر. ... ۴. تقويت روح بررسي و تتبع و ابتكار در تمام زمينههاي علمي، فني، فرهنگي و اسلامي از طريق تاسيس مراكز تحقيق و تشويق محققان... ۷. تامين آزاديهاي سياسي و اجتماعي در حدود قانون. ۸. مشاركت عامه مردم در تعيين سرنوشت سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي خويش. همچنين اصل نهم مقرر ميدارد: ... هيچ مقامي حق ندارد به نام حفظ استقلال و تماميت ارضي كشور، آزاديهاي مشروع را هرچند با وضع قوانين و مقررات سلب كند. البته در ديگر اصول قانون اساسي نيز به اين مهم اشاره شده كه مجال پرداختن به آنها نيست. اما راجع به حريم خصوصي نيز ميتوان به اصول ۲۲ و ۲۵ اشاره كرد. اصل ۲۲ مقرر ميدارد: حيثيت، جان، مال، حقوق، مسكن و شغل اشخاص از تعرض مصون است، مگر در مواردي كه قانون تجويز ميكند. همانگونه كه ملاحظه ميشود، مضمون اين اصل مشابه اصول پيشبيني شده در اعلاميه جهاني حقوق بشر و ميثاق است. همچنين اصل ۲۵ مقرر ميدارد: بازرسي و نرساندن نامهها، ضبط و فاش كردن مكالمات تلفني، افشاي مخابرات تلگرافي و تلكس، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها، استراق سمع و هرگونه تجسس ممنوع است، مگر به حكم قانون. بيترديد قيد ابزارهاي ارتباطي در اين اصل جنبه تمثيلي دارد و الا آنچه منظور واضعان قانون اساسي بوده، رعايت حريم خصوصي افراد است و ظرف و ابزار در اينجا اهميتي ندارد. ناگفته پيداست مفاد پيشبيني شده در قانون اساسي، در كنار اسناد بينالمللي كه كشورمان به آنها متعهد شده (نظير ميثاق) و به موجب مادّه ۹ قانون مدني در حكم قانون عادي محسوب ميشوند، همگي بر لزوم رعايت هرچه دقيقتر اين اصول تاكيد دارند. حال بايد ديد با توجه به محدوديتهاي پيشگيري وضعي از جرائم سايبر از يك سو و ضرورت به كارگيري آنها از سوي ديگر، در كنار لزوم رعايت موازين حقوق بشر، چه تدبيري بايد انديشيد. بديهي است نميتوان از كنار گذاشتن اين اقدامات سخن گفت، زيرا همانگونه كه گفته شد، اكنون ضرورت اتخاذ آنها تا حدي محرز گرديده كه در كشورهايي كه خود را مهد دموكراسي ميدانند و به طور مستمر براي حفظ موازين حقوق بشر قوانيني را تصويب ميكنند، اين ابزارها در سطح گستردهاي به كار ميروند. بنابراين، گره كار در جاي ديگري است. شايد بررسي يك مثال ملموس، ماهيت اين قضيه را روشنتر نمايد. همانطور كه ميدانيم، مجازات حبس نه تنها در جامعه ما كه در بسياري جوامع يكي از متداولترين كيفرهاست. همچنين همه ما كم و بيش با هزينهها و آثار سوء آن آشنايي داريم. در وصف زندان همين بس كه آن را دانشگاه مجرمان ميدانند و به نظر ميرسد آسيبي بالاتر از آن نميتوان برشمرد. به همين دليل، در دهههاي اخير با انجام تحقيقات و مطالعات گسترده، ضمانت اجراهاي جايگزيني مطرح شده كه مجازاتهاي جايگزين حبس يا مجازاتهاي اجتماعي ناميده ميشود*. حتي در نحوه اجراي مجازات حبس نيز تحولات شگرفي به وجود آمده كه از آن جمله ميتوان به آزادي مشروط، تعليق مراقبتي، حبسهاي خانگي، حبسهاي آخر هفته و... اشاره كرد. بديهي است تمامي اين تحولات براي به حداقل رساندن آسيبها و آثار سوء مجازات، در عين حفظ آن، است و تاكنون در هيچ كشوري مشاهده نشده مجازات از صفحه قوانين كيفري حذف گردد. غرض از بيان اين مثال اشاره به اين نكته بود كه ماهيت فضاي سايبر به گونهاي است كه پيشگيري وضعي يكي از تدابير ناگريز و لازمالاجرا محسوب ميشود. حتي در دنياي فيزيكي نيز اين سخن صادق است، زيرا تنها گزينهاي است كه ميتواند دو ضلع مثلث جرم، يعني فرصت و ابزار ارتكاب جرم را هدف قرار دهد. بنابراين، بايد يك راه حل بينابين اتخاذ شود كه به موجب آن ضوابطي كه تدوين ميگردد، بر اساس قواعد و مقررات حقوقي و همچنين ملاحظات حاكم بر فضاي سايبر باشند تا علاوه بر صيانت از امنيت ملي و نظم، سلامت يا اخلاق عمومي، به ديگر موازين حقوق بشر، يعني آزادي بيان، جريان آزاد اطلاعات و حريم خصوصي نيز خدشهاي وارد نگردد. بيترديد مراجعه به تجارب ديگر كشورها با رعايت شرايط خاص كشورمان، چنانچه بر پايه ديدگاههاي واقعگرايانه حقوقي ـ فني باشد، ميتواند نتايج مطلوبي را پديد آورد. كتابنامه ۱. ابراهيمي، شهرام، پيشگيري از جرم، ۱۳۸۳. ۲. انزالي، اميراسعد، كامپيوترهاي امروزي، مجتمع فني تهران، ۱۳۷۴. ۳. بستهنگار، محمد، حقوق بشر از منظر انديشمندان، شركت سهامي انتشار، ۱۳۸۰. ۴. جلالي فراهاني، اميرحسين، «پولشويي الكترونيكي»، فصلنامه فقه و حقوق، شماره ۴، ۱۳۸۴. ۵. جلالي فراهاني، اميرحسين، «پيشگيري از جرائم رايانهاي»، مجله حقوقي دادگستري، شماره ۴۷، ۱۳۸۳. ۶. حسنبيگي، ابراهيم، «آسيبشناسي شبكه جهاني اطلاعرساني اينترنت و ارائه راهبردهاي مناسب جهت مقابله با تهديدها از ديدگاه امنيت ملي با تاكيد بر جنبههاي حقوقي و فني»، پاياننامه دكتري، دانشگاه عالي دفاع ملي، ۱۳۸۲. ۷. حسيني، بيژن، «جرائم اينترنتي عليه اطفال و زمينههاي جرمشناسي آن»، پاياننامه مقطع كارشناسي ارشد، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد علوم و تحقيقات، ۱۳۸۲. ۸. دزياني، محمد حسن، جرائم كامپيوتري، جلد اول، دبيرخانه شوراي عالي انفورماتيك، ۱۳۷۶. ۹. دزياني، محمدحسن، «شروع جرائم كامپيوتري- سايبري»، خبرنامه انفورماتيك، شماره ۹۳، ۱۳۸۴. ۱۰. دزياني، محمدحسن، «مقدمهاي بر ماهيت و تقسيمبندي تئوريك جرائم كامپيوتري (سايبري)»، خبرنامه انفورماتيك، شماره ۸۷، ۱۳۸۳. ۱۱. صفاري، علي، «مباني نظري پيشگيري وضعي»، مجله تحقيقات حقوقي، شماره ۳۴-۳۳، ۱۳۸۰. ۱۲. كوليور، ساندرا و ديگران، آقايي، علي اكبر (مترجم)، «آزادي، حق و امنيت»، فصلنامه مطالعات راهبردي، شماره ۴۹، ۱۳۷۹. ۱۳. نجفي ابرندآبادي، علي حسين، تقريرات درس جرمشناسي (پيشگيري)، دوره كارشناسي ارشد حقوق كيفري و جرمشناسي، تنظيمي مهدي سيدزاده، نيمسال دوم تحصيلي ۸۲-۱۳۸۱. ۱۴. نجفي ابرندآبادي، علي حسين، تقريرات درس جرمشناسي، دوره كارشناسي ارشد حقوق كيفري و جرمشناسي، تنظيمي رضا فاني، نيمسال اول تحصيلي ۸۳-۱۳۸۲. ۱۵. نجفي ابرندآبادي، عليحسين، «پيشگيري عادلانه از جرم»، علوم جنايي، مجموعه مقالات در تجليل از استاد آشوري، انتشارات سمت، ۱۳۸۳. ۱۶. نمكدوست تهراني، حسن، اصول ژوهانسبورگ: امنيت ملي، آزادي بيان و دسترسي به اطلاعات، از سايت ايران و جامعه اطلاعاتي، مركز پژوهشهاي ارتباطات، ۱۳۸۴. ۱۷. نيازپور، اميرحسن، «پيشگيري از بزهكاري در قانون اساسي و لايحه پيشگيري از وقوع جرم»، مجله حقوقي دادگستري، شماره ۴۵، ۱۳۸۲. ۱۸. Board on Children, Youth and Families, Technical, Business and Legal Dimensions of Protecting Children from Pornography on the Internet, National Academy Press, ۲۰۰۴. ۱۹. Casey, Eoghan, Digital Evidence and Computer Crime, Academic Press, ۲۰۰۱. ۲۰. Department of Economic and Social Affairs, Internet Governance: A Grand Collaboration, ۲۰۰۴. ۲۱. Department of Justice of the United States, Searching and Seizing Computers and Obtaining Electronic Evidence in Criminal Investigations, ۲۰۰۲. ۲۲. Graham J. H. Smith, Internet Law And Regulation, Sweet & Maxwell, ۲۰۰۲. ۲۳. ITU, Declaration of Principles, Document WSIS-۰۳/GENEVEA/DOC/۴-E, ۱۲ December ۲۰۰۳. ۲۴. Shinder, Debra Littlejohn, Scene of the Cyber Crime, Computer Forensics Hand Book; Syngress Publication, ۲۰۰۲. ۲۵. Sieber,u. Computer Crime and Criminal Information Law- New Trends in the International Risk and Information Society, ۱۹۹۵. ۲۶. T. Kent, Stephen and I. Millett Lynette, Who Goes There? Authentication Through the Lens of Privacy, National Academy Press, ۲۰۰۴. ۲۷. Thornburgh, Dick & s. Lin Herbert, Editors, Youth, Pornography and The Internet, National Academy Press, ۲۰۰۴. ۲۸. Transparency International, Global Corruption Report; Special Focus: Access to Information, ۲۰۰۳. ۲۹. United Nations, International Review of Criminal Policy- United Nations Manual on the Prevention and Control of Computer-Related Crime, Nos. ۴۳ and ۴۴. بالا فهرست اصلي |
*English
Lawyer Search < Francias* *كانون جهاني (IBA) اتحاديه كانونها *مصوبات *مجمع عمومي * شوراي اجرائي *كميسيونانفورماتيك كانونهاي وكلا *مركز *فارس *آذربايجان شرقي *آذربايجان غربي *اصفهان *مازندران *خراسان *گيلان *قزوين *كرمانشاه و ايلام *خوزستان و لرستان *همدان *قم *كردستان *گلستان *اردبيل *مركزي *بوشهر *زنجان امور وكلا و كارآموزان *فهرست اسامي *مصوبات كانون *كميسيون حقوقي *كارآموزي و اختبار *آزمون وكالت *نظرات وكلا پيشنويسلايحهوكالت *كتابخانه *مقالات حقوقي *مجله حقوقي *نشريه داخلي منابع حقوقي *بانك قوانين *آراء قضائي *نظرات مشورتي *لوايح و اوراق *مراجع رسيدگي *پرسش و پاسخ سايتهاياطلاعرساني *حقوقي و داخلي *حقوقي خارجي | |||||
|
All Rights Reserved. © 2003 Iranian Bar Associations Union No. 3, Zagros St., Argentina Sq., Tehran, Iran Phone: +98 21 8887167-9 Fax: +98 21 8771340 Site was technically designed & developed by Nima Norouzi | ||||||